فتحالله کلانتری، کارشناس مسائل راهبردی غرب آسیا در گفتوگو با خبرنگار تسنیم در کرمانشاه، اظهار کرد: استان کرمانشاه از زمان جنگ جهانی دوم تاکنون هم تنگه اُحُد ایران است و هم پادگان نظامی کشور. از جنگ جهانی دوم، زمانی که انگلیسیها از قصرشیرین وارد شده و کرمانشاه را اشغال کردند، تا دوران جنگ تحمیلی و همچنین اتفاقات سال 1358 و حضور گروههای منافق و معاند؛ گروههایی که برای نجات کردستان از خطر سقوط اعزام شدند، عمدتاً از جوانان کرمانشاهی تشکیل شده بود.
وی عنوان کرد: بعد از آغاز جنگ تحمیلی نیز استان کرمانشاه پیونددهنده خط مقدم با مناطق پشتجبهه و بخش مهم مواصلاتی و پشتیبانی جنگ بود. این استان با همه ظرفیت و امکانات خود در خدمت جبهه و جنگ قرار داشت. مردم استان نیز رفتارهایی شریف داشتند؛ به تعبیر رهبری برای نظام استخوان خرد کردند.
این کارشناس مسائل راهبردی غرب آسیا افزود: در آن دوران بودجهای که باید صرف زیرساختها و امور عمرانی میشد، در مسیر تبلیغات جنگ و هزینههای مربوط به آن استفاده میشد و استان در طول هشت سال جنگ به پادگان نظامی تبدیل شده بود.
کلانتری بیان کرد: در وقایع سال 1401 نیز، بر اساس مطالعه و مستندات موجود، یکی از محورهایی که گروههای معاند برای ورود و آغاز اقدامات خود برنامهریزی کرده بودند، محور کرمانشاه بود. اما نیروهای زمینی سپاه با اقتدار، پیش از هر اقدامی به این گروهها حمله کرده و ساختار و آمادگی آنها را کاملاً متلاشی کردند.
وی گفت: در جنگ اخیر نیز یکی از دغدغههای اصلی، احتمال ورود گروههای معاند از محور استان کرمانشاه بود. به همین دلیل میگوییم کرمانشاه تنگه اُحُد است. ما یک تنگه هرمز داریم که نیروهای مسلح با اقتدار از آن حفاظت میکنند و یک تنگه احد داریم که در کف خیابانهاست.
این کارشناس مسائل راهبردی غرب آسیا عنوان کرد: میخواهم به مردم کرمانشاه بگویم که تنگه اُحُد را رها نکنید. استان کرمانشاه بهطور خاص به عنوان تنگه اُحُد شناخته میشود، زیرا باید همواره مرزبان باشد. الحمدالله در این مدت نیز حضور حماسی و خیبری مردم استان را شاهد بودیم. همچنین از استاندار و مدیران ارشد استان تشکر میکنیم که در این شرایط جنگی، استان بهروز بود و خدماترسانی مستمر، با وجود مشکلات مالی، ادامه داشت.
کلانتری گفت: در این مدت حتی یک ساعت هم شاهد قطعی آب، برق و گاز نبودیم و امنیت در استان جاری، ساری و کاملاً محسوس است.
وی با بیان اینکه این جنگ را باید به سه مقطع 10 روزه تقسیم کرد عنوان کرد: تابآوری ارتش آمریکا یک ماه و ارتش رژیم صهیونیستی 10 روز است. برنامهریزی آنها براساس یک خطای محاسباتی برای یک هفته انجام شده بود.
این کارشناس مسائل راهبردی غرب آسیا با بیان اینکه دشمنان سه خطای محاسباتی داشتند گفت: نخستین خطا درباره توان موشکی ایران بود. برداشتشان این بود که در جنگ 12 روزه به توان موشکی ایران آنقدر آسیب زدهاند که امکان پرتابههای مجدد وجود نخواهد داشت. اما مشاهده شد که جمهوری اسلامی ایران در فاصله جنگ 12 روزه تاکنون، دکترین دفاعی خود را دچار دگردیسی و بازمهندسی کرده و آن را از «ثابت پایه» به «متحرک و تهاجمپایه» تغییر داده است؛ تغییری که سردرگمی جدی برای دشمن ایجاد کرد.
