خبرگزاری تسنیم، سعید شیری: ماجراهای مربوط به پیامبر اکرم و اهلبیت وحی، برای ما فراتر از ساحت باورها و مقدسات معمولی است؛ آنان وجودهایی قدسیاند که پیامبران پیشین با حقیقت نورانی و عرشی ایشان و حتی با نام مبارکشان آشنا بودند، از آنان مدد میجستند و بشارت ظهور جسمانیشان را به امتهای خویش یادآور میشدند. قرآن کریم نیز به برخی از این بشارتها، همچون بشارت حضرت عیسی علیهالسلام به آمدن احمد، اشاره کرده است. همچنین از تأیید آن پیامبر بزرگوار و مادر گرامی ایشان مریم سلاماللهعلیها به روحی قدسی سخن میگوید که بنا بر فرمایش امام صادق علیهالسلام «هی فاطمه»؛ یعنی آن روحالقدس، فاطمه سلاماللهعلیهاست. در روایات نیز آمده است که هیچ پیامبری به نبوت نرسید مگر با معرفت فاطمه؛ و چنانکه شیخ طوسی در امالی به نقل از امام صادق علیهالسلام آورده است: «…وَ هِیَ الصِّدِّیقَةُ الْکُبْرَى وَ عَلَى مَعْرِفَتِهَا دَارَتِ الْقُرُونُ الْأُولَى»؛ یعنی او صدیقۀ کبری است و گردش قرون پیشین بر محور معرفت او بوده است.
سوای از مستندات روایی متعددی که در این باره وجود دارد، شواهدی یافت شده مبنی بر توسل و استمداد سلیمان نبی نسبت به ساحت مقدس پنج تن آل عبا به ویژه امیر مؤمنان علیهالسلام که در لوحی به نام کتیبۀ سلیمان درج شده است. حکیم محمود سیالکوتی گزارش آن را در کتاب «اتمام حجت» خود داده است. بر اساس گزارش وی، در جنگ جهانی اول (1916 میلادی) هنگامی که عدهای از سربازان انگلیسی در چند کیلومتری بیتالمقدس مشغول سنگرگیری و حمله بودند، در دهکده کوچکی بهنام «اونتره» یک لوح نقرهای پیدا کردند که حاشیهاش به جواهرات گرانبها مرصع و در وسطش، خطوطی به حروف طلایی نگارش یافته بود.
معلوم شد که این لوح مقدسی است بهنام «لوح سلیمانی» و سخنانی از حضرت سلیمان را در بر دارد که به الفاظ عبرانی قدیم نگارش یافته است و ما ترجمهاش را در اینجا میآوریم:
الله؛ احمد؛ ایلی؛ باهتول؛ حاسن؛ حاسین
یاه احمد! مقذا = ای احمد! به فریادم رس
یا ایلی! انصطاه = یا علی! مرا مددی فرمای
یاه باهتول! اکاشئی = ای بتول! نظر مرحمت فرمای
یاه حاسن! اضو مظع = ای حسن! کرم فرمای
یاه حاسین! بارفو = یا حسین! خوشی بخش
آمو سلیمان صوه عئخب زالهلاد اقتا = این سلیمان اکنون به این پنج بزرگوار استغاثه میکند
بذات الله کم ایلی = و علی قدرة الله است.
نکتۀ جالب توجه این است که وقتی به حدیث «نورانیت» امیر مؤمنان در بحارالانوار مجلسی (رضوان الله علیه) رجوع میکنیم، این عبارتها را از آن حضرت خطاب به سلمان و ابوذر مییابیم: « أَنَا مُعَلِّمُ سُلَیْمَانَ بْنِ دَاوُدَ ... وَ أَنَا قُدْرَةُ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ»؛ امیر مؤمنان ضمن آنکه میفرمایند من (در باطن) سلیمان را معلمی کردم، اشاره میکنند «من قدرت الله عز و جل» هستم؛ همان عبارتی که سلیمان نبی در کتیبۀ خویش به علی علیهالسلام نسبت میدهد: بذات الله کم ایلی = و علی قدرةالله است.
