گروه سیاسی خبرگزاری تسنیم-زینب امیدی: در هنگامهٔ تحولات شگرف تاریخ، گاه ملتی برمیخیزد و با ارادهای پولادین، سرنوشت خویش را در دستان پرتوانش رقم میزند. اینک، ایران، این سرزمین کهن، شاهد موجی بیبدیل از حضور حماسی مردمانش در دفاع از عزت و اقتدار ملی است. این شبها خیابانهای کشور نه تنها اوج اقتدار در عرصهٔ نبرد، بلکه آیینهای تابناک از همبستگی و عزم راسخ ملتی است که حدود سی شبانهروز، خیابانها را به میعادگاه عشق، غیرت و ایستادگی بدل ساختهاند.
جهان، امروز انگشت به دهان، نظارهگر این صحنهٔ باشکوه است؛ صحنهای که در آن، ارادهٔ یک ملت، صلابت یک تاریخ و عمق باورهای یک دین، درهم تنیده و نیرویی غران را پدید آورده است. این حضور پرشور، فراتر از یک واکنش، نمادی است از تجدید پیمان با آرمانهای بلند و نمایش اقتداری که از دل ایمان و بصیرت برمیخیزد.
در این مصاحبه، با «محمدباقر خرمشاد عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبایی و جامعه شناس سیاسی» به گفتگو پرداختیم تا به اعماق این حماسهٔ مردمی سفر کنیم. چه عواملی این موج عظیم حضور را پدید آورد؟ چگونه همبستگی ملی و مذهبی، ارادهٔ پولادین ملت ایران را در مواجهه با چالشها شکل داد؟ و این ایستادگی کمنظیر، چه پیامهایی را برای جهانیان به ارمغان دارد؟
در ادامه متن این گفتگوی تفصیلی را از نظر میگذرانید:

تسنیم: در حضور مردم در میدانها، شاهد مشارکت همه نسلها هستیم. تحلیل شما دربارهٔ این حماسه و نقشی که در ایجاد ثبات پس از شهادت فرماندهان در جنگ 12روزه و خصوصاً جنگ رمضان داشت چیست؟
خرمشاد: این حادثه مجموعهای از عوامل دارد. بخشی از آن عوامل زمینی و جامعهشناختی سیاسی است که بعداً توضیح میدهم؛ اما بخشی دیگر عوامل ماورایی است که پیشتر هم بارها در جاهای مختلف گفتهام. در جنگ 12 روزه هم این مسئله را مطرح کرده بودم و امروز بهصورت قویتری صادق است.
تسنیم: منظورتان از عامل ماورایی چیست؟
خرمشاد: باور من (و شواهد تاریخی هم میتواند مؤیدش باشد) این است که نتیجهٔ خون شهدای مظلوم آن سحرگاه جمعه بود؛ چه دانشمندان هستهای که شهید شدند و چه فرماندهانی که از پاکترین انسانها بودند. ما باور داریم خون شهید اثر متفاوت و ویژهای دارد. به نظر من این خون باعث شد فضای ملتهب و مصنوعیای که ساخته شده بود و برخی هم به آن باور پیدا کرده بودند، شکسته شود.
تسنیم: وضعیت ایران پیش از جنگ 12 روزه چگونه تحلیل میشد؟ چه اتفاقی در روز 23 خرداد جنگ 12 روزه رخ داد؟
خرمشاد: تا قبل از آغاز جنگ، در فضای روشنفکری و دانشگاهی این تحلیل غالب بود که ایران در شرایط انفجار و فروپاشی است. گفته میشد هر لحظه ممکن است حملهٔ خارجی یا مداخلهای رخ دهد و اگر چنین شود، فاتحهٔ جامعه و نظام سیاسی ایران خوانده است.
برخلاف آن تحلیلها، جنگ که آغاز شد، جامعهٔ ایران نهتنها فرو نپاشید بلکه منسجم شد، جمع شد، مشت شد و مقاومت کرد و در مقاومت شکوفا هم شد.
