مرکز مطالعات راهبردی خبرگزاری تسنیم در باره واکاوی علل و عوامل شکست و ناکامی اتحاد رژیم صهیونی و آمریکا در جنگ تحمیلی رمضان گزارشی منتشر کرد که خلاصه و متن کامل آن در پیوست تقدیم میشود.
جنگ جبهه استکبار با جمهوری اسلامی ایران، نقطه تلاقی ارادههای متضادی است که در آن، ماشین جنگی متجاوز با عبور از تمامی خطوط قرمز بینالمللی و با بهرهگیری از دکترینهای آخرالزمانی و ضدبشری، در پی بازطراحی نظم منطقهای از طریق تحمیل الگوی سرزمین سوخته بر آمده است. این تهاجم چندلایه، که اینک از مدل محدود جنگ 12 روزه به فاز جنگ تمامعیار شهری تکامل یافته، تلاشی مذبوحانه برای جبران شکستهای راهبردی دشمن در پیشبینی تابآوری داخلی و محاسبات نظامی ایران است؛ تلاشی که ماهیت اصلی آن تلاش برای فروپاشی درونی جامعه و قطع پیوند میان دولت و ملت است.
در این شرایط سرنوشتساز، شناخت دقیق مختصات این جنگ، ضرورتی استراتژیک برای عبور از طوفان است؛ چرا که دشمن با ادغام ابزارهای سخت نظامی و جنگ نرم شناختی، میدان نبرد را به زندگی معمولی و معیشت مردم کشانده است. بنابراین، واکاوی این تهاجم نیازمند نگاهی عمیق به لایههای زیرین تصمیمگیری اتاقهای فکر دشمن است تا روشن گردد چرا تمامی این محاسبات، در برابر سد پولادین وحدت ملی و مدیریت راهبردی نخبگان نظام، یکی پس از دیگری به بنبست رسیده و به پاشنه آشیل خود مهاجمان تبدیل شده است.
در نوشتار حاضر، بر آنیم تا با عبور از تحلیلهای سطحی رسانهای، پرده از اهداف پنهان و متدولوژی جنایتکارانه ائتلاف متجاوز در جنگ رمضان برداشته و با ارزیابی دقیق ظرفیتهای پدافندی و کنشهای غافلگیرکننده ایران در میدان نبرد، نقشهراهی عملیاتی برای مواجهه با فاز دوم تهاجم ترسیم کنیم. هدف از این بازخوانی تحلیلی، تبیین ماهیت جنگ و تلاش برای ارائه راهکارهایی بنیادین برای استحکام ساختارهای حکمرانی، تقویت دولت مستقر به عنوان کانون مدیریت بحران و خنثیسازی ماشین تولید وحشت دشمن است تا این مرحله از جنگ نیز به حول و قوه الهی و با رهبری مدبرانه حضرت آیتالله سید مجتبی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی به نقطه تثبیت اقتدار و پیروزی نهایی اراده ملی بدل گردد.
این نوشتار در چند سرفصل به شرح زیر تقدیم خوانندگان می شود:
1. علل آغاز جنگ رمضان از سوی آمریکا و رژیم صهیونی
2. اهداف راهبردی دشمن در جنگ رمضان
3. توانمندیهای جمهوری اسلامی در پاسخ به تجاوز دشمن
4. راهکارها و توصیه ها برای مقابله با دشمن در فاز دوم جنگ
***********
1. علل آغاز جنگ رمضان از سوی آمریکا و رژیم صهیونی
علت اصلی آغاز جنگ و حملات مشترک آمریکا و اسرائیل به ایران در این مقطع با هدف تغییر حکومت و رفع کامل تهدیدها بود. نزد آنها به نادرستی محاسبه شد که حکومت ایران در مقطع اسفند 1404 در وضعیت ضعیفی قرار دارد. این تضعیف ناشی از سالها تحریم اقتصادی، آسیبهای ناشی از اعتراضات گسترده داخلی در دیماه 1404، خسارات وارد شده به تأسیسات نظامی و هستهای ایران در پی جنگ 12 روزه و همچنین تضعیف متحدان و گروههای مقاومت در طول بحرانهای منطقه بود. به همین دلیل، واشنگتن و تلآویو به این نتیجه رسیدند که از طریق نظامی شانس بیشتری برای دستیابی به اهدافشان دارند تا از مسیر دیپلماسی. به خصوص آن که تسلیمناپذیری ایران از طریق دیپلماسی با وجود تمام فشارها هم برای آنها غیرمنتظره بود و هم غیرقابل تحمل.
