به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، در نظام سیاسی اسلام از منظر فقهی و قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، مسئله بیعت و حمایت مردمی از چند جهت قابل بررسی است.
1- اهمیت بیعت و حمایت مردمی از منظر سنت سیاسی و تاریخی
سنت جمهوری اسلامی و تاریخ اسلام نشاندهنده اهمیت غیرقابل انکار، «اعلام بیعت و حمایت مردمی» نسبت به حاکمان الهی است.
- در تاریخ اسلام: با اینکه ولایت و حاکمیت پیامبر اکرم ص مشروعیت الهی داشت و از جانب خداوند تعیین شد، اما در عین حال پیامبر اکرم(ص) چند بار و چند جا از مردم بیعت گرفت. حضرت علی(ع) با وجود انتصاب الهی، برای تشکیل حکومت بعد از 25 سال از مردم بیعت گرفت.
امام حسن مجتبی(ع) نیز با وجود مشروعیت الهی پس از شهادت پدر بزرگوارش از مردم بیعت گرفت. این سنت اخذ بیعت از مردم در مورد خلافت خلفا نیز در تاریخ اسلام مشاهده میشود.
- در جمهوری اسلامی: امام خمینی(ره) همواره بر رفراندوم و رجوع به آرای عمومی و اعلام حمایت مردمی تآکید داشتند. امام خمینی پس از انتخاب و معرفی مهندس بازرگان به عنوان نخست وزیر موقت از مردم خواستند طی راهپیمایی و تجمعات، حمایت خود را از نخست وزیری او اعلام کنند. با اینکه در حکم خود نوشته بود که ایشان را بر اساس ولایت شرعی و مردمی انتخاب کردهام. مردم با تشکیل راهپیماییها حمایت خود را اعلام کردند.
یا با اینکه مردم در راهپیماییهای متعدد و گسترده در ایام انقلاب، نظر خود را بر برکناری نظام سلطنتی و برقراری جمهوری اسلامی اعلام کردند، اما در عین حال امام پس از پیروزی انقلاب از مردم خواستند در رفراندوم عمومی رأی خویش را در این رابطه اعلام کنند و یا با اینکه مردم در انتخابات خبرگان تدوین قانون اساسی در سال 1358، خبرگانی را برای این کار انتخاب کردند، اما پس از تدوین قانون اساسی از جانب خبرگان، از مردم خواستند در رفراندوم قانون اساسی نظر خویش را اعلام کنند.
همین روال در اصل 177 قانون اساسی در مورد بازنگری قانون اساسی نیز مشاهده میشود.
بعد از بازنگری قانون اساسی توسط شورای بازنگری در سال 1368، طی رفراندوم، مردم نظر مثبت خویش را اعلام کردند.
در خرداد سال 1368 پس از انتخاب مقام معظم رهبری شهید از جانب خبرگان، از مردم خواسته شد که بیعت و حمایت خود را اعلام کنند و مردم حمایت خویش را اعلام کردند.
2- وجوب بیعت و حمایت مردمی
اعلام بیعت و حمایت پس از انتخاب ولیفقیه و مقام رهبری بر مردم واجب شرعی است. هم سنت تاریخ اسلام بر وجوب و اهمیت آن و التزام مؤمنان به آن نسبت به حاکمان گواهی میدهد و هم به حکم عقل و عقلا اقتدار و کارآمدی و موفقیت حاکم الهی منوط به اعلام بیعت و حمایت و نصرت مردمی است. بنابراین تخلف از بیعت و حمایت نسبت به حاکمان مشروع الهی و دینی، جایز و روا نیست، البته شکل و ساز و کار بیعت در هر عصر و زمان و مکانی ممکن است متفاوت باشد. امروزه معمولا به شکل رفراندوم و یا اعلام آن در تجمعات و تظاهرات است.
