به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، نشست علمی-تحلیلی «مواجهه اندیشهای جهان اسلام با جنگ رمضان» به میزبانی سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، به صحنه واکاوی دقیق و استراتژیک لایههای پنهان جهان عرب بدل گشت. دکتر مختار شیخحسینی، رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه فرهنگ و علوم اسلامی، در این نشست با ارائه تحلیلی چندبعدی، کلیشههای رایج درباره «اتحاد عربی» را به چالش کشید و از ضرورت یک دگردیسی مبنایی در مدلهای ارتباطی با نخبگان اهل سنت سخن گفت.
دکتر مختار شیخحسینی با تبیین این نکته کلیدی که «جهان عرب» ابداً یک کل یکدست و بسیط نیست، اظهار داشت: نخستین گام در تحلیل دقیق مواجهه جهان اسلام با تحولات بزرگی چون جنگ رمضان، پذیرش این واقعیت است که این جغرافیا از چند اقلیم با خُردهگفتمانهای کاملاً متمایز تشکیل شده است. وی در تشریح این تقسیمبندی، جهان عرب را به چهار حوزه اصلی شامل «مغرب عربی»، «شام و عراق»، «حوزه خلیج فارس» و «مصر و وادی نیل» تقسیم کرد.
این پژوهشگر ارشد علوم سیاسی تصریح کرد: در هر یک از این اقلیمها، نه تنها سطح تحلیل نخبگانی متفاوت است، بلکه نوع حساسیتها و نحوه مواجهه با بازیگران محوری منطقه نظیر ایران، آمریکا و اسرائیل نیز تفاوتهای بنیادین دارد. وی به عنوان نمونه خاطرنشان کرد که در حوزههایی نظیر مغرب عربی و مصر، ما با تحلیلهای عمیقتر، تاریخیتر و ریشهدارتری روبرو هستیم، در حالی که در بخشهای عمدهای از حوزه خلیج فارس، گفتمان رسانهای و عمومی بهشدت سطحی بوده و بیش از آنکه تابع اندیشه باشد، تحت تأثیر مستقیم معادلات امنیتی و فشارهای لحظهای قرار دارد. بنابراین، نسخه واحد پیچیدن برای کل این جغرافیا، ما را از درک واقعیتهای زیرپوستی هر منطقه محروم میکند.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در بخش دیگری از تحلیل خود، به بررسی ساختار سیاسی کشورهای حوزه خلیج فارس پرداخت و ضمن استثنا کردن عربستان سعودی، بسیاری از این دولتها را «کشورهای ذرهای» توصیف کرد. وی در تبیین این مفهوم بیان داشت: این کشورها با یک چالش ساختاری مواجهاند و آن اینکه فرایند طبیعی و تاریخی «دولت–ملتسازی» در آنها طی نشده است. به همین سبب، امنیت در این جغرافیا ماهیتی «بیرونپایه» پیدا کرده است؛ یعنی بقا و ثبات این حکومتها بیش از آنکه محصول پیوندهای داخلی و تحولات ملی باشد، به اراده و حمایت قدرتهای خارجی گره خورده است.
دکتر شیخحسینی با اشاره به یک نکته تکاندهنده در ساختار دفاعی این کشورها افزود: ارتش این کشورها عموماً متکی به نیروهای مزدور و حرفهای است که از دیگر نقاط جهان به خدمت گرفته شدهاند؛ نیروهایی که علیرغم توان عملیاتی، فاقد هرگونه پیوند هویتی و عاطفی با سرزمین تحت خدمت خود هستند. وی خاطرنشان ساخت: چنین ساختار امنیتی لرزانی، بهطور مستقیم گفتمان رسمی و رسانهای این کشورها را نیز بهشدت وابسته به محاسبات بازیگران خارجی میکند و استقلال رأی را در مواجهه با بحرانهای بزرگی چون جنگ رمضان سلب مینماید. این کشورها در حقیقت نه بر اساس منافع ملی، بلکه بر اساس تضمینهای بقایی که از غرب دریافت میکنند، موضعگیری میکنند.
با وجود سیطره گفتمان رسمی وابسته، دکتر شیخحسینی معتقد است که نباید از رگههای هوشمندی و نقد در درون همین کشورها غافل شد. وی بیان کرد: با وجود فضای سنگین رسانهای، در خودِ حوزه خلیج فارس نیز میتوان نخبگانی را یافت که در برخی گزارههای کلیدی به تحلیلهای راهبردی ایران نزدیکاند. این طیف شامل برخی چهرههای برجسته سیاسی و امنیتی سابق، تحلیلگران اقتصادی و سرمایهگذارانی در امارات و مراکزی علمی همچون «مرکز العربی للابحاث» در قطر میشود.
