به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، صدیقه صباغیان به مناسبت شب بیست و سوم ماه مبارک رمضان در یادداشتی آورده است: امشب، آخرین شب قدر است؛ شبی که در باور دلهای مؤمن، فاصله آسمان و زمین کوتاهتر از همیشه میشود. شبی که گفتهاند فرشتگان با تقدیر یکساله انسانها فرود میآیند و درهای رحمت الهی گشودهتر از هر زمان دیگر است. شبی که سکوت تاریک شب با زمزمه دعاها شکسته میشود و دلها، سبکتر از همیشه، راه آسمان را پیدا میکنند.
شب قدر، شب امید است؛ شبی که حتی خستهترین دلها نیز دوباره به فردا امیدوار میشوند. شبی که اشکها فقط از اندوه نیست، بلکه از امید است؛ امید به بخشش، امید به گشایش، امید به آنکه خداوند در تقدیر فردای انسانها نوری تازه بنویسد. در چنین شبی، قرآنها بر سر گرفته میشوند و لبها آرامآرام نام خدا را زمزمه میکنند، دلها از هیاهوی دنیا فاصله میگیرند و انسان، صادقانهتر از هر زمان دیگری با پروردگار خود سخن میگوید.
گویی هر کس در خلوت دل خود، داستان یک سال گذشته را برای خدا بازگو میکند و از او میخواهد صفحهای تازه برای آیندهاش بگشاید. در این شبها آدمی بیش از همیشه به کوچکی خود و بزرگی خداوند پی میبرد؛ شبهایی که انسان میفهمد در میان همه اضطرابها و سختیهای زندگی، هنوز پناهگاهی هست که میتوان به آن تکیه کرد اما شب قدر امسال برای مردم ایران، تنها یک شب معنوی و آیینی نیست.
امسال این شب، رنگ و بوی دیگری دارد. شب قدر امسال، شب آزمون است؛ آزمونی برای ایمانها، صبرها و امیدهایی که در دل یک ملت زنده مانده است. در روزهایی که سایه تهدید و جنگ بر سر این سرزمین افتاده و خبرها پر از نگرانی و التهاب است، شب قدر برای مردم ایران معنایی عمیقتر پیدا کرده و گویی دعاها امشب سنگینتر و اشکها صادقانهترند و نگاهها بیشتر از همیشه به آسمان دوخته شدهاند.
امشب، مردم ایران فقط برای خودشان دعا نمیکنند؛ برای سرنوشت یک ملت دعا میکنند. برای آرامش سرزمینی که دوستش دارند، برای امنیت فرزندانشان، برای فردایی که میخواهند روشنتر از امروز باشد. شب قدر امسال، شب ایستادگی و ایمان در میانه سختیها و شبی است که در آن، یک ملت با تمام دل، امید خود را به آسمان میسپارد.
در روزهایی که آتش جنگ و تهدید از سوی آمریکا و رژیم صهیونیستی بر این سرزمین سایه انداخته و خبرها هر لحظه از التهاب و نگرانی تازهای حکایت میکنند، بسیاری گمان میکردند ترس بتواند دلها را بلرزاند. تصور میکردند صدای تهدید و انفجار، مردم را در خانهها نگه دارد و کوچههای منتهی به مساجد خلوت بماند. خیال میکردند وقتی سایه جنگ بر سر یک ملت میافتد، نخستین چیزی که خاموش میشود چراغ دعا و نیایش است اما امشب، ایران تصویر دیگری را به نمایش گذاشته است.
در آخرین شب قدر مانند دو شب گذشته، کوچههایی که به مسجد میرسند هنوز پر از رفتوآمد مردمی است که با قرآن در دست و امید در دل آمدهاند تا در شب قدر با خدای خود سخن بگویند درحالیکه برخی گمان میکردند اضطراب میتواند مردم را از مسجدها دور کند، اما امشب اگر نگاه کنند خواهند دید که مسجدها نهتنها خالی نشدهاند، بلکه پرتر از همیشهاند. چراغ مسجدها روشنتر از همیشه است؛ نهفقط چراغهای سقف و دیوار، بلکه چراغ دلهایی که هنوز خاموش نشدهاند.