2. اهداف راهبردی دشمن در جنگ دوم
در یک کلام، هدف اصلی دشمن در جنگ رمضان، وارد آوردن ضربهای بینقص و بازدارنده بود تا بازی قدرت در خاورمیانه برای همیشه به نفع بلوک غرب و اسرائیل تغییر کند. برای نیل به این هدف، اهداف اصلی و استراتژیک دشمن را میتوان به شرح زیر دستهبندی کرد:
- تغییر حکومت و سرنگونی نظام سیاسی
- فلج کردن ساختار تصمیمگیری کلان کشور با اجرای استراتژی «قطع سر» (ترور مقامات ارشد سیاسی و فرماندهان عالیرتبه نظامی)
- انهدام کامل و غیرقابلبازگشت برنامه هستهای و توان نظامی و بالاخص توان موشکی ایران
- اعاده حیثیت و اثبات قدرت هژمونیک آمریکا (جلوگیری از فروپاشی اعتبار آمریکا)
- فروپاشی محور مقاومت
- تحریک جنگ داخلی و تشدید شکافهای قومیتی
- فروپاشی تابآوری و تزریق ناامیدی و وحشت عمومی
3. توانمندیهای جمهوری اسلامی در پاسخ به تجاوز دشمن
اگرچه مهاجمان موفق به ضربه زدن به برخی تأسیسات و شهادت رهبر فقید انقلاب اسلامی حضرت آیت الله العظمی امام خامنهای شدند لیکن پاسخ قاطع و استراتژی متقابل جمهوری اسلامی قابلیتها و واکنشهایی را نشان داد که هم در عرصه سیاسی و هم نظامی باعث حیرت و غافلگیری مقامات واشنگتن و تلآویو شد. موارد اصلی که دشمنان را غافلگیر کرد، شامل ابعاد زیر بود:
- فعالسازی راهبرد گسترش مهارناپذیر جبهه نبرد
- انسجام ساختاری و فرو نپاشیدن زنجیره فرماندهی نظامی
- جسارت در هدف قرار دادن مستقیم منافع کلیدی و وارد کردن تلفات بالا به آمریکا
- ظهور غافلگیرانه جنبش اجتماعی دفاع از ایران
- استحکام ساختار نظامی و تابآوری اقتصادی
توانمندی ایران برای هدایت پایدار این جنگ، تابآوری اجتماعی در برابر هجوم هوایی شدید در کنار کوبندگی خیرهکننده حملات انتقامجویانه در سرتاسر شعاع خاورمیانه، رویای پیروزی یکهفتهای و قاطع را از میان برد و آمریکا را دچار شوک بیسابقهای در مواجهه با جنگ دوم کرد.
4. راهکارها و توصیه ها برای مقابله با دشمن در فاز دوم جنگ
در مرحله دوم این نبرد همهجانبه (بمباران زیرساختها و تمرکز بر زندگی مردم با هدف فروپاشی از درون)، میدان اصلی جنگ از خطوط نظامی به میدان «ذهن» و تابآوری اجتماعی کشیده میشود. دور نباید پنداشت که دشمن از ایجاد وحشت، قحطی، قطعی آب و برق و آوارگی بهعنوان سلاح جنگی استفاده میکند و مقابله با آن نیازمند رویکردهای ترکیبی، دفاع غیرعامل مردمی و مدیریت روانی دقیق است.
برای خنثیسازی اهداف دشمن در فاز دوم و حفظ انسجام و امنیت روانی جامعه، راهکارها و توصیههای راهبردی زیر حیاتی است:
· مدیریت هوشمند جنگ شناختی و رسانهای؛ حفظ امنیت روانی
· غیرمتمرکزسازی بحران و تشکیل هستههای پدافند محلهمحور(با تخریب زیرساختهای کلان مدیریتی، باید فرماندهی بحران به شبکههای مویرگی سپرده شود. مساجد، مدارس مقاوم و معتمدین محلات باید به مقرهای محلی برای توزیع آب، غذا، داروی اولیه و سازماندهی سرپناه برای آسیبدیدگان تبدیل شوند.)
· تبدیل مردم از قربانی منفعل و ترسیده به کنشگر فعال؛ توزیع وظایف میان مردم عادی (کمک در امداد، نگهبانی از محله، پختوپز برای آوارگان و...) حس مفید بودن، تعلقخاطر و کنترل بر شرایط را در آنها احیا کرده و اضطراب را کاهش میدهد.
· مدیریت قاطعانه و عادلانه منابع زیستی؛ مقابله با قحطی مصنوعی
· اقدامات سریع مهندسی و پدافند غیرعامل در زیرساختها
· مهار گسلهای قومی و اجتماعی
· عملیات دیپلماسی و بیان مظلومیت مقتدرانه در عرصه بینالمللی
· حمایت همه جانبه از دولت و بیان دستاوردها به منظور تحکیم ساختاری
متن کامل این تحلیل و تک نگاشت را از اینجا دریافت کنید.
انتهای پیام/