*دو تجربه تاریخی برای مردم/ از 28 مرداد 1332 تا دی ماه 1404
تسنیم: به لحاظ شناخت سیاسی، مردم ایران چه ویژگیای دارند که در این اتفاق نقش داشت؟
خرمشاد: مردم ایران که محصول انقلاب اسلامی هستند، به سطحی از شناخت تاریخی ـ سیاسی و قدرت تحلیل رسیدهاند که واقعاً در جهان امروز قابل مقایسه با هیچ ملت دیگری نیست و این موضوع از عوامل مهم رفتار اخیر مردم بود. مردم یک تجربهٔ دور و یک تجربهٔ نزدیک داشتند که به فهم شرایط فعلی کمک کرد و تعیینکنندهٔ رفتارشان شد. تجربهٔ کودتای 28 مرداد 1332. برای مردم روشن شده که در آن واقعه چرا نهضت ملی از دست رفت: خیابانها واگذار شد به امثال شعبان بیمخ و فریبخوردهها، و کسانی که باید در لحظهٔ حساس در خیابان میبودند، حاضر نشدند.
تسنیم: تجربهٔ نزدیک چه بود؟
خرمشاد: وقایع 18 و 19 دی. مردم احساس میکردند چیزی در جامعه درست کار نمیکند؛ گرانی و مشکلات وجود داشت و مردم هم حق داشتند، اما در عین حال میدیدند اسرائیل و آمریکا از بعضی اتفاقها خوشحالاند و جشن میگیرند. میدانستند این تحرکات فقط یک پدیدهٔ درونی نیست و ردّ دخالت بیرونی در آن دیده میشود؛ مشابه همان چیزی که در مرداد 32 اتفاق افتاد، فقط این بار عامل خارجی آمریکا و انگلیس نبودند بلکه آمریکا و اسرائیل بودند. اما مردم هنوز نمیدانستند دقیقاً چه باید بکنند.

*مردم به فتنه 18 و 19 دی پی بردند و فهمیدند نباید عرصه را واگذار کنند
تسنیم: چه شد که فهم مردم کاملتر شد؟
خرمشاد: با آغاز جنگ رمضان، حتی برای کسانی که در 18 دی هم تردید داشتند روشن شد که ماجراهای 18 و 19 دی، جنگ 12 روزه و جنگ رمضان جدا از هم نیستند؛ بلکه همه در یک مجموعه قرار میگیرند و یک خط واحد را تشکیل میدهند. چون نمیتوان گفت اسرائیل و آمریکا فقط یک جنگ 12 روزه کردند یا فقط در آن کشته دادیم. تعداد کشتههای 18 و 19 دی برای مردم بسیار سنگین بود و آغاز جنگ رمضان برای بسیاری ثابت کرد که آن حرفی که گفته میشد: «اینها کشتهسازی میکنند و ارادهشان این است که از هر کس از ملت ایران که دم دستشان باشد کشته بگیرند» حقیقت دارد. این موضوع آشکار شد و مردم فهمیدند که یا باید بیایند و جلوی تکرار 18 و 19 دی و تکرار 28 مرداد را بگیرند، یا عرصه را واگذار میکنند به «شعبانبیمخها و فریبندهها». به همین دلیل حضور مردم بهصورت جدی در خیابانها دیده شد.
*نحوه شهادت رهبر، ملت را بیدار کرد/مردم دیدند اینبار رهبر فدای ملت شد
تسنیم: شهادت مقام معظم رهبری چه نقشی در شکلدهی این ذهنیت داشت؟
خرمشاد: با شهادت رهبر معظم انقلاب، یک اتفاق مهم افتاد: مجموعهای از برساختههای رسانههای خارجی و دروغهایی که دربارهٔ ایشان گفته بودند، با ریخته شدن خون ایشان، مکان شهادت و زمان شهادتشان فروپاشید. این فروپاشی، آگاهی و احساسات مردم را بهشدت بالا برد. مردم تا قبل از آن میگفتند «خونی که در رگ ماست هدیهٔ به رهبر ماست»؛ اما با این واقعه دیدند که رهبر و حواریونش، حلقهٔ اول همراهانش، با خون خودشان در میدان نوشتند که «خونی که در رگ ماست هدیهٔ به ملت ماست».
