به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، درحالی که دونالد ترامپ، رئیس جمهور جنایتکار آمریکا با گذشت حدود یک ماه، به هیچ یک از لافزنیهای خود برای باز کردن تنگه هرمز عمل نکرده است و حتی متحدانش هم حاضر به کمک به او نشدند، همچنان تمرکز اغلب رسانههای بینالمللی و منطقهای معطوف به معادلاتی است که ایران در تنگه هرمز ترسیم کرده است، در این زمینه المیادین در مقالهای به دلایل شکست ترامپ در باز کردن تنگه هرمز پرداخته که بهشرح زیر است.
تنگه هرمز دیگر فقط یک گذرگاه آبی در محاسبات جغرافیایی نیست، بلکه از پایان فوریه گذشته به یک "گیوتین" واقعی برای اقتصاد جهانی و میدانی برای آزمایش مرزهای قدرت تبدیل شده است.
پس از تجاوز آمریکا ـ اسرائیل به ایران، تهران از "دیپلماسی تهدید" به "استراتژی عمل" روی آورد و تنگه هرمز را بهطور کامل بهروی کشتیهای دشمنان بست، این یک تحول ژئوپولیتیکی بیسابقه بود که بازتابهای آن بر شریان انرژی بینالمللی تأثیر گذاشت.
بستن تنگه هرمز توسط ایران که پاسخی قاطع به عبور واشنگتن و رژیم صهیونیستی از خطوط قرمز بود، فقط یک واکنش گذرا نبود، بلکه تجسم میدانی وعده دریادار حبیبالله سیاری در سال 2011 بود؛ زمانی که او پیچیدگیهای بستن تنگه هرمز را بهتمسخر گرفت و بستن این تنگه را "آسانتر از نوشیدن یک لیوان آب" توصیف کرد.
امروز، در قلب طوفان، بهنظر میرسد که معادله "یا همه از تنگه هرمز استفاده میکنند یا هیچکس" که قواعد آن را سپاه پاسداران، در سال 2018 پس از فشارهای آمریکا و تهدید ایران به جلوگیری از فروش نفتش، بنا نهاد، و از کشوهای دفاتر نظامی خارج شد، با "آتش و باروت" واقعیت جدیدی را مینویسد که معادلات بازدارندگی را با ابزارهای مختلف در برابر سلطه قدرتهای استکبار جهانی تحمیل میکند.
گره هرمز: وقتی جغرافیا با باروت در هم میآمیزد
با اجرایی شدن بستن کامل تنگه هرمز توسط ایران بهروی دشمنانش، دولت دونالد ترامپ با کابوس ژئوپولیتیکی بیدار شد که به قلب شعار "اول آمریکا" ضربه میزند. تنگهای که روزی شریانی باز بود، امروز به گرهای تبدیل شده است که ثبات بازارهای جهانی انرژی را تهدید میکند و نوید جهشهای دیوانهوار در قیمت سوخت در شهرهای آمریکا را میدهد؛ در صحنهای که از فروپاشی سریع زنجیرههای تأمین بینالمللی خبر میدهد.
در برابر این خفگی اقتصادی و تهدید مستقیم به اعتبار "دریاهای گرم"، ترامپ چارهای جز فرار به جلو بهسمت گزینه "بازگشایی با زور" ندید، و ادامه بستن را بهمنزله "اعلام جنگ" صریح علیه سلطه آمریکا و کارت فشار ایران دانست که کاخ سفید نمیتواند با سایههای سنگین آن کنار بیاید.
اما دعوتهای ترامپ از متحدانش در ناتو و پایتختهای اروپایی برای تشکیل ائتلافی جهت شکستن محاصره دریایی در تنگه هرمز، با دیوار رد و نگرانیها مواجه شد؛ موضوعی که خشم ترامپ را برانگیخت و او در ریختن خشم خود بر متحدانش تردید نکرد و رد آنها را "اشتباهی احمقانه" توصیف کرد و با غرور همیشگی خود گفت: "ما به شما نیازی نداریم."
