به گزارش خبرگزاری تسنیم سمنان، با فرارسیدن غروب پانزدهمین شب از «شبهای اقتدار»، محور حد فاصل میدان نبوت تا میدان نگارستان سمنان، به مسیری نورانی و پرشور از حضور مردم تبدیل شد؛ مسیری که نه فقط یک خیابان، که به بلندای تاریخ انقلاب، روایت تازهای از وفاداری و بیعت با ولایت را به تصویر کشید. از ساعتها پیش از آغاز رسمی برنامه، خانوادهها، جوانان، پیشکسوتان دفاع مقدس، دانشآموزان و دانشجویان آرامآرام از کوچهها و خیابانهای اطراف خود را به محل تجمع میرساندند و رفتهرفته، نبض شهر با تپش شعارهای انقلابی و صلواتهای پیدرپی هماهنگ میشد.
صفهای منظم مردمی در دو سوی خیابان، با پرچمهای سهرنگ جمهوری اسلامی و بیرقهای یا حسین(ع)، جلوهای از پیوند عمیق هویت ملی و ایمانی را نشان میداد. در یک سو، نوجوانانی که شالهای مزین به نام «یا زهرا(س)» و «یا صاحبالزمان(عج)» بر گردن انداخته بودند، با شور و هیجان جوانی، پلاکاردهایی با مضمون «ما تا آخر ایستادهایم» و «لبیک یا خامنهای» در دست داشتند؛ و در سوی دیگر، پیرمردان و مادرانی که خاطره روزهای پرحادثه انقلاب و دفاع مقدس را با نگاههای آرام اما مصمم خود زنده میکردند.
گردهمایی بزرگ برای تجدید عهد
هوای شهر آمیخته بود با عطر اسپند، بخار چایهای صلواتی و صدای منظم نوای سرودهای انقلابی که از بلندگوها طنینانداز بود. هر جا که چشم میچرخاندی، چهرههایی را میدیدی که گویی برای تجدید عهد آمدهاند؛ عهد با انقلاب، با خون شهدا و مهمتر از همه، با ولایت. حضور کودکان با پرچمهای کوچک در دست، در کنار پدران و مادرانشان، این پیام را بهروشنی میرساند که نسل امروز نیز در مکتب وفاداری به ولایت تربیت میشود و این راه، راهی است که استمرار آن تضمین شده است.
در بخش میانی مسیر، غرفههای فرهنگی و روایتگری برپا شده بود؛ از نمایشگاه عکسهای شهدا و رزمندگان تا میزهایی که در آن دستنوشتههای مردمی در حمایت از آرمانهای انقلاب و تجدید بیعت با ولایت جمعآوری میشد. بسیاری از حاضران، پس از قرائت این دستنوشتهها، زیر آن مینوشتند: «تا آخر پای ولایت ایستادهایم»؛ جملهای کوتاه اما سنگین که مثل نخ تسبیح، همه دلها را به هم و به رهبری گره میزد.
در میانه برنامه، با آغاز رسمی مراسم و پخش سرود ملی جمهوری اسلامی ایران، جمعیت یکپارچه به احترام ایستاد. پس از آن، سرود «خمینیای امام» و سرودهای حماسی دیگر، فضا را به سمت یادآوری روزهای نخستین انقلاب برد. دستانی که به نشانه بیعت بالا رفته بود، چهرههایی که از اشک شوق و شور حماسه خیس شده بود و صدای ممتد «صل علی محمد، بوی خمینی آمد» و «لبیک یا خامنهای» که در آسمان سمنان میپیچید، گویی همه را به صحنهای از تاریخ معاصر ایران میبرد؛ صحنهای که در آن، ملت بار دیگر با صدای بلند میگفت: ما همان ملتیم، محکمتر از دیروز.
"تداوم حضور" نشانهای روشن از ولایتمداری مردم است
یکی از بخشهای تأثیرگذار این اجتماع، سخنان گرم و صریح سخنرانان بود که با بیان دستاوردهای انقلاب، توطئههای دشمنان و نقش بیبدیل ولایت فقیه در عبور کشور از گردنههای سخت، دلها را برای بیعتی دوباره آمادهتر میکرد. سخنران اصلی مراسم با اشاره به حضور گسترده مردم در پانزدهمین شب از این اجتماع حماسی گفت که تداوم این حضور، نشانهای روشن از زنده بودن روح مقاومت و ولایتمداری در دل مردم سمنان است؛ مردمی که هرگاه پای دفاع از ارزشها در میان باشد، با تمام وجود به میدان میآیند.
در حاشیه مراسم، با یکی از جوانان حاضر که پرچم بزرگی از جمهوری اسلامی ایران را در دست داشت، همصحبت شدیم. او که خود را «محمدحسین، 23 ساله، دانشجوی سمنانی» معرفی کرد، درباره انگیزه حضورش در این اجتماع گفت: «من در دوران دفاع مقدس نبودم؛ اما شهدا برای من غریبه نیستند. آنها برای همین پرچم و همین ولایت جان دادند. امروز، حضور من در اینجا یعنی ادامه همان راه. ما آمدهایم تا به دشمن بگوییم، نسل دهه هفتادی و هشتادی هم پای ولایت ایستاده و اگر لازم باشد، جانمان را فدای رهبری و انقلاب میکنیم.»
