به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، با ورود جنگ رمضان به هفته سوم، آنچه در میان خطوط رسانهها و اندیشکدههای جریان اصلی بیش از گذشته به چشم میخورد، برآورد اشتباه دولت ترامپ در خصوص «توان نظامی»، «اراده سیاسی» و میزان «تاب آوری اجتماعی» مردم ایران بوده است.
در همین راستا «دنی سیترونویچ»، تحلیلگر مسائل سیاسی- امنیتی رژیم صهیونیستی معتقد است با وجود ضربات وارد شده به ایران در حوزههای نظامی- زیرساختی اما امروز منطقه خلیج فارس درگیر تنش فزایندهای شده که به شکل یک «معمای بزرگ» برای ایالات متحده آمریکا درآمده است.
به نظر میرسد این برآورد غلط ناظر به مشکله اساسی است. این مسائل عبارت اند از؛ «عدم شناخت و درک درست تیم امنیت ملی ترامپ در خصوص مسائل جاری در منطقه غرب آسیا»، «تصویرسازی مشاوران، رسانهها و اندیشکدههای وابسته به لابی اسرائیل» و در نهایت «فشار فزاینده دولت نتانیاهو به ترامپ برای حمله به ایران از طریق تهدید به اقدام مستقل تا گروکشی اخلاقی با پرونده اپستین». در ادامه این یادداشت سعی خواهیم کرد تا سه اشتباه راهبردی آمریکا را که در ظاهر سعی در انکار آنها را دارد اما در عمل تبدیل به «پاشنه آشیل» عملیات «خشم حماسی» شده است را مورد بررسی قرار دهیم.

بحران در بازار انرژی
برای دولت ترامپ با آنکه کسب دستاوردهای ژئوپلیتیکی به دلیل وجود افرادی مانند مارکو روبیو، پت هگزت و مایک والتز از اهمیت زیادی برخوردار است اما وجود دیدگاه اشخاصی مانند جی.دی ونس، جارد کوشنر و استیو ویتکاف سبب میشود تا متغییرهای اقتصادی نیز مورد توجه قرار گرفته و نتوانند نسبت به نوسانات داخلی اقتصاد آمریکا و بازارهای جهانی بی تفاوت باشند. پیش از آغاز جنگ رمضان، تیم امنیت ملی آمریکا با هماهنگی کشورهای عرب خلیج فارس سعی داشتند تا با افزایش تولید روزانه نفت جلوی شوکهای ناشی از حمله کنترل شده و پیروزی سریع بر ایران را بگیرند. رژیم صهیونیستی با فروش تصویر «پیروزی آسان» بر ایران عملا جلوی آشکار شدن این واقعیت را گرفت که نیروهای مسلح ایران از جنگ 12 روزه درس گرفته و خود را برای غافلگیریهای احتمالی دشمن آماده کردند.
تنها یک ساعت پس از آغاز جنگ رمضان، نیروهای مسلح ایران بنا بر دستور اعلام شده از سوی «رهبر شهید» تمام استعدادهای نظامی دشمن را از بحرین، امارات، کویت، عربستان، قطر، عراق تا سرزمینهای اشغالی هدف قرار دهند. همزمان وضعیت امنیتی حاکم بر تنگه هرمز سبب شد تا بسیاری از نفتکشها و کشتیهای تجاری از ترس نیروی دریایی ایران در وضعیت بی حرکت قرار گرفته و منتظر اجازه تهران باشند!
در چنین شرایطی ما شاهد آن بودیم که هفته گذشته قیمت هر بشکه نفت برنت به مرز 120 دلار هر بشکه نیز رسید. با وجود آزادسازی ذخایر نفت استراتژیک از سوی آمریکا، آلمان و ژاپن از یک سو و «گفتار درمانی»های ترامپ در خصوص نزدیک بودن زمان پایان جنگ اما سلسله حملات نیروهای مسلح ایران در محدوده تنگه هرمز علیه کشتیهای وابسته به دشمن و مخازن نفت در امارات سبب شد تا بار دیگر قیمت انرژی مرز 100 دلار را رد کند. کارشناسان اقتصادی معتقدند با ادامه یافتن جنگ این احتمال وجود دارد که قیمت هر بشکه نفت تا پایان ماه مارس به 200 دلار در هر بشکه برسد.

ناامن شدن زنجیره های تامین ارزش
حاکم شدن وضعیت امنیتی جدید در تنگه هرمز تنها بازار انرژی را تحت تاثیر قرار نداده بلکه چشم اندازی تیره و مبهمی را پیش رو بازیگران جهانی در خصوص وضعیت امنیتی در محدوده شمال اقیانوس هند قرار داده است. به عنوان مثال با شدت گرفتن بحران در منطقه خلیج فارس، شرکتهای انگلیسی اعلام کردند که دیگر تعهدات بیمهای در خصوص کشتیهای حاضر در این منطقه نخواهند داشت. پیش از این کییر استارمر، نخست وزیر انگلیس نیز تاکید کرد بود که به عملیات نظامی آمریکا- اسرائیل علیه جمهوری اسلامی نخواهد پیوستن و صرفا به تقویت سامانههای پدافندی- راداری کشورهای عربی کمک خواهد کرد. نکته کلیدی آن است که دامنه این کابوس میتواند به شکل غیرقابل کنترل گسترش یابد.
در نخستین پیام منتشر شده از سوی آیت الله سید مجتبی حسینی خامنهای، رهبر معظم انقلاب ضمن تاکید بر بسته ماندن تنگه هرمز در شرایط جنگی بر این نکته تاکید کردند که نیروهای مسلح به سمت گشودن جبهههای جدید در میدان نبرد حرکت کنند که دشمن آمادگی زیادی برای مقابله با آنها نداشته و آسیب پذیری بیشتری دارد. یکی از مصادیق این فرمان جدید را میتوان فعال شدن انصارالله یمن در محدوده تنگه باب المندب و کانال سوئز دانست. تسلط محور مقاومت بر دو تنگه راهبردی هرمز و باب المندب به شکل مستقیم و غیرمستقیم ضربات مرگباری به بازارهای جهانی و زنجیرههای تامین ارزش وارد خواهد کرد و میتواند دشمن را به سمت گزینه پایان جنگ سوق دهد!
نتیجه گیری
کنفرانس خبری پت هگزت، وزیر جنگ آمریکا و اشاره وی به پنهان شدن رهبران سیاسی ایران و در عین حال حضور میدانی افرادی مانند آقایان علی لاریجانی، علیرضا زاکانی، حجه الاسلام محسنی اژهای محمد مخبر و در نهایت مسعود پزشکیان در میان مردم در روز قدس نشان دهنده عمق عدم شناخت یا بازی تبلیغاتی آمریکا در قبال پرونده ایران است. به نظر میرسد تداوم این روند سبب تشدید عدم قطعیت در خصوص تحولات خاورمیانه شده و بیش از گذشته منافع آمریکا و سایر دولتهای غربی را به خطر بیندازد. تا زمانی که مقامات آمریکایی این نگاه را اصلاح نکنند منافع این کشور در منطقه غرب آسیا و حتی فراتر از آن در معرض نابودی خواهد بود و عملا سیاست «اول آمریکا» تبدیل به سیاست «اول اسرائیل» خواهد شد! با بازشدن جعبه پاندروا در منطقه، پرده کنار رفته و قدرت واقعی ایران آشکار شده است. حال ترامپ باید نشان دهد که تا کجا قصد دارد منافع دولت آمریکا را به پای رویاهای نتانیاهو قربانی کند.
انتهای پیام/