به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، از زمان تشدید تجاوزات رژیم صهیونیستی به لبنان در 2 مارس جاری و ازسرگیری عملیاتهای حزبالله ضد این رژیم به شکلی کوبنده و غافلگیرانه، هیچ روزی نگذشته است؛ مگر اینکه مقاومت به رژیم اشغالگر یادآوری کرده باشد که روستاهای مرزی لبنان، آنطور که فکر میکند به راحتی قابل اشغال نبوده و نقاطی نیستند که نظامیان صهیونیست صبح تا شب از آنها بالا بروند؛ بلکه جنوب لبنان با تمام ویرانیهایش همچنان یک گره جنگی محکم است که دشمن خود را فرسوده میکند، نه برعکس.
این گره، پس از بیش از یک سال از ادعای اسرائیل مبنی بر "نابودی تواناییهای حزبالله"، خود را ثابت کرده و نشان داده که حزبالله قادر است نبرد را به عمق اسرائیل بکشاند؛ از طریق تثبیت یک معادله اصلی: غیرممکن بودن تبدیل اراضی مرزی جنوب لبنان به "پایگاههای اسرائیلی".
معادله بازدارندگی جدید حزبالله مقابل صهیونیستها؛ دوره اشغال به سر آمد
در اینجا برای درک ماهیت توانایی بازدارندگی مقاومت در برابر وجود هرگونه نقطه تثبیت شده اضافی اسرائیلی، میتوانیم زمینه کلی را از طریق سه نکته درک کنیم:
1- کمینهای کیفی و طرحهای محکم مقاومت (کمین الطیبه - القنطره به عنوان نمونه)
2- توانایی انتقال نبرد به عمق اسرائیل (هدف قرار دادن مقر وزارت جنگ به عنوان نمونه)
3- فرسایش مستمر دشمن و تلفات میدانی بزرگ (94 عملیات در یک روز به عنوان نمونه)
این غیرممکن بودن -یعنی تبدیل اراضی جنوب لبنان به نقاط اشغالی رژیم صهیونیستی- امروز در واقعیتهای میدانی، با تداوم تشدید عملیاتهای مقاومت اسلامی لبنان، با استفاده از تاکتیکهای نظامی جدید و با توسعه روشهای جنگی، به جای تثبیت نقاط اضافی برای رژیم اشغالگر در روستاهای مرزی، آشکار میشود.
دشواری تثبیت این نقاط توسط رژیم اشغالگر را میتوان از طریق درک قدرت و تواناییهای فعلی حزبالله درک کرد، این تواناییها را میتوان از طریق درک عملیاتهای میدانی درک کرد، و این عملیاتها را میتوان از طریق خواندن آنچه در پشت بیانیههای اعلام شده است، درک کرد؛ جایی که حزبالله در آنها جزئیات حماسههای قهرمانانه خود را توضیح میدهد.
کمینهای پیشرفته و طرحهای محکم مقاومت
دیروز اتاق عملیات مقاومت اسلامی بیانیهای درباره رویارویی قهرمانانه در محور الطیبه - القنطره صادر کرد که از طریق آن توانست ماهیت رویداد را با جزئیات از طریق ارائه واقعیتهای میدانی توضیح دهد، تا ما را قادر سازد آن را با هدف پاسخ به این سوال تفسیر کنیم: چگونه کمینهای مقاومت نقش اساسی در خنثی کردن طرح اشغالگری رژیم صهیونیستی در جنوب لبنان ایفا میکنند؟
-اولاً، ادعای رژیم اشغالگر مبنی بر اینکه منطقه جنوب لیتانی تنها "دشتی وسیع برای تانکها و نظامیانش" به دلیل ویرانیهای عظیم در آن است، امروز با ضربات کیفی مقاومت و کمینهای نظامی و تاکتیکهای پیشرفته آن از بین رفت، و این تنها مقاومت نبود که این را در میدان ثابت کرد، بلکه شاهدانی از خود صهیونیستها اعتراف کردند که "حزبالله ناپدید نخواهد شد و جنگ ما در لبنان ممکن است با ناامیدی به پایان برسد."
برای اطلاع بیشتر از این ناامیدیهای صهیونیستها، میتوانیم انهدام پی در پی تانکهای ارتش اشغالگر و آنچه در منطقه الطیبه به دنبال آن اتفاق افتاد و زمینگیر شدن نظامیان صهیونیست را به عنوان نمونهای واضح از تواناییهای کیفی مقاومت در نظر بگیریم؛ زیرا حزبالله توانست در این کمین پیشرفته ثابت کند که اطلاعات میدانی بالایی دارد، با داشتن تواناییهایی برای شناسایی مواضع زرهپوشها و یگانهای ارتش صهیونیستی و نقاط قوت و ضعف آنها.
علاوه بر این، مقاومت توانست توانایی خود را در صبر و حوصله نشان دهد تا زمانی که تمام وسایل نقلیه دشمن در محدوده تیراندازی ایدهآل قرار گیرند؛ جایی که در بیانیه اتاق عملیات مقاومت اسلامی ذکر شد: "مجاهدین ما نظامیان دشمن را رصد کردند و به آنها مهلت دادند تا به یک کمین محکم کشیده شوند."
