1. صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  2. سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  3. امام و رهبری
  4. ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  5. بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  6. فضا و نجوم
  7. اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  8. اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  9. فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • ‌دین ، قرآن و اندیشه
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • موسیقی و تجسمی
  10. حوزه و روحانیت
  11. استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  12. رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  13. بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  14. عکس
  15. فیلم
  16. گرافیک و کاریکاتور
    • english
    • عربی
    • Türkçe
    • עברית
    • Pусский
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  •  
    آپارات
  •  
    سروش
  •  
    آی‌گپ
  •  
    گپ
  •  
    بله
  •  
    روبیکا
  •  
    ایتا
  • قیمت ارز و طلا
    لیگ ایران و جهان
  • صفحه اصلی
    • پربیننده‌ترین اخبار
    • مهمترین اخبار
    • آرشیو اخبار
  • سیاسی
    • سیاست ایران
    • نظامی | دفاعی | امنیتی
    • گزارش و تحلیل سیاسی
    • مجلس و دولت
  • امام و رهبری
  • ورزشی
    • فوتبال ایران
    • فوتبال جهان
    • والیبال | بسکتبال | هندبال
    • کشتی و وزنه‌برداری
    • ورزش های رزمی
    • ورزش زنان
    • ورزش جهان
    • رشته های ورزشی
  • بین الملل
    • دیپلماسی ایران
    • تولیدات دفاتر خارجی
    • آسیای غربی
    • افغانستان
    • آمریکا
    • اروپا
    • آسیا-اقیانوسیه
    • پاکستان و هند
    • ترکیه و اوراسیا
    • آفریقا
    • بیداری اسلامی
  • فضا و نجوم
  • اقتصادی
    • اقتصاد ایران
    • پول | ارز | بانک
    • خودرو
    • صنعت و تجارت
    • نفت و انرژی
    • فناوری اطلاعات | اینترنت | موبایل
    • کار آفرینی و اشتغال
    • راه و مسکن
    • هواشناسی
    • بازار سهام | بورس
    • کشاورزی
    • اقتصاد جهان
  • اجتماعی
    • پزشکی
    • رسانه
    • طب سنتی
    • خانواده و جوانان
    • تهران
    • فرهنگیان و مدارس
    • پلیس
    • حقوقی و قضایی
    • علم و تکنولوژی
    • محیط زیست
    • سفر
    • حوادث
    • آسیب های اجتماعی
    • بازنشستگان
  • فرهنگی
    • ادبیات و نشر
    • رادیو و تلویزیون
    • ‌دین ، قرآن و اندیشه
    • سینما و تئاتر
    • فرهنگ حماسه و مقاومت
    • موسیقی و تجسمی
  • حوزه و روحانیت
  • استانها
    • آذربایجان‌ شرقی
    • آذربایجان غربی
    • اردبیل
    • اصفهان
    • البرز
    • ایلام
    • بوشهر
    • استان تهران
    • چهارمحال و بختیاری
    • خراسان جنوبی
    • خراسان رضوی
    • خراسان شمالی
    • خوزستان
    • زنجان
    • سمنان
    • سیستان و بلوچستان
    • فارس
    • قزوین
    • قم
    • کاشان
    • کردستان
    • کرمان
    • کرمانشاه
    • کهگیلویه و بویراحمد
    • گلستان
    • گیلان
    • لرستان
    • مازندران
    • مرکزی
    • هرمزگان
    • همدان
    • یزد
    • جزایر خلیج فارس
  • رسانه ها
    • چند رسانه ای
    • خواندنی
  • بازار
    • قیمت خودرو
    • قیمت طلا، سکه و ارز
    • سازمان‌ها و شرکت‌ها
  • عکس
  • فیلم
  • گرافیک و کاریکاتور

تصویر کلان از جنگ رمضان وماجرای مذاکره/ وضعیت چیست و پنجره خروج کجاست؟

  • 05 فروردين 1405 - 19:48
  • اخبار سیاسی
  • اخبار نظامی | دفاعی | امنیتی
تصویر کلان از جنگ رمضان وماجرای مذاکره/ وضعیت چیست و پنجره خروج کجاست؟

با گذشت نزدیک به یک ماه از آغاز جنگ تحمیلی جدید آمریکایی ـ اسرائیلی علیه ایران تصویر کلان میدان و سیاست چیست؟

سیاسی

خبرگزاری تسنیم ـ عبدالله (کیان) عبداللهی:

فصل اوّل: چرا جنگ شد؟

جنگ رمضان، یعنی جنگی که از 9 اسفند 1404 آغاز شد، در واقع ادامه جنگ 12روزه‌ای است که از خرداد 1404 شروع شده بود، اما این جنگ اساساً چرا آغاز شد و به‌چه‌شکلی ادامه یافت؟

آیا مسئله، آن‌گونه که آمریکایی‌ها ادعا می‌کنند، نگرانی از ساخت سلاح هسته‌ای توسط ایران یا عدم تمایل ایران به دستیابی به یک توافق سیاسی بود؟ خیر. نشانه‌ها چیست؟ ایران در برجام امتیازات مهمی داد و خود آمریکایی‌ها نیز اذعان کردند که با برجام، ایران ـ حتی اگر اراده کند ـ دیگر نمی‌تواند به بمب اتمی دست پیدا کند و اگر هم بخواهد، حداقل دو سال زمان نیاز خواهد داشت و در این دو سال آمریکا می‌تواند اقدام نظامی کند، ضمن آنکه ایران بر مبنای فتوای رهبر معظم انقلاب اسلامی، امام شهید، آیت‌الله خامنه‌ای، اعلام کرده بود که نه به‌خاطر تهدیدهای آمریکا، بلکه با اراده و تصمیم خودش، نمی‌خواهد سلاح اتمی بسازد.

