خبرگزاری تسنیم ـ امیر ابوالفتحی*؛ مرسوم است کارنامۀ مردان سیاست را با فهرستی از دستاوردها میسنجند که مثلاً آیا توانسته است با آنها چشمِ تاریخ را به خود خیره کند؟!
اما حقیقت آن است که شکوهِ یک معمار را تنها نباید در بُلندایِ بناهایش جُست. در میان تمامِ دستاوردهایِ علمی، نظامی و صنعتیِ رهبرِ شهید، شاهکاری بیصدا وجود دارد که از تمامِ موشکها و فناوریهایِ نوپدید، استراتژیکتر است: «هنرِ پروردنِ یک انسان».
اگر ساختمانها و ساختارها میراثِ کالبدیِ یک رهبرند، تربیتِ فرزندی در ترازِ آرمانهایِ بلند، میراثِ جانِ اوست. اینجا سخن از کیمیاگریِ روح است؛ جایی که پدر، نه در قامتِ یک حاکم، بلکه در مقامِ یک مربی، عُصارۀ فضیلت را در جانِ خلفِ خویش مینشاند: بهجز رأی و دانش چه اندر خورد/ پسر را که چونان پدر پرورد؟
بهکرات دیده و شنیدهایم که بسیاری از شخصیتها، گرفتارِ «تراژدیِ دوگانگی» بودهاند؛ نورصورتان جلوت و دیو سیرتان خلوت! در تریبونها فرشتهخو و در خلوت، فرسنگها با آنچه میگفتهاند، فاصله داشتهاند؛ اما فرزندان، دقیقترین «دروغسنجهایِ» هستیاند؛ آنها نه تابعِ شعارهایِ بیرونی، که آیینۀ تمامنمایِ «بودِ واقعیِ» والدین هستند. وقتی گفته میشود «الولدُ سرُّ أبیه» (فرزند، باطن و رازِ نهفتۀ پدر است)، دقیقاً به همین نکته اشاره دارد؛ یعنی اگر میخواهی بدانی در خلوتِ آن رهبرِ شهید چه گذشته، به ترازِ شخصیتیِ فرزند بنگر. صلاح و صلابت امروزِ پسر، سندی است بر طهارتِ پنهانِ پدر؛ چراکه تربیتِ اصیل، میوۀ درختی است که ریشهاش در صدقِ خلوتِ خانه آبیاری شده باشد، نه در هیاهویِ سیاست.
ظهورِ خیرهکنندۀ پسر در قامتِ ولایتِ امت، آن هم با رأیِ قاطعِ خبرگان امت و بدونِ کوچکترین نیاز به «پروپاگاندا» و هزینههایِ سرسامآورِ تصویرسازی، یک پیروزیِ اخلاقی برای مکتبِ تربیتِ اوست. در دنیایی که قدرتها با جنجالِ رسانهای و بزکهایِ تبلیغاتی مشروعیت میخرند، انتخاب فرزند بهعنوان ولی جامعه، نشان داد که «وزنِ شخصیتی» نیازی به فریاد ندارد. این سکوتِ پرمعنا، حاصلِ عمری است که در آن، پسر به جایِ یادگیریِ فنونِ نمایش، درسِ «بودن» آموخته است. اینکه اکثریتِ قاطعِ خبرگان بر شایستگیِ او مُهر تأیید زدند، در واقع گواهی بر کیفیتِ «انسانسازیِ» پدر بود که فرزندی فراتر از نام و نشان و متکی بر اصالتِ ذاتی پرورده است.
در این مجال باید گفت رهبر سوم انقلاب اسلامی «امضایِ نهاییِ» خداوند بر کارنامۀ عملِ رهبرِ شهید است. پدر ثابت کرد که بزرگترین قلعهای که فتح کرد، نه در جغرافیایِ بیرون، که در جغرافیایِ تربیتیِ خانهاش بود. امروز که جهان به تماشایِ این ثَبات و استمرار ایستاده، میبیند که میراثِ واقعی، نه در گزارشها و اسنادِ اداری، که در رگهایِ غیرت و درایتِ فرزندی جریان دارد که آیینهدارِ صادقِ پدر است.
این است معنایِ حقیقیِ شجرۀ طیبه؛ درختی که ریشهاش در زمینِ صدق استوار است و میوهاش، رازِ سربه مُهرِ پدری است که اکنون در سیمایِ پسر، برایِ همگان فاش شده است و بهمحض زمزمهشدن نامش برای ولایت امت، تمام تصویرسازیهای منفی این سالها را به باد فنا داد و این هم جز لطف الهی نیست: مهرش چو جای کرد در اوراقِ خاطرم/ بر حرفهای غیر، یکایک قلم کشید
*پژوهشگر انقلاب اسلامی
انتهای پیام/