کلانتری گفت: خطای محاسباتی دوم مربوط به توان پدافندی بود. تصور میکردند پدافند ایران همانند جنگ 12 روزه عمل خواهد کرد، اما در این فاصله سیستم پدافندی به حدی تقویت شد که چندین جنگنده و پهپاد دشمن هدف قرار گرفت.
وی افزود: خطای محاسباتی سوم دشمن، مربوط به مردم بود. فکر میکردند معاندان به کف خیابان خواهند آمد و اغتشاشات دیماه بار دیگر تکرار خواهد شد.
این کارشناس مسائل راهبردی غرب آسیا بیان کرد: براساس این سه خطای محاسباتی، طرح آنها یک هفتهای بود. هفته اول، عملیاتهای برقآسا و بر پایه دکترین «موازنه وحشت» اجرا شد. در همان هفته نخست، با وجود آسیبهای تاکتیکی و بمباران برخی نقاط، در هفته دوم ورق برگشت و تابآوری جمهوری اسلامی ایران بهتدریج افزایش یافت؛ هم تابآوری عملیاتی نیروهای مسلح و هم تابآوری اجتماعی مردم.
این کارشناس مسائل راهبردی غرب آسیا عنوان کرد: مردم همچنان در کف خیابان حضور داشتند و تابآوری رسانهها نیز قابلمقایسه با جنگ 12 روزه نبود. روایتهای رسانهای حماسههای قابلتوجهی خلق کردند و این عوامل، یک مثلث استراتژیک ساخت که ورق جنگ را برگرداند.
کلانتری گفت: در هفته سوم، جنگ وارد فاز «پادشکنندگی» شد؛ مرحلهای فراتر از تابآوری که در آن کمر دشمن شکسته میشود. به همین دلیل بود که سردار موسوی اعلام کرد آسمان سرزمینهای اشغالی در کنترل ماست؛ اعلامی که شعار نبود و همه آن را مشاهده کردند.
وی افزود: در مرحله پادشکنندگی دو وضعیت محتمل است: یا جنگ وارد فاز فرسایشی میشود یا طرفین بهسمت آتشبس و توقف عملیات میروند. ارتش آمریکا اساساً توان و تابآوری جنگ فرسایشی را ندارد و در دکترین آن نیز چنین چیزی پیشبینی نشده است. در آخرین سند نظامی این کشور که مربوط به سال 2026 است، صراحتاً آمده که آمریکا نباید وارد هیچ جنگ فرسایشی شود. بنابراین توان ورود به چنین مرحلهای را ندارد. به همین دلیل ترامپ ابتدا ضربالاجل 48 ساعته، بعد از آن پنج روزه و بعد هم 10 روزه اعلام کرد. اکنون نیز در حال واسطهتراشی از طریق پاکستان، مصر و ترکیه برای آتشبس هستند.
این کارشناس مسائل راهبردی غرب آسیا افزود: اما جمهوری اسلامی چون در موضع برتر قرار گرفته، آتشبس را مطلقاً نمیپذیرد مگر اینکه خطوط قرمز از جمله پرداخت غرامت جنگ، خروج دائمی آمریکا از منطقه، رفع تحریمها، حذف موضوع غنیسازی صفر درصد از دستور کار، حذف مطالبه کوتاهسازی برد موشکها رعایت شود.
کلانتری عنوان کرد: دیپلماسی و پنجره جنگ هر دو باز هستند، اما در حال حاضر پنجره جنگ گشوده شده و دیپلماسی در آن نقشی ندارد، مگر آنکه تمام خواستههای ما را برآورده کنند.
وی با بیان اینکه ما جنگ را به دو فاز تقسیم کردیم گفت: فاز اول استفاده از موشکهای قدیمی و منسوخ با هدف ایجاد خطای محاسباتی در دشمن و این تصور که توان موشکی ما در همین سطح باقی مانده است.
این کارشناس کرمانشاهی افزود: در فاز دوم بر اساس اصل «هزینه-منفعت» و «اقتصاد دفاعی»، به دنبال آسیب رساندن به پدافند دشمن و درگیر کردن شدید آنها بودیم. هزینه شلیک یک پهپاد برای ما 25 هزار دلار است، در حالی که شلیک یک موشک کروز برای آنها 4 میلیون دلار و شلیک با سامانه «تاد» 30 میلیون دلار هزینه دارد. با این شرایط، پدافند آنها را گیج و درگیر کردهایم.