پس از اطلاع برخی مقامات کلیسایی از این موضوع، دستور داده شد لوح در محل محرمانهای نگهداری شود و در معرض دید عموم قرار نگیرد.
اما ماجرا به اینجا ختم نمیشود؛ محمود سیالکوتی در کتاب دیگر خود با نام «علی و پیامبران: پیشگوئی پیامبران گذشته درباره خاتم انبیاء و اهل بیت گرامیش و توسلشان به این بزرگواران» مینویسد:
در کتب مقدس پیشین، از آمدن خاتم پیامبران حضرت محمد بن عبدالله صلی الله علهی و آله و جانشین وی حضرت علی بن ابی طالب علیه السلام بشارت داده شده، اما مخالفان اسلام، نخواسته و نمیخواهند این حقیقت را آشکار کنند، بلکه در از بین بردن آن بسی کوشیده و میکوشند.
مثلاً در انجیل صحیفۀ غزل الغزالات، چاپ لندن در سال 1800 میلادی، باب 5 آیات 1 تا 10 سخنانی از حضرت سلیمان راجع به پیامبر خاتم و امیر مؤمنان به طور غیر صریح دارد تا در آخر، صریحاً میفرماید: خلو محمدیم «او دوست و محبوب من، محمد است.»
ولی از انجیلهایی که بعد از سال 1800 م چاپ شده، جملۀ مذکور حذف شده است.
همچنین لفظ «ایلیا» یا «ایلی» یا «آلیا» که در کتب مقدس پیشین ذکر شده، مخالفان حق، میکوشند ثابت کنند که مراد از آن، خدا یا الیاس یا مسیح یا یوحنا است نه حضرت علی.
ناگفته نماند که بعضی از روحانیون با انصاف مسیحی که دربارۀ «ایلیا» یا «ایلی» یا «آلیا» تحقیق کردهاند و از زندان تعصف رهایی یافتهاند، حقیقت امر را بیان کردهاند.
یکی از آنان Mr.J.B Galidon است که چنین مینویسد:
In the language of oldest and present habrew the word "ALLIA" is not in the mcaning of god or alla but this word is showing that in next and last time of this word any one will become nominates allia or ailee.
یعنی در زبانهای عبرانی باستانی کلمۀ «ایلیا» یا «ایلی» به معنای خدا، یا «الله» استعمال نشده و نمیشود، بلکه کلمۀ مذکور، نشان میدهد که در زمان آینده یا آخرالزمان، شخصی خواهد آمد که نامش ایلیا یا ایلی باشد.
همچنین از نسخۀ خطی بسیاری قدیمی زبور که نزد «اهزان الله مشقی» پیشوای دینی مسیحیان بود، این عبارات از داود علیهالسلام نقل شده است:
مطعنی شل قثورتینمر قث پاهینوا فی وز «ایلی» متازه امطع ملغ شلو شمالت پزانان همنیقته خلذ وقث فل «حدار» کمر توه شیهوپلت انی قاة بوتاة خیماه رث جین «کماباه» بنه اشود کلیامه کاذو قثوتی قتمر عند و بریما برینم فل خلذ ملغ خایوشنی پمر مغلینم جنحاریون.
یعنی «اطاعت آن بزرگواری که «ایلی» نام دارد، واجب است و فرمانبرداری از او همۀ کارهای دین و دنیا را اصلاح میکند. آن شخصیت والا مقام را «حدار» (حیدر) نیز میگویند. او دستگیر و مددکار بی کسان و شیر شیران باشد. نیرو و قدرتش بسیار و تولدش در کعابا (کعبه) خواهد بود.
بر همه واجب است که دامن آن بزرگوا را بگیرند و همانند غلام حلقه به گوش اطاعتش کنند.
بشنود هرکه گوش شنوا دارد، بفهمد هرکه عقل و هوش دارد، بیندیشد هرکه دل و مغز دارد که چون وقت بگذرد، دوباره باز نمیگردد.»
انتهای پیام/