سخنران نشست تأکید کرد: این دسته از نخبگان، لزوماً حامی جمهوری اسلامی نیستند و حتی ممکن است با ما زاویههای جدی داشته باشند، اما در یک نقطه با ما تلاقی میکنند و آن «درک خطرِ اتکای مطلق امنیتی به آمریکا» است. آنها بر رقابتهای جهانی نظیر تقابل آمریکا و چین متمرکز هستند و نسبت به ورود کشورهای عربی به جنگهای فرسایشی و رویارویی مستقیم با ایران هشدار میدهند؛ اینها ظرفیتهایی است که دیپلماسی اندیشهای ما باید برای آنها برنامه داشته باشد. این نخبگان میدانند که در صورت بروز درگیری فراگیر، نخستین قربانیان، زیرساختهای اقتصادی همین کشورهای ذرهای خواهند بود.
یکی از محوریترین بخشهای تحلیل دکتر مختار شیخحسینی، به نقش نهادهای «افتا» و مواضع فقهی در جهان عرب اختصاص داشت. وی اظهار داشت: در سطح نهادهای دینی و فقهی اهل سنت، مواضعی دیده میشود که در موارد متعدد با گفتمان کلان ایران همافق است. وی به نمونههای درخشانی نظیر مواضع مفتی اهل سنت عراق در خصوص حرمت جنگ با ایران و همراهیهای شجاعانه و قابل توجه مفتی عمان اشاره کرد که برخلاف موج حاکم، مواضع مستقلی اتخاذ کردهاند.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: نکته شگفتانگیز اینجاست که دیدگاههای برخی از فقهای «مقاصدی» و جریانهای اسلامگرای عربی، نقد حضور نظامی آمریکا و لزوم مواجهه با صهیونیسم را از درون ادبیات فقهی و اصیل خود جهان اهل سنت استخراج میکنند. وی افزود: این یعنی نقد پایگاههای نظامی آمریکا دیگر صرفاً یک شعار سیاسی ایرانی نیست، بلکه به یک ضرورت فقهی در میان نخبگان اهل سنت بدل شده است. حتی جریانهایی که در مجموع منتقد جدی ایران هستند، در موضوع حضور بیگانه، با ما همسو شدهاند و این یعنی ما یک زبان مشترکِ فقهی برای گفتگو پیدا کردهایم. بهرهگیری از این پتانسیل فقهی میتواند دیوار بلند بیاعتمادی میان ایران و تودههای اهل سنت را فرو بریزد.
دکتر شیخحسینی در ادامه به وزنکشی دو بازیگر قدرتمند یعنی مصر و عربستان در معادلات عربی پرداخت و بیان داشت: مدیریت رابطه با این دو قطب نیازمند هوشمندی مضاعف است. وی توصیه کرد که نباید سیاست خارجی ما به گونهای باشد که با افزایش چالشها با عربستان، همزمان امکان تعامل و گفتوگو با مصر را نیز از دست بدهیم؛ بلکه دقیقاً در چنین زمانهایی باید برای تقویت پیوندها با قاهره تلاش بیشتری صورت گیرد.
وی با اشاره به برخی پالسهای مثبت از سوی دستگاه دیپلماسی مصر خاطرنشان کرد: مواضع برخی دیپلماتهای مصری که در آن، پاسخهای بازدارنده ایران به پایگاههای آمریکایی را از منظر حقوق بینالملل «مشروع» قلمداد کردهاند، نشاندهنده یک بلوغ تحلیلی در قاهره است. وی همچنین به گزارشهایی اشاره کرد که تصویر نسبتاً مثبت و مقتدری از ایران در افکار عمومی مصر ترسیم کردهاند که میتواند بستری برای همکاریهای جدیتر باشد. مصر به دلیل غنای تمدنی و فقهیاش، همواره پتانسیل بالاتری برای درک منطق مقاومت ایران نسبت به کشورهای نوپدید منطقه داشته است.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی در جمعبندی نهایی سخنان خود، به چالش عمیق «دیگریسازی» علیه ایران در کشورهای منطقه اشاره کرد و اظهار داشت: بسیاری از کشورهای خلیج فارس، ایران را به عنوان یک «دیگری سیاسی، مذهبی و امنیتی» تعریف کردهاند. در چنین بستر صلب و سختی، صرف تکیه بر ادبیات سنتی «تقریب مذاهب» به تنهایی گرهگشا نخواهد بود و ما نیاز به یک بازنگری بنیادین در رویکرد راهبردی خود داریم.
دکتر شیخحسینی در پایان تأکید کرد: راهکار اصلی، بهرهگیری ایجابی از ظرفیت جریانهای فقهی و اسلامگرای عربی است. این جریانها در نقد حضور نظامی آمریکا و اسرائیل، ادبیات قدرتمند، بومی و اصیل خود را دارند. وی بر این باور است که اگر این مفاهیم ضد استکباری از زبان خود نخبگان و فقهای عربی بیان و برجسته شود، در افکار عمومی جهان عرب اثرگذاری و ضریب نفوذی به مراتب بالاتر خواهد داشت تا اینکه همان گزارهها صرفاً از تریبونهای رسمی و رسانهای ایران صادر شود. کلید موفقیت ما در نبرد اندیشهای رمضان، سپردن تریبون به نخبگان آزاده عرب است تا با زبان فقهی خود، نقاب از چهره سلطه بردارند و ایران را نه به عنوان یک رقیب مذهبی، بلکه به عنوان یک متحد راهبردی در برابر اشغالگری بازشناسی کنند.
انتهای پیام/