به گزارش خبرگزاری تسنیم از یاسوج، در شرایط حساس کنونی که فضای سیاسی منطقه از پیچیدگیهای بیسابقهای برخوردار است ضروری است حقیقت میدان بهدرستی برای افکار عمومی تبیین شود، نخست و پیش از هر چیز باید ملت ایران بدانند که هیچ مذاکرهای با طرف آمریکایی در جریان نیست و تاکنون نیز چنین مذاکراتی وجود نداشته است، جمهوری اسلامی ایران در طول تاریخ خود دو بار مسیر مذاکره با آمریکا را آزموده، اما در هر دو نوبت طرف آمریکایی نهتنها به تعهدات خود پایبند نماند، بلکه در اقدامی بیسابقه و خائنانه در میانه مذاکرات و با مشارکت رژیم صهیونیستی به خاک ایران حمله کرد و عملاً میز مذاکره را بمباران کرد، این تجربه تلخ بهروشنی نشان داد که آمریکا نه در آن زمان قابل اعتماد بود و نه امروز میتوان بر وعدههایش تکیه کرد.
دوم آن که موضوعی که این روزها از سوی محافل آمریکایی و برخی رسانههای غربی مطرح میشود ریشه در واقعیتی جز ارسال پیامهایی از سوی چند کشور همسایه ندارد، این قبیل رفتوآمدهای دیپلماتیک و انتقال پیام هرگز به معنای آغاز یا استمرار مذاکرات رسمی میان تهران و واشنگتن نیست و متأسفانه برخی جریانها تلاش دارند با بزرگنمایی این پیامها، فضای گفتوگو را جایگزین واقعیت میدانی سازند در حالی که مقامات ارشد نظام و دولت جمهوری اسلامی بارها اعلام کرده تا زمانی که اراده جدی از سوی طرف مقابل برای احترام به حقوق ملت ایران مشاهده نشود هیچ گفتوگویی معنا ندارد.
نکته سوم اینکه تحلیل دقیق رفتار آمریکا در برهه کنونی نشان میدهد که طرح موضوع مذاکره خود یک حربه راهبردی با اهدافی چندلایه است فرض اصلی آن است که ایالات متحده بهدنبال استفاده از این تاکتیک برای مدیریت افکار عمومی و تغییر معادلات میدانی به نفع خود بوده و این رویکرد ذیل سناریویی است که از پیش طراحیشده و در پی آن است که از ظرفیتهای روانی و رسانهای برای پیشبرد مقاصد نظامی و سیاسی خود بهره گیرد، غرب بهخوبی میداند که قدرت اصلی ایران در پشتیبانی مردمی و وحدت داخلی است به همین دلیل تلاش میکند تا از مسیر مذاکرهنمایی این دو سرمایه بزرگ را هدف قرار دهد.
هدف چهارم این سناریو ایجاد دلسردی میان مردم انقلابی و کمرنگ کردن حضور پرشور و شعور آنان در میادین است، تجربه نشان داده هرگاه ملت ایران با آگاهی و بصیرت در صحنه حاضر شدند دشمن از پیشبرد اهدافش بازمانده است امروز نیز آمریکاییها با القای فضای گفتوگو و وعدههای توخالی درصد آن هستند تا مشارکت مردمی را کاهش داده و انگیزههای انقلابی را تضعیف کنند اما مردم بصیر و زمانشناس ایران که ماهیت فریبکارانه دشمن را از نزدیک لمس کردند فریب این توطئه را نخورده و همانند گذشته با حضور آگاهانه خود توطئهها را خنثی میکنند.
پنجمین محور از اهداف پنهان پشت پرده این مذاکرهنمایی ایجاد اختلاف و دودستگی میان جریانهای سیاسی داخلی از طریق خلقِ دوگانه دروغین «مذاکره آری، نه به جنگ» است؛ دشمن بهخوبی میداند که مهمترین نقطه قوت نظام جمهوری اسلامی وحدت و انسجام ملی است و از این رو با برجستهسازی شکلی از تقابل میان رویکردهای سیاسی میکوشد فضای کشور را به سمت دوقطبیسازی و منازعات فرسایشی سوق دهد و این دوگانهسازی بیش از آنکه بیانگر یک انتخاب واقعی باشد ابزاری برای خنثیکردن ظرفیتهای داخلی و مشغول نگه داشتن افکار عمومی در حاشیههای بینتیجه است.
در ششمین گام از این تحلیل باید به کاربرد فریب و غفلتآفرینی برای انجام اقدامات دیگر در چارچوب اقدام نظامی با مشارکت رژیم صهیونیستی اشاره کرد؛ مهمترین خطر آن است که آمریکا با طرح شعار مذاکره ضمن خرید زمان و ارزیابی واکنشها زمینه را برای هماهنگی با رژیم صهیونیستی جهت انجام یک اقدام نظامی احتمالی فراهم آورد و چنین سناریویی بارها در گذشته آزمایش شده و امروز نیز با تکیه بر تجارب تلخ تاریخی نیازمند هوشیاری مضاعف است، نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران با آمادگی کامل در میدان حضور دارند و هرگونه خطای محاسباتی از سوی دشمن با پاسخی کوبنده و پشیمانکننده مواجه خواهد شد.
هفتمین و آخرین نکته که باید برای مردم عزیز ایران بهصورتی شفاف تبیین شود این است تا زمانی که خواستههای بهحق ایران محقق نشود و احترام کامل به منافع ملی و امنیت کشور از سوی طرف مقابل به اثبات نرسد ملت ایران بدانند که هیچ مذاکرهای در کار نیست؛ مردم، مسئولان و نیروهای مسلح، همگی با قدرت و صلابت در میدان هستند و با اتکا به پشتیبانی مردمی و ظرفیتهای بینظیر داخلی تا شکست کامل دشمن از پای نخواهند نشست، این اراده جمعی بزرگترین مانع در برابر توطئههای دشمنان است و تجربه ثابت کرده هرگاه این سه ضلع (ملت، مسئولان، نیروهای مسلح) هماهنگ و یکپارچه عمل کردند پیروزی از آنِ ایران سربلند بوده است.
یادداشت از سید مصطفی گنجی
انتهای پیام/