-ثانیاً، اتاق عملیات مقاومت در همین بیانیه تاکید کرد: "تا زمانی که تمام وسایل نقلیه آن (یعنی وسایل نقلیه نظامی دشمن) در میدان تیراندازی محکم قرار گرفتند، و با صدور فرمان، و با ندای یا رسولالله، تیراندازان ماهر ما موشکهای خود را شلیک کردند."
این جمله توانایی مضاعف رزمندگان مقاومت در انتخاب لحظه شلیک موشکها هنگام ورود تمام تانکهای ارتش دشمن به "میدان تیراندازی" را نشان میدهد، که نشاندهنده حرفهای بودن در انتخاب زمان و برنامهریزی قبلی برای کمین است، به ویژه در برابر وسایل نقلیه پیشرفته مانند تانکهای مرکاوا و بولدوزرهای D9.
-ثالثاً، اتاق عملیات مقاومت در بیانیه خود افزود: "در حالی که گروه پشتیبانی ارتش صهیونیستی متشکل از 4 تانک مرکاوا، پوشش دودی برای پنهان کردن موقعیت خود ایجاد میکرد، مجاهدین ما با موشکهای هدایتشونده به نیروهای دشمن حمله کردند و آمادگی آنها را به طور کامل از بین بردند."
این همان چیزی است که "تاکتیک دوگانه" نامیده میشود؛ زیرا استفاده مقاومت از موشکهای هدایتشونده ابتدا علیه گروه میانی، و سپس پیگیری گروه پشتیبانی با وجود استفاده آنها از پوشش دودی، توانایی مدیریت بیش از یک هدف را در یک زمان توسط حزبالله نشان میدهد.
-چهارم، اتاق عملیات مقاومت اسلامی تاکید کرد: "رزمندگان ما توانستند مانور دشمن را خنثی کنند و 10 تانک و 2 بولدوزر D9 را منهدم کنند و به نیروهای آن خسارت وارد کنند."
نتیجه عملی این تاکتیکها انهدام تانکها و 2 بولدوزر D9 بود، با خنثی شدن تلاش مشابهی از قبل. این رقم یک ضربه روحی برای اشغالگران محسوب میشود و خطی را ترسیم میکند که توانایی آنها را برای ادامه عملیات در جنوب لبنان، یا حداقل، تثبیت یک نقطه اضافی، محدود میکند.
-پنجم، پس از اتمام عملیات و وارد کردن خسارات به اشغالگران، بیانیه به این صورت به پایان رسید: "مقاومت، نظامیان دشمن را وادار کرد تا بقیه خودروهای نظامی خود را رها کرده و تلاش کنند مجروحان را عقب بکشند و پیاده به سمت منطقه المحیصابات فرار کنند."
در اینجا، مقاومت توانست اشغالگران را مجبور به عقبنشینی و رها کردن مجروحان خود کند، که نشاندهنده توانایی آن در تحمیل کنترل بر میدان درگیری، حتی در برابر نیروهای زرهی پیشرفته است.
ارائه جزئیات این بیانیه، تنها با هدف درک ابعاد این کمین پیشرفته در محور الطیبه - القنطره نیست، بلکه درک بخشی از تواناییهای استثنایی مقاومت است که با آن، با نیروهای اشغالگر اسرائیلی مقابله میکند و با این مقابله، آنها را از انجام هرگونه حرکت برای تثبیت نقاط اضافی بازمیدارد. بنابراین، نام روستاهای مرزی در بیانیههای حزبالله به دلیل ثبات آنها در دست مردمشان تکرار میشود.
توانایی حزبالله در انتقال نبرد به عمق خاک فلسطین اشغالی
پس از آنکه مقاومت لبنان توانایی بالای خود را در کمین علیه نظامیان دشمن نشان داد، و همچنان در هر عملیات و پشت هر بیانیهای که منتشر میکند، آن را نشان میدهد، قدرت حزبالله تنها به محدوده درگیریها از فاصله صفر، بمباران تانکها و کوبیدن مکانهای تجمع نظامیان صهیونیست و هشدار به شهرکها، محدود نمیشود، بلکه به عمق خاک فلسطین اشغالی نیز گسترش مییابد.
در این زمینه، مقاومت اسلامی لبنان، مقر وزارت جنگ رژیم صهیونیستی (الکریه) را در مرکز تلآویو و پادگان "دلفین" وابسته به شعبه اطلاعات نظامی در شمال "تلآویو" را با تعدادی موشک پیشرفته هدف قرار داد و این عملیات همزمان با هدف قرار دادن تانکهای مرکاوای اسرائیلی در درگیریهای مرز لبنان و فلسطین انجام شد.
این هدفگیری، هزینه سیاسی هر تصمیم اسرائیل برای ادامه تجاوز به لبنان را افزایش میدهد؛ زیرا مقاومت از طریق آن پیامی را ارسال میکند که نشان میدهد قادر به تهدید نمادهای امنیتی و نظامی حساس رژیم اشغالگر است؛ موضوعی که تواناییهای بازدارندگی حزبالله را افزایش میدهد و شکست تلاشهای اشغالگران برای تمرکز و کنترل را تأیید میکند.
