به گزارش خبرگزاری تسنیم از همدان، بیش از چهار دهه از پیروزی انقلاب پربرکت اسلامی میگذرد، اما دشمنی جبهه استکبار با جمهوری اسلامی نهتنها کاهش نیافته، بلکه در مقاطع مختلف، شکل پیچیدهتر و عریانتری به خود گرفته است. از جنگ تحمیلی و تحریمهای گسترده اقتصادی تا جنگ رسانهای و عملیات روانی، همگی نشان میدهد که مسئله دشمن صرفاً اختلاف بر سر یک سیاست یا یک دولت نیست؛ بلکه نزاعی عمیقتر با «ذات» و «هویت» انقلاب اسلامی در جریان است.
در این میان، شهادت رهبر انقلاب را میتوان یکی از نقاط عطف این تقابل تاریخی دانست؛ حادثهای که عمق کینه و عجز دشمن در برابر گفتمان انقلاب را آشکار کرد. دشمنی که در عرصه اندیشه و منطق نتوانسته بود این گفتمان را مهار کند، به حذف فیزیکی روی آورد؛ غافل از آنکه سنت الهی در تاریخ، بارها نشان داده است که خون شهید، راه را میگشاید، نه اینکه ببندد.
برای واکاوی ابعاد این مسئله، چرایی دشمنی مستمر با جمهوری اسلامی، تأثیر شهادت رهبر انقلاب بر جبهه مقاومت، نقش فرماندهان میدانی شهیدی چون حاج قاسم سلیمانی و جایگاه مردم در جنگ ترکیبی امروز، با حجتالاسلام سید روحالله زمانیموسوی، امام جمعه تویسرکان گفتوگویی تفصیلی انجام دادهایم؛ متن کامل گفتوگو در ادامه آمده است:
تسنیم: بعد از شهادت رهبر انقلاب، خیلیها این سؤال را مطرح کردند که چرا دشمن تا این حد بهدنبال حذف چهرههای محوری انقلاب است. از نگاه شما، ریشه این دشمنی عمیق با جمهوری اسلامی چیست و شهادت رهبر انقلاب چه چیزی را برای ما روشن کرد؟
حجتالاسلام زمانیموسوی: اگر بخواهیم واقعبینانه به مسئله نگاه کنیم، باید بپذیریم که دشمنی جبهه استکبار با جمهوری اسلامی، یک دشمنی مقطعی و شخصی نیست؛ یعنی اینطور نیست که چون از فلان تصمیم یا فلان مسئول ناراحت شدهاند، دست به چنین اقدامات افراطی میزنند. اصل دعوا سر یک چیز دیگر است؛ سر هویت مستقل یک ملت است که بعد از قرنها، تصمیم گرفته خودش برای خودش تصمیم بگیرد و زیر بار نظم تحمیلی قدرتهای بزرگ نرود. انقلاب اسلامی آمد و دقیقاً همین نظم ظالمانه را به چالش کشید.
وقتی شما نظامی را در نظر میگیرید که میگوید: «من نه در سیاست خارجی و نه در اقتصاد و فرهنگ، تابع نسخهنویسی غرب نیستم»، طبیعی است که ستونهای قدرت جهانی احساس خطر کنند. حالا اگر این نظام، فقط در داخل مرزهای خودش حرف بزند، یک جور برخورد میکنند؛ اما اگر همین گفتمان، الهامبخش ملتهای دیگر هم بشود، مثل آنچه در فلسطین، لبنان، یمن و جاهای دیگر دیدیم، آن وقت حساسیت دشمن چند برابر میشود. اینجاست که میرسیم به نقطهای مثل شهادت رهبر انقلاب؛ یعنی دشمن میبیند این گفتمان دارد از سطح یک کشور فراتر میرود و تبدیل میشود به یک الگوی مقاومت در جهان اسلام.
