بهگزارش خبرگزاری تسنیم، در حالی که همه منتظر بودند در بامداد سهشنبه و در آغاز روز بیستوپنجم جنگ ماجرای اولتیماتوم ترامپ برای باز کردن تنگه هرمز به سرانجام برسد، آمریکاییها از یک کارت جدید در شطرنج پیچیده جنگ رمضان استفاده کردند: «بمب سیاسی» بهجای حمله نظامی به زیرساختهای ایران. این بمب سیاسی بهصورت روشنی با طراحی قبلی و هماهنگ ابتدا 36 ساعت جهان را درگیر ورود جنگ به مرحله تخریب گسترده زیرساختهای انرژی منطقه کرد و در ساعات پایانی باقیمانده همانطور که از موضع یکشنبه رضا پهلوی قابل حدس بود، دولت آمریکا فرمان را چرخاند و با ادعای مذاکرات پشتپرده دو طرف جنگ از یک فرصت «پنجروزه» خبر داد.
ساعتی بعد ترامپ در نقش راوی داستان از مذاکره با یک مقام رسمی و مهم ایران خبر داد، طرف ایرانی مذاکره ادعایی ترامپ که بهطور طبیعی به ابهام و سؤال افکار عمومی تبدیل شده بود، توسط رسانههای نزدیک به او «محمدباقر قالیباف» معرفی شد. منابع مطلع و معتبر در ایران خیلی زود این روایت را رد کردند. منابع مذکور ابتدا بهصورت غیررسمی در رسانهها اصل مذاکره در پشتصحنه را غیرواقعی خواندند، بعد شخص رئیس مجلس شورای اسلامی بهصورت رسمی اعلام کرد مذاکرهای در جریان نیست و توضیحات بیشتر را سخنگوی وزارت امور خارجه طرح کرد. در مصاحبه آقای بقایی تأکید شد فقط پیامهایی توسط واسطهها بهسمت ایران آمده است و تهران بر شروط قاطع و روشن خود برای پایان جنگ تأکید کرده است، و اساساً مذاکرهای در جریان نیست. ضلع دیگر و مهم روایتها موضع تلویزیون ملی ایران بود که بهصورت روشنی همان روایت قالیباف و وزارت امور خارجه را تأیید و تأکید میکرد. تا اینجای کار هیچ مقام رسمی در ایران روایت دیگری که باعث تردید در مخاطب شود مطرح نکرده است.
با این حال طراحی پیچیده دشمن در میانه راه و با وجود واکنش سریع تهران ادامه پیدا کرد. در این طراحی «قالیباف» در نقش طرف مذاکره معرفی شد تا از ایران تصویری متناقض و غیرواحد ساخته شود، موضع آقای پزشکیان طی بیانیه کوتاه وی در دفاع از نیروهای مسلح و تقدیر از آنها و تأکید بر ادامه دفاع از ایران هم بهصورت واضحی پاسخ به این حیله دشمن بود،
در واقع طرح مذاکره پشتپرده بهصورتی که تنها بخشی از بدنه قدرت درگیر آن است، مغزافزار اصلی آن طراحی پیچیده دشمن است و طرح نام قالیباف بهروشنی برای ایجاد انشقاق درون ایران و درگیری میان نیروهای سیاسی انتخاب شده است. فارغ از اینکه ایران درباره نحوه خروج از جنگ یک چهارچوب مشخص و مورد تأیید تمام ارکان قدرت دارد، بازی سیاسی آمریکاییها که در آخرین ساعات دوشنبه با ادعای شاخدار دیگری پیگیری شد، در واقع رونمایی از یک سلاح جدید در جریان جنگ رمضان بود؛ سلاحی که میخواهد میان نیروهای سیاسی و اجتماعی فعال در صحنه دفاع از ایران تردید ایجاد کند و آنها را بهجای تمرکز بر دشمن به صحنه درگیری دیگری بکشد.
پادزهر این ایده آمریکاییها البته روشن است، و آن پافشاری بر شروط ایران برای پایان جنگ است، در واقع هرگونه ایجاد تردید در اینکه بخشی از نهاد قدرت در تهران نسبت به منافع ملی دچار «شلرفتاری» است، بازی در زمین دشمن محسوب میشود و بهطور طبیعی و با وجود انتخاب رهبر انقلاب اسلامی توسط مجلس خبرگان، سازوکارهای تصمیمگیری در ایران بهخلاف دروغ دشمن، در چهارچوب قانونی و منطقی خودش در حال کار است. همانگونه که از ساعت اول تجاوز دشمن آمریکایی ـ صهیونیستی به ایران ساختار قدرت با وجود دریافت ضربات بزرگ، بدون خلل کار خودش را کرد و باعث حیرت ناظران سیاسی و بینالمللی شده است، ایران دقیقاً میداند برای تأمین طولانیمدت منافعش چگونه به جنگ ادامه دهد و در وقت مقتضی آن را تمام کند،
چنانچه راهبرد جنگ منطقهای و پاسخ کوبنده به هر مرحله از تجاوز بهصورت دقیق اجرا شده است، و وقتی دشمن میخواست توان و تصمیم تهران در حمله به زیرساختها را امتحان کند، با پاسخ دردناک ایران مواجه شد.
عقبنشینی ترامپ در برابر مثلث قدرت ایران
در رسانهها و متون درزکرده از برخی تحلیلگران غربی بهصورت واضحی شکست ایده فروپاشی از درون ساختار سیاسی ایران مطرح میشود. آنها تأکید میکنند ایران در حالی که در میانه مذاکرات چندباره با شوک اولیه از دست دادن مقامهای رسمی مهمی مواجه شد، توانست موازنه نظامی را برقرار کند، از آن طرف ایده به خیابان آمدن مردم که ترامپ را به هذیانگویی سیاسی کشانید، وزنکشی اجتماعی را هم بهنفع جمهوری اسلامی تغییر داد. نشانه شکست در شب آخرین چهارشنبه سال بروز کرد، صحنه اجتماعی در سراسر ایران بهخلاف تصور صهیونیستها و آمریکاییها به صحنه دفاع از نیروی مسلح ایران تبدیل شد و این پیام به جهان مخابره شد: «ایران با حمله نظامی هم ایستاد».
برگ جدیدی که ترامپ در روز بیستوچهارم جنگ رو کرد با این توضیحات قابل فهمتر است، برگی که میخواهد نیروهای سیاسی در ایران را درگیر میز مذاکره کند، میزی که اساساً باید با مؤلفههای قدرت ملی ساخته و قابل بهرهبرداری شود. اینکه حاکمیت ایران چگونه دستاوردهای نظامی در میدان و همراهی اجتماعی در خیابان را تبدیل به قدرت ملی در پنجره خروج از جنگ خواهد کرد، طی زمان مشخص خواهد شد اما فعلاً و تا اطلاع ثانوی تغییر در محاسبه دشمن در صحنه نبرد در دستور کار است،
به هر حال سیستم سیاسی که شوک ابتدایی 9 اسفند را با ظرافت مثالزدنی پشتسر گذاشت، بیشتر از تصور ترامپ و اهالی جزیره اپستین بلد است پیچیدگیهای ادامه و خاتمه جنگ را عملی کند.
انتهای پیام/+