به گزارش گروه رسانههای خبرگزاری تسنیم، سعدالله زارعی در یادداشتی که در روزنامه کیهان نوشته، آورده است:
اسناد، اظهارات صریح، شواهد و روندها بیانگر آن هستند که دشمنان اسلام و ایران - یعنی رژیمهای آمریکا، اسرائیل و بعضی دیگر در منطقه - برای اینکه کشوری بنام ایران و عامل تعیین کنندهای بنام اسلام را از معادلات جهانی و منطقهای و در واقع از عالم وجود حذف کنند، پس از سالها زورآزمایی با این دو، جنگی کامل و شامل و در ابعاد مختلف که امروز در ادبیات سیاسی از آن به «جنگ ترکیبی» یاد می شود، به راه انداختند. جنگی که از روز دهم رمضان المبارک جاری راه افتاد، با این مختصات شروع شد.
جدای از ابعاد فیزیکی و غیر فیزیکی جنگ ترکیبی، در این جنگ سه نقطه اصلی فیزیکی بسیار حساس و خطرناک در نظر گرفته شده بود که قرار بود به فاصله کوتاهی از یکدیگر به اجرا گذاشته شوند. این سه نقطه اصلی به ترتیب عبارت بودند از ؛ حمله سنگین نظامی خارجی هوایی به ترتیب از سمت مرزهای جنوبی، شمال غربی و شمالی ایران، حمله نسبتاً سنگین نظامی زمینی از سمت شمال غربی ایران و سپس اغتشاش گسترده امنیتی در همه شهرهای ایران و بویژه در پایتخت و استانهای شمال غرب ایران.
بر اساس پارهای اسناد و شواهد، بین مرحله اول و دوم یک روز و بین مرحله دوم و سوم دو روز فاصله در نظر گرفته شده بود تا الحاق نیروهای عمل کننده بصورت بینقص اتفاق بیفتد. شواهد میگویند حسب آنچه در طراحی آمده است دشمنان فکر همه چیز را کرده بودند و از حیث مادی نقصی وجود نداشت و اگر قرار بر قابلیت و قدرت ابزار باشد، این توطئه عمیق باید به نتیجه میرسید.
در بخش نظامی، آمریکا و رژیم اسرائیل با همراه کردن بعضی دولتها و یک نیمچه دولت در منطقه، حمله سنگین با هدف قرار دادن و انهدام مطلق دستگاه رهبری و دستگاه نظامی ایران را طراحی کردند و در این راه نگاهی هم به تجربه جنگ 12 روزه داشتند و تلاش کردند نواقص خود در آن جنگ را رفع نمایند. خب حمله سنگین در روز نهم اسفند و دهم رمضان انجام شد، کشور بطور همزمان از سه منطقهای که بر شمردیم، مورد حمله قرار گرفت و رئوس دستگاه رهبری و رئوس دستگاه نظامی زده شدند و به تصورشان کشور در خلع رهبری سیاسی و رهبری نظامی فرو رفت.
مرحله دوم که ورود نیروهای زمینی عمل کننده بود که میتوان از آنها به لشکر مزدوران یاد کرد، بعد از آمادگی و تمرین و با اخذ حداکثر همکاری از یک نیمچه دولت، از روز دوم جنگ شروع شد و بیم آن میرفت که در فضایی که کشور درگیر حملات سنگین از سوی جبهه مشترک غربی، عبری و عربی هست و مدیریت این وضعیت حساس، توان زیادی لازم داشت، استانهای غربی دچار آشوب شدید امنیتی شده و این آشوب امنیتی مسلحانه با سرعت زیاد به تهران برسد و کنترل اوضاع از دست خارج گردد.
این موضوع بخصوص از آنجا اهمیت ویژهای پیدا میکرد که در گزارشهای یک سال اخیر وزارت اطلاعات کشور بطور مرتب از نفوذ عوامل تروریستی دشمن به داخل و ورود پی در پی مقادیر زیادی سلاح از مرزهای غربی به کشور خبر داده شده بود. به همین دلیل مسئولین امنیتی و نظامی بر این موضوع اشراف داشتند و اهمیت خنثی سازی این مرحله از طرح دشمن که در حکم حلقه میانی اتصال ضلع اول و ضلع سوم توطئه بود را میدانستند در حالی که دشمن در طراحی خویش اینطور محاسبه کرده بود که شدت حمله خارجی از سه مسیر هوایی، جایی برای فکر کردن دستگاه نظامی امنیتی ایران به آنچه از طریق مرزهای ایران طراحی شده باقی نمیگذارد.
