به گزارش خبرگزاری تسنیم از قزوین، علیاکبر محمدی، فعال اجتماعی در یادداشتی نوشت: در جهان امروز، رسانه دیگر تنها یک ابزار برای انتقال خبر نیست؛ بلکه به سلاحی راهبردی و در مواردی قدرتمندتر از تجهیزات نظامی تبدیل شده است. در میدانهای نبرد معاصر، پیروزی نظامی بدون پوشش رسانهای هوشمندانه، ناقص و حتی بیثمر خواهد بود. رسانه این قابلیت را دارد که احساس پیروزی را به یک لشکر شکست خورده بازگرداند و یا برعکس، روحیه یک ارتش منسجم را متلاشی کند. این همان وجه دوگانه و «شمشیر دولبه» بودن رسانه در عصر کنونی است.
جنگ امروز، تنها در میدان فیزیکی خلاصه نمیشود. همزمان با تحرکات نظامی، جنگ روانی و شناختی با شدتی مضاعف در فضای رسانهای دنبال میشود. این جنگ از پیش از شلیک نخستین گلوله آغاز میگردد و دستکم دو هدف اساسی را دنبال میکند: نخست، آمادهسازی افکار عمومی داخل کشور برای همراهی و حمایت از جنگ، و دوم، تضعیف روحیه طرف مقابل به گونهای که پیش از هر اقدام عملی، زمینه شکست او فراهم شود. در چنین فضایی، دادههای منتشرشده در شبکههای اجتماعی و رسانههای نوین به منبعی حیاتی برای تحلیلگران نظامی تبدیل میشود.
تجربه نشان داده است که انتشار عکس و فیلم از محلهای برخورد موشکها یا بمبها، حتی توسط شهروندان عادی، میتواند به تکمیل بانک اهداف دشمن و ارزیابی دقیق میزان موفقیت حملات او منجر شود. اینجاست که توصیههای مکرر مبنی بر عدم انتشار تصاویر از مناطق عملیاتی، نه یک توصیه امنیتی ساده، بلکه یک الزام راهبردی برای جلوگیری از تکمیل پازل اطلاعاتی دشمن تلقی میشود.
اما نقش رسانه فراتر از کمک به دشمن است؛ آنچه در داخل کشور اتفاق میافتد نیز به همان اندازه حائز اهمیت است. رسانهها با روایت سازی خود میتوانند اضطراب و ترس را به جامعه تزریق کنند یا برعکس، موجی از امید و اعتماد به نفس را در میان مردم ایجاد نمایند. از همین رو، دسترسی به اخبار معتبر و مدیریت محتوای بحرانزا از وظایف کلیدی در زمان نبرد است. تکنیکهای جنگ روانی مدرن، مانند انتشار تدریجی شایعه، ایجاد ترندهای ترسناک یا پخش تصاویر تحریفشده، با هدف کنترل ذهن مخاطب طراحی میشوند. قرار گرفتن مداوم در معرض چنین محتوایی میتواند عوارض عمیقی مانند اضطراب مزمن، بیاعتمادی عمومی و حتی ناامیدی اجتماعی را به دنبال داشته باشد.
علاوه بر این، پوشش رسانهای در بحرانها میتواند تأثیر مستقیمی بر رفتار جمعی داشته باشد. شدتگیری اخبار منفی گاه به شکلگیری صفهای طولانی خرید، احتکار، کوچ دستهجمعی یا حتی ناآرامیهای شهری منجر میشود. بنابراین، مدیریت بحران در بعد رسانهای به اندازه مدیریت فیزیکی بحران ضروری است. مسئولان باید با فراهم کردن دسترسی آسان مردم به اخبار موثق و همچنین با تولید محتوای دقیق و حرفهای، زمینه مقابله با روایت سازی دروغین دشمن را فراهم آورند.
در نهایت، رسانه در جنگهای امروز نه یک ابزار جانبی که یکی از اصلیترین عرصههای نبرد است. موفقیت در این عرصه نیازمند دو عنصر کلیدی است: نخست، مدیریت هوشمندانه و آگاهانه رسانهها از سوی متولیان، و دوم، ارتقای سواد رسانهای مردم به عنوان کاربران و مصرفکنندگان اصلی اطلاعات. هرگاه این دو رکن به درستی ایفای نقش کنند، رسانه از یک تهدید بالقوه به بزرگترین سرمایه ملی برای عبور از بحرانها تبدیل خواهد شد. در غیر این صورت، همین ابزار قدرتمند میتواند به بزرگترین نقطه ضعف یک جامعه در برابر هجمه های همهجانبه دشمن بدل شود.
انتهای پیام/