پیش از جنگ خرداد نیز ایران مذاکرات را پذیرفته بود و مذاکرات هسته‌ای در جریان بود، حتی خود ترامپ، هیئت حاکمه آمریکا و هم‌پیمانان آنها مدام از پیشرفت‌‌های جدی در مذاکرات و فضای سازنده و مثبت حاکم بر آن سخن می‌گفتند. اگر آمریکا صداقت داشت، توافق کاملاً در دسترس بود. آمریکا می‌گفت ایران نباید سلاح هسته‌ای داشته باشد؛ رسیدن به توافقی که چنین امری را تأمین کند بسیار ساده بود، اما آمریکایی‌ها قصد دیگری داشتند.

آمریکا در پوشش و فریب مذاکرات عملاً برای جنگ آماده می‌شد و البته ایران نیز با مذاکره، حقانیت خود را بیشتر تثبیت کرد.

تخمین آمریکا و اسرائیل این بود که پس از هفت اکتبر، از یک سو حماس به‌عنوان یکی از اضلاع محور مقاومت بسیار تضعیف شده است، حزب‌الله لبنان نیز در جنگ  66روزه افت کرده ـ و یا حتی به‌تعبیری توان نظامی خود را از دست داده است ـ حکومت بشار اسد به‌عنوان هم‌پیمان ایران در سوریه نیز در سال 1403 سقوط کرده است و ایران هم از نظر اقتصادی و اجتماعی دچار مشکلات جدی است؛ لذا حالا «ساعت صفر» فرارسیده است و باید «قلب و مغز مقاومت» از کار بیفتد.

اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها با چند برآورد وارد معرکه 12روزه شدند:

1 ـ برآورد اجتماعی:

برآورد آمریکایی‌ها و اسرائیل این بود که اگر اسرائیل با پشتیبانی آمریکا حمله کند، حوزه اجتماعی ناراضی در ایران یا به‌نفع اسرائیل و آمریکا وارد میدان می‌شود و یا دست‌کم رضایتمندانه سکوت می‌کند و به تماشا می‌ایستد؛ تقریباً مشابه آنچه در عراق 2003 رخ داد. اتفاقات 1401، وضعیت اقتصادی نامطلوب و برخی تفاوت‌ها و شکاف‌های اجتماعی در داخل، این ذهنیت را برای آمریکا و اسرائیل ساخته بود.

این برآورد خطا بود و اوضاع کاملاً به‌عکس پیش رفت و یکی از شاخص‌ترین برهه‌های همبستگی اجتماعی در ایران مشاهده شد؛ چیزی که امام شهید، آیت‌الله سید علی خامنه‌ای آن را «اتحاد مقدس» نامید.

2 ـ برآورد سیاسی:

برآورد دیگر آمریکا و اسرائیل این بود که با حمله نظامی، به‌ویژه غافلگیری اولیه، ترور گسترده فرماندهان، و حتی اقدام به ترور جلسه شورای‌عالی امنیت ملی با حضور آقایان پزشکیان و قالیباف و...، ساحت سیاسی نیز از هم فرو می‌پاشد و حکمرانی در ایران از هم می‌گسلد.

این برآورد نیز خطا بود؛ نه عملاً کودتای سیاسی رخ داد، نه دولت آچمز شد و نه سیستم سیاسی فروپاشید، در این حوزه نیز، از قضا همه‌چیز به‌عکس آن چیزی شد که آمریکا و اسرائیل تصور می‌کردند.

3 ـ برآورد نظامی:

آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها با این محاسبه وارد میدان شدند که با ترور فرماندهان عالی‌رتبه، اعم از رئیس ستادکل، سرلشکر باقری، فرمانده سپاه، سردار سلامی، فرمانده هوافضا، سردار حاجی‌زاده و دیگران، عملاً سیستم فرماندهی ایران فرو می‌پاشد و ایران یا دیگر اراده و امکانی برای فرماندهی نظامی نخواهد داشت، یا اگر هم این امر به‌طورکامل مختل نشود، از نظر توان فرماندهی نظامی و یا امکانات نظامی قادر نخواهد بود که پاسخ مؤثر و گسترده‌ای به اسرائیل بدهد،

به‌عبارت دیگر، تصور می‌شد فرماندهان جدید دیگر قوت فرماندهان سابق یا اراده فرماندهان سابق را نخواهند داشت، یا اگر هم داشته باشند، امکاناتشان به‌نحوی نیست که بتواند کارگر باشد، احتمالاً عملیات‌های وعده صادق 1 و 2 نیز این پیش‌فرض را برای آنها ساخته بود که پاسخ ایران محدود خواهد بود، اما جنگ 12روزه عملاً به‌نحو دیگری پیش رفت، فرماندهان جدید چیزی از فرماندهان قبلی کم نداشتند؛ سیستم فرماندهی و شبکه فرماندهی به‌قوت به کار خود ادامه داد؛ و علی‌رغم آنکه در روز اول پدافند ایران دچار لطمه شده بود، قدرت آفندی ایران در روزهای آتی شگفتی‌ساز شد و به همین دلیل، اسرائیل و آمریکا بعد از 12 روز درخواست توقف آتش دادند.

فصل دوم: «جنگ سرد» و «کودتا» در میانه جنگ 12روزه و رمضان

اما فضای جنگ عملاً بعد از نبرد 12روزه پایان نیافت، جنگ سرد ادامه یافت، آمریکا و اسرائیل در یک آسیب‌شناسی از جنگ 12روزه به این جمع‌بندی رسیده بودند:

1 ـ آیت‌الله خامنه‌ای مهم‌ترین رکن سیاسی و اجتماعی در ایران است و مهم‌ترین عامل نرسیدن سیاست و اجتماع و توان دفاعی در ایران به وضعیت فروپاشی در جنگ 12روزه، آیت‌الله خامنه‌ای بود.

