به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در سپهر اندیشههایی که به حقوق و کرامت انسانها میپردازد، مفهوم کرامت زن جایگاه ویژهای دارد. این مفهوم فراتر از یک شعار یا یک روز خاص (مانند 8 مارس) در تقویم، به یک اصل بنیادین در نظام اخلاقی و حقوقی جوامع بشری بدل میشود، اما در عمل تحقق این اصل با چالشهای متعددی روبهرو است که یکی از مهمترین آنها، تقلیل آن به یک مفهوم گزینشی و وابسته به موقعیت جغرافیایی است.
نویسنده معتقد است کرامت زن نه تنها یک ارزش ذاتی و جهانشمول است، بلکه پیششرطی ضروری برای توسعه و پیشرفت هر جامعهای به شمار میرود. این باور، ریشه در این دارد که انسان، فارغ از جنسیت، نژاد، مذهب یا هر ویژگی دیگری، دارای ارزش و کرامت ذاتی است. بنابراین، هرگونه تبعیض یا محدودیت در حقوق و فرصتهای زنان، نه تنها مصداق نقض حقوق بشر است، بلکه مانع از تحقق پتانسیل کامل انسانی و پیشرفت جامعه میشود.
8 مارس، روز جهانی زن در ابتدا نمادی از مبارزات کارگری و تلاش زنان برای بهبود شرایط کاری و دسترسی به حقوق برابر بود. اما در طول زمان، این روز به یک فرصت برای بازنگری در وضعیت زنان در سراسر جهان و تجدید تعهد به تحقق کرامت آنها تبدیل شده است. با این حال باید اذعان کرد که در بسیاری از جوامع، این روز همچنان به یک رویداد سطحی و فرمیستی تقلیل یافته است، در حالی که ریشههای تبعیض و نابرابری همچنان پابرجاست.
یکی از مهمترین چالشهای پیش روی تحقق کرامت زن، تقلیل آن به یک مفهوم گزینشی و وابسته به موقعیت جغرافیایی است. این رویکرد، با استناد به تفاوتهای فرهنگی، مذهبی یا سیاسی، سعی در توجیه تبعیض و محدودیتهای اعمال شده بر زنان در برخی از مناطق جهان دارد. اما به نظر من، این استدلال نه تنها غیرقابل قبول است، بلکه مصداق انکار حقوق اساسی بشر است. کرامت زن، یک حق ذاتی است که نباید تحت هیچ شرایطی از آن چشمپوشی کرد.
این تقلیلگرایی ریشه در یک سوءتفاهم اساسی دارد: تصور اینکه فرهنگ و سنت، میتوانند مبنایی برای توجیه تبعیض و نابرابری باشند. در حالی که فرهنگ و سنت، باید ابزاری برای ارتقای کرامت انسانها و ایجاد یک جامعه عادلانهتر باشند، نه وسیلهای برای محدود کردن حقوق آنها.
برای تحقق کرامت زن، نیازمند یک رویکرد جامع و فراگیر هستیم که نه تنها به رفع تبعیضهای آشکار بپردازد، بلکه به تغییر الگوهای فکری و فرهنگی نیز توجه کند. این رویکرد، باید بر اساس اصول حقوق بشر و با مشارکت تمامی ذینفعان (از جمله زنان، مردان، دولتها، سازمانهای غیردولتی و جامعه مدنی) شکل بگیرد.
به باور من، آموزش، یکی از مهمترین ابزارهای تحقق کرامت زن است. آموزش، به زنان امکان میدهد تا آگاهی خود را نسبت به حقوق خود افزایش دهند، مهارتهای لازم برای مشارکت در جامعه را کسب کنند و به یک عامل تغییر در جوامع خود تبدیل شوند.
اساسا به نظرم باید تأکید کرد که کرامت زن، یک مسئولیت جمعی است. تحقق این کرامت، نیازمند تلاش و تعهد تمامی افراد جامعه است. 8 مارس، میتواند به عنوان یک یادآوری سالانه برای تجدید این تعهد و گام برداشتن در مسیر تحقق کرامت بیقید و شرط برای تمام زنان در سراسر جهان عمل کند.
از سوی دیگر، تجزیه و تحلیل روانی-اجتماعی نشان میدهد که پذیرش کرامت زن در سطح فردی، نیازمند تغییر در الگوهای فکری و فرهنگی است. این تغییر، نه تنها از طریق قوانین و سیاستها، بلکه از طریق رسانهها، ادبیات و هنرها میسر میشود؛ جایی که داستانهای موفقیت زنان میتوانند بهعنوان الگوهای الهامبخش برای نسلهای آینده عمل کنند.
در این راستا، روز 8 مارس میتواند بهعنوان یک بستر برای انتشار این داستانها و تقویت حس همبستگی بینالمللی عمل کند؛ بهطوری که هر زنی، هرچند در یک شهر کوچک یا یک مرکز شهری بزرگ زندگی میکند، احساس کند که بخشی از یک حرکت جهانی است که بهدنبال تحقق کرامت بیقید و شرط برای تمام زنان است.
در این بستر، نقش آموزش بهعنوان یک ابزار کلیدی برای تغییر نگرشها و ایجاد فرصتهای برابر برجسته میشود. وقتی زنان بهصورت برابر به آموزش دسترسی پیدا میکنند، نه تنها توانمندیهای فردی خود را تقویت میکنند، بلکه میتوانند بهعنوان عوامل تغییر در جامعه عمل کنند.
این امر، بهویژه در جوامعی که بهنظر میرسد کرامت زن بهصورت محلی محدود شده، میتواند بهعنوان یک نقطه عطف عمل کند؛ چرا که آموزش، مرزهای جغرافیایی را میپوشاند و بهصورت مستقیم بهسوی کاهش تبعیضهای گزینشی حرکت میکند. بهعلاوه، ایجاد شبکههای حمایتی بینالمللی که بتوانند تجربیات موفق را بهاشتراک بگذارند، میتواند بهعنوان پلی برای انتقال الگوهای مثبت به مناطق کمتر پیشرفته عمل کند.
یادداشت از: جواد طلوع رضائی صفار، دانشجوی دکتری رشته مطالعات نظری تمدن دانشگاه باقرالعلوم(ع)
انتهای پیام/