به گزارش گروه پارلمانی خبرگزاری تسنیم، مهدی عسگری نماینده و عضو سابق کمیسیون صنایع و معادن مجلس شورای اسلامی در یادداشتی به موضوع تهدید دشمن مبنی بر حمله به زیر ساختها نوشت:ترامپ، پس از ناکامی در میدانهای سخت زمین، دریا و آسمان به دنبال روزنه ای برای رهایی ازین وضعیت و تغییر زمین بازی است و در این میان یکی از تهدیداتش حمله به زیرساختهاست و این یعنی: تهدید مستقیم مردم.
او وقتی از شکستن اراده نظامی و ایجاد شکاف داخلی ناتوان مانده و در برابر پایمردی و استقامت جانانه مردم ایران درمانده شده است، زیرساختهای حیاتی مانند برق را مورد تهدید قرار داده تا از مسیر فشار مستقیم بر مردم، آنچه را در میدان نبرد به دست نیاورده، با کشاندن جنگ به عرصه اجتماعی و شکستن مقاومت مردم، جبران کند.
اما این تهدیدات، بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، علامت استیصال است و نشانه نشناختن ایران و ایرانی.
وضعیت صنعت برق ایران؛ شبکهای یکپارچه، پراکنده و هوشمند
ایران، برخلاف تصور طراحان این سناریو، با یک شبکه محدود و شکننده مواجه نیست. ظرفیت تولید برق کشور ظرفیتی گسترده است که با حدود صد مجموعه بزرگ نیروگاهی و صدها واحد تولیدی با مقیاسها و منابع متنوع، در سراسر کشور توزیع شده است. این پراکندگی جغرافیایی، یعنی هیچ نقطهی متمرکزی وجود ندارد که با حذف آن، ایران خاموش شود.
در اغلب ماههای سال، به جز ایام پیک، تولید برق ایران از مصرف داخلی فراتر میرود و امکان صادرات برق به کشورهای همسایه فراهم میشود. این «*مازاد تولید*» و حاشیه اطمینان، یکی از عوامل کلیدی در تابآوری شبکه است.
مهمتر از آن، یکپارچگی و هوشمندی شبکه سراسری برق ایران است. این شبکه بهگونهای طراحی شده که در صورت بروز اختلال در یک یا چند نیروگاه، بار شبکه بهسرعت بین سایر واحدها توزیع شود.
به همین دلیل، حتی در سناریوی حمله به برخی نیروگاهها، نتیجه «خاموشی سراسری» نخواهد بود، بلکه حداکثر میتواند به خاموشیهای مقطعی، منطقهای و قابل مدیریت منجر شود.
نکته مهم دیگر این است که بازسازی شبکه بر یک واقعیت مهم تکیه دارد: «*توان بومی*»
صنعت برق ایران، محصول دههها تجربه، تحریم، خوداتکایی و تربیت نیروی انسانی متخصص است. تعمیر، احیا و بازگردانی شبکه، وابسته به خارج نیست؛ اینجا دانش و اراده، در داخل کشور مستقر است.
اما مسأله فقط زیرساخت نیستمسأله اصلی مربوط به «مردم» است؛محاسبه دشمن درباره تابآوری اجتماعی ایران نیز دچار خطای بنیادین است.
در کشاندن جنگ به عرصه اجتماع، مسأله فقط زیرساخت نیست؛ مسأله اصلی مربوط به «مردم» است؛محاسبه دشمن در اینجا نیز دچار خطای بنیادین است.
او جامعه ایران را با جوامعی سنجیده که با اولین تهدید و تکانه، دچار فروپاشی روانی و اجتماعی میشوند. در حالی که مردم ایران، دهههاست در متن فشار زندگی کردهاند: از جنگ و بمباران، تا محاصره تبلیغاتی و رسانهای، تا تحریم و تنگناهای اقتصادی، تا ترورهای گسترده در دهه 60 و ماههای اخیر، و حتی تجربه خاموشیهای مقطعی برق.این تجربه تاریخی، از ایران یک جامعه با تابآوری بالا ساخته است.
در مقابل، بسیاری از کشورهای مصنوعیِ حاشیه خلیج فارس به دلایلی همچون وابستگی، جغرافیای کوچک، تمرکز تولید و همچنین فقدان تعلق ملی در شهروندان، آسیب پذیری بالایی دارند.همچنین وابستگی حیاتی به تأسیسات آب شیرینکن، به این معناست که اختلال در برق، همزمان بحران آب نیز ایجاد میکند.
در سرزمینهای اشغالی نیز، تمرکز زیرساختها و محدودیت عمق جغرافیایی، شبکه را در برابر ضربات، حساس و آسیبپذیر کرده است. به نحوی که 5 نیروگاه، 50درصد تولید برق را برعهده دارند و 5 آبشیرینکن، حدود 80درصد تأمین آب را به دوش میکشند. از طرفی یهودیان با شعار سرزمین امن به آنجا مهاجرت کردهاند اما اینک این بافتهها تحت ضربات بی سابقه، درحال فروپاشی است.
اجتماعیسازی جنگ» ؛ یک قمار پر هزینه
فراتر از همه اینها، یک حقیقت روشن وجود دارد:بر خلاف تصور آنها جامعه ایران، جامعهای «*تابآور در سختی*» است. فشار مستقیم بر مردم، نه تنها به فروپاشی اجتماعی منجر نمیشود؛ بلکه در بسیاری موارد، جامعه را منسجمتر میکند.کشاندن جنگ به عرصه اجتماعی با هدف اخلال در زندگی مردم، اگرچه هزینهساز است، اما در تجربه_ایرانی اغلب به فعال شدن ظرفیتهای درونی و تقویت #همبستگی_ملی انجامیده است.
اگر جنگ_اجتماعی را میخواهند بیازمایند، باید بدانند که این میدان، زمینِ آشنای مردم ایران است؛میدانی که در آن، «تابآوری مردم» که از ترکیب هویت ملی، دینی و تاریخی با «توان فنی بومی» و «ظرفیتهای سرزمینی» به دست آمده است میتواند هر ضربهای را درون خود هضم کرده و تهدید را تبدیل به فرصت کند.
مردمی که بارها نشان دادهاند، وقتی در خط مقدم دفاع از میهن قرار میگیرند، با خلق حماسه های شگرف، محاسبات ظاهری و معادلات دشمنان را تغییر میدهند! مردمی که به تجربه دریافتهاند: آیندهای که در آن عزت، امنیت و پیشرفت وجود داشته باشد، از دل ایستادگی و همبستگی درونی ساخته میشود، نه از مسیر وادادگی و تسلیم.
انتهای پیام/