گروه تفسیر جنگ خبرگزاری تسنیم (روز 31 - گزارش شماره 171): آمریکا جنگ را با ما در دو حوزه نیروی دریایی و نیروی هوایی آغاز کرد و نیروی زمینی خود را وارد میدان نکرد. ما نیز متقابلاً در همین دو عرصه با آمریکا درگیر شدیم؛ یعنی نیروی هوافضا و نیروی دریایی جمهوری اسلامی مستقیماً وارد عملیات شدند. اگر توازن قوا را بهصورت عددی و بر مبنای شاخصهای متعارف بررسی کنیم، روشن است که آمریکا چه از نظر فناوری، چه از نظر تعداد تجهیزات و چه از نظر کیفیت و کمیت، دست برتر را دارد. بودجه نظامی ارتش آمریکا حدود 996 میلیارد دلار است، در حالی که بودجه نظامی ما در حدود 10 میلیارد دلار برآورد میشود. با این حال، همین که نیروی دریایی، موشکی و پهپادی ایران توانستند در برابر آمریکا ایستادگی کنند، از این پس پرسشهای مهمی را در محافل نظامی جهان ایجاد خواهد کرد.
.
واقعیت آن است که راهبرد و دکترین نظامی ایران بر رزم ناهمتراز و جنگ نامتقارن بنا شده است؛ زیرا سطح فناوری، حجم تجهیزات و پشتوانه اقتصادی و سیاسی طرف مقابل بهمراتب بالاتر از ماست. در چنین شرایطی، هر کشوری ناچار است دکترین رزمیای را برگزیند که با حداقل امکانات، حداکثر ضربه را به دشمن وارد کند. تمرکز ایران در حوزه هوایی بر موشک و پهپاد، بهجای اتکای صرف به جنگنده، دقیقاً از همین منطق ناشی میشود.
به نظر میرسد از این پس، بسیاری از ارتشهای جهان، بهویژه رقبای آمریکا، با نگاه تازهای به توان نظامی ایالات متحده خواهند نگریست. آن تصویری که از ارتش آمریکا بهعنوان نیرویی شکستناپذیر ساخته شده بود، بهتدریج در حال فروریختن است. وقتی آمریکا در مواجهه با کشوری مانند ایران، آن هم در شرایطی که ایران تازه از یک جنگ فراغت یافته و بسیاری از فرماندهانش در همان روزهای نخست ترور و شهید شدهاند، نمیتواند به اهداف خود برسد؛ وقتی حتی قادر نیست محدودهای کوچک اما راهبردی مانند تنگه هرمز را بهطور کامل در اختیار بگیرد؛ و وقتی هر بار برای عملیات اقدام میکند، ایران پیشاپیش دست او را میخواند و با اقدام پیشدستانه ابتکار عمل را از او میگیرد، طبعاً این پرسش جدی مطرح میشود که آمریکا در برابر قدرتهای بزرگتر و مدرنتری مانند چین و روسیه با چه دشواریهایی مواجه خواهد شد.
حتی میتوان گفت کشورهایی مانند کره شمالی نیز از این پس با نگاه متفاوتی به آمریکا خواهند نگریست. کره شمالی کشوری با جغرافیای محدودتر و منابع کمتر است، اما در حوزه موشکی، بهویژه در بخش موشکهای بالستیک، توان قابلتوجهی دارد. طبیعی است که از این پس محاسبات چنین بازیگرانی در قبال آمریکا تغییر کند و نوع مواجههشان با واشنگتن شکل دیگری به خود بگیرد.
در مورد رژیم صهیونیستی نیز همین مسئله صادق است. اکنون در محافل داخلی این رژیم زمزمههایی شنیده میشود که میپرسند: مگر به ما گفته نشده بود حزبالله نابود شده و تا سالها دیگر توان اجرای عملیات ندارد؟ پس چگونه همان حزبالله، امروز قدرتمندتر از گذشته بازگشته و با شدت بیشتری دست به عملیات میزند؟ اینها نشانه آن است که نهتنها بازدارندگی آمریکا، بلکه اعتبار برآوردهای راهبردی متحدانش نیز بهطور جدی زیر سؤال رفته است.
انتهای پیام/