این موضوع برای مردم ملموس شد: مردم حق داشتند بگویند خون ما هدیه به رهبر ماست؛ اما در مقابل، رهبر و بهترین یارانش نیز عملاً ثابت کردند که خون خود را هدیهٔ ملت کردهاند. همین مسئله سبب شد خون ملت به جوش بیاید و نوعی آگاهی پدید بیاید. در برخی پشیمانی، در برخی خشم، و به هر حال این واقعه اثر عمیقی بر اقشار مختلف مردم گذاشت.
مردمی که بیش از 90 درصدشان باسوادند و در دنیای رسانه زندگی میکنند، در تاریخ ایران چنین حاکمانی کم دیدهاند که اینگونه پای کار بمانند. در حالت عادی، رهبر و فرمانده باید آخرین کسانی باشند که آسیب میبینند، اما این بار آنها فدایی ملت شدند. این برای ملت آگاه ایران بسیار مهم بود.

*دشمنی با ایران به قبل از اسلام بازمیگردد/پیشینه تاریخی کینه آمریکا و صهیون از ایران
تسنیم: نقش آگاهی تاریخی و تمدنی مردم در این رخداد چه بود؟
خرمشاد: نوعی آگاهی تاریخی و تمدنی در مردم ایران زنده شد. برای توضیح این موضوع، میتوان به سخن یکی از نمایندگان کنگرهٔ آمریکا اشاره کرد که گفت: «ما در زمان مناسبی قرار گرفتیم که یک جنگ 2000 ساله را در ایران به پایان خوبی برسانیم.»
این عبارت نشان میدهد که موضوع فقط اسلام یا جمهوری اسلامی نیست؛ چون اسلام 1400 سال بیشتر سابقه ندارد. اشارهٔ او به تمدن ایران باستان است. این نشان میدهد که در لایههایی از ساختار آمریکا و رژیم صهیونیستی، تصور این است که در تاریخ، ایرانیان آریایی در برابر یونان و روم پیروز شدند و آنها خود را وارث آن تمدنها میدانند. از نگاه آنها، آن تمدنها در برابر ایران تحقیر و شکست خوردند و حالا میخواهند نوعی جبران یا ترمیم تاریخی انجام دهند.
این همان ایدهای است که پشت حمایت از فیلم «300» نیز بود و این پیام را داشت که آنها حس میکنند باید شکست تاریخیشان از ایران را جبران کنند. آنها در ظاهر میگویند «ایران اسلامی»، «جمهوری اسلامی»، «ایدئولوژیک»، «شیعهٔ افراطی» و…؛ اما به نظر میرسد فراتر از اینهاست. آنها حتی ایران اسلامی شیعی امروز را ادامهٔ همان اقتدار تمدنی ایران باستان میدانند؛ بهترین وارثان و ادامهدهندگان آن تمدن. آنان بهترین وارثان و ادامهدهندگان تفکر انقلاب اسلامی را «تفکر عظمتطلبی برای ایران» میدانند و وظیفهٔ خود میدانند که در برابر آن بایستند.
*اشتباه محاسباتی دشمن و مردمی که در صحنه ماندند/دستمال کثیف، شیشه کثیف را تمیز نمیکند!
اشتباه محاسباتیشان این بود که فکر میکردند باید همین حالا با همهٔ هزینهها این تقابل را به نتیجه برسانند. اما زمانی که چنین حرفهایی مطرح شد، آگاهی تاریخی و تمدنی ملت ایران به صحنه آمد و خود را نشان داد. این آگاهی به مردم فهماند که موضوع بسیار عمیقتر از آن است که آمریکاییها یا اسرائیلیها ادعا میکنند که آمدهاند ملت ایران را از فساد یا مشکلات رهبران سیاسی «نجات دهند». مردم میدیدند که بسیاری از ادعاها دربارهٔ فساد 90 درصدی و… دروغ است و نمیتوان پذیرفت که «دستمال کثیف» بخواهد «شیشهٔ کثیف» را تمیز کند. این روایتهای نجاتبخشی که برخی میگفتند «ما آمدیم ایران را نجات بدهیم و مثل فرشتهٔ سفیدپوش از مردم مراقبت کنیم» در آگاهی تمدنی مردم رنگ باخت.
