خبرگزاری تسنیم، لرستان: جنگ رمضان یکی از پیچیدهترین و پرتراکمترین فوریتهای پزشکی و امدادی در تاریخ معاصر لرستان است که تصویری شفاف از ابعاد پنهان این واقعه را روایت میکند.
انتشار جزئیات این جنگ در زمستان 1404، برای نخستینبار پرده از جزئیات تکاندهندهای برمیدارد که نشان میدهد چگونه حملات موشکی غیرنظامیان را هدف قرار دادهاست.
در هر دکترین کلاسیک نبرد و بحران، خطوط مقدم همواره با حضور نظامیان و مدافعان تعریف میشود، اما دادههای استخراجشده در لرستان این گزاره را کامل نقض میکند.
آمارها با صراحتی بیرحمانه نشان میدهند که در هم تنیدگی مناطق مسکونی با تبعات حملات موشکی آمریکایی، صهیونی، باعث شده تا شهروندان عادی به قربانیان اصلی این رویداد بدل شوند.
بر اساس دادههای قطعی ثبتشده، 115 نفر در لرستان در جریان حملات موشکی به شهادت رسیدهاند. از این تعداد 56.6 درصد از نیروهای نظامی بودهاند. در مقابل، ثبت 49 شهید از میان شهروندان غیرنظامی نشان از عمق تخریب رویداد در عمق بافت شهری دارد.
اما شکاف واقعی و تکاندهنده خود را در آمار مجروحان نشان میدهد. سیستم درمانی لرستان در این بازه زمانی، پذیرای بیش از دو هزار مجروح بودهاست.
شلیک به بافت غیرنظامی/ خون و لطافت
از این جمعیت تنها کمتر از 10 درصد را نیروهای نظامی تشکیل دادهاند. در نقطهای مقابل و بهتآور 1872 شهروند غیرنظامی قرار دارند که با انواع جراحات روانه بیمارستانها شدهاند.
این عدد، یعنی 1872 خانواده که در یک لحظه، با شنیدن صدای انفجار، ستونهای خانهشان لرزید. یعنی 1872 رؤیای ناتمام، یعنی 1872 سفرهی نیمهکاره، و 1872 انسان بیدفاع که هیچ سلاحی در دست نداشتند.
از سوی دیگر در جوامع سنتی و در ساختارهای شهری، خیابانها و فضاهای عمومی در زمان وقوع حوادث، بیشتر جولانگاه مردان است. آمارها نیز این را تأیید میکنند.
79 درصد از کل مجروحان و 83 از شهدای لرستان را مردان تشکیل دادهاند. اما در این میان، سهم 21 درصدی زنان در میان مجروحان و سهم 17 درصدی آنان در میان شهدا وجود دارد.
زنانی که به بیمارستانها منتقل شدند، سرباز نبودند. آنها مادرانی بودند که در لحظه آوار، کودکانشان را در آغوش فشرده بودند؛ دخترانی بودند که بختشان با موجی از انفجار هزارتکه شد.
17 درصد از شهدای این واقعه، نیز زنانی بودند که مرگ، آنها را نه در میدان نبرد، بلکه در آشپزخانهها، در مسیر بازار، یا در حیاط خانههایشان به ابدیت برد.
فیزیکِ رنج
اما شاید پیچیدهترین یافته جنگ رمضان تحلیل مکانیسم فیزیکی جراحات باشد. برای درک اینکه چه بر سر مردمان لرستان آمده، باید از سطح پوست عبور کرد و به عمق ارگانهای داخلی بدن رفت.
در گزارشهای کلاسیک مرتبط با رویدادهای مشابه، انتظار میرود که جراحات ناشی از پرتابهها، ترکشها و گلولهها عامل اصلی آسیب باشند، اما واکاوی دادههای این رویداد در یک واقعیت فیزیکی متفاوت و هولناک را به اثبات میرساند.
تعداد مراجعینی که صرفاً بهدلیل عوارض ناشی از موج انفجار به بیمارستانها منتقل شدهاند، چهار برابر بیشتر از کسانی است که بر اثر اصابت مستقیم ترکش و قطعات فیزیکی مجروح شدهاند.
موج انفجار، تودهای از هوای بهشدت متراکم است که با سرعتی مافوق صوت در محیط گسترش مییابد. این موج بیرحم، از بافتهای نرم عبور کرده و به ارگانهای توخالی یورش میبرد.