2 ـ پدافند اجتماعی در ایران مهم‌تر از پدافند نظامی است و انسجام اجتماعی بزرگی که شکل گرفت، مانع فروپاشی سیاسی و تسلیم نظامی شد.

3 ـ جنگ نظامی به یک پیوست سیاسی نیز نیازمند است و جنگ 12روزه از این خلأ راهبردی رنج می‌برد، بنابراین با توجه به عدم‌اراده برای تسلیم در ایران، باید روی شبه‌کودتای سیاسی نیز فکر و برنامه‌ریزی کرد.

4 ـ توان اسرائیل برای تهی کردن ایران از توان نظامی و تسلیم آن کافی نبود و اگر آمریکا با تمام توان به عرصه وارد شود، این مهم نیز در دسترس است.

5 ـ برنامه هسته‌ای ایران بومی و ملی شده است؛ ایران دانش هسته‌ای را بومی کرده است و با صرف بمباران تأسیسات، امکان تخریب کامل توان هسته‌ای ایران وجود ندارد؛ بلکه آنچه باید رخ دهد، تسلیم ایران یا تغییر نظام سیاسی و اجتماعی در ایران است.

به‌نظر می‌رسد اسرائیلی‌ها و آمریکایی‌ها آسیب‌شناسی درستی از علت ناکامی خود در جنگ 12روزه داشتند، به همین دلیل، چند راهبرد را در فاصله جنگ 12روزه تا جنگ رمضان در پیش گرفتند:

1 ـ تشدید فشارهای اقتصادی، به‌ویژه از طریق فعال‌سازی اسنپ‌بک و به‌کارگیری تراستی‌ها برای عدم بازگشت پول فروش نفت به ایران؛ به‌منظور تشدید شکاف میان مردم و حاکمیت و ضربه به انسجام ملی و اتحاد مقدس.

2 ـ نگه‌داشتن سایه جنگ و عملیات روانی مستمر و روزانه؛ به‌منظور تعلیق اقتصاد و سیاست در ایران، تشدید فشارهای معیشتی و اقتصادی از یک سو و کاهش تاب‌آوری اجتماعی از سوی دیگر.

3 ـ رادیکال کردن فضای سیاسی در ایران از طریق تشدید شکاف‌های فرهنگی یا زمینه‌سازی برای فعال‌تر شدن رادیکال‌های دو طیف سیاسی از طریق جنگ شناختی و نیروهای نیابتی در شبکه‌های اجتماعی.

4 ـ تقویت پدافند نظامی در رژیم صهیونیستی به‌منظور جلوگیری از تخریب‌های ناشی از موشک‌های ایرانی.

5 ـ تصویب و تمرین سیاست سانسور و بایکوت کامل در اسرائیل به‌منظور اعمال این سیاست‌ها در شرایط جنگی، با هدف افزایش تاب‌آوری در سرزمین‌های اشغالی.

6 ـ برنامه‌ریزی برای راه‌اندازی شبه‌کودتا و آشوب گسترده در ایران، به‌منظور تخریب شدید اتحاد مقدس و از کار انداختن پدافند اجتماعی.

7 ـ تقویت سرمایه‌گذاری سیاسی به‌روی رضا پهلوی به‌منظور جبران خلأ آلترناتیو سیاسی در جنگ 12روزه.

8 ـ برنامه‌ریزی برای ترور آیت‌الله شهید سیدعلی خامنه‌ای به‌عنوان رکن اصلی سیاسی، اجتماعی و نظامی در ایران.

آمریکا و اسرائیل در حدفاصل جنگ 12روزه تا جنگ رمضان بسیاری از محورهای فوق را برنامه‌ریزی کردند، یکی از مهم‌ترین برهه‌ها در این زمینه، شبه‌کودتای 18 و 19 دی بود که عملاً حتی بنا داشت بدون جنگ، نظام سیاسی در ایران را از طریق خشونتی افسارگسیخته و بسیار شدید تغییر دهد و عملاً کار ایران را یکسره کند،

با این حال، 18 و 19 دی از یک سو شکست خورد و گزینه نظامی را تقویت کرد، و از سوی دیگر این تصور را برای آمریکا و اسرائیل تقویت کرد که حالا دیگر خبری هم از اتحاد مقدس نیست و زمینه تا حد زیادی آماده است.

فصل سوم: جنگ رمضان

ساعت حدود 9:30، آمریکا و اسرائیل یک بار دیگر در حین مذاکرات، جنگ رمضان را آغاز کردند، این بار بنا بود که بدون هیچ ملاحظه‌ای، کار از همان ابتدا و به‌سرعت ـ و نهایتاً در 4 روز ـ تمام شود، بنابراین در اولین اقدام، ترور آیت‌الله خامنه‌ای در دستور کار قرار گرفت.

آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها تصور می‌کردند که با ترور آیت‌الله خامنه‌ای، عملاً 90 درصد ماجرا حل خواهد شد؛ چراکه ایشان رکن رکین سیاسی، اجتماعی و نظامی در ایران و عامل خنثی‌کننده راهبردهای آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها است، بنابراین اگر ایشان ترور شود، سیاست متلاطم خواهد شد، جامعه فرو می‌پاشد و فرماندهی نظامی نیز از کار می‌افتد.

به‌طورکلی، آمریکا و اسرائیل این بار نیز سه برآورد کلان داشتند:

1 ـ برآورد سیاسی:

با ترور آیت‌الله خامنه‌ای، سیاست در ایران فرو می‌پاشد و راه برای تسلیم سیاسی فراهم می‌شود، ضمن آنکه ترور ایشان وضعیت نظامی و اجتماعی را نیز دگرگون می‌کند.