این آگاهی باعث شد ملت ایران به شیوهای که توصیف شد، بسیج شوند و در صحنه حضور داشته باشند. این حضور همچنین ریشه در فهم مردم از پیام رهبر شهید دربارهٔ جنگ رسانهای داشت، چرا که بخش عظیمی از جنگ فعلی جنگ رسانهای بود.
با توجه به نامردیها و جفاهایی که در حق رهبر شهید انقلاب و خانوادهٔ ایشان شد چه در حوزهٔ سیاست و چه نسبتدادن حرفهای بیربط احساس مسئولیتی در مردم شکل گرفت که نباید اجازه دهند آنچه دربارهٔ رهبر شهید رخ داد، دربارهٔ جانشین ایشان تکرار شود. مردم حس کردند باید وارد میدان شوند و این جملهٔ «خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست» را اینبار در پشتیبانی از رهبر جدید معنا کنند. به این معنا که: رهبر پیشین برای مردم فدا شد؛ پس مردم خود را موظف میدانند که از رهبر جدید حمایت کنند و اجازه ندهند خطری او را تهدید کند. این حس عمیق در ناخودآگاه جمعی کسانی که در صحنه بودند کاملاً دیده میشد.
*شهادت رهبر انقلاب برساخت دروغین رسانههای دشمن را فروریخت
تسنیم: شهادت رهبر معظم انقلاب چه تأثیری بر دروغهایی که علیه نظام گفته میشد گذاشت؟
خرمشاد:علاوه بر اینکه با شهادت رهبری بسیاری از برساختههای دروغین رسانههای خارجی فرو ریخت، نتیجهٔ دیگری هم داشت: دروغهایی که علیه ساختار نظام گفته میشد یکییکی برملا شد. برای مثال، ادعای «ایران بلوف میزند و قدرتی ندارد» یا حرفهایی دربارهٔ «نامههای آمریکا» که میگفتند از اینجا و آنجا عبور میکنند و بهزودی به فلان محل میرسند، یا اینکه جمهوری اسلامی را حکومتی «شخصمحور، استبدادی و دیکتاتوری» معرفی میکردند اینها با واقعیت پس از شهادت رهبری فروریخت.
*حکومت ایران شخص محور نیست، دشمن فکر میکرد با حذف رهبری کشور سقوط میکند
چون گفته میشد حکومتهای شخصمحور با حذف فرد اول سقوط میکنند. اما در ایران چنین نشد. حکومت نهتنها از هم نپاشید، بلکه ساختارمند و نظاممند عمل کرد. این حکومت لایههای اجتماعی متنوعی دارد که از آن پشتیبانی میکنند. ثباتش را حفظ کرد.
نمونهٔ مشابهی هم قبلاً بود: زمانی که رئیسجمهور رییسی از دنیا رفت و شهید شد، انتقال قدرت کاملاً طبیعی انجام شد. و این بار که رهبر نظام به شهادت رسید، باز هم همه چیز مثل ساعت کار کرد.
تسنیم: واکنش ساختار حکومت پس از شهادت رهبر چگونه بود؟
خرمشاد: نهتنها کارکرد خود را حفظ کرد، بلکه عملیات گستردهای انجام داد. نظام از مردم دفاع کرد، حتی تا مرز شهادت رفت. این باعث شد مردم نیز احساس کنند باید از نظام و رهبری دفاع کنند. یک رابطهٔ دو سویه بین مردم و دولت شکل گرفت: مردم دیدند که حکومت برای آنان تا مرز جان پیش رفته؛ پس آنها نیز در دفاع از نظام ایستادند. اعتماد و سرمایهٔ اجتماعی عظیمی ایجاد شد که روزبهروز نیز افزایش مییابد. این سرمایهٔ اجتماعی یکی از دستاوردهای مهم این رویداد بود.

