به گزارش خبرگزاری تسنیم از شاهرود، بیستویکمین شب از اجتماع بزرگ مردمی در میدان امام شاهرود، شبی متفاوت و سرشار از شور و همدلی بود؛ شبی که از همان ساعتهای نخست غروب، میدان آرامآرام رنگ حضور مردم گرفت و خیابانهای اطراف، قدمبهقدم به سمت قلب شهر هدایت میشدند.
چراغهای میدان در میان موج جمعیت میدرخشید و صدای گفتوگوها، سلامها و دیدارهای صمیمی در هوا پیچیده بود. خانوادهها دست در دست یکدیگر، جوانان با شور و انرژی و سالمندانی که با گامهای آرام اما استوار آمده بودند، همگی در کنار هم صحنهای از همبستگی کمنظیر را رقم زدند.
در گوشهوکنار میدان، گروههایی از مردم حلقه زده بودند و از حال و هوای این شب سخن میگفتند. بسیاری از آنها میگفتند که از شبهای نخست این اجتماع حضور داشتهاند و حالا بیستویکمین شب برایشان رنگی از خاطره و دلبستگی گرفته است.
کودکان در کنار خانوادههایشان با پرچمهای ایران و نشانههای کوچک از مقاومت در دست، با شوق در میان جمعیت حرکت میکردند و نگاههای کنجکاوشان به صحنه اصلی میدان دوخته شده بود؛ جایی که برنامههای مختلف این شب در حال اجرا بود.
صدای شعار دادن جمعی مردم گاه در میدان میپیچید و لحظههایی میساخت که بسیاری از حاضران، تلفنهای همراه خود را بالا میگرفتند تا آن را ثبت کنند؛ لحظههایی که به گفته برخی از شرکتکنندگان، «حس باهمبودن» را زنده میکرد.
در میان جمعیت با علی رضایی، یکی از جوانان حاضر در میدان، گفتوگو کردیم. او که همراه دوستانش در این اجتماع شرکت کرده بود، گفت: «چیزی که این شبها را خاص میکند همین حضور گسترده مردم است. آدم وقتی این جمعیت را میبیند، احساس میکند بخشی از یک اتفاق بزرگ و مشترک است.»
کمی آنطرفتر، مادر میانسالی که همراه دو فرزندش آمده بود، درباره حال و هوای میدان گفت: «ما از شبهای اول آمدیم. هر شب جمعیت بیشتر میشود و حس صمیمیتی که میان مردم شکل میگیرد واقعاً دیدنی است. بچهها هم دوست دارند در این فضا باشند.»
فضای میدان امام خمینی در این شب، ترکیبی از شور، احترام و همدلی بود. مردم با نظم و آرامش در جایجای میدان ایستاده بودند و هر لحظه بر جمعیت افزوده میشد.
برخی از کسبه اطراف میدان نیز در کنار مغازههای خود ایستاده بودند و با لبخند به جمعیت نگاه میکردند؛ گویی آنها نیز بخشی از این روایت شبانه شده بودند.
حاج محمود قاسمی، یکی از سالمندان حاضر در میدان، که با عصا در میان جمعیت ایستاده بود، گفت: «من سالهاست چنین جمعیتی را در این میدان دیدهام، اما این شبها حال و هوای خاصی دارد. دیدن این همه مردم که کنار هم جمع شدهاند، دل آدم را گرم میکند.»
در گوشهای دیگر از میدان، گروهی از جوانان داوطلب به نظم جمعیت کمک میکردند و راه عبور مردم را هدایت میکردند؛ حضوری که نشان میداد این اجتماع، تنها یک گردهمایی ساده نیست بلکه تلاشی جمعی برای شکلدادن به یک تجربه مشترک است.
با نزدیک شدن به ساعات پایانی شب، نور چراغها بر چهرههای خسته اما راضی مردم میتابید. بسیاری از آنها هنوز در میدان مانده بودند و گفتوگوهای دوستانهشان ادامه داشت.
زهرا حسینی، دانشجوی اهل شاهرود که همراه دوستانش در مراسم حضور داشت، در گفتوگو با ما گفت: «این شبها برای ما تبدیل به یک خاطره مشترک شده است. هر شب که میآییم، احساس میکنیم این جمعیت به هم نزدیکتر شدهاند.»
هر گوشه میدان روایت کوچکی از حضور مردم در خود داشت؛ از خانوادههایی که با هم عکس یادگاری میگرفتند تا گروههایی که درباره حالوهوای این شبها صحبت میکردند.
آنچه در بیستویکمین شب بیش از هر چیز به چشم میآمد، حضور طیفهای مختلف مردم بود؛ از نوجوانان گرفته تا سالمندانی که با وجود سختی مسیر، خود را به میدان رسانده بودند.
با گذشت ساعتها از آغاز این اجتماع، میدان امام شاهرود همچنان زنده و پرجنبوجوش بود؛ گویی این جمعیت نمیخواستند بهسادگی از این شب مشترک دل بکنند.
بیستویکمین شب این اجتماع بزرگ، در حافظه بسیاری از حاضران بهعنوان شبی از همدلی و حضور مردمی ماندگار شد؛ شبی که میدان امام بار دیگر نشان داد قلب تپنده شهر، همان جایی است که مردم در کنار هم میایستند.
علیرضا رحیمیان
انتهای پیام/