2 ـ برآورد اجتماعی:

ماجراهای 18 و 19 دی، ایران را به وضعیتی غیرقابل بازگشت کشانده است و دیگر خبری از پدافند اجتماعی جنگ 12روزه و اتحاد مقدس نخواهد بود.

3 ـ برآورد نظامی:

ترور فرمانده‌کل قوا و فرماندهانی مانند رئیس ستادکل، سرلشکر موسوی، فرمانده سپاه، سرلشکر پاکپور، و اعضای شورای دفاع کشور مانند دریادار شمخانی و دیگران، عملاً سیستم فرماندهی را مختل خواهد کرد، و دیگر اینکه حتی اگر این اتفاق نیفتد، توان نظامی ایران به‌دلیل ورود آمریکا از یک سو و همچنین محدودیت توان موشکی ایران، بالاخره بعد از چند روز متوقف خواهد شد،

ضمن آنکه ادعای ایران درباره بستن تنگه هرمز و منطقه‌ای شدن جنگ نیز به‌احتمال فراوان یک بلوف است و ایران یا اراده این کار را نخواهد داشت و یا اگر اراده داشته باشد، امکان واقعی این مهم را ندارد.

تصور آمریکا و اسرائیل این بود که این بار دیگر اشکالات محاسبات در جنگ 12روزه پوشش داده می‌شود و جنگ نهایتاً ظرف 4 روز آنها را به هدف می‌رساند،

با این حال، چند اتفاق خلاف خواست آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها پیش رفت:

1 ـ علی‌رغم ترور جسم آیت‌الله خامنه‌ای، معجزه و میراث آیت‌الله خامنه‌ای کار مهمی انجام داد، از یک طرف نه‌تنها سیستم سیاسی و اجتماعی مختل نشد، بلکه برای خون‌خواهی آیت‌الله خامنه‌ای مصمم‌تر هم شد، به‌تعبیر آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای، مردم در نقش امام ظاهر شدند و مطابق آنچه پیشتر امام شهید گفته بود: امت،‌ مبعوث شدند و هدایت کشور را به‌عهده گرفتند و شگفتی خارق‌العاده‌ای رقم خورد.

تا این لحظه، 25 روز حضور مداوم در خیابان‌ها، آن هم در شرایط روزه و باران و... و علی‌رغم اندوه‌های فراوان ناشی از ترورها، امری استثنایی و تاریخی به‌شمار می‌رود.

2 ـ مجلس خبرگان رهبری، آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای را به‌عنوان رهبر جدید ایران انتخاب کرد و یکی از شگفتی‌های مهم برای ترامپ رقم خورد، به‌تعبیر خبرنگار سی‌ان‌ان، فقط کسی مثل ترامپ می‌توانست خامنه‌ایِ سیدعلی را با خامنه‌ایِ سیدمجتبی جایگزین کند، آیت‌الله سیدمجتبی عملاً همان آیت‌الله سیدعلی خامنه‌ای است، منتها جوان‌تر.

3 ـ اتحاد مقدس نه‌تنها فرو نریخت، بلکه شگفتی‌سازی ملت بیشتر شد، حضور همه‌روزه در خیابان‌ها عملاً یک تاریخ‌سازی فوق‌العاده بود.

4 ـ ایران وعده خود را برای منطقه‌ای شدن جنگ محقق کرد؛ یعنی هم اراده‌اش را نشان داد و هم همه دیدند که امکانش را نیز دارد، از دریای عمان تا دریای مدیترانه در برد و هدف موشک‌های ایران قرار گرفت و پایگاه‌های آمریکا در منطقه عملاً از دور خارج شد.

5 ـ ایران وعده خود را برای بستن تنگه هرمز برای نخستین بار پس از انقلاب اسلامی عملی کرد و ترامپ تا همین الآن نیز، علی‌رغم همه فشارها و...، نتوانسته است آن را از کنترل ایران خارج کند.

6 ـ به‌خلاف پیش‌بینی آمریکا و اسرائیل، این ایران بود که از یک سو پدافند خود را بهبود بخشیده بود و از سوی دیگر، پدافند دشمن را با هدف قرار دادن رادارهای دشمن در همان روزهای ابتدایی و سپس هدف قرار دادن سامانه‌ها مختل کرد، همچنین ایران توان موشکی خود را به‌نحوی ارتقا داده بود که از روز سوم و چهارم جنگ، عملاً هر جا را اراده می‌کرد مورد اصابت قرار می‌داد، اقدامات تبلیغاتی مثل پدافند لیزری اسرائیل نیز در همان روزهای اولیه هدف اصابت ایران قرار گرفت، از 8 سامانه پدافندی تاد آمریکایی که خارج از آمریکاست، 4 سامانه نابود شد و ده‌ها شگفتی دیگر نیز در این حوزه رخ داد.

دقیقاً همان روزی که آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها با رسم نمودار می‌گفتند ایران توان موشکی‌اش را پایان‌یافته خواهد دید، نه‌تنها این اتفاق رخ نداد، بلکه شگفتی دیمونا و عرادا رخ داد و ایران دیمونا و عردا را با قدرت تخریب بالا هدف قرار داد.

فصل چهارم: روز 25؛ جنگ ترکیبی سیاسی ـ نظامی و معمای هرمز

اگر جنگ 12روزه را برهه اول، کودتای 18 و 19 دی را برهه دوم، و آغاز جنگ رمضان را برهه سوم در نظر بگیریم، می‌توانیم از برهه جدیدی نام ببریم که عملاً از روز 25 جنگ رمضان به این سو در حال رخ دادن است، در این روز چه اتفاقی افتاد؟

ترامپ در روز بیست‌وچهارم و در پی عدم‌موفقیت در خارج کردن تنگه هرمز از کنترل ایران، تهدید کرد که اگر ایران تا 48 ساعت آینده (از زمان توییت او) تنگه هرمز را باز نکند، آمریکا نیروگاه‌های برق ایران را نابود خواهد کرد و ابتدا با بزرگ‌ترین نیروگاه ایران شروع می‌کند.

