به گزارش خبرگزاری تسنیم، جعفر علیاننژادی کارشناس مسائل سیاسی در یادداشتی با عنوان دلالتهای واژههای وحدت و امنیت در تحقق اقتصاد مقاومتی نوشت:
در سال های پس از انقلاب اسلامی شاید هیچ سالی مثل سالی که در آن قرار داریم، مردم جلوه عینی در هم تنیده بودن سرنوشت جمهوری اسلامی و ایران را رویت نکرده باشند. آنها به خوبی و در پهنه ای حداکثری به شیوه و شمایل عینی و میدانی دریافتند چقدر مردم سالاری با حفظ کشور عجین است و اگر سامانی سیاسی و نظمی جدید بعد از انقلاب اسلامی شکل گرفته، چگونه توانسته تعلق سرزمینی به این آب و خاک را صد برابر کند.
می توان گفت حوادث سال 1404 به نحوی فشرده، تمام تاریخ پرشکوه جمهوری اسلامی را در یک بازه زمانی محدود، در خود جای داد و مردم تمام تجارب موفق خود در 46 سال گذشته را تکرار کردند. در نوشته ای دیگر راقم این سطور سال 1404 را سال ملی شدن سازه آگاهی خوانده بود و از آن دفاع می کرد، مردم 22 دی، مردم 22 بهمن و مردم پس از شهادت رهبر معظم انقلاب اسلامی، نشان دادند، چگونه آگاهیِ هم سرنوشتیِ جمهوری اسلامی و ایران، ملی شد. از نظر نویسنده این یادداشت، با چنین مقدمه ای است که می توان معنای شعار سال 1405 را عمیق تر دریافت و به دلالت های پر شمارش پی برد. مردم و کشور ما با چنین وضع و هیئتی وارد سال 1405 شدند. هر تفسیری از این شعار بدون در نظر گرفتن وضع و حال مردم در پیشانی سال جدید، ناممکن است چون قرار است مردم سال 1405 این شعار را حمل کنند.
برای این ملت، مردم واژه ای در کنار کارگزاران و مسئولین یا در برابر آنها نیست. مردم این سال، به تعریف وسیعی از خود رسیده اند، چون در طول یک سال، اندازه 46 سال قبل از آن، قدرت خود را نشان و معادلات و محاسبات غلط را تغییر دادند. حالا ملت به نحو عینی می دانند، مردم، شامل حال همه آحاد ذیل پرچم جمهوری اسلامی ایران است. اینطور نیست که عده ای مردم تر باشند و عده ای دیگر داخل تعریف مردم نگنجند. البته حساب مشتی فارسی زبان که رنگ باخته و پرچمشان را عوض کردهاند جدا است.
به نظر می رسد، رهبر جوان انقلاب اسلامی با چنین درک و دریافتی از مردم، شعار سال را طرح کردند، این را می شود از خود پیام بلند معظم له نیز فهمید. ما در طول 13 سالی که شعارهای سال، رنگ و بوی اقتصادی به خود گرفته، جنبه های مختلف سیاستهای کلی مربوط به اقتصاد مقاومتی را تمرین کردهایم. هر سال رهبر شهید انقلاب اسلامی، متناسب با وضع و حال مردم و کشور، شعارها را تنظیم و ابلاغ میکردند. به نظر میرسد، شعار سال 1405 از این نظر ، نحوی جمع بندی تمام تجارب قبلی است که رهبر جوان انقلاب اسلامی، استعداد حمل آن را در چنین مردمی دیده اند. مردم در حوادث سال 1404،
- کارآمدی مقاومت در تمام سطوح را بارها اثبات کردند
- ارزش وحدت در رفع و رجوع شرارت های دشمن و عناصر ضد انقلاب را یافتند
- حیاتی و ضروری بودن استقرار و امنیت را هم حس و هم آن را حفظ کردند
مردم در حالی همه این تجارب موفق را طی کردند که با سخت شدن مسائل معیشتی، کم شدن حصول ثروت و کند شدن سرعت پیشرفت اقتصادی کشور مواجه بودند. همه این امور به نحوی مورد توجه دشمن بود، دشمنی که هم در اصل وقوع این سختی ها و فشارها و هم در ضریب ذهنی دادن به آن دخیل بود. تحمیل جنگ 12 روزه، مانع تراشی در فروش نفت ایران، وساطت مستقیم در تحمیل شوکهای ارزی، بازی روانی برای جهت دهی سرمایههای مردمی به سمت امور غیرمولد و موارد دیگر از این دست از جمله این اقدامات بود. با این حال همچنان خیل زیادی از کارشناسان و مردم ریشه گربه رقصانی دشمن و نارضایتیهایی که جنبه اعتراضی به خود گرفته بود را در همین نابسامانی اقتصادی، تحلیل میکردند. در افواه عمومی نیز در بسیاری از موارد چنین گفته میشد که اگر کشور دارای ثبات اقتصادی باشد و تلاطمات هیجانی بازار سفره مردم را نیازارد، تا حد زیادی دوز همراهی با رسانه های دشمن پایین میآید و چه بسا مانع اشتباه محاسباتی دشمن در خصوص مردم میشود.
