به گزارش خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم، اقتصاد ایران در سالهای اخیر در معرض یکی از پیچیدهترین دورههای فشار خارجی قرار داشته است؛ از تحریمهای گسترده مالی و نفتی گرفته تا تنشهای ژئوپولیتیکی در منطقه.
با این حال تجربه این سالها موجب شده ساختار اقتصاد کشور بهتدریج نوعی «تابآوری تحریمی» پیدا کند؛ بهگونهای که امروز نسبت به گذشته در مدیریت شوکهای اقتصادی، حفظ حداقلی از تجارت خارجی و تداوم فروش نفت در بازارهای محدود اما پایدار، تجربه بیشتری اندوخته است.
در چنین شرایطی، پرسش اصلی این است که آیا این تجربه انباشته به معنای آمادگی اقتصاد ایران برای مواجهه با تنشهای جدید با ایالات متحده است یا صرفاً ظرفیتی برای بقا در شرایط فشار محسوب میشود.
بسیاری از تحلیلگران معتقدند اقتصاد ایران امروز بیش از گذشته توان عبور از شوکهای ناگهانی را دارد، اما این تابآوری الزاماً به معنای مصونیت از آسیب یا دستیابی به رشد پایدار نیست.
از سوی دیگر، موقعیت ژئوپولیتیکی ایران و قرار گرفتن در یکی از مهمترین گذرگاههای انرژی جهان یعنی تنگه هرمز، میتواند در شرایط تنش به یک اهرم راهبردی مهم تبدیل شود.
با این حال بهرهگیری مؤثر از این ظرفیت، نیازمند پیوند میان مزیتهای جغرافیایی، دیپلماسی فعال و حکمرانی اقتصادی کارآمد است.
در همین چارچوب محمد ترکمانه کارشناس حوزه سیاستگذاری و امنیت ملی در گفتوگو با خبرنگار اقتصادی خبرگزاری تسنیم به بررسی میزان آمادگی اقتصاد ایران برای عبور از فشارهای خارجی و نقش مزیتهای انرژی و ژئوپلیتیک کشور در این معادله پرداخته است. مشروح این گفتوگو در ادامه میآید؛
تسنیم: آیا میتوان گفت اقتصاد ایران امروز برای مواجهه با تنش با ایالات متحده آمریکا آمادهتر از گذشته است؟
تا حد زیادی بله، اما نه به این معنا که اقتصاد ایران از آسیب مصون شده است. واقعیت این است که اقتصاد ایران در سالهای گذشته زیر فشار چند موج تحریم، تجربهای انباشته پیدا کرده و امروز نسبت به یک دهه قبل در دور زدن تحریم، عبور از شوکهای اقتصادی، حفظ حداقلی تجارت، فروش نفت به بازارهای محدود اما پایدار و سازگاری با محدودیتهای مالی، آمادگی بیشتری دارد. با این حال، این آمادگی بیشتر به معنای تابآوری برای بقا است، نه لزوماً آمادگی برای رشد و رفاه پایدار.
تسنیم: برخی کارشناسان معتقدند ساختار اقتصاد ایران در سالهای اخیر به سمت تابآوری بیشتر حرکت کرده است. به نظر شما مهمترین مزیت اقتصاد ایران در عبور از یک بحران ژئوپولیتیکی احتمالی چیست؟
مهمترین مزیت اقتصاد ایران ترکیب تجربه تحریم با مزیت انرژی و موقعیت منطقهای است. ایران در سالهای اخیر یاد گرفته که حتی زیر فشار شدید، اقتصاد را از وضعیت فروپاشی دور نگه دارد و حداقلی از تجارت و درآمد ارزی را حفظ کند. این ویژگی در کنار ظرفیتهای نفت و گاز، به ایران نوعی تابآوری عملیاتی داده است. بنابراین مزیت اصلی ایران فقط در منابع نیست، بلکه در توان استفاده از این منابع در شرایط فشار است.