تصور ترامپ این بود که این تهدید، ایران را به تجدیدنظر و از دست دادن یکی از بزرگ‌ترین برگ‌برنده‌هایش در این جنگ ترغیب خواهد کرد، نتیجه بالعکس شد و ایران اعلام کرد که اگر آمریکا دست به چنین کاری بزند، تمام منطقه در خاموشی فرو خواهد رفت و ایران نیروگاه‌های منطقه را که غالباً با سرمایه‌گذاری آمریکایی‌ها ایجاد شده است، نابود خواهد کرد.

اقدام بزرگ چند روز قبل ایران در به آتش کشیدن بعضی از تأسیسات نفتی و گازی منطقه، از جمله تأسیسات گازی رأس‌لفان در قطر، که در واکنش به حمله اسرائیل به عسلویه صورت گرفته بود، نشان می‌داد که ایران هم اراده این کار را دارد و هم امکان و توان آن را.

در حالی که 36 ساعت از تهدید ترامپ گذشته بود، او به‌جای تحقق وعده نظامی‌اش، ناگهان یک بمب سیاسی وارد کارزار کرد و با عقب‌نشینی از تهدید سابق خود گفت که اولاً این موضوع را 5 روز به تعویق می‌اندازد و ثانیاً آمریکا در حال مذاکرات خیلی خوبی با ایران است که می‌تواند به یک توافق برسد!

از این مرحله، عملاً کار وارد عرصه‌ای با ابعاد دیگر شد.

ورود ترامپ به فاز سیاسی، کنار نگه‌داشتن برخی تهدیدات مبهم نظامی، چند معنا دارد:

یکم ـ اذعان ضمنی به یک ناکامی:

به‌کارگیری بمب سیاسی برای انحراف بخشی از اذهان از فضای نظامی و «نمایش ابتکار عمل»، یک نشانه از شکست گزینه صرفاً نظامی می‌تواند تلقی شود. آمریکا و اسرائیل اساساً در میانه مذاکرات به این دلیل وارد کارزار نظامی شدند که احساس کردند نیازی به گزینه مذاکره نیست و تا وقتی زور هست، چرا گفت‌وگو؟ بنابراین بازگشت به ایده و حتی ادای مذاکره، یک معنای ضمنی روشن دارد: کارزار نظامی به نتیجه نمی‌رسد و آمریکا خود را مجبور به بازگشت به گزینه مذاکره می‌بیند و این اقرار ضمنی بسیار بزرگی است.

آمریکا می‌گوید از طریق مذاکره می‌خواهد ایران به‌دنبال سلاح هسته‌ای نرود، توان دفاعی و موشکی‌اش را محدود کند، از حزب‌الله لبنان و دیگر گروه‌های مقاومت حمایت نکند، تنگه هرمز را بازگشایی کند و...،

خب، این صورت‌بندی ساده‌سازانه‌ای است، آمریکایی‌ها پیش‌تر می‌گفتند که از طریق نظامی می‌خواهند ـ و چند روز بعد از شروع جنگ می‌گفتند توانسته‌اند ـ کل تأسیسات و امکانات هسته‌ای ایران را نابود کنند، توان موشکی ایران را از کار بیندازند و تنگه هرمز را نیز با زور آزاد خواهند کرد، و البته جالب‌تر آنکه بیش از یک سال است که از بعد از جنگ 66روزه در لبنان می‌گفتند حزب‌الله هم از پیش نابود شده است،

حالا اینکه بعد از 25 روز جنگ، پیشنهاد 15بندی ارائه کنند که بخشی از آن مربوط به درخواست‌های ایران مانند رفع تحریم و... است و بخشی دیگر، خواسته‌های خودشان برای محدودیت توان دفاعی ایران و بازگشایی هرمز و...، چه‌معنایی دارد؟ روشن است: گزینه نظامی آمریکا و اسرائیل همین الآن نیز شکست خورده است و آنها فقط به زبان نمی‌آورند، البته تحلیلگران بسیاری در آمریکا و اسرائیل هستند که این موضوع را اذعان می‌کنند که یکی از مهم‌ترین و جالب‌ترین آنها تحلیل اوری هالپرین، دستیار امنیتی سابق نتانیاهو، است.

دوم ـ امید به شکاف در ساحت سیاسی و اجتماعی:

آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها این تصور را دارند که ورود به فاز سیاسی، نسبت به کارزار نظامی، احتمال تشدید اختلافات در ایران را بیشتر می‌کند و می‌توان از شکاف‌های سیاسی و اجتماعی در ایران بهره گرفت، به همین دلیل یکی از عملیات‌های اولیه آنها علیه محمدباقر قالیباف، رئیس مجلس شورای اسلامی، صورت گرفت که در زمان حاضر نقش مهمی در حکمرانی کشور دارد. آنها امیدوار بودند که عملیات روی آقای قالیباف هم نزاع کلان سیاسی در ایران را جدی‌تر کند و هم در بدنه هسته سخت نظام تولید شکاف کند. در ساعت‌های اولیه، آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها که از رسانه‌های رسمی تا اکانت‌های پوششی منافقین با چهره بعضاً حزب‌اللهی را به‌کار گرفته بودند، توفیقاتی هم کسب کردند، اما با گذشت چند ساعت، ساحت سیاسی و اجتماعی ایران متوجه ماجرا شد.

ماجرای مخمصه تنگه هرمز و احتمالات پیشِ‌رو:

اگرچه کنترل هوشمند تنگه هرمز همه پیروزی‌های ایران در جنگ رمضان نیست و توفیقات ایران بیشتر از این است که باید در وقت خود فهرست شود، اما تنگه هرمز به یک شاخص و اصطلاحاً Benchmark در این جنگ تبدیل شده است؛ شاخصی که عملاً می‌تواند حتی به تغییرات بزرگ در نظم نظامی و امنیتی جهان بعد از این جنگ منجر شود.