کمی آنسوتر، مادری میانسال در حالی که دست دختر نوجوانش را گرفته بود، زیر نور گوشیهای همراه که برای ثبت این لحظات روشن شده بود، اشک شوق میریخت. او در گفتوگو با ما اظهار کرد: «من روزهای اول انقلاب را به یاد دارم؛ روزهایی که امام آمد و مردم با دل و جانشان با او بیعت کردند. امروز احساس میکنم همان صحنهها تکرار شده؛ با این تفاوت که حالا ما با فرزند خلف آن راه، با آقا، با مقام معظم رهبری تجدید بیعت میکنیم. من امشب دخترم را آوردم تا از نزدیک ببیند که مردم شهرش چگونه پشت ولایت را خالی نمیکنند.»
نمیگذاریم پرچم زمین بماند
حضور پیشکسوتان دفاع مقدس و جانبازان نیز جلوه دیگری به این اجتماع بخشیده بود. یکی از جانبازان سمنانی که بر روی ویلچر در میان جمعیت حضور داشت، با لبخندی آرام اما چشمانی مصمم گفت: «ما آن روزها در جبههها، با امام و ولایت پیمان بستیم که این پرچم زمین نماند. امروز که شما جوانها را اینگونه در صحنه میبینیم، دلمان قرص میشود که آن عهد ضایع نشده. امشب، پانزدهمین شب اجتماع است، اما برای ما هر شب، شب بیعت با ولایت است؛ هر نفسمان، امضای دوباره بر آن پیمان قدیمی است.»
در بین جمعیت، چهرههای نوجوان هم کم نبودند؛ نسل تازهای که با گوشیهای همراه خود، لحظات حماسی مراسم را ثبت و در شبکههای اجتماعی منتشر میکردند تا پیام اقتدار و ولایتمداری مردم سمنان را به گوش دوستان و همنسلانشان در دیگر نقاط کشور برسانند. «فاطمه»، دانشآموز 16 سالهای که به همراه دوستانش در مراسم حاضر شده بود، در گفتوگو با ما گفت: «بعضیها فکر میکنند جوانها از ارزشها دور شدهاند، اما حضور امشب ثابت میکند که ما هم دل در گرو ولایت داریم. ما آمدهایم بگوییم در هر میدان جنگ نرم و سخت، پشت سر رهبرمان هستیم.»
با اوجگیری برنامه، لحظه قرائت بیانیه پایانی و اعلام تجدید بیعت با آرمانهای امام خمینی(ره)، شهدا و مقام معظم رهبری، به نقطه اوج معنوی این اجتماع باشکوه تبدیل شد. جملات بیانیه که با صدای رسا در میان جمعیت طنینانداز میشد، بر مفاهیمی چون پایبندی به آرمانهای انقلاب اسلامی، تبعیت بیچونوچرا از ولایت فقیه، مقابله با جنگ نرم دشمنان و استمرار حضور مردم در صحنههای حساس تأکید داشت. مردمی که با دستان برافراشته و فریاد «لبیک یا خامنهای»، هر بند بیانیه را تأیید میکردند، گویی هر کدام سندی زنده از ادامه حیات روح انقلاب بودند.
پیوند مردم با ولایت ریشه در ایمان و اعتقاد دارد
در لحظات پایانی برنامه، نور تلفنهای همراه که در دستان هزاران نفر روشن شده بود، خیابان را به دریایی از ستارههای کوچک تبدیل کرده بود؛ ستارههایی که نام «ولایت» را در آسمان شهر مینوشتند. نوای دستهجمعی «ای ایران، ای مرز پرگهر» و پس از آن، صلواتهای پیاپی، پایانبخش شبی بود که در حافظه مردم سمنان بهعنوان یکی از باشکوهترین شبهای اقتدار ثبت خواهد شد؛ شبی که در آن، مردم نهفقط حضور فیزیکی، که حضور قلبی و روحی خود را پای پرچم ولایت امضا کردند.
پانزدهمین شب از اجتماع شبهای اقتدار در سمنان نشان داد که پیوند مردم این دیار با ولایت، پیوندی شعاری و سطحی نیست؛ ریشه در ایمان، اعتقاد، تاریخ و زندگی روزمره آنان دارد. این حضور گسترده، فارغ از سن، جنسیت، شغل یا طبقه اجتماعی، پیامی روشن به همراه داشت: مردم سمنان، از کوچههای ساده تا میدانهای اصلی شهر، خود را سربازان جبهه ولایت میدانند و در هر شرایطی آمادهاند تا با تمام توان، از این سنگر دفاع کنند.
با پایان رسمی مراسم و آرامآرام پراکنده شدن جمعیت، هنوز زمزمه شعارها در گوش میپیچید و پرچمهای در دست کودکان، حکایت از ادامه راه داشت. خیابانها اگرچه آرامتر میشدند، اما شوری که آن شب در دل مردم افتاده بود، پایانناپذیر بود؛ شوری که هر بار با نام «ولایت» شعلهورتر میشود. پانزدهمین شب شبهای اقتدار به پایان رسید، اما بیعتی که آن شب میان مردم سمنان و ولیامر مسلمین تمدید شد، آغازی دوباره بر فصلی نو از حضور، بیداری و استقامت بود.
انتهای پیام/363/