آمار چهار برابری مجروحان موج انفجار نسبت به ترکش، به این معناست که هزاران نفر در خانههای خود، پشت پنجرهها، بهخاطر تغییرات ناگهانی و مهیب فشار هوا، از درون متلاشی شدند.
از سوی دیگر دادههای تفکیکی بر اساس بیمارستانهای پذیرشکننده، نقشه پراکندگی حملات موشکی را ترسیم میکند. این نقشه نشان میدهد که کل جغرافیای لرستان از شمال تا جنوب درگیر تبعات این رویداد بودهاند.
جغرافیای درد
خرمآباد نقطهگرانیگاه امدادرسانی در این واقعه بودهاست. بیمارستان عشایر بهتنهایی 777 مجروح را پذیرش و تریاژ کردهاست. در کنار این مرکز، دیگر مراکز درمانی خرمآباد نیز به میدان آمدند؛ بیمارستان تأمین اجتماعی با پذیرش 102 مجروح، بیمارستان آیتالله مدنی با خدماترسانی به 11 مجروح و بیمارستان مهر امام رضا با پذیرش پنج آسیبدیده.
بروجرد نیز از گزند حملات موشکی در امان نبوده و به دومین قطب بزرگ تریاژ مجروحان تبدیل شدهاست. بیمارستان شهید چمران با پذیرش 339 مصدوم، پس از شهدای عشایر، دومین آمار بالای خدماترسانی را بهنام خود ثبت کرد.
بیمارستان آیتالله بروجردی با 67 مصدوم، تأمین اجتماعی کوثر با 24 مصدوم و امام خمینی با 28 مجروح نیز از دیگر مراکز درمانی بروجرد بود که مجروجان جنگ رمضان را پذیرش کرد.
در الشتر نیز، بیمارستان امام خمینی 350 مصدوم از حملات موشکی را پذیرش کرد. در نورآباد، پرستاران بیمارستان ابنسینا بر بالین 122 مجروح شیفت دادند.
کوهدشت با پذیرش 86 مصدوم در بیمارستان امام خمینی، رومشکان با 80 مجروح در یک مرکز درمان بستر، و پلدختر با 67 آسیبدیده در بیمارستان امام خمینی، به جمع مراکز امدادی پیوستند.
در آستانه ابدیت
دورود نیز در بیمارستان شهدای هفت تیر 20 مجروح را تریاژ کرد و در الیگودرز، دو مرکز امام جعفر صادق با پذیرش 11 مصدوم و شهید ولیان با پذیرش یک مصدوم به این شبکه پیوستند.
ثبت تنها شش مورد درمان در محل حادثه، تلخترین گواه بر این مدعاست که جراحات حملات موشکی چنان ویرانگر بودهاند که هیچ پانسمان سادهای در خیابان نمیتوانست جلوی فوران خون را بگیرد.
از سوی دیگر خروجی سیستم درمانی تصویر نهایی این عملیات گسترده را ترسیم میکند. 93.9 از کل مراجعین پس از دریافت خدمات سرپایی و اولیه شرایط پایداری پیدا کرده و از بیمارستانها ترخیص شدهاند.
اما برای اقلیتی از مجروحان، ماجرا بهمراتب تراژیکتر بودهاست. 0.41 از مجروحان بهدلیل نوع، شدت و پیچیدگی جراحات، نیازمند مداخلات جراحی و بستری در بخشهای تخصصی بیمارستانها بودهاند.
وضعیت برای گروهی دیگر از این نیز وخیمتر گزارش شدهاست؛ 0.37از مصدومان با علائم حیاتی ناپایدار به بخشهای مراقبتهای ویژه منتقل شدهاند.
تلخترین و تأملبرانگیزترین شاخص در این بخش، آمار شهادت بیمارستانی است. 5.3 درصد از مواردی که منجر به بستری و خدمات بیمارستانی شدهاند، در تختهای بیمارستان به آمار شهدا پیوستهاند.
ابدیتی در لرستان
از سوی دیگر در جریان حملات هوایی، 2583 واحد مسکونی و تجاری در لرستان آسیب دیدهاند تا سهم بیش از 90 درصدی غیرنظامیان از جراحات این حملات فروپاشی اخلاقی در ماهیت آسیبهای تحمیلشده را عیان کند.
حالا بادهایی که در میان بلوطهای لرستان میپیچند، مرثیه 5.3 درصدی را که روی تختهای بیمارستان به ابدیت پیوستند و رنج آن هزاران غیرنظامی را نجوا خواهند کرد.
گزارش از فاطمه نیازی
انتهای پیام/ 644/.