آمریکایی‌ها بنا دارند به‌هرنحوی شده، این تنگه را تا حد امکان بدون مذاکره باز کنند، اما صورت‌بندی مسئله هرمز چگونه است و یک صورت‌بندی درست و دقیق، چه‌تفسیری از آینده آن می‌تواند به دست دهد؟

ایران چگونه تنگه هرمز را در کنترل خود درآورده و اصطلاحاً بسته است؟ پاسخ این است: ایران با گذاشتن نیوجرسی روی آب، یا مین‌ریزی، یا قرار دادن یک مانع فیزیکی، تنگه هرمز را نبسته است و این موضوع مهمی است، دو عامل موجب شده است که تنگه هرمز در کنترل هوشمند ایران قرار گیرد:

اول: اراده ایران

ایران خواسته است تنگه هرمز در کنترل خودش باشد و این اراده، یک خواست سیاسی، اجتماعی و نظامی است و خللی در آن نیست.

دوم: امکان ایران

ایران علاوه بر اینکه خواسته، توانسته است که تنگه را در اختیار بگیرد، از چه طریق؟ با تهدید معتبر، یعنی ایران اعلام کرده است که اگر نفتکش یا کشتی خاصی خلاف اراده ایران بخواهد از تنگه عبور کند، مورد اصابت قرار می‌گیرد، و چندین بار نیز این تهدید خود را عملی کرده و نشان داده است که می‌تواند هر کشتی یا نفتکشی را که بخواهد هدف قرار دهد.

بالاتر از این، ایران نشان داده است که حتی توان تولید تهدید کاملاً معتبر برای ناوهای بزرگ هواپیمابر آمریکایی نیز دارد و به همین دلیل این ناوها از ابتدای جنگ تاکنون همواره در فاصله بیش از هزارکیلومتری ایران حضور داشته‌اند و چندباری هم که خواستند نزدیک شوند، با تهدید ایران عقب‌نشینی کردند.

تنگه هرمز و تنگناهای ترامپ

حال، ایده‌های ترامپ و آمریکا برای بازگشایی تنگه هرمز تا کنون چه بوده است و از این پس احتمالاً چه خواهد بود؟

1 ـ بازگشایی از طریق بیمه

ترامپ در روزهای اول گفت که از طریق بیمه نفتکش‌ها می‌خواهد مشکل را حل کند، بیمه به‌چه‌معناست؟ یعنی اگر اتفاقی برای نفتکش رخ داد، بیمه آن را جبران می‌کند، این دقیقاً نفهمیدن صورت مسئله از ناحیه ترامپ بود، اصلاً چرا تنگه هرمز مهم است؟ چون 20 درصد نفت جهان از این تنگه عبور می‌کند و عبور نکردن آن می‌تواند بهای سنگینی برای انرژی دنیا و صدالبته برای اقتصاد آمریکا داشته باشد، حال فرض کنیم وقتی یک نفتکش مورد اصابت قرار گرفت، بیمه هم پولش را بپردازد، حتی سه برابر حق بیمه نرمال را بپردازد؛ این چه‌خیری برای قیمت انرژی در دنیا دارد؟ هیچ، ضمن آنکه خود ایده بیمه، به‌طور ضمنی اقرار به ناتوانی نظامی بود و همین به‌نوبه خود بر قیمت انرژی در دنیا اثر منفی گذاشت.

2 ـ بازگشایی از طریق ایده اسکورت

ایده دوم ترامپ برای تنگه هرمز، اسکورت نفتکش‌ها از طریق ناوشکن‌های آمریکایی بود. ترامپ اعلام کرده بود که هر نفتکشی را که بخواهد از تنگه هرمز عبور کند، اسکورت می‌کند، این ایده هم ابلهانه بود، وقتی ناو آمریکایی در پی تهدیدات ایرانی، هزار کیلومتر دورتر از خلیج فارس می‌ایستد، چطور ناوشکن آمریکایی می‌تواند نفتکشی را اسکورت کند و به‌سلامت از تنگه هرمز عبور دهد؟

ضرب‌المثل رایجی در ایران دراین‌باره وجود دارد: موز اگر قوت‌بخش بود، کمر خودش را صاف می‌کرد.

ترامپ چند روز بعد از ناکامی ایده اولیه اسکورت، از بقیه کشورها خواست که برای اسکورت نفتکش‌ها به کمک بیایند، کشورهای اروپایی و کشورهایی مانند ژاپن و کره جنوبی و... از بد حادثه هوش بیشتری نسبت به ترامپ داشتند و متوجه بودند که این ایده بیش از حد غیرعاقلانه است؛ لذا این ایده نیز شکست خورد.

3 ـ ایده بمباران نوار ساحلی برای پایان‌دادن به توان تهدید ایران

آمریکایی‌ها در فاز بعدی تصمیم گرفتند با بمباران گسترده نوار ساحلی ایران از طریق جنگنده‌ها و بمب‌افکن‌های بزرگ و پیشرفته، امکان پرتاب موشک از نوار ساحلی ایران به تنگه هرمز را پایان دهند، این ایده هم ناشی از ضعف درک هیئت حاکمه آمریکا و نفهمیدن این مسئله بود که ایران اگر بخواهد، از آذربایجان شرقی نیز می‌تواند با پرتاب موشک به خلیج فارس، راه را بر نفتکش‌ها ببندد، بنابراین بعد از تلاش اولیه، ترامپ از این گزینه نیز مأیوس شد.