شهادت رهبر انقلاب در واقع اعتراف ناخواسته دشمن به شکست در عرصه گفتمان بود. وقتی نتوانستند با جنگ، انقلاب را بشکنند، وقتی تحریم حداکثری جواب نداد، وقتی جنگ رسانهای هم نتوانست این پیوند مردم و انقلاب را قطع کند، به این نتیجه غلط رسیدند که اگر محور الهامبخش را از بین ببرند، این حرکت فرو میریزد. اما آنها یک چیز را درست نفهمیدند؛ اینکه ما با یک «حرکت صرفاً سیاسی» طرف نیستیم، بلکه با یک جریان ایمانی و اعتقادی روبهرو هستیم که ریشه در باور مردم دارد. رهبر انقلاب، نماد و ترجمان این ایمان جمعی بود. با شهادت او، اصل ایمان از بین نمیرود، بلکه اتفاقاً عمق پیدا میکند.
تسنیم: برخی تحلیلگران غربی پیشبینی میکردند که با شهادت رهبر انقلاب، جبهه مقاومت دچار خلأ و فروپاشی میشود. از نگاه شما، در سطح منطقه و جبهه مقاومت چه رخ داد؟
حجتالاسلام زمانیموسوی: این تحلیلها ناشی از همان نگاه لیبرالی و فردمحور به قدرت است. آنها عادت دارند همهچیز را با الگوی خودشان بسنجند؛ یعنی یک رییسجمهور یا یک رهبر را محور میدانند که اگر او برود، همهچیز فرو میریزد. اما انقلاب اسلامی از روز اول با یک منطق دیگری شکل گرفت؛ منطق «امت»، «مکتب» و «شبکه مؤمنان». در این منطق، رهبر جایگاه بیبدیل و بسیار بلندی دارد، اما حرکت، فقط محدود به فرد نیست. وقتی رهبر انقلاب به شهادت میرسد، شما شاهد یک تجدید بیعت عمومی در داخل و حتی فراتر از مرزها هستید.
در سطح منطقه، شهادت رهبر انقلاب چند پیام جدی داشت. اول اینکه به همه ملتها و گروههای مقاومت نشان داد که این راه، راهی است که تا آخرش باید رفت؛ حتی اگر به قیمت جان رهبر بزرگ این جریان تمام شود. دوم اینکه عملاً چهره واقعی دشمن را برای بسیاری از مرددها آشکار کرد. شاید تا قبل از آن، عدهای تصور میکردند دشمن با ما اختلاف سیاسی دارد؛ اما ترور رهبر یک انقلاب نشان داد مسئله، ریشهایتر و وجودیتر است. این شناخت، خودش یک سرمایه استراتژیک است.
از طرف دیگر، شما بعد از شهادت رهبر انقلاب، شاهد هستید که نهتنها جبهه مقاومت تضعیف نشد، بلکه ضریب خودباوری و همبستگی در آن بالا رفت. گروههایی که شاید تا قبل از آن، با احتیاط در کنار ما حرکت میکردند، دیدند این مسیری است که صاحبانش حتی از جان خودشان هم گذشتهاند. این الگو، در تاریخ اسلام هم سابقه دارد؛ شهادت امیرالمؤمنین(ع) یا امام حسین(ع) اگرچه از نظر ظاهری، یک فقدان بود، اما از نظر گفتمانی، تبدیل شد به موتور محرک تاریخ. شهادت رهبر انقلاب را هم باید در ادامه همان سنت الهی دید.
تسنیم: در ادامه همین مسیر، فرماندهانی مثل شهید حاج قاسم سلیمانی چه نقشی در پیوند اندیشه انقلاب با میدان ایفا کردند؟ آیا شهادت او هم در همین چارچوب قابل تحلیل است؟
حجتالاسلام زمانیموسوی: بله، دقیقاً همینطور است. اگر بخواهیم یک تصویر ساده ارائه کنیم، میتوانیم بگوییم امام خمینی(ره) و بعد رهبر معظم انقلاب، معماران و مدیران این گفتمان بودند؛ یعنی نظریهپرداز و رهبر این حرکت. در کنار اینها، شما به فرماندهان میدانی نیاز دارید که این اندیشه را از سطح شعار و تئوری، به سطح میدان و واقعیت عینی بیاورند. شهید حاج قاسم سلیمانی یکی از برجستهترین چهرههای این حوزه بود؛ او تجسم عینی «رهبری میدانی» در جبهه مقاومت بود.