واقعیت آن بود که دشمن از یک طرحواره ثابت استفاده میکرد. از یک طرف با انواع و اقسام شگردهای تبلیغاتی به بزرگنمایی مسائل، ناکارآمدی نظام سیاسی و سپس زیر سوال بردن اصل وجودی آن میپرداخت، از طرف دیگر به سرعت و با عجله میزانی از همراهی ذهنی با این شبهات و هجمهها را به کل جمعیت مردم ایران تسری داده و باور میکرد. یعنی خود نیز در میان حبابی که ساخته بود، گرفتار و سپس مرتکب رفتار خطا میشد. البته پس از واقعیت های جنگ 12 روزه، 22 دی ماه و جنگ رمضان، به اشتباه محاسباتی خود پی برد.
رفتار مردم اما در هنگام شرارت سخت دشمن، قدم به قدم آگاهانه تر میشد. بعد از جنگ 12 روزه یک تجربه، شش ماه بعد از آن تا کودتای 18 و 19 دی یک تجربه، 22 دیماه یک تجربه، تا رسید به جنگ رمضان و شهادت رهبر معظم انقلاب. اتفاقات پس از شهادت رهبر معظم انقلاب مساله مقاومت و دفاع را از یک امر نهادی به یک امر جمعی و سپس امر فردی تبدیل کرد. طراحی دشمن در طول یک سال گذشته به شیوه بومرنگی، اصل مساله دفاع را تبدیل به امر ملی و جمعی کرد. گمان آنها این بود حافظان این نظام و کشور تنها کارگزاران و نظامیان و اقشار محدودی از حزب اللهی ها هستند، برای قرار دادن مردم علیه این اقشار طراحی کردند اما به شیوه معکوسی، همه آحاد علیه دشمن یکی شدند، چون اصلی ترین نماینده مردم و ستون خیمه ایران را زدند.
این تحولات ملی را می توان در قالب ماتریسی توضیح داد:
|
ساحت ها و زمینه ها
|
امر فردی
|
امر جمعی
|
امر نهادی
|
|
ذهنی
|
هجمه شبهات
|
همراهی ظاهری
|
حس انزوا و دور شدن از مردم
|
|
عینی
|
خشم از دروغ
|
تقابل با دشمن در خیابان
|
جواب دندان شکن به دشمن
|
فارغ از توان اثرگذاری محدود دشمن در عرصه عینی، میدان بازی اصلی جنود خصم ساحت ذهنی است. اهمیت میدانداری ذهنی برای دشمن تاحدی است که او بسیاری از اقدامات عینی شامل تحریمها در شرایط نیمهسخت و جنایات نظامی در زمان جنگ سخت را چنین هدفگذاری میکرد. در مقابل مردم به مکانیزم خنثیسازی جمعیت و حضور در خیابان که یکی از آوردههای اساسی انقلاب اسلامی است، متوسل میشدند. اهمیت پناه آوردن به واقعیت امر جمعی در صحنه خیابان و شهر یکی از مهم ترین آگاهی های تکرار شوندهای بود که در سال 1404 پر معناتر و پر کیفیتتر هم شد، طوری که مردم حتی به رسانه بودن خیابان نیز خواهی نخواهی پیبردند و اعتمادشان را به میدان روز به روز بیشتر کردند. تصاعد هندسی حضور مردم در خیابان در شب های پس از ذبح عظیم، نشانه چنین اعتمادی بود. خاصه آنکه خیابان حتی به مردم زیر بمباران نیز اعتماد به نفس داده بود. همان سد شناختی که دشمن برایش سال ها جنگید تا گوش و چشم مردم را برباید و فکرشان را از اخبار انباشته جعلی پر کند، حالا به ابزاری برای نادیده گرفتن رسانه های دروغ پرداز دشمن تبدیل شده بود. مردم با چنین استعداد و آگاهی پا در سال جدید گذاشتند. حکمت وضع شعار سال توسط رهبر جدید انقلاب، فهم چنین زمینه، بستر و تحولاتی است که مردم و کشور در طول سال 1404 با آن دست و پنجه نرم کردند.