4 ـ ایده تصرف جزیره خارک و مقابله‌به‌مثل با فروش نفت ایران

ایده دیگری که آمریکایی‌ها چند صباحی است مطرح می‌کنند، تصرف جزیره خارک است. آنها می‌گویند 90 درصد نفت ایران از طریق جزیره خارک به بازار عرضه می‌شود و اگر بتوانند آن را تصرف کنند یا مانع فروش نفت ایران شوند، ایران نیز تنگه هرمز را باز خواهد کرد،

این ایده احتمالاً بیش از گزینه‌های قبلی ناشی از نشناختن صورت مسئله است، اصلاً چرا تنگه هرمز ترامپ و متحدانش را در تنگنا و فشار گذاشته است؟ به این دلیل که نفت کمتری به بازار جهانی عرضه می‌شود و اقتصاد جهانی تحت فشار شدید قرار می‌گیرد. ترامپ حتی برای کم کردن از این فشار، در هفته دوم و سوم جنگ مجبور شد رسماً اعلام کند که فعلاً تحریم نفتی ایران و روسیه را متوقف کرده است تا با عرضه نفت ایران و روسیه، فشارها از بازار انرژی دنیا کمی کاسته شود، حالا با چه‌عقلی باید مانع فروش نفت ایران شود؟ این کار موجب تشدید فشارها بر بازار انرژی می‌شود و عملاً نقض غرض کامل است.

5 ـ تصرف خارک با هدف «توازن هزینه»

ایده دیگری نیز طی روزهای اخیر مطرح شد مبنی بر اینکه آمریکا جزیره خارک ایران را صرفاً با هدف توازن هزینه تصرف کند؛ به این معنا که بخشی از فشار بر بازار انرژی را به‌جان بخرد اما هزینه ایران مضاعف شود و تنگه را رها کند، تبلیغات رسانه‌ای درباره ورود لشکر 82 کماندویی و چتربازی آمریکا به منطقه و... در راستای این ایده است،

این ایده نیز کاملاً ناقص است. ایران بعد از عسلویه نشان داد که توان چندبرابری کردن هزینه برای آمریکا و متحدانش را دارد. ایران در صورت تصرف خارک توسط آمریکا، هم هزینه‌های سنگین نظامی می‌تواند به آمریکا تحمیل کند و هم مجدداً منافع گازی و نفتی آمریکا در منطقه را به آتش بکشد، بدین ترتیب، ایران اجازه نخواهد داد که این «تصعید» و افزایش فشار، یک‌سویه باقی بماند و برای آمریکا قابل «کنترل» باشد، تصعیدی که قابل کنترل نباشد، قمار بزرگی است و اگر آمریکا چنین تحرکی کند، تکرار همان محاسبات غلطی است که منجر به آغاز جنگ، بسته شدن تنگه هرمز و منطقه‌ای شدن جنگ شد.

6 ـ ایده «تنگه به‌روی تنگه» و شگفتانه باب‌المندب و جبهه‌های جدید از ناحیه ایران

ایده دیگری که این روزها بحث آن کم‌کم شکل می‌گیرد آن است که آمریکایی‌ها نه جزیره خارک را تصرف کنند و نه به بمباران توان موشکی ایران امیدوار باشند؛ بلکه بخواهند پیش از تنگه هرمز، تنگه دیگری با استفاده از ناوهای خود در دریای عمان ایجاد کنند، به‌نحوی که بتوانند نفتکش‌های ایران را نیز کنترل کنند، در واقع آمریکا می‌خواهد به‌جای بازگشایی یک تنگه، از محاصره دریایی و ایجاد تنگه‌ای دیگر استفاده کند،

اما این ایده نیز بعید است برای آمریکایی‌ها کارکردی داشته باشد، به‌چنددلیل:

اولاً همان نقض غرض سابق به‌جای خود باقی است، یعنی فرض کنیم آمریکا از این طریق می‌خواهد اجازه فروش نفت ایران را ندهد و به ایران فشار بیاورد، این ایده با لغو تحریم نفتی ایران و کاهش فشار بر بازار انرژی تناقض دارد.

ثانیاً حتی اگر این ایده از طریق کنترل مایحتاج غیرنفتی، تولید فشار روی ایران کند، قاعدتاً ایران دراین‌باره نیز اجازه شکل‌گیری گزینه «تصعید کنترل‌شده» به آمریکا نمی‌دهد.

ایران امکان بستن یا کنترل باب‌المندب را نیز دارد و در این حوزه، انصارالله یمن نیز آماده عملیات است، ضمن آنکه علاوه بر باب‌المندب، جبهه‌های جدیدی نیز توسط ایران گشوده خواهد شد؛ همچنان که در پیام نخست رهبر معظم انقلاب آیت‌الله سید مجتبی خامنه‌ای نیز مندرج بود.

امکان دیگر ایران، خروج از NPT است، اگر آمریکایی‌ها بخواهند تصعید و تشدید تنش جدید را در حوزه‌ای غیر از نفت انجام دهند، حتماً خروج از NPT جزو گزینه‌های اصلی ایران خواهد بود.

فصل پنجم: پنجره خروج کجاست؟

بر اساس آنچه تاکنون استدلال شد، اولاً آمریکا و اسرائیل تصور می‌کردند با کارزار نظامی می‌توانند اهداف کاملی را علیه ایران محقق کنند؛ لذا در حین مذاکره با آمریکا، به ایران حمله شد؛ پس از جنگ 12روزه، جنگ سرد ادامه یافت؛ با کودتای 18 و 19 دی پیگیری شد و با جنگ رمضان قرار بود کار ایران یکسره شود؛ اما همان اشکالات جنگ 12روزه، این بار با گستره بیشتر و شدت بیشتری برای آمریکا و اسرائیل ادامه یافت.

حالا در وضعیتی هستیم که:

1 ـ مقصود آمریکا و اسرائیل از کارزار نظامی محقق نشده است.