تسنیم: در وقایع 18 و 19 دی چه رخدادی باعث جریحهدار شدن اکثریت مردم شد؟
خرمشاد: اتفاقی عجیب در آن روزها رخ داد که روح اکثریت ملت ایران را جریحهدار کرد. زیرا مردم ایران مردمی مذهبی و خداباور هستند. مردم ایران از دوهزار سال قبل خدا باور بودهاند و نظام اخلاقیشان مبتنی بر دوگانهٔ خیر و شر و حق و باطل بوده است. این جهانبینی در لایههای تاریخی و فرهنگیشان ریشه داشته و امروز نیز فعال است. به همین دلیل، این مردم که خداباورند، اتفاقات 18 و 19 دی را بسیار سنگین احساس کردند. یکی از وحشتناکترین اتفاقات این بود که مسجد را آتش زدند، برخی آشکارا نعوذبالله به خدا فحاشی کردند، به ائمه، به پیامبر، به پیامبران ناسزا گفتند و بهطور کلی به دین توهین کردند. مردم میدیدند اگر این بار جلوی این حرکت ایستادگی نشود، حتماً در مراحل بعدی اتفاقات بسیار شدیدتر رخ خواهد داد و اوضاع بهشدت بههم خواهد ریخت.
*مردم بعد از اتفاقات دی ماه فهمیدند جنگ بعدی «موجودیتی» است
تسنیم: این رخدادها چه نوع ترسی یا ادراکی در مردم ایجاد کرد؟
خرمشاد: این وضعیت برای مردم تبدیل شد به یک جنگ «موجودیتی». از نگاه آنان، اگر گروه مقابل مسلط میشد، موجودیت مردم ایران که مبتنی بر یک نگاه دینی است تهدید میشد. مردم احساس کردند موضوع فقط یک نزاع سیاسی نیست؛ موضوع دفاع از «بودن» است. مردم آگاه دنیا نیز امروز تقابل را اینگونه میبینند: اردوگاه اخلاق، معنویت، بشریت و دفاع از انسانیت در یک طرف؛ و در طرف دیگر سلطهٔ آمریکا و سلطهٔ اسرائیل. این نوع دینداری در مردم ایران تصادفی نیست؛ ریشهدار است و همیشه بوده است.
حماقت دشمن مجموعهای از «واژگان جدید» خلق کرد که در جامعه رایج شد و دو نیروی عمدهٔ اجتماعی–سیاسی–فرهنگی ایران را کاملاً به هم رساند. هرچند این نیروها از گذشته نیز در ذخیرهٔ تاریخی ملت حضور داشتند، اما در این واقعه همافزایی کامل پیدا کردند. این دو نیروی عمده چه هستند؟ «ایران» و «تشیع». به تعبیر من، پیوند ایران و شیعه دوباره زنده شد؛ همافزایی ایرانیت و اسلامیت احیا شد.
*دشمن با کار خود پیوند ایران و تشیع را مستحکمتر کرد
نشانههایی از این همافزایی در رفتار و شعارهای مردم نیز این روزها آشکار است. در شعارها از هر دو حوزه استفاده میشد: - از یک سو نامهایی چون ذوالفقار، حیدر، خیبر. - از سوی دیگر نامهایی چون رستم، سیاوش، آرش. کسانی که پیشتر ممکن بود آرش و رستم در ذهنشان پررنگ باشد و با مفاهیم حیدر و علی(ع) احساس بیگانگی کنند، در این رخداد احساس بیگانگی نکردند. این دو نیروی فرهنگی در بستری طبیعی به هم رسیدند و همافزایی یافتند.
*ایرانِ ایرانی یک نیروی اجتماعی قدرتمند در جنگ
تسنیم: چرا این همافزایی اتفاق افتاد؟
خرمشاد: به دلیل نوع رفتاری که طرف مقابل انجام داد. مردم احساس کردند اگر باید به نام وطن در صحنه باشند، باید به نام تشیع و کیان اسلام هم باشند. بنابراین هر دو جهت هویتی بهصورت طبیعی به هم نزدیک شدند.
مجموعهٔ این رخدادها باعث شد «ایرانِ ایرانی» به تعبیر رهبر شهید بهعنوان یک نیروی اجتماعی بسیار قدرتمند زنده شود؛ نیرویی که ریشه در ایران کهن و ایران گذشته دارد و اکنون در ایران امروز به شکل صحنههایی که دیده شد، خود را نشان میدهد.
انتهای پیام/