کلانتری بیان کرد: اینکه چرا حجم پرتابهای ما در روزهای ابتدایی زیاد بود و اکنون کاهش یافته، به دلیل کیفیسازی صورت گرفته است. اکنون موشکهای شلیکشده، رادارگریز، نقطهزن، با کلاهک جنگی یک تنی و به صورت بارشی و خوشهای شلیک میشوند که حجم تخریب و تلفات بسیار بالایی دارند. همین امر باعث شده تا دشمن به فکر گدایی آتشبس بیفتد.
وی گفت: علاوه بر این، ما جنگ را از حوزه نظامی صرف خارج کرده و برای اولین بار آن را به یک دستاورد راهبردی و اقتصادی تبدیل کردیم. از مزیت ژئوپلیتیکی تنگه هرمز استفاده کرده و اکنون این گلوگاه حیاتی در کنترل هوشمند جمهوری اسلامی ایران قرار گرفته است. این کارشناس افزود: این موضوع آسیب جدی به آمریکاییها وارد کرد و باعث ایجاد یک پیوند استراتژیک بین کنترل تنگه هرمز و حمله به داراییها و منافع استراتژیک آمریکا در منطقه شد. در نتیجه، کشورهای منطقه که به آمریکا پایگاه داده بودند، پشیمان شدند و آسیب بزرگی به منافع آمریکا وارد آمد.
کلانتری عنوان کرد: بزرگترین دستاورد این جنگ این خواهد بود که کشورهای عربی منطقه مجبور هستند روابط خود را با آمریکا بازتعریف کنند، زیرا آمریکا هیچ حمایتی از آنها نکرد. مشاهده کردید که ما به هیچ وجه مناطق مسکونی یا پایگاهها و داراییهای کشورهای منطقه را هدف قرار ندادیم و صرفاً منافع استراتژیک آمریکا را مورد حمله قرار دادیم. البته جنگ ماهیت گستردهای دارد و ممکن است ترکشهایی به اطراف اصابت کند؛ این در حالی است که ما خطوط قرمز خود را رعایت کرده و به همسایگان خود آسیبی نرساندهایم. اما اشتباهات آنها منجر به این وضعیت شده است.
وی گفت: مطمئناً پس از این جنگ، موازنه امنیتی منطقه با محوریت جمهوری اسلامی ایران بازتعریف و بازمهندسی خواهد شد. امنیت منطقهای خوداتکا و چندجانبه با مشارکت کشورهای منطقه و محوریت ایران ایجاد خواهد شد و آمریکا برای همیشه مجبور به ترک پایگاههای خود در خاورمیانه و غرب آسیا خواهد شد. این کارشناس مسائل راهبردی غرب آسیا افزود: در کنار آن، کنترل هوشمند تنگه هرمز تا ابد در اختیار جمهوری اسلامی ایران باقی خواهد ماند. این مثلث استراتژیک طلایی شامل تنگه هرمز، خلیج فارس و بابالمندب، کاملاً تحت کنترل هوشمند ایران قرار خواهد گرفت و بزرگترین مزیت ژئوپلیتیکی و آورده اقتصادی را برای ایران به ارمغان خواهد آورد.
کلانتری بیان کرد: آمریکا چنان تحت فشار قرار گرفته است که با یک دست موشک شلیک میکند و با دست دیگر تحریمهای نفتی را برداشته است. این جنگ برای ما آورده اقتصادی داشته و اکنون روزانه بین 1.5 تا 2 میلیون بشکه نفت، هر بشکه به قیمت 120 دلار فروخته میشود. این میزان فروش، آسیبهای جنگ و عقبافتادگیهای گذشته را جبران میکند.