در مرحله سوم، قرار بود جریانات مسلح شده و برخوردار از آتش پشتیبانی آمریکا و رژیم غاصب بصورت پر حجم و حداقل در استعداد یک لشکر، مرزهای غربی ایران را پشت سر گذاشته و با سرعت خود را به تهران برسانند و با عوامل و سلاحهایی که قبلا به داخل ایران نفوذ کرده و منتظر اعلام اسم رمز عملیات آشوب امنیتی مسلحانه هستند، الحاق کرده و در روز چهارم یا پنجم جنگ یعنی 13 یا 14 اسفند، گام اول که اسقاط جمهوری اسلامی است را نتیجه برسانند.
حمله به ایران با آنکه بسیار دقیق طراحی شده بود، اما در گام اول با مشکل اساسی مواجه شد و در دوم به شکست انجامید و کار اصلاً به مرحله سوم نرسید. در واقع جنگ ترکیبی و سنگین دشمنان اسلام و ایران در روز اول بطور نسبی و در روز سوم بطور مطلق با شکست مواجه گردید.
پاسخ سنگین آتشباری ایران در زمانی کمتر از سه ساعت شروع شد و این در حالی بود که فرمانده معظم کل قوا، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح، فرمانده کل سپاه، دبیر شورای دفاع، وزیر دفاع و جمعی دیگر از فرماندهان میانی ایران به شهادت رسیده بودند و بر خلاف جنگ 12 روزه خردادماه، به دلیل شهادت فرمانده معظم کل قوا، امکان جایگزینی فوری آنها وجود نداشت. اما آتشباری سنگین ایران در دو ساعت اول جنگ نشان داد دستگاه نظامی ایران علیرغم شهادت همزمان فرماندهان ارشد آن سر پا هست و کار خود را دقیق انجام میدهد.
پس محاسبه دشمن در اینحا از یک خطای اساسی خبر میداد. این موضوع دلایل زیادی دارد و البته در راس آن هم باید حتما عوامل معنوی و در راس آن عنایات حقتعالی و حضرت ولیعصر سلامالله علیه در حق این ملت مقاوم و شهدای عظیمالقدر مظلوم آن را مد نظر قرار داد. اما از آنجا که لازمه تحقق عنایات الهی، ایجاد استعداد و ظرفیت است، عملکرد و تدابیر دستگاه رهبری و دستگاه نظامی ایران هم در این مسئله بسیار مهم است. رهبر معظم انقلاب چند روز پس از پایان جنگ 12 روزه در ملاقات با هیات محترم دولت با صراحت فرمودند ممکن است طی شش ماه آینده جنگی در بگیرد و شرایط بهگونهای پیش رود که امکان ورود کالا به کشور آنطور که الان وجود دارد وجود نداشته باشد از این رو به فکر آن روز باشید.
این توصیه البته به دولت و برای اداره کشور در زمان جنگ بعد بود ولی خود اینکه شهید بزرگ رمضان از عبارت شش ماه دیگر استفاده کرد و اینکه فرمود ممکن است کار از آنچه بوده سختتر شود، ضمنا از هوشیاری نظامی ایشان و کشور هم خبر میدهد. رهبر معظم شهید در یکی دو جا از جمله در یکی از آخرین سخنرانیهای علنی خود بطور ضمنی به لزوم تدبیر اداره کشور در شرایط فقدان رهبری اشاره کرده بودند و در واقع مردم را برای اداره مستقیم و خودجوش و خودابتکار چنین شرایطی آماده کرده بودند که تبیین این، خود به یادداشت جداگانهای نیاز دارد.