از سوی دیگر، انرژی همچنان ستون اصلی قدرت اقتصادی ایران است. ایران در سال 2023 چهارمین تولیدکننده بزرگ نفت خام اوپک بوده و از سال 2020 تا 2023 نیز تولید نفت خود را حدود یک میلیون بشکه در روز افزایش داده است. این یعنی اقتصاد ایران هنوز یک مزیت واقعی در اختیار دارد که میتواند در شرایط تنش بخشی از فشار را خنثی کند.
در مجموع باید گفت اقتصاد ایران امروز از نظر تحمل فشار و جلوگیری از شوک ناگهانی آمادهتر از گذشته است، اما این به معنای مصونیت کامل نیست. تجربه سالهای طولانی تحریم باعث شده اقتصاد ایران در حوزههایی مانند حفظ بخشی از صادرات نفت، استفاده از مسیرهای جایگزین تجاری و اداره اقتصاد در شرایط محدودیت، نسبت به سالهای ابتدایی تحریم پختهتر عمل کند.
تسنیم: موقعیت ژئوپولیتیکی و انرژی ایران در منطقه تا چه حد میتواند در شرایط تنش به یک برگ برنده اقتصادی برای کشور تبدیل شود؟
به نظر میرسد این موقعیت اکنون یک برگ برنده مهم برای ایران است. البته این برگ برنده از جنس «اهرم راهبردی» است نه «امتیاز خودکار». ایران در مجاورت تنگه هرمز قرار دارد؛ گذرگاهی که در سال 2024 به طور متوسط روزانه حدود 20 میلیون بشکه نفت و فرآورده از آن عبور کرده و نزدیک به یک پنجم مصرف جهانی مایعات نفتی را پوشش داده است.
همچنین آژانس بینالمللی انرژی (IEA) برآورد کرده که در سال 2025 نیز نزدیک به 20 میلیون بشکه در روز از این مسیر صادر شده و ظرفیتهای جایگزین برای دور زدن آن محدود است.
این یعنی هر تنش در پیرامون ایران فقط یک مسئله منطقهای نیست، بلکه بلافاصله به مسئله بازار جهانی انرژی تبدیل میشود. از این جهت، موقعیت ژئوپلیتیکی ایران واقعاً یک برگ برنده است.
اما این برگ برنده زمانی به سود اقتصادی پایدار تبدیل میشود که با تصمیمگیری دقیق در داخل همراه باشد. اگر ایران بتواند این مزیت ژئوپلیتیکی را با ثبات اقتصادی، دیپلماسی هوشمند و مدیریت داخلی پیوند بزند، آنگاه این موقعیت از یک ظرفیت بالقوه به یک قدرت بالفعل تبدیل میشود. در غیر این صورت، حتی یک مزیت بزرگ جغرافیایی هم ممکن است فقط اثر کوتاهمدت داشته باشد.
تحلیل اندیشکدههای آمریکایی پیش از جنگ اخیر، احتمال بستن تنگه هرمز از سوی ایران را بسیار پایین ارزیابی کرده بود. برآورد آنها این بود که بستن تنگه به اقتصاد ایران نیز آسیب میزند و همین مسئله مانع از چنین اقدامی خواهد شد. اما اقدام ایران در محدود کردن تردد در تنگه هرمز و کنترل هوشمندانه آن، محاسبات آنها و حتی بازار انرژی جهان را دچار تغییر کرد.
بهگونهای که در روزهای اخیر، با وجود تلاشهای گسترده برای کنترل قیمت نفت، بازار همچنان با افزایش قیمت مواجه شده است. آزادسازی ذخایر انرژی که از سوی برخی کشورها اعلام شده نیز در شرایطی صورت میگیرد که ایالات متحده و اروپا طی سالهای اخیر و بهویژه پس از جنگ اوکراین با کاهش سطح ذخایر انرژی مواجه بودهاند. همین مسئله باعث شده واکنش بازار جهانی به خبرهایی مانند آزادسازی ذخایر یا اسکورت کشتیها همچنان منفی باشد و قیمت نفت روندی صعودی پیدا کند.