اما، بهدور از این اظهارات گستاخانه و متکبرانه، قمار نظامی ترامپ با حقیقتی تلخ مواجه میشود که محافل اطلاعاتی قبل از اتاقهای عملیات آن را رصد میکنند، این حقیقت آن است که تلاش برای آنچه تأمین ناوبری با زور آتش در یک گذرگاه دریایی باریک مانند هرمز نامیده میشود، ممکن است این تنگه را از یک گذرگاه نفتی به "گورستان ناوگانهای" مهاجم تبدیل کند، بهویژه اینکه شورای دفاع ایران اعلام کرده است که عبور از تنگه هرمز منوط به هماهنگی با تهران است.
تهران همچنین هشدار داده است که هرگونه حمله به سواحل یا جزایر ایران منجر به مینگذاری مسیرهای دسترسی خواهد شد؛ با یادآوری اینکه سپاه پاسداران ایران در 16 فوریه گذشته یک رزمایش دریایی با عنوان "کنترل هوشمند تنگه هرمز" را در منطقه استراتژیک تنگه انجام داد، که این رزمایشها تمرین برای پاسخ سریع و قاطع به هرگونه تجاوز نیروهای متخاصم بود.
همچنین جدا از هیاهوی اظهارات ترامپ و متحدانش در کاخ سفید، جغرافیا بهعنوان اولین دشمن هرگونه ماجراجویی نظامی در اینجا خودش را نشان میدهد؛ زیرا تنگه هرمز فقط یک گذرگاه نیست، بلکه یک "کوچه آبی" باریک و کمعمق است که کشتیهای غولپیکر را مجبور میکند تحت معادله دامنههای کوهستانی ایران حرکت کنند.
در اینجا، جغرافیا بهمعنای واقعی کلمه، یک استراتژی است؛ زیرا تهران دههها روی همین جغرافیای خود سرمایهگذاری کرده و زرادخانهای از موشکها و پهپادها را در غارها و تونلهایی پنهان کرده است که ردیابی آنها دشوار است؛ همانطور که کایتلین تالمیدج، کارشناس امنیت خلیج فارس، به روزنامه نیویورک تایمز آمریکا گفت.
جنیفر پارکر، افسر سابق نیروی دریایی آمریکا، تأکید میکند که نزدیکی شدید و سواحل پرپیچوخم ایران، کشتیها را از عنصر زمان محروم میکند، زیرا فاصله بین رصد تهدید و برخورد بیش از چند دقیقه نیست، همین مسئله، پیشرفتهترین ناوشکنهای آمریکایی را به اهدافی شکننده تبدیل میکند که برای تهدیدات دوربرد طراحی شدهاند، نه برای "جنگ خیابانی دریایی" در گذرگاههای باریک.
وی افزود: در شرایطی که حدود 500 نفتکش امروز از حرکت بازماندهاند، وعدههای ترامپ مبنی بر همراهی نظامی بیشتر برای عبور این کشتیها، شبیه پمپاژ خون به رگهای مسدودشده است، زیرا حفاظت محدود از تعداد کمی از کشتیها، شرکتهای بیمه را مطمئن نمیکند.
همچنین، ایران مهمات انعطافپذیری دارد که از آنها برای بازدارندگی مقابل تجاوز دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی استفاده میکند. بهگفته مارک کانسیان، سرهنگ بازنشسته تفنگداران دریایی آمریکا، این زرادخانه تسلیحات ایران متحرک است و ردیابی یا نابودی کامل آن دشوار است و شامل پهپادها، قایقهای تندرو، موشکهای کروز و مینهای دریایی بسیار خطرناک است.