از این رو، چالش پیش روی اشغالگران به عمق خاک فلسطین اشغالی گسترش یافته است، زیرا تلاش آنها برای تثبیت نقاط اشغال شده و گسترش اشغالگری در جنوب لبنان یا گسترش تجاوز یا تشدید بمباران غیرنظامیان، ممکن است با تهدید مستقیم مراکز حیاتی آنها در داخل فلسطین اشغالی مواجه شود.
این امر از یک عبارت ثابت در بیانیههای مقاومت دور نیست: "در دفاع از لبنان و مردمش"؛ جایی که از طریق کمینهای پیشرفته، عملیاتهای تصاعدی و هدفگیریهای دقیق خود در داخل خاک فلسطین اشغالی، ثابت میکند که توانایی بازدارندگی و حفاظت از مردم و کشور خود را دارد، و در عین حال، میتواند هزینه تجاوز را برای کل سیستم اسرائیلی افزایش دهد. همین امر بر کابینه رژیم اشغالگر فشار میآورد و آن را مجبور به احتیاط قبل از برداشتن هر گام جدید در لبنان میکند.
فرسایش مستمر دشمن و تحمیل خسارات میدانی گسترده
"در دفاع از لبنان و مردمش"، عملیات مقاومت اسلامی در لبنان افزایش مییابد، نه تنها از نظر کمی، بلکه از نظر کیفی، تا اشغالگران را وادار کند که ورود 5772 مجروح به بیمارستانها را از آغاز جنگ تأیید کنند، که تعداد کل مجروحانی که از 7 اکتبر 2023 وارد بیمارستانهای اسرائیل شدهاند را به 81184 نفر میرساند.
همچنین مقاومت "در دفاع از لبنان و مردمش" طی یک روز در 94 بیانیه، ادامه مقابله خود با تجاوزات اشغالگران اسرائیلی را اعلام کرد، که خسارات روحی و مادی آشکار صهیونیستها را طبق اعترافات رسانههایشان و از زبان مقاماتشان افزایش میدهد.
به عنوان نشانهای واضح از این ناامیدی میان اشغالگران، رسانههای اسرائیلی از تشدید حملات موشکی و پهپادی حزبالله صحبت میکنند که هزاران نفر از ساکنان شهرکهای شمال فلسطین اشغالی، از الجلیل علیا تا الجلیل غربی، را مجبور به ترک شهرکها کرده است، در حالی که اعتماد آنها به کابینه و ارتش اسرائیل به شدت کاهش یافته است.
همچنین ژنرالهای صهیونیست اعتراف میکنند که نشانههای فروپاشی و تجزیه، از حزبالله بسیار دور است، به ویژه پس از آنکه توانست سیستم فرماندهی را پس از جنگ اخیر بازسازی کند، و از عملکرد پیشرفته آن در طول جنگ کنونی صحبت میکند.
در مورد پایداری مقاومت هم، رژیم صهیونیستی آن اعتراف میکند که با "دشمنی" قدرتمند روبرو است، که با وجود تلاشها برای تضعیف آن از سال 2024، ناامیدی را در افکار عمومی اسرائیل منعکس میکند.
به طور کلی، جای تعجب نیست که عملیاتهایی که مقاومت اسلامی در لبنان امروز انجام میدهد، و بیانیههای آن که پیشرفت اطلاعاتی و عملیاتی را در هر عملیات نشان میدهد، علاوه بر توانایی این جنبش در کنترل محدوده نبرد و گسترش آن و پیشروی به سمت هدف قرار دادن عمق اسرائیل و استفاده از تاکتیکهای پیشرفته، در کنار اعترافات اسرائیل به خسارات انباشته شده روحی و مادی، دلیلی مؤثر است بر اینکه حزبالله امروز در میدان نبرد حماسههای شگفتانگیزی را میآفریند؛ چیزی که دشمن هم مجبور است به آن اعتراف کند.
بنابراین، جنوب لیتانی نه "دشتی وسیع برای تانکهای اسرائیلی" است و نه حتی "فضایی که اسرائیلیها در آن برای کمبود تانکهایشان گریه میکنند"، بلکه ادامه قانونی است که قبلاً توسط مقاومت وضع شده بود؛ به این معنی که ورود اشغالگران اسرائیلی به لبنان، به معنای عدم ماندگاری تانکهایشان است.
امروز تجسم عملی سخن معروف شهید سید حسن نصرالله را که دو سال قبل درباره عاقبت حمله زمینی ارتش صهیونیستی به لبنان خطاب به مقامات این رژیم گفته بود تماشا میکنیم؛ با این مضمون که « اگر تانک های خود را به جنوب لبنان بیاورید و قصد تجاوز نظامی داشته باشید، بدانید که دیگر چیزی به عنوان کمبود تانک نخواهید داشت زیرا اساسا تانکی برای شما باقی نخواهد ماند و همه آنها در جنوب لبنان منهدم خواهند شد».
انتهای پیام/