وی گفت: در واقع ما پیش از این به دلیل تحریمها، نفت را با قیمت شناور در دریا و تخفیف 47 دلاری میفروختیم، اما اکنون با قیمت 120 دلار خریدار وجود دارد و حتی التماس میکنند. بنابراین، ما در این جنگ دچار آسیبهای تاکتیکی شدیم که در کمترین زمان بازسازی خواهد شد و به همان اندازه و حتی بیشتر به طرف مقابل آسیب زدیم. اینگونه نیست که آسیبها یکطرفه باشد، اما سانسور و پروپاگاندای رسانهای دشمن مانع انتشار حقایق میشود. در مقابل، در کشور ما تشییع جنازه رسمی برگزار میکنیم، آمار رسمی اعلام میکنیم و صدا و سیما نیز تصویربرداری میکند.
این کارشناس مسائل راهبردی غرب آسیا افزود: در نهایت، این جنگ نیز همانند تمام جنگها به پایان خواهد رسید، اما دستاوردهای اقتصادی قابل توجهی برای جمهوری اسلامی ایران و در مقابل، زیان و خسران سنگینی برای آمریکا و کشورهای منطقه به همراه داشته است.
کلانتری عنوان کرد: یک پارادوکس بلندمدت بین نتانیاهو و ترامپ وجود دارد؛ نتانیاهو به شدت به دنبال فرسایشی شدن جنگ با حضور آمریکا و ناتو است، اما ترامپ و تیم همراه او نگران هستند. اینها اکنون با ناتو درگیرند و معتقدند کشورهای اروپایی با عدم ورود به جنگ خیانت کردهاند.
وی گفت: به نظر من، ناتو از نظر نظامی در جنگ حضور دارد و تمام ظرفیتهای آن در اختیار آمریکا و اسرائیل قرار گرفته است؛ تنها حضور سیاسی ندارند. دلیل آن این است که اروپا میخواهد روابط خود را با ایران حفظ کند، بهویژه اکنون که روسیه به اتحادیه اروپا نفت نمیفروشد و آنها به ایران نیاز دارند.
این کارشناس کرمانشاهی افزود: کشورهای منطقه فقط حضور سیاسی ندارند، وگرنه از نظر نظامی تمام پایگاههایشان در اختیار دشمن قرار دارد. ما اکنون با آمریکا، اسرائیل، ناتو و کشورهای منطقه در حال جنگ هستیم؛ در واقع امروز با 48 کشور میجنگیم. این بالاترین اقتدار برای جمهوری اسلامی ایران است و ایران میداندار این جنگ است.
کلانتری بیان کرد: برای تمام دنیا این سوال ایجاد شده که ایران چگونه مقاومت میکند. این جنگ باید حداکثر یک هفته طول میکشید، اما اکنون در آستانه یک ماهگی است و ایران به هیچ عنوان چراغ سبزی برای مذاکره نشان نداده است، در حالی که آنها کاملاً به دنبال آتشبس و مذاکره هستند.
وی گفت: آمریکاییها در این جنگ دو راه بیشتر ندارند؛ یا وارد مرحله فرسایشی شوند یا وارد مرحله مذاکره. آمریکا در هر دو صورت بازنده است. اگر وارد مرحله فرسایشی شود، ارتش آمریکا توان جنگ فرسایشی را ندارد و اگر وارد مذاکره شود، باید طرفدار حق و حقوق ایران باشد، غرامت را بپردازد، تضمین جهانی مبنی بر عدم طمع آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران ایجاد شود و تحریمها حذف شوند.
این کارشناس کرمانشاهی افزود: در هر صورت، نتیجه این جنگ برای ما تبدیل به یک دستاورد سیاسی برای جمهوری اسلامی شده و برای طرف مقابل، یک زحمت و شکست سنگین است. مهمتر از همه، طرح صلح ابراهیم و عادیسازی روابط کشورهای همسایه با رژیم صهیونیستی نیز به بنبست خواهد رسید. نتانیاهو به دنبال طرح «نیل تا فرات» بود، اما امروز طرح عادیسازی روابط هم خسارتهایی است که به رژیم صهیونیستی وارد شده و انشاءالله به زبالهدان تاریخ خواهد پیوست.
کلانتری افزود: با این تحولات، قرار همکاریهای منطقهای کشورهای عربی با جمهوری اسلامی آغاز خواهد شد و آنها باید آمریکا را کنار بگذارند و در محور جمهوری اسلامی ایران قرار گیرند.
انتهای پیام/