بنابراین باید شعار سال را یک ترکیب معنایی پیوسته با توجه به شرایط زمانی و مکانی که در آن قرار داریم دانست. با نظر به این سرگذشت و فهم این نکته که سال 1405، میتواند به نحوی جمعبندی تمام شعارهای اقتصادی سال های گذشته باشد، به برخی از دلالتهای واژههای وحدت و امنیت در تحقق اقتصاد مقاومتی میپردازیم.
وحدت در این ترکیب یکپارچه دلالتهای زیادی دارد که به چند مورد آن اشاره می کنیم:
- سرگذشت مردم ایران و تجربه عبور موفق آنان از پس دشمنیها و بحرانهای مختلف نشان از وجود نوعی توافق حداکثری برای مقاومت در برابر جنگ اقتصادی دشمن دارد، آنها نمره بینظیری در تابآوری ملی گرفتهاند.
- در دل توافق حداکثری به عنوان دلالت اول، نوعی طلب مشارکت عمومی در تحقق سیاست های اقتصاد مقاومتی دیده میشود، به این معنا که مردم آمادگی هم جهتی بالایی پیدا کرده اند.
- دلالت دیگر به وجود و امکان مکانیزمهای حل تعارضات و اختلافات غیرراهبردی درون زیست بوم اقتصاد مقاومتی مربوط است
- دلالت دیگر، وحدت نظر مردم، نخبگان و مسئولین به راهحل قطعی و اساسی بودن اقتصاد مقاومتی در مقابل مشکلات و مسائل برجسته نظیر سختی معیشت، کم شدن تولید ثروت و کند شدن پیشرفت اقتصادی است .
امنیت نیز در این ترکیب معنادار دلالت های قابل توجهی دارد که به برخی از آنها اشاره می شود:
- نیاز بلافصل و غیرقابل تردید اقتصاد به ثبات ارزی که در سایه محیط امن حاصل میشود.
- رسیدن به وضعیت مصونیت پایدار علیه مداخلات بیرونی دشمن شامل تحریم و ماجراجویی های نظامی
- تثبیت اعتماد به نفس تولید درونزا و غیروابسته در سایه امنیت حاصل از عبور مقتدرانه از چنین معرکههایی حاصل میشود
- توان الهام بخشی و الگودهی این مدل اقتصادی برای حصول پیشرفت خارج ازچرخه سلطهگر سرمایهداری نیز به مقوله امنیت مربوط است.
- ایجاد حس امنیت در سرمایهگذار و جرأتبخشی به مردم در هدایت سرمایه به سمت امور مولد نیز به عزت امنیتی و اقتدار کشور بستگی دارد مردم اکنون بیشتر حاضرند برای تداوم چنین حسی از برخی سودها و درآمدهای زودگذر، صرف نظر کنند.
- زدودن برخی موانع سخت امنیتی کاهنده سرعت پیشرفت نیز مستقیما به اقتدار نظامی کشور بستگی دارد، زیرساخت ها با پشتوانه اقتدار نظامی پایدار و استوار باقی خواهند ماند
در پایان این یادداشت لازم است، با بهره گیری از منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی، نویسنده برداشتی ارائه دهد که مناسب جمع بندی باشد. غور در منظومه فکری معظم له نشان می دهد، افتصاد مقاومتی، خط درست یا صراط مستقیم مکتب اقتصادی ایران اسلامی است که هم به معنای سنگرسازی دفاعی در مقابل دشمن و هم توانمندسازی مردم برای حرکت روبه جلو است. با این برداشت می توان به اصل موضوعهای رسید که در همه زمانها و زمینها جواب می دهد، اینکه مقاومت لازمه پیشرفت است، چون دانشی درونی و فرهنگی اختصاصی میسازد. دانشی که از بین رفتنی نیست و فرهنگی که آن دانش را سرپا نگاه میدارد. دانشی که امنیت اقتصادی میآفریند و فرهنگی که حمایت عمومی با خود به همراه میآورد.
انتهای پیام/