بهگزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، تبریز را از هر طرف که ببینی، دوست دارم غرب تبریز را پایینشهر بدانی. بچه پایینشهر بودن، مرام دارد، غیرت دارد، خاکی بودن با خود دارد، تعصب دارد و همه آن چیزهایی که میدانیم؛ بچه پایین باخت نمیدهد.
من هم بچه پایین شهر هستم؛ بچه غرب تبریز، آن هم ته غرب تبریز. همان حوالی مایان و قراملک که این روزها باز هم فرزندان شهیدش را بدرقه میکند.
اصلا رنجنامه غرب تبریز را جز با خط خون نمیتوان خواند و نوشت. اینجا آدمها با رنج بزرگ میشوند و با رنج جان میسپارند. حتی صنعت غرب تبریز با آنهمه بزرگیاش رنجنامهای است برای خودش. ما بچههای غرب تبریز که خاک توسعه را خوردهایم و همیشه زمین خوردهایم، اما سرمان بلند بوده است.
اکنون، چند صباحی از رنجنامه جنگ 12 روزه و سربلندی غرب تبریز و مردمانش و استقامت صنعتاش نگذشته است که اینروزها باز هم رنگ آسمان غرب تبریز، رنگ سرخ غروب و شهادت با خود دارد.
غربت غرب تبریز را در همین مردان بیادعا دید. همینها که از در دار دنیا حتی برای خود دستوپا نزده بودند. همینها که کارگر شرکتهای صنعتی غرب بودند. همینها که حتی برای خواستههای خودشان و مردمشان، ساعتها پشت درهای بسته مسئولان میایستادند. همینها که نجابتشان و غیرتشان را با چیزی معامله نکردند. همینها که پاسبانی شبانه از شهر را با شهادت رقم زدند. همینها که رفتنشان در سکوت شب، تبریز را بیدار کرد.
بدا به ما که دیر میشناسیم شهیدان را.
یادداشت از ابوالفضل حمامی، خبرنگار و فعال رسانهای
انتهای پیام/