نکته مهم اینجاست که حاج قاسم، خودش را چیزی جز یک سرباز ولایت نمیدانست. بارها گفته بود من یک نیروی خط مقدم هستم، نه صاحب گفتمان. همین تواضع و اخلاص بود که باعث شد محورهای مختلف مقاومت در منطقه، او را بهعنوان یک امین بپذیرند. او توانست یک شبکه انسانی، ایمانی و عملیاتی در منطقه ایجاد کند که امروز هم بعد از شهادتش، آثار آن را میبینیم. در واقع، حاج قاسم، بخش میدانی همان گفتمانی بود که رهبر انقلاب پرچمدارش بود.
ترور حاج قاسم، ادامه همان خطای محاسباتی دشمن بود که در شهادت رهبر انقلاب هم خودش را نشان داده بود. آنها فکر میکنند اگر چهرههای محوری را حذف کنند، شبکه فرو میپاشد، درحالیکه تجربه انقلاب اسلامی نشان داده که خون شهید، شبکه را بازتولید میکند. امروز چقدر جوان در ایران، عراق، لبنان، سوریه و جای دیگر، خودشان را «سرباز حاج قاسم» میدانند؛ درحالیکه شهید شده است. این یعنی سرمایه نمادین و گفتمانی او بعد از شهادت، چند برابر شده. پس بله؛ شهادت حاج قاسم را هم باید در همان چارچوب «اعتراف به شکست در برابر گفتمان مقاومت» فهم کرد.
تسنیم: اینجا یک سؤال مهم شکل میگیرد؛ چرا دشمن بهجای اینکه وارد گفتوگوی منطقی با این گفتمان شود، سراغ ترور رهبر، فرماندهان و چهرههای شاخص میرود؟
حجتالاسلام زمانیموسوی: این سؤال، کلید فهم ماجراست. وقتی شما به تاریخ نگاه میکنید، میبینید هر جا استکبار فکری و تمدنی در برابر یک گفتمان حقطلب و عدالتخواه قرار گرفته، در نقطهای که دیگر حرفی برای گفتن نداشته، به خشونت عریان روی آورده است. در صدر اسلام، وقتی مشرکان نتوانستند با منطق پیامبر اکرم(ص) مقابله کنند، به جنگ بدر و احد و احزاب متوسل شدند. در کربلا هم همینطور بود؛ آنها نمیتوانستند با منطق امام حسین(ع) وارد گفتوگو شوند، پس راهی جز قتل و اسارت برای خودشان ندیدند.
امروز هم داستان همان است، فقط شکلش عوض شده. دشمن میبیند این گفتمان، با زبان استدلال، با زبان تجربهای که ملتها از وابستگی و تحقیر دارند، حرف میزند و دلها را به دست میآورد. از طرف دیگر، خودش هم سابقهای جز استعمار، کودتا، غارت منابع و تحقیر ملتها ندارد. طبیعی است که در این میدان، در موضع ضعف قرار بگیرد. وقتی نمیتواند در میدان گفتوگو و اندیشه، این گفتمان را شکست دهد، به ترور، تحریم و جنگ ترکیبی متوسل میشود. ترور، در واقع زبان ناتوانی است، نه زبان قدرت.
