به گزارش خبرگزاری تسنیم از گناباد، تحولات اخیر در خاورمیانه، به ویژه تغییرات بنیادین در وضعیت سوریه، در کنار چالشهای داخلی ایران شامل تحولات اجتماعی، سیاسی، امنیتی و تشدید تحریمهای اقتصادی، باعث شد تا آمریکا و رژیم صهیونیستی دچار یک خطای محاسباتی استراتژیک شوند. این خطای محاسباتی ناشی از این تصور بود که ایران در ضعیفترین موقعیت خود از حیث متحدین منطقهای (جبهه مقاومت)، توانمندیهای نظامی و ثبات اقتصادی-امنیتی داخلی قرار دارد.
هدف اصلی این محاسبه اشتباه، فروپاشی سریع کشور ظرف مدت کوتاهی، حدود 48 ساعت، بود. مهمترین و اساسیترین بخش این اشتباه محاسباتی، برآورد نادرست دشمن از میزان پایبندی، هوشمندی و واکنش مردم ایران در برابر تهدیدات خارجی بود.
سناریوی طراحی شده توسط دشمن برای شکست ایران و در نهایت تجزیه جغرافیایی و سیاسی آن، در سه جبهه اصلی تعریف شده بود، جبهه خیابان؛ ایجاد آشوبهای گسترده و درگیریهای خیابانی ، جبهه هوایی؛ انجام حملات هوایی دقیق و گسترده ، جبهه مرزی؛ بهرهگیری از گروههای تجزیهطلب، به خصوص در مناطق شمال غرب و جنوب شرق کشور.
نکته کلیدی در این سناریو این بود که عملیاتی شدن فاز سوم، یعنی ورود جدی و مؤثر گروههای تجزیهطلب، به طور مستقیم وابسته به موفقیت در فاز اول، یعنی ایجاد آشوب و جنگ خیابانی، بود. استراتژی انتظار کشیده شده توسط دشمن بر این مبنا بود که در صورت وقوع حملات هوایی و احتمال شهادت مقامات عالیرتبه، از جمله رهبر معظم انقلاب، شاهد یک خیزش عمومی و سراسری در خیابانها باشیم که این امر زمینه را برای گسترش آشوب و اجرای موفقیتآمیز فاز سوم فراهم میآورد.
اما واقعیت میدانی با پیشبینیهای دشمن کاملاً متفاوت بود. مردم ایران با هوشمندی و از همان لحظات اولیه اعلام خطر، برای دفاع از امنیت و تمامیت ارضی کشور به میدان آمدند. این حضور همبسته و آگاهانه مردم، باعث شد تا دو مرحله از سه مرحله جنگ ترکیبی دشمن با شکست مواجه شود. شجاعت، بصیرت و اتحاد مردم، طرح آمریکایی-صهیونیستی را خنثی کرد.
در حال حاضر، با توجه به اینکه دشمن نتوانسته به اهداف نظامی خود، به ویژه در حوزه راهبردی تنگه هرمز، دست یابد، تمرکز اصلی خود را بر جنگ روانی برای درهم شکستن اراده ملی و مقاومت مردم قرار داده است. یکی از مهمترین ابزارهای دشمن در این جنگ روانی، ایجاد تفرقه، گسترش تردید و حمله به همبستگی داخلی است تا شاید بتوانند با فعالسازی مجدد جبهههای خود، پروژه آشوب و سناریوی سه گانه را احیا کنند.
در چنین شرایطی، راهبرد کلیدی، الگوبرداری از تدبیر شهید قائد امت است که پس از جنگ 12 روزه، اتحاد مردم را «اتحاد مقدس» نامید و آن را رمز پیروزی خواند. همانطور که ایشان فرمودند، اتحاد مردم بر هر مشکلی فائق میآید. این راهبرد، که مورد تأکید رهبر معظم انقلاب نیز هست، باید سرلوحه تمام مسئولین، آحاد مردم و رسانهها قرار گیرد.
دامن زدن به اختلافات جناحی، حزبی، سیاسی-مذهبی و گرم کردن بازار توهین و افترا، دقیقاً در راستای اهداف جنگ رسانهای و روانی دشمن است. پیام واحدی که باید از سوی مردم، مسئولین و رسانهها به دشمن مخابره شود، استمرار همبستگی، مقاومت و تلاش برای دستیابی به بازدارندگی کامل در برابر هرگونه تهدید است. در نهایت، در «جنگ ارادهها»، طرفی به پیروزی دست مییابد که از اراده ملی و وطنی مستحکمتر و یکپارچهتری برخوردار باشد.
یادداشت از حسین مهدیان فر، عضو هیات علمی دانشگاه گناباد
انتهای پیام/282