بهگزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، امروز هفدهمین روز از جنگ تحمیلی آمریکای تروریست و اسرائیل کودککش علیه جمهوری اسلامی ایران است؛ جنگی که در میانه مذاکرات غیرمستقیم جمهوری اسلامی ایران و آمریکا شکل گرفت و همانند جنگ 12 روزه، بار دیگر نشان داد که ترامپ با زیر پا گذاشتن بسیاری از قواعد، قوانین و اصول بینالمللی و با خیانت به دیپلماسی و مذاکره، مسیر تجاوز به کشورمان را در پیش گرفت.
ترامپ و نتانیاهو همانند جنگ 12 روزه دچار اشتباهات محاسباتی زیادی شدند. آنان گمان میکردند که با به شهادت رساندن رهبر شهید انقلاب اسلامی و فرماندهان ارشد نظامی، شاهد فروپاشی و سرنگونی نظام جمهوری اسلامی خواهند بود و بر اساس همین پیشبینی غلط تصور میکردند که اغتشاشگران بار دیگر به خیابانها خواهند ریخت و ایران از داخل و خارج مورد هجوم قرار خواهد گرفت؛ اما در همه این موارد با شکست مواجه شدند.
یکی دیگر از اشتباهات محاسباتی آمریکا و اسرائیل، عدم شناخت نسبت به تواناییهای تسلیحاتی، دفاعی و نظامی جمهوری اسلامی ایران بود. آنان تصور میکردند ذخایر موشکی و پهپادی جمهوری اسلامی ایران توانایی حضور در یک جنگ فرسایشی را ندارد، اما در این محاسبه نیز دچار خطا شدند.
به نظر میرسد ترامپ اکنون در باتلاقی گرفتار شده است که خروج از آن چندان آسان نیست. چرا که علاوه بر توانایی و اقتدار نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران و بیعت تاریخی مردم ایران با رهبر معظم انقلاب و حمایت گسترده از نیروهای مسلح، آمریکا و اسرائیل در سطح جامعه بینالمللی نیز با نوعی انزوا مواجه شدهاند. شاید ترامپ تصورش را هم نمیکرد که کشورهایی مانند انگلستان، ایتالیا، اسپانیا، آلمان، فرانسه، ژاپن، چین، کره جنوبی و برخی دیگر از کشورها در برابر درخواست کمک او و نتانیاهو پاسخ مثبتی ندهند.
آمریکایی که سالها به بهانه برقراری دموکراسی و دفاع از حقوق بشر در کشورهای مختلف جنگافروزی کرده و پس از آن ندای صلح سر داده است، این بار خود در تله همین سیاستها گرفتار شده و اکنون به دنبال میانجی میگردد تا شاید بتواند ایران را به سمت آتشبس سوق دهد. در حالی که در سطوح مختلف مسئولان کشور، از رئیسجمهور و دبیر شورای عالی امنیت ملی گرفته تا وزیر امور خارجه، فرماندهان نظامی و بهویژه رهبر معظم انقلاب اسلامی، آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، بارها تأکید کردهاند که ایران آغازگر این جنگ نبوده و اکنون در حال دفاع از خود است و پایان این جنگ را نیز ایران تعیین خواهد کرد، نه آمریکا.
قرار نیست هر بار ترامپ و نتانیاهو با زیر پا گذاشتن اصول و قواعد بینالملل به کشور ما تجاوز کنند و هنگامی که احساس کردند در عرصه نظامی و تسلیحاتی با مشکل مواجه شدهاند، ناگهان سخن از آتشبس و پایان جنگ به میان آورند و پس از مدتی دوباره همان مسیر را تکرار کنند. ایران تأکید کرده است که دیگر خبری از آتشبس نخواهد بود مگر آنکه سایه جنگ برای همیشه از سر ایران کنار رود و آمریکا و اسرائیل حتی جرأت به زبان آوردن حمله به ایران را نداشته باشند.