البته این نکته را هم باید اضافه کنم که ترور برای آنها فقط یک ابزار امنیتی نیست؛ بلکه یک پیام روانی هم دارد. میخواهند به نیروهای مقاومت بگویند: «اگر در این مسیر جلو بروید، سرنوشت شما هم همین است.» اما تجربه انقلاب اسلامی نشان داده که این پیام، نتیجه معکوس داده؛ یعنی اتفاقاً جوانان بیشتری را به این مسیر جذب کرده. این همان چیزی است که دشمن آن را درست محاسبه نکرده است.
تسنیم: یک صحنه تکرارشونده در سالهای اخیر، حضور گسترده مردم در تشییع شهدا، تجمعات حمایتی و صحنههای مشابه است. این حضور را چگونه تحلیل میکنید؟
حجتالاسلام زمانیموسوی: اگر کسی بخواهد جامعه ایران را فقط از زاویه مشکلات اقتصادی ببیند، ممکن است از دیدن این صحنهها تعجب کند؛ میگوید مردمی که گلایه دارند، چطور اینطور گسترده در تشییع شهدا یا صحنههای دفاع از کشور حاضر میشوند؟ اما اگر کمی عمیقتر نگاه کنیم، میبینیم این رفتارها ریشه در هویت تاریخی و وجدان جمعی این ملت دارد. مردم ایران، قرنها طعم تحقیر و دخالت بیگانه را چشیدهاند؛ از دوران قاجار و قراردادهای ننگین گرفته تا کودتای 28 مرداد و مسائلی که در دوران پهلوی رخ داده است.
این حافظه تاریخی باعث شده که مردم ایران یک حساسیت ویژه نسبت به «استقلال» و «ناموس ملی» پیدا کنند. ممکن است از برخی عملکردهای ما مسؤولان ناراحت باشند، اما وقتی احساس کنند اصل کشور و امنیت و عزت ملی در خطر است، میدان را خالی نمیکنند. حضور میلیونی در تشییع شهدا، حضور در خیابانها برای اعلام حمایت از مقاومت، همه اینها را باید در این چارچوب دید. اینها یک هیجان زودگذر نیست؛ بلکه محصول یک فهم عمیق از این است که اگر این کشور ضعیف شود، اگر این خط مقاومت شکسته شود، چه آیندهای در انتظار ماست.
از زاویه دیگر، این حضورها، نشانه آن است که مردم درک کردهاند جنگ امروز فقط در جبهه نظامی نیست. یعنی وقتی یک جوان میآید در مراسم تشییع شهید یا در یک تجمع حمایتی شرکت میکند، خودش را بخشی از پدافند ملی میداند. این همان چیزی است که جامعهشناسان از آن بهعنوان «پدافند اجتماعی» یاد میکنند. خیابان، فقط محل آمدوشد نیست؛ تبدیل شده به صحنهای که مردم در آن، از هویت و آینده خودشان دفاع میکنند.
تسنیم: به جنگ امروز اشاره کردید. شما از تعبیر «جنگ ترکیبی» استفاده میکنید. این جنگ چه ویژگیهایی دارد و چه تفاوتی با جنگهای گذشته دارد؟
حجتالاسلام زمانیموسوی: اگر جنگ 8 ساله را بهیاد بیاوریم، میدان جنگ نسبتاً روشن بود؛ یک طرف ارتش بعث عراق بود، یک طرف ملت ایران. سلاح، توپخانه، تانک، مرز مشخص، جبهه مشخص. مردم میدانستند اگر بخواهند از کشورشان دفاع کنند، باید کمک کنند رزمنده در خط مقدم بماند. امروز اما جنگ، صورت پیچیدهتری پیدا کرده؛ دشمن فهمیده که صرفاً با حمله نظامی نمیتواند این نظام را شکست دهد، بنابراین به یک ترکیبی از ابزارها متوسل شده است.
در جنگ ترکیبی، شما همزمان با تحریم اقتصادی طرف هستید که سفره مردم را هدف گرفته؛ با جنگ رسانهای و شناختی مواجهاید که ذهن و باور مردم را هدف میگیرد؛ با حمله سایبری به زیرساختها، با ترور شخصیتهای علمی و میدانی، با فشار دیپلماتیک و حتی جنگ نیابتی در منطقه. به تعبیر دیگر، دشمن تلاش میکند زندگی روزمره مردم را به میدان جنگ تبدیل کند؛ از گوشی موبایل و شبکههای اجتماعی گرفته تا محل کار و مدرسه و دانشگاه.