از آن طرف ستاد کل نیروهای مسلح و سپاه تجربه جنگ 12 روزه و زده شدن رئوس نظامی در ساعات اولیه جنگ را داشتند. کما اینکه در آن جنگ خود سردار پاکپور پس از انتصاب به فرماندهی کل سپاه در معرض شهادت قرار گرفت ولی به سرانجام نرسید. حدود هفت ماه پیش، سردار پاکپور در جایی گفت ما باید جوری عمل کنیم که سپاه بدون فرمانده، فرماندهی شود.
بر اساس آنچه از رهبر عظیمالشان شهید نقل کردیم و حسی که خود سردار شهید پاکپور داشت، وی خود را موظف دانست که هم در این شش ماه سیستم فرماندهی جنگ در سپاه را به پایهای برساند که بدون فرمانده، فرماندهی شود و هم قدرت آتش سپاه به درجهای برساند که بدون تاخیر فضای جنگ را به دست بگیرد و جنگ تحمیلی را مغلوبه کرده و کشور را به بازدارندگی برساند.
او برای به نتیجه رساندن این دو کار سخت، شش ماه بیشتر زمان نداشت و شهید به همراه جمع بزرگی از فرماندهان و فعالان گمنام عرصه دفاعی کشور در این زمان این دو را به نتیجه مطلوب رساند و در واقع دو غافلگیری بزرگ ایجاد کرد و توانست از روز اول جنگ، محاسبات پیچیده دشمن را به هم بزند. کمکم نزدیک به 20 روز از آغاز جنگ میگذرد و سپاه و ارتش مثل ساعت کار خود را به خوبی انجام دادهاند و این خود یک پیشرفت اساسی در جنگ به حساب می آید.
وقتی جنگ سنگین نظامی دشمنان در گام اول با مشکل اساسی و غافلگیری در فاز اداره جنگ مواجه گردید، چشمهای دشمنان به نقطه دوم و سوم دوخته شد و این در حالی بود که ایران برای مواجهه با این بخش آمادهتر از نقطه اول بود. نیروی زمینی سپاه، نیروی قدس سپاه و وزارت اطلاعات کشور مامور کنترل مرزهای غربی کشور شدند و با ضربات پیاپی به مقرهای نیروهای مزدور که حجم زیادی را تشکیل میدادند و با زیر ضرب گرفتن پایگاه بزرگ نظامی آمریکا در اربیل، موسوم به «حریر» که علاوه بر کارویژه جنگی خود نقش ستاد عملیاتی تهاجم زمینی به ایران هم بعهده داشت، عملا اجازه تحرک را از آنان گرفتند و تا امروز نتوانستهاند نقش حساس خود یعنی حلقه میانی ویرانی ایران را انجام دهند و البته دیگر هم قادر نخواهند بود چون هم ستاد عملیاتی و هم جمعشان بسیار آسیب دیده و پراکنده شدهاند.
برای آنکه حلقه سوم بتواند در میادین و خیابانها فعال شود، باید رعبی در جامعه شکل میگرفت تا آنان از این فضا به نفع تحرکات میدانی خود استفاده میکردند، مردم انقلابی که حالا با شهادت رهبر معظم بسیار برافروخته شده بودند، همه میادین و خیابانها را در کنترل خود گرفتند و در هفته اول که کشور با فقدان رهبری مواجه بود عملا رهبری کشور را انجام دادند که شرح آن به زیبایی در پیام رهبر معظم انقلاب اسلامی، امام سید مجتبی خامنهای - دامت برکاته - آمد. در عین حال با فروپاشی حلقه دوم جنگ، نوبت به حلقه سوم نرسید و عملا این رکن که از جهاتی مهمتر از بقیه رکنها بود معطل ماند و با توجه به ضربه شدیدی که در دی ماه خورده بود، جرات ورود به میدان پیدا نکرد و بدینصورت در واقع عناصر توطئه در هم کوبیده شدند.
آمریکا و رژیم تا کنون پنج برابر زمانی که در نظر گرفته بودند، درگیر جنگ با جمهوری اسلامی هستند و حالا نه برای از بین بردن ایران که برای خارج کردن کنترل یک تنگه از دست ایران به کشورهای دنیا التماس کرده و کمک میطلبند.
آنچه میبینیم بدون کمترین تردید، دست قدرت الهی است که از آستین این ملت شایسته بیرون آمده است. والله غالب علی امره.
منبع: کیهان
انتهای پیام/