اکنون ترامپی که ادعا میکرد قویترین ارتش دنیا را در اختیار دارد و حتی مانند جنگ 12 روزه از تسلیم بیقید و شرط ایران سخن میگفت، در شرایطی قرار گرفته است که برای امنیت تنگه هرمز و مدیریت شرایط جنگی، از کشورهای مختلف درخواست کمک میکند. در داخل آمریکا نیز فشارها بر او افزایش یافته و افزایش شدید قیمت انرژی، بهویژه بنزین، موجب نارضایتی مردم شده است؛ بهگونهای که به نظر میرسد خود ترامپ نیز در انتظار پایان این جنگ است.
واقعیت این است که نه ترامپ و نه نتانیاهو هرگز ایران را به درستی نشناختهاند؛ نه ملت ایران را شناختهاند و نه نیروهای مسلح آن را. ملت ایران با وجود همه مشکلاتی که در سالهای گذشته با آن روبهرو بودهاند —از مسائل معیشتی گرفته تا مشکلات جوانان در حوزه مسکن و اشتغال و سایر مشکلات— نشان دادهاند که وقتی سخن از خاک، وطن و پرچم ایران به میان میآید، در کنار یکدیگر میایستند.
در این میان، رضا پهلویِ بیخرد و احمق که 47 سال است سودای قدرت در سر دارد و بهخاطر این رویای دست نیافتنیاش باعث و بانی به وجود آمدن اغتشاشات دیماه سالجاری شد، در نهایت بیشرمی از حملات علیه ایران حمایت میکند و همچنان سودای بازگشت به قدرت را در سر دارد. اما احتزاز پرچم جمهوری اسلامی ایران در قلب اروپا و حتی در کانادا و سردادن شعار مرگ بر وطنفروش، تیر خلاصی بود بر پیکر بیجان این دلقک وطن فروش.
این جنگ یک واقعیت دیگر را نیز آشکار کرد. سالها برخی افراد جاهل و واداده غرب، در داخل کشور همواره بر اعتماد به آمریکا و مذاکره با آمریکا تأکید میکردند و معتقد بودند با یک دیدار یا گفتوگوی مستقیم با رئیسجمهور آمریکا بسیاری از مشکلات حل خواهد شد.
حتی این جاهلان بعد از جنگ 12 روزه، در بیشرمی محض، نامه تغییر پارادایم را منتشر کردند و متاسفانه در میانه مذاکرات غیرمستقیم ایران و امریکا معتقد بودند، رییس جمهور ایران و امریکا باید با یکدیگر ملاقات داشته باشند تا مشکلات حل شود. اما جنگ اخیر بار دیگر نشان داد که طرفداران همیشگی مذاکره (به هر قیمت) باید از خونهای ریخته شده عبرت بگیرند و دیگر اسمی از مذاکره به زبان نیاورند.
امروز بسیاری میپرسند که سازمانهای بینالمللی، شورای امنیت و نهادهایی که همواره از حقوق بشر و صلح سخن میگویند، در برابر این تحولات چه موضعی اتخاذ کردهاند. اما در تاریخ بشریت ثبت شد که حقوق بشر، حقوق بین الملل، سازمان ملل متحدد، شورای امنیت و ... تنها مترسکی بیش نیستند و نه تنها در مقابل جنایت امریکا و اسرائیل سکوت کردند، بلکه ایران را متهم به جنگ افروزی میکنند.
در نهایت، آنچه امروز بیش از هر چیز اهمیت دارد، حفظ وحدت ملی و ایستادگی در برابر تهدیدهاست. ملت ایران بارها نشان دادهاند که در بزنگاههای تاریخی کنار کشور خود میایستند و همین روحیه است که آینده ایران را رقم خواهد زد. مردم ایران در این روزها بار دیگر نشان دادند که در سختترین شرایط نیز در صحنه حضور دارند؛ حضوری که در خیابانها، در زیر باران و برف، در میان صدای پدافند و حتی زیر موشکهای دشمن نیز ادامه یافته است. این مردم شایسته بهترین زندگی هستند و مسئولان کشور باید پس از پایان این جنگ، بیش از گذشته در مسیر حل مشکلات آنان گام بردارند.
به امید پیروزی ایران و ایرانی.
یادداشت از: حمید وظیفه، فعال رسانه
انتهای پیام/