در این میان وحشت واقعی که ناوگان ناتو را درگیر کرده و موجب خودداری آنها از همراهی با تهدیدات نظامی آمریکا در تنگه هرمز شده، شبح "مینهای دریایی" است. بهگفته جاناتان شرودن، تحلیلگر امور امنیت دریایی، صرف شک به وجود یک مین کافی است تا ناوبری کاملاً متوقف شود، زیرا هیچ نیروی دریایی در جهان جرئت ندارد تجهیزات استراتژیک خود را وارد آبهای "مینگذاریشده" کند که ممکن است دریانوردان را در معرض خطر مستقیم قرار دهد، این امر عدم موافقت ناتو با ائتلاف با ترامپ برای گشودن اجباری تنگه هرمز را توجیه میکند.
"فرار به خشکی": قمار زمینی و خودکشی استراتژیک ترامپ در جزایر ایران
در برابر احتمال دشواری حمله به تنگه هرمز برای ناوهای جنگی آمریکایی، بهنظر میرسد دولت ترامپ تصمیم گرفته است بهسمت "خشکی" فرار کند، این اقدام در چارچوب تلاشی برای تحمیل یک واقعیت میدانی جدید از طریق کنترل زمینی بر چشمهای پیشرفته ایران در خلیج فارس قرار دارد.
در عرض دو هفته از ماه مارس جاری، دیپلماسی نظامی واشنگتن دچار سردرگمی استراتژیک شده است و در حالی که ترامپ در 6 مارس جاری اعلام کرد که "برنامهای برای حمله زمینی ندارد"، راهروهای "پنتاگون" از بررسی اعزام هزاران نیروی "تفنگدار دریایی" (مارینز) خبر دادند، این در چارچوب یک تغییر رادیکال با هدف به دست گرفتن کنترل جزایر استراتژیک تنگه، یعنی: (قشم، هرمز و لارک) است که هر سه در ورودی مستقیم تنگه قرار دارند.
در اینجا، نقشه جزایر ایران بهعنوان "کابوس لجستیکی" در برابر قمار آمریکا ظاهر میشود، زیرا ایران تنگه هرمز را نهتنها از اتاقهای عملیات در تهران، بلکه از قلعههای آبی مستحکم اداره میکند. جزیره قشم بهعنوان پایگاه پرتاب موشک و مقر پهپادها در این میان برجسته است، در حالی که جزیره هرمز عملاً ورودی تنگه را کنترل میکند و جزیره لارک قابلیت نظارتی فراتر از تواناییهای رادار سنتی را فراهم میسازد.
همچنین، نمیتوان نادیده گرفت که ایران دو دکترین رزمی مکمل را در تنگه هرمز ترکیب میکند، دکترین رزمی "سنتی" ارتش ایران و تاکتیکهای "غیرسنتی" گردانهای سپاه پاسداران، این امر ایده "حمله به جزایر" را از یک مانور نظامی احتمالی به یک خودکشی استراتژیک برای آمریکا تبدیل میکند.
هزینهای که واشنگتن ممکن است در آن جزایر بپردازد، بسیار بیشتر از آن چیزی است که ترامپ میتواند تحمل کند، بهویژه این که کارشناسان آمریکایی، و در رأس آنها جنیفر پارکر، افسر سابق نیروی دریایی آمریکا همگی بر این باورند که هرگونه تلاش برای مانور زمینی بهمعنای ورود به یک رویارویی مستقیم با پیچیدگیهای خاک ایران است.
این افسر سابق نیروی دریایی آمریکا معتقد است که کشتن یا اسیر کردن حتی یک سرباز آمریکایی تنها یک شکست نظامی گذرا نخواهد بود، بلکه یک زلزله سیاسی طوفانی خواهد بود که دینامیک جنگ را کاملاً دگرگون خواهد کرد.