2 ـ تقریباً تمام برآوردهای آمریکا و اسرائیل در جنگ، در حوزه‌های سیاسی، اجتماعی و نظامی، بر مبنای محاسبات غلط بوده است؛ به‌نحوی که حتی با ترور امام شهید نیز مشکلی از مشکلات آمریکایی‌ها و اسرائیلی‌ها حل نشد.

3 ـ ایران تمام تهدیدات قبلی خود را عملیاتی کرد: هم جنگ منطقه‌ای شد، هم تنگه هرمز بسته شد، هم توان موشکی ایران ادامه یافت و هم خسارت‌های سنگین به آمریکا و اسرائیل وارد شد.

4 ـ تنگه هرمز به یک شاخص در شکست آمریکا و اسرائیل تبدیل شده است و ترامپ تلاش می‌کند آن را با زور بازگشایی کند، اما صورت مسئله منطقی تنگه هرمز موجب می‌شود هیچ راهکار نظامی واقعی برای آن متصور نباشیم.

5 ـ ادامه زمان نیز بعید است مشکل آمریکایی‌ها را، به‌ویژه در حوزه تنگه هرمز، حل کند و به همین جهت ادامه زمان بیشتر به‌ضرر آمریکاست تا ایران،

به همین دلیل، طی روزهای گذشته بیش از پیش صحبت از پنجره خروج است. قاعدتاً هر جنگی، هرچقدر هم که ادامه داشته باشد، نهایتاً با یک نتیجه سیاسی به پایان می‌رسد، اما درباره نتیجه سیاسی تا الآن چه می‌توان گفت؟

1 ـ سخن گفتن آمریکا از توافق، اگرچه هم یک تاکتیک عملیات روانی برای تحت‌تأثیر قرار دادن فضای سیاسی و اجتماعی در ایران است و هم می‌تواند فریب و خرید وقت برای عملیات نظامی دیگر باشد، اما فی‌نفسه یک اذعان بزرگ به شکست کارزار نظامی در تحقق اهدافش را نیز در دل خود دارد و نباید آن را به‌منزله عقب‌نشینی ایران یا خیانت مسئولان تفسیر کرد.

اگر توافقی پیروزمندانه برای ایران صورت بگیرد، با عنایت به معادلات پیشین، این توافق قطعاً به آمریکا تحمیل شده است و آنها بنا داشتند که به‌جای توافق، تسلیم یا تجزیه ایران را محقق کنند.

2 ـ اگر جنگ همین امروز نیز پایان یابد، حتماً شکستی بزرگ‌تر از جنگ 12روزه برای آمریکا و اسرائیل به‌ارمغان آمده است و فتح بزرگ‌تری نصیب ایران شده است، ضمن آنکه قطعاً نظامات امنیتی و نظامی دنیا بعد از این به‌ضرر آمریکا تغییر خواهد کرد.

3 ـ آمریکا ظاهراً پیشنهاد 15بندی برای توافق ارائه کرده است که برخی از آنها کاملاً احمقانه است. ایران نشان داده است اگر توافقی بخواهد صورت بگیرد، حتماً باید توافقی پیروزمندانه برای ایران باشد؛ وگرنه جنگیدن را به تسلیم ترجیح می‌دهد و به همین دلیل در برهه‌های قبل نیز تسلیم نشد.

4 ـ تنگه هرمز به گذشته بازنمی‌گردد و ترامپ نمی‌تواند هدفی را که با جنگ به دست نیامد، از طریق مذاکره به دست آورد. بنابراین، تنگه هرمز در اختیار ایران باید باقی بماند.

5- عدم پذیرش هرگونه محدودیت در توان دفاعی و موشکی، تضمین عینی برای عدم جنگ‌افروزی مجدد آمریکا و اسراییل، رفع تحریم‌ها، دریافت غرامت، تداوم حمایت از محور مقاومت، عدم برچیدن تأسیسات هسته‌ای، غنی‌سازی در ایران و برخی مسائل دیگر، از خطوط قرمز غیرقابل عدول ایران در هر نوع توافقی است.

6- راهکار دیگر غیر از توافق سیاسی، تشدید تنش است. آمریکا گزینه‌های بسیار کمی برای تشدید تنش، به‌ویژه تشدید کنترل‌شده، دارد و همچنان که در بندهای پیشین گفته شد، به‌خصوص در مسئله هرمز، این تصعیدها برای او کاملاً پارادوکسیکال است و می‌تواند به ضد خودش تبدیل شود. اما ایران گزینه‌ها و جبهه‌های جدیدی برای تصعید دارد که باب‌المندب یکی از آنهاست.

انتهای پیام/

 
R1549/P
قیمت ارز و طلا
لیگ ایران و جهان
واژه های کاربردی مرتبط
  • جنگ آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران
  • عبدالله عبداللهی
tasnim
tasnim
tasnim
رازی
مادیران
شهر خبر
fownix
غار علیصدر
ازکی
طبیعت
میهن
triboon
تبلیغات
  • طراحی سایت
  • بازرگانی سیب
  • آیا بیماری اسکولیوز خطرناک است؟
  • استعلام شرکت با نام
  • بازی آنلاین
  • درباره ما
  • ارتباط با ما
  • پربیننده‌ترین اخبار
  • پیوندها
  • بازار
  • قیمت ارز و طلا
  • لیگ ایران و جهان
  • آرشیو اخبار ؛ جدیدترین اخبار لحظه به لحظه امروز
ما را دنبال کنید:
  • RSS
  • تلگرام
  • اینستاگرام
  • توییتر
  • آپارات
  • سروش
  • آی‌گپ
  • گپ
  • بله
  • روبیکا
  • ایتا

All Content by Tasnim News Agency is licensed under a Creative Commons Attribution 4.0 International License.