این ترکیب، کار را هم برای دفاع سختتر میکند و هم حساستر. چون اگر در جنگ کلاسیک، جبهه مشخص بود، امروز ذهن و دل انسانها تبدیل به جبهه شده است. به همین دلیل است که ما میگوییم در کنار قدرت نظامی، باید قدرت رسانه، قدرت تبیین، قدرت اقتصاد مقاومتی و قدرت همبستگی اجتماعی را هم جدی بگیریم. اگر در این عرصهها غفلت کنیم، ممکن است دشمن بدون شلیک یک گلوله، بخشی از باور مردم را تسخیر کند.
تسنیم: به جنگ رسانهای و شناختی اشاره کردید. دشمن در این حوزه، بیشتر روی چه چیزهایی کار میکند و چه نقاطی را هدف گرفته است؟
حجتالاسلام زمانیموسوی: هدف اصلی جنگ رسانهای دشمن، برهم زدن نظم ذهنی جامعه است. یعنی میخواهد تصویر مردم از خودشان، از کشورشان، از مسئولان، از دشمن و دوست، از آینده، از مقاومت، همه اینها را بههم بریزد. برای این کار، چند راهبرد مشخص را دنبال میکند. یکی این است که دائماً ناامیدی تولید کند؛ القا کند که «هیچ چیز درست نمیشود»، «هیچ راهحلی وجود ندارد»، «همه شکست خوردهاند». وقتی امید را بزنند، دیگر کسی برای دفاع و ساختن انگیزهای نخواهد داشت.
راهبرد دوم، قطع پیوند مردم با انقلاب و رهبری است. دشمن میداند تا وقتی این پیوند برقرار است، حتی اگر مشکلاتی هم باشد، مردم اصل ماجرا را رها نمیکنند. بنابراین سعی میکند با بزرگنمایی ضعفها، تحریف واقعیتها، ساختن روایتهای جعلی و بعضاً حتی استفاده از اشتباهات واقعی ما، این پیوند را سست کند. راهبرد سوم هم دوگانهسازیهای کاذب است؛ مثلاً مردم را در برابر دین قرار بدهد، جوان را در برابر انقلاب قرار بدهد، زن را در برابر هویت ملی قرار بدهد، و امثال اینها.
در این میان، فضای مجازی و شبکههای اجتماعی، ابزار اصلی این جنگ شدهاند. دشمن با لشکر رسانهای و سایبری خود وارد شده؛ اما نکته جالب اینجاست که ما هم امروز یک لشکر جوان مؤمن و انقلابی در فضای مجازی داریم که اجازه نداده میدان یکطرفه شود. اینجا همان جایی است که نقش جهاد تبیین، روشن میشود. اگر این جوانها، این فعالان رسانهای و این مردم آگاه در میدان روایتگری نبودند، وضعیت خیلی متفاوت میشد.
تسنیم: با این توصیف، مردم عادی چه نقشی در این جنگ دارند؟ آیا فقط باید ناظر باشند یا وظیفهای جدی هم بر دوش آنهاست؟
حجتالاسلام زمانیموسوی: مردم فقط ناظر نیستند؛ بازیگران اصلی این جنگاند. همانطور که در دفاع مقدس اگر مردم پشت جبهه نمیبودند، رزمنده در خط مقدم تنها میماند. امروز هم اگر مردم در جنگ رسانهای و اقتصادی و روانی پشت کشور نایستند، هیچ دولتی بهتنهایی نمیتواند مقاومت کند. این ایستادگی البته به معنای نادیده گرفتن مشکلات نیست؛ مردم حق دارند مطالبه کنند، نقد کنند، سؤال بپرسند؛ اما در عین حال، باید حواسشان باشد که نباید بازیچه نقشه دشمن بشوند.