در مجموع، صحنه دشواری گشودن تنگه هرمز با فریاد هشدار جیمز ماتیس، وزیر جنگ سابق آمریکا کامل میشود که قاطعانه اعلام کرد؛ "گشودن تنگه با زور غیرممکن است."، بهگفته ماتیس، کنترل نظامی نیاز به نظارت هوایی و فضایی بیوقفه و 24ساعته بر فراز سواحل ایران دارد که طول آن از سواحل تگزاس آمریکا بیشتر است، و این امر ارتش آمریکا و متحدانش را در برابر یک فرسایش لجستیکی عظیم قرار میدهد.
این وزیر جنگ پیشین آمریکا اظهار داشت که تنها راهحل از طریق لولههای توپ نمیگذرد، بلکه از طریق سهگانه "متحدان، متحدان، متحدان" است (در اشارهای واضح به شکست سیاست تکنفره ترامپ)، با این حال، این ژنرال آمریکایی با تلخی به بنبست واقعی واشنگتن اذعان میکند، زیرا معتقد است عقبنشینی بهمعنای پیروزی برای ایران است، و ماندن بهمعنای غرق شدن در یک خونریزی مالی و اقتصادی است که انگشتان دولت ترامپ را در انتخابات میاندورهای کنگره در نوامبر آینده خواهد سوزاند.
ایران: هرمز برای دوستان باز و برای دشمنان بسته است
با وجود اینکه تنگه هرمز دقیقترین شاخص درگیریهای ژئوپولیتیکی در منطقه است و شبح بسته شدن آن در هر بحران بزرگی ظاهر میشود، اما تاریخ ناوبری مدرن شاهد بسته شدن فیزیکی کامل تنگه نبوده است. این تنگه، که حدود یکپنجم مصرف جهانی نفت از آن عبور میکند، برای تردد دریایی باز مانده است، هرچند که شاهد مراحلی از فلج جزئی یا درگیریهای آتشین بوده است که عبور از آن را به یک ماجراجویی تبدیل کرده و خسارات هنگفتی به شرکتهای بیمه و شرکتهای نفتی وارد کرده است.
تنگه هرمز در این دوره تنشهایی را پشتسر گذاشته است که در ایستگاههای اصلی به اوج خود رسیدهاند و قواعد درگیری امروز را شکل دادهاند، از جمله: جنگ نفتکشها (1988 ـ 1984): در طول جنگ ایران و عراق، ناوچه "یواساس ساموئل بی. رابرتز" پس از برخورد با یک مین دریایی ایرانی بهشدت آسیب دید، و بحران جزایر (1992) بین ایران و امارات که در آن تهران محدودیتهای بازرسی شدیدی را بر کشتیها اعمال کرد، همچنین تنگه هرمز شاهد بحران انفجارها (2025 ـ 2019) از طریق مینهای چسبان بود که به نفتکشها آسیب رساند و در نهایت منجر به افزایش هزینههای بیمه و افزایش نگرانیها در شرکتهای کشتیرانی شد.
اما در اوج تشدید تنشهای کنونی، تهران تأکید میکند که تنگه را بهطور کامل نبسته است و چهرهای دیگر از کنترل خود بر تنگه را آشکار میسازد، که فراتر از ایده بستن فیزیکی کامل است و بهسمت آنچه "کنترل هوشمند" مینامد، میرود.
بر اساس گفتههای مسعود پزشکیان، رئیسجمهور ایران، عباس عراقچی، وزیر امور خارجه، و شهید علی لاریجانی، دبیر پیشین شورایعالی امنیت ملی ایران، "تنگه هرمز بهروی همه باز است"، اما فقط بهروی "دشمنانی که تجاوز بزدلانه انجام میدهند" بسته است.
تثبیت قواعد کنترل ایران بر تنگه هرمز
این استراتژی ایران، ناوبری بینالمللی را در برابر دو مسیر قرار داده است: اول "بستن فیزیکی" از طریق حضور نظامی مستقیم، و دوم "کنترل رویهای" که تنگه را به گذرگاهی تبدیل میکند که تابع قوانین ایران و کنوانسیونهای بینالمللی است؛ جایی که کشتیهای متخلف از قانون، متوقف و برای بازجویی هدایت میشوند و این امر عبور کشتیها را منوط به "هماهنگی کامل" با مقامات مربوطه ایران میکند.