در این میان، یک فرصت تاریخی نیز برای ایران شکل گرفته است؛ فرصتی که شاید به سادگی تکرار نشود. اگر ایران بتواند از این شرایط برای تغییر معادلات منطقهای و تثبیت نقش خود در مدیریت امنیت تنگه هرمز استفاده کند، میتوان چشمانداز مثبتی برای اقتصاد کشور متصور شد. اهرم تنگه هرمز در شرایط فعلی میتواند در مذاکرات برای کاهش یا لغو تحریمها نیز نقش مؤثری ایفا کند.
از سوی دیگر ایران میتواند با ابتکار عمل، زمینه شکلگیری یک توافق جامع میان کشورهای حوزه خلیج فارس برای مدیریت و تأمین امنیت تنگه هرمز را فراهم کند؛ توافقی که در آن نقش محوری ایران در تأمین امنیت این گذرگاه راهبردی به رسمیت شناخته شود.
تسنیم: آیا تشدید تنشهای خارجی میتواند به تقویت تولید داخلی و کاهش وابستگی اقتصاد ایران به واردات منجر شود؟
در اصل میتواند، اما بهصورت خودکار نه. تشدید تنش خارجی ممکن است واردات را محدودتر کند و کشور را به سمت استفاده بیشتر از ظرفیتهای داخلی سوق دهد، اما این فقط زمانی به تقویت واقعی تولید داخلی منجر میشود که زیرساختهای لازم وجود داشته باشد؛ یعنی برق و گاز پایدار، ثبات نسبی ارزی، دسترسی بنگاهها به سرمایه در گردش و سیاستگذاری قابل پیشبینی.
بنابراین تنش خارجی فقط زمانی میتواند به نفع تولید داخلی تمام شود که بهانهای برای اصلاح ساختارها، حمایت هوشمند از تولید و کاهش وابستگیهای غیرضروری باشد؛ نه اینکه صرفاً مسیر واردات را مسدود کند و تولیدکننده را با کمبود انرژی، مواد اولیه و بیثباتی مالی تنها بگذارد.
به بیان دیگر، تنش خارجی فقط وقتی میتواند به نفع تولید داخلی تمام شود که با اصلاحات داخلی همراه باشد. اگر مقاومت بیرونی با اصلاح ساختاری، بهبود مدیریت و حمایت هوشمند از تولید همراه شود، آنگاه محدودیت خارجی میتواند به فرصتی برای کاهش وابستگیهای غیرضروری تبدیل شود.
تسنیم: اگر بخواهید در یک جمله مهمترین عامل عبور اقتصاد ایران از فشارهای خارجی را بیان کنید، آن عامل چیست؟
اگر بخواهم فقط در یک جمله بگویم: مهمترین عامل عبور اقتصاد ایران از فشارهای خارجی، حکمرانی اقتصادی منسجم در داخل است؛ یعنی مهار تورم، انضباط بودجهای، پشتیبانی از تولید و تبدیل مزیت انرژی و ژئوپلیتیک به قدرت واقعی اقتصادی.
گزارشهای بانک جهانی نیز نشان میدهد که حتی با وجود ظرفیتهای مهم انرژی و تجارت، اگر ضعفهای داخلی در حوزههایی مانند تورم، سرمایهگذاری، مدیریت انرژی و سیاستگذاری اصلاح نشود، تابآوری اقتصاد نمیتواند به رشد پایدار تبدیل شود.
از این رو بار دیگر باید تأکید کرد فرصتی که امروز برای شکلگیری یک نظم منطقهای در تنگه هرمز با همکاری کشورهای منطقه و محوریت ایران ایجاد شده، فرصتی تاریخی و کمتکرار است. دیپلماسی فعال در کنار مقاومت میدانی و اصلاحات اقتصادی در داخل میتواند زمینهساز شکلگیری افقهای جدیدی برای اقتصاد ایران باشد.
انتهای پیام/