یکی از مهمترین نقشهای مردم، افزایش سواد رسانهای است. یعنی هر خبری را، هر شایعهای را، هر کلیپی را، هر هشتگی را، فوراً نپذیرند و بازنشر نکنند. یک قدم مکث، یک سؤال ساده از خود: «این خبر به نفع کیست؟» «چه کسی از دامن زدن به این ناامیدی سود میبرد؟» همین مقدار تفکر، میتواند خیلی از عملیاتهای روانی را خنثی کند. نقش دیگر، حفظ همبستگی اجتماعی است؛ اجازه ندهیم اختلافسلیقهها تبدیل شود به نفرت و دشمنی داخلی. دشمن دقیقاً همین را میخواهد؛ که ما بهجای ایستادن مقابل او، به جان هم بیفتیم.
از سوی دیگر، مردم با حضور در صحنههایی مثل انتخابات، راهپیماییها، مراسم شهدا، حتی با حضور آرام در فضای مجازی در دفاع از کشور، دارند یک پیام روشن به دشمن میدهند: اینکه «این ملت هنوز پای کشور و انقلابش ایستاده است». این حضور، خودش یک نوع بازدارندگی نرم است؛ همانطور که موشک و قدرت نظامی بازدارندگی سخت ایجاد میکند، این صحنهها هم به دشمن میفهماند که اگر بخواهد دست از پا خطا کند، با یک ملت بیدار مواجه است، نه یک جمع پراکنده و بیتفاوت.
تسنیم: با توجه به همه این نکاتی که فرمودید، آینده این تقابل را چگونه میبینید؟ آیا این دشمنی پایانی دارد؟
حجتالاسلام زمانیموسوی: تا زمانی که جمهوری اسلامی بر اصول اساسی خود یعنی استقلال، عدالتخواهی، حمایت از مظلوم و ایستادگی در برابر ظلم ایستاده است، طبیعی است که دشمنی قدرتهای استکباری ادامه داشته باشد. آنها هرجا منافع نامشروعشان به خطر افتاده، واکنش نشان دادهاند؛ در ایران، در آمریکای لاتین، در آفریقا، همهجا. اما این به معنای آن نیست که ما محکوم به شکست هستیم. تجربه این چهار دهه و حتی فراتر از آن، تجربه تاریخ اسلام نشان میدهد که اگر یک ملت، هویت، ایمان و پیوندش با رهبری و آرمانها را حفظ کند، میتواند بر مشکلات غلبه کند.
من معتقدم شهادت رهبر انقلاب و فرماندهانی مثل حاج قاسم، این مسیر را سختتر نکرد؛ بلکه معنادارتر و شفافتر کرد. امروز برای خیلیها روشن شده که دعوا سر چیست و طرف مقابل چه ماهیتی دارد. از آن طرف هم، هرچه فشار بیشتر شده، ظرفیتهای جدیدی در کشور و منطقه فعال شده است؛ از پیشرفتهای دفاعی و علمی گرفته تا رشد آگاهی سیاسی مردم و شکلگیری جبهه مقاومت منطقهای.
اگر بتوانیم در کنار حفظ این روحیه مقاومت، در مدیریت داخلی، عدالت، مبارزه با فساد و پاسخگویی به مطالبات مردم هم بهتر عمل کنیم، این تقابل نهتنها به ضرر ما تمام نمیشود، بلکه میتواند به فرصتی برای ساختن یک الگوی جدید تمدنی تبدیل شود؛ الگویی که نشان دهد میتوان مستقل بود، میتوان مقاوم بود و در عین حال، میتوان پیشرفت کرد. این همان مسیری است که شهدا با خونشان آن را امضا کردهاند و امروز وظیفه ماست که با عملمان، پای آن را محکمتر کنیم.
انتهای پیام/