در یک اقدام استراتژیک هماهنگ، وزارت امور خارجه ایران یادداشت رسمی به شورای امنیت سازمان ملل متحد و آنتونیو گوترش، دبیرکل سازمان ملل متحد، ارسال کرد که در آن سیاست خود را در مورد تنگه هرمز قانونی میکند. ایران پیام خود را سهشنبه گذشته به 176 کشور عضو سازمان بینالمللی دریانوردی (IMO) در لندن ارسال کرد، این پیام صرفاً یک اطلاعرسانی گذرا نبود، بلکه قوانین جدیدی برای عبور است.
در پیام ایران، بهوضوح تصریح شده است که "استفاده از عبور ایمن" منحصراً برای "کشتیهای غیرمتخاصم" در دسترس است، مشروط به هماهنگی کامل و پایبندی به مقررات امنیتی ایران؛ با استثنای قطعی و نهایی هرگونه دارایی یا تجهیزات متعلق به ایالات متحده، اسرائیل یا شرکتکنندگان در تجاوز علیه ایران.
بر اساس آنچه روزنامه فایننشال تایمز انگلیس فاش کرده است، تهران این تدابیر را بهعنوان اقدامات ضروری و متناسب برای جلوگیری از سوءاستفاده از تنگه هرمز در عملیاتهای جنگی علیه خاک خود ترویج میکند، بدین ترتیب، دیپلماسی ایران موفق شد توپ را به زمین سازمانهای بینالمللی بیندازد و جهان را در برابر معادلهای قرار دهد؛ با این مضمون که ضرورت بهرسمیت شناختن صلاحیت قانونی ایران بر تنگه هرمز بهعنوان شرطی برای جریان انرژی، این تنگه را از تسهیلات بینالمللی به یک دروازه حاکمیتی تبدیل کرده است که تنها با کلیدهای هماهنگی با تهران باز میشود.
خبرگزاری بلومبرگ فاش کرد که ایران از کشتیهایی که مایل به عبور از هرمز تحت حمایت آن هستند، میخواهد اطلاعاتی شامل لیست خدمه و محمولهها، بههمراه جزئیات سفر و اسناد حملونقل را ارائه دهند تا چراغ سبز را از سپاه پاسداران انقلاب اسلامی دریافت کنند.
آثار این پیام بینالمللی تهران بهوضوح، بهویژه در برخی پایتختهای آسیایی، آشکار شد. تایلند اعلام کرد که یک نفتکش متعلق به شرکت "Bangchak Corporation" تنها پس از مذاکرات مستقیم با مقامات ایران بدون پرداخت هزینه موفق به عبور شد. پیش از این، نفتکش "کراچی" که توسط شرکت ملی کشتیرانی پاکستان اداره میشود، از تنگه هرمز عبور کرده بود، همچنین، سعید کوزهچی، سفیر ایران در سئول، روز پنجشنبه تأکید کرد که کشتیهای کرهجنوبی میتوانند پس از ارائه جزئیات دقیق محمولهها به مقامات ایران، از تنگه هرمز عبور کنند.
ایران امروز آتشبس نمیخواهد، بلکه قوانین درگیری خود را تحمیل میکند که ادامه تجاوز آمریکا ـ اسرائیل را به یک خودکشی اقتصادی تبدیل میکند که کشورهای جهان را تحتتأثیر قرار میدهد و آنها را مجبور به هماهنگی با تهران برای تضمین دسترسی به منابع انرژی میکند؛ بهدور از ماجراجوییهای کاخ سفید که امنیت ناوبری را قبل از افزایش قیمت سوخت و مواد غذایی در اکثر کشورهای جهان به آتش کشید.
انتهای پیام/+