3-حد نصاب بیعت و حمایت چقدر است؟
چنان که گفته شد بیعت و حمایت وظیفه و فریضه همگانی است و نقش آن در موفقیت و کارآمدی و مقبولیت، جدی است. تعداد حاضران در صحنه برای اعلام حمایت و بیعت هر چه بیشتر باشد بر اقتدار و توانمندی و کارآمدی حاکم افزوده میشود و اقتدار و موفقیت بیشتر حاکم، موضوع معتنابه از نگاه شرع و عرف و عقلا است.
این حضور باید به حدی باشد که نمودار پشتوانه قوی مردمی در افکار عمومی داخلی و جهانی باشد و حاکم الهی با برخورداری از این پشتوانه قوی مردمی بتواند در اهداف خود موفق و کارآمد باشد و در برابر مخالفان و اخلال گران داخلی و خارجی ایستادگی نماید.
4- آیا فعلیت ولایتفقیه و رهبر پس از انتخاب خبرگان منتخب مردم، از جهت فقهی و قانونی منوط به بیعت و حمایت مردمی است؟
در عین ضرورت و وجوب بیعت و حمایت مردمی پس از انتخاب مقام رهبری به وسیله خبرگان منتخب مردم، پرسش این است آیا فعلیت ولایت از جهت فقهی و قانونی منوط به اعلام نظر و حمایت مردمی است؟
پاسخ این پرسش منفی است.
الف: از منظر قانونی (قانون اساسی)
طبق قانون اساسی انتخاب خبرگان منتخب مردم برای مشروعیت و فعلیت ولایت مقام رهبری کافی است.
- اصل 107 قانون اساسی صراحت دارد که خبرگان رهبری درباره فقهای واجد شرایط تحقیق کرده و یکی از آنان را به عنوان رهبر «انتخاب و معرفی» میکنند. رهبر منتخب خبرگان، «ولایت امر و همه مسئولیتهای ناشی از آن را» برعهده خواهد داشت.
- اصل 111: در صورت فوت یا کنارهگیری رهبر، خبرگان موظفند در اسرع وقت نسبت به «تعیین و معرفی» رهبر جدید اقدام کنند.
در هیچ یک از این اصول، «بیعت و حمایت مردم» پس از انتخاب خبرگان به عنوان شرطی برای فعلیت ولایت و رهبریت ذکر نشده است؛ فرض این است که رهبری از جانب خبرگانی تعیین شد که منتخب مردمند و وظیفه و شأن آنها دو چیز است یکی تعیین و معرفی مقام رهبری برای مردم و دیگری عزل و برکناری او، بر این اساس انتخاب آنها کافی است.
ب: از منظر فقهی و شرعی
در اموری که نیاز به تخصص و کارشناسی دقیق (خبرویت) دارد، رجوع مستقیم به آرا عمومی در نزد عقلا و در نگاه شرع، نه مرسوم است و نه اعتبار و حجیت دارد. همانطور که در انتخاب مرجع تقلید، مردم به اهل خبره عادل رجوع میکنند، و نظر آنها اعتبار و حجیت دارد در انتخاب رهبر نیز به دلیل حساسیت و اهمیت صفات ذکر شده در اصول 5 و 109 (نظیر اجتهاد، تقوا و تدبیر و غیره)، نظر کارشناسان (خبرگان) عادل و با تقوا و آگاه به شرایط و مسائل روز برای آحاد جامعه اعتبار و حجیت دارد. اعلام نظر آنها برای فعلیت ولایت کافی است.
ج: از منظر امام خمینی(ره)
امام خمینی(ره) در پاسخ نامه آیت الله مشکینی(ره) به عنوان رئیس مجلس خبرگان وقت به صراحت فرمودند که اگر مردم به خبرگان رأی دادند تا مجتهد عادلی را به عنوان رهبر تعیین کنند، آنها نیز فردی را انتخاب کردند پس از انتخاب او توسط خبرگان، او «ولی منتخب مردم» محسوب شده و حکمش نافذ است.
یادداشت از: حجت الاسلام والمسلمین علی نیکزاد، استاد حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/