به گزارش گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم، «علیرضا مجیدی»، تحلیلگر مسائل غرب آسیا در ویدئویی تحلیلی به تشریح دلایل عقبنشینی آمریکا و رژیم صهیونیستی از تشدید تنش با ایران در زمینه حمله به زیرساختهای انرژی پس از واکشن ایران به حمله به تاسیسات پارس جنوبی (عسلویه) پرداخته است.
.
وی در این ویدئوی تحلیلی ابراز میدارد:
رژیم صهیونیستی با چراغ سبز و تایید شخص دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا عصر چهارشنبه به عسلویه حمله کرد. براساس ارزیابیهای مشترک آمریکا و اسرائیل انتظار میرفت ایران در واکنش به این اقدام تجاوزکارانه برخی از تاسیسات نفتی را در سواحل جنوبی خلیج فارس به ویژِه در عربستان و امارات هدف عملیات انتقامجویانه خود قرار دهد.اما واکنش ایران در عمل فراتر از انتظار آنها ظاهر شد.
ایران علاوه بر تاسیسات و مراکز انرژی در سواحل خلیج فارس، زیرساختهای انرژی عربستان در منطقه «ینبع» در غرب این کشور در دریای سرخ را نیز هدف قرار داد، منطقهای که عملا بزرگترین خط لوله نفت عربستان را در خود جای داده و در عمل مکانی برای دور زدن مسیر تنگه هرمز به منظور انتقال محمولههای انرژی این کشور به شمار میرود.
نقطه کلیدی دیگری که در عملیات ایران هدف قرار گرفت منطقه «حبشان» در امارات متحده عربی بود که اساسا کارکردی مشابه تاسیسات ینبع برای عربستان را داراست و در قالب خط لوله فجیره-حبشان با هدف کاهش وابستگی ابوظبی به مسیر تنگه هرمز برای انتقال محمولههای انرژی این کشور احداث شده بود.
علاوه بر این گفته میشود در زمان این حملات، یک نقطه مهم و راهبردی نیز در لیبی هدف حمله قرار گرفت که البته هنوز مبدا واقعی این عملیات مشخص نیست و ایران نیز مسئولیت آن را نپذیرفته است.
نقطه مشترک تمامی نقاط هدف قرارگرفته شده آن است که سهامدار عمده این تاسیسات انرژی شرکت های آمریکایی همچون «شورون» هستند تا بدین شکل مستقیما منافع آمریکا در منطقه هدف موشکها و پهپادهای ایران قرار گیرند.
واکنش فراتر از تصور ایران سبب شد تا حتی «دنی سیترینوویچ» تحلیلگر مسائل امنیتی رژیم صهیونیستی که برای 25 سال مسئولیت پرونده ایران در نهادهای اطلاعاتی و امنیتی اسرائیل از جمله «آمان» (سازمان اطلاعات ارتش رژیم صهیونیستی» را عهده دار بوده است، واشنگتن و تل آویو را به جهت حمله به تاسیسات عسلویه مورد انتقاد و بازخواست قرار دهد.

سیترینوویچ در تحلیلی مکتوب در نقد اقدام متهورانه آمریکا و اسرائیل علیه ایران مینویسد:
1. ایران برخلاف برداشتهای قبلی ابتکار عمل را در این نبرد در دست دارد و هرگز در عرصه میدانی عقبنشینی نخواهد کرد؛
2.به نظر می رسد راهبرد محاسباتی آمریکا و اسرائیل در این عملیات در مواجهه با ایران اشتباه بوده است؛
3.ترامپ در حالی که پیش از آغاز این حمله از آن مطلع بود با مشاهده واکنش ایران عقب نشست و مدعی شد از این حمله مطلع نبوده است که این امر به وضوح نشانگر عقبنشینی دولت آمریکا پس از واکنش سخت ایران است؛
4.تشدید تنش اخیر آمریکا و اسرائیل علیه ایران آشکار ساخت که کشش سایر کشورهای منطقه در مقایسه با ایران بسیار کمتر است و آنها در معرض آسیبپذیری گستردهتری از ناحیه واکنشهای ایران قرار دارند؛
5. اکنون با گذشت 20 روز از این نبرد هدف نهایی جنگ، مسیرهای خروج و پایان دادن به آن مشخص نیست و حتی تعریفی از پیروزی موردنظر ترامپ و نتانیاهو در این نبرد مشخص نشده است؛
6.به نظر میرسد برخلاف اهداف اولیه موردنظر آمریکا و اسرائیل از جنگ با ایران، این نبرد مطابق خواست ایران در مسیر فرسایشی شدن گام برمیدارد.
سیترینوویچ در بخش نتیجه گیری تحلیل خود ابراز میدارد: تحولات روزهای اخیر نشان میدهد که این جنگ که توسط ترامپ و نتانیاهو به راه افتاده است در عمل فاقد ساختار و شفافیت استراتژیک و راهبردی، بدون برنامه ریزی بلندمدت و نسخه خروج است.
این اعتراف صریح یک تحلیلگر باسابقه صهیونیست در ارزیابی واکنش ایران به ماجراجوییهای ترامپ نشان میدهد این نبرد تا چه حد با اهداف از پیش طراحی شده واشنگتن و تل آویو فاصله دارد و ایران تا چه از این قدرت برخوردار است تا با بهرهگیری از کارتهای بازی خود در عرصه منطقهای و جهانی معادلات این جنگ را به سود خود تغییر دهد.
انتهای پیام/