پیرمردی که آرام روی فرش مسجد نشسته، جوانی که قرآن را بر سر گرفته و مادری که به همراه فرزند خردسالش در این مکان حاضر شده است و زیر لب برای آینده فرزندش دعا میکند، همه آمدهاند تا بگویند ایمانشان از ترس بزرگتر است. دشمنان شاید گمان میکردند صدای انفجارها میتواند صدای دعا را خاموش کند، اما امشب در بسیاری از مساجد این سرزمین، صدای «بک یا الله» بلندتر از هر صدایی است.
امشب، مساجد ایران فقط مکان عبادت نیستند؛ نشانهای از روحیه مردمی هستند که در سختترین لحظهها نیز راه آسمان را فراموش نمیکنند. مردمی که میدانند جنگ و تهدید میتواند شهرها را بلرزاند، اما اگر ایمان در دلها زنده بماند، هیچ قدرتی نمیتواند اراده یک ملت را بشکند. زمزمه دعاها در دل شب میپیچد و اشکهایی که بر گونهها جاری میشود، نشانه ترس نیست؛ نشانه امید است.
امشب باز هم مسجدها خالی نشدهاند و چراغهایشان روشنتر از همیشه و دلهای مردم، محکمتر و آرامتر از آن چیزی است که دشمنان تصور میکردند. گویی در دل این شب، فاصلهها از میان برداشته شده و همه در یک صف ایستادهاند؛ صفی از امید، دعا و پناه بردن به خدا. مادرانی آمدهاند که فرزندانشان را در آغوش گرفتهاند و زیر لب برای سلامت و آینده آنان دعا میکنند.
پدرانی که نگاهشان آرام اما عمیق است، گویی در دلشان هزاران نگرانی را با خدا در میان میگذارند. پیرمردهایی که سالها خاطره از روزهای سخت این سرزمین در ذهن دارند، آرام بر سجاده نشستهاند و لبهایشان بیوقفه ذکر میگوید. جوانانی که آینده پیش رویشان هنوز پر از پرسش است، قرآنها را بر سر گرفتهاند و سرنوشت خود و کشورشان را به خدای آسمانها میسپارند.
اینجا همه کنار هم نشستهاند؛ بیهیچ تفاوتی، بیهیچ فاصلهای. در این شب، همه تنها یک هویت دارند؛ بندهای که دست نیاز به سوی خدا بلند کرده است. امشب، وقتی زمزمه «بِکَ یا الله» در فضای مساجد میپیچد، صدای دعا با اشک و سکوت شب در هم میآمیزد و این فقط دعای یک فرد نیست؛ صدای یک ملت است. صدای دلهایی است که در کنار هم به آسمان رو کردهاند. صدای امید مردمی است که میخواهند در دل همین شب مقدس، تقدیری روشنتر برای سرزمینشان نوشته شود.
ماه رمضان امسال، برای مردم ایران یادآور داغی بزرگ شد؛ شهادت رهبرشان، مردی که سالها نماد ایستادگی، مقاومت و امید برای این ملت بود. خبر شهادت ایشان در روزهای این ماه مبارک، دلهای بسیاری را شکست. گویی تاریخ بار دیگر صفحهای آشنا را پیش روی این ملت گشود. شهادتی دیگر در ماه رمضان که یادآور بزرگترین مظلومیت تاریخ اسلام است.
برای بسیاری از مردم، این حادثه بیاختیار یادآور شهادت مولای متقیان، امام علی(ع) شد؛ امامی که در محراب عبادت، در همین شبهای قدر، با ضربه شمشیر کینه به خون نشست. مردی که تمام عمرش را برای عدالت، ایمان و عزت مسلمانان صرف کرد و سرانجام در خانه خدا به شهادت رسید. امروز نیز مردم این سرزمین، در حالی قرآنها را بر سر گرفتهاند که داغ رهبری شهید را بر دل دارند. نام او در میان دعاها زمزمه میشود.
بسیاری از اشکهایی که امشب بر گونهها جاری است، هم از شوق دعاست و هم از غم فقدان. اما ملت ایران، ملتی است که سوگ را به زانو زدن تبدیل نمیکند؛ آن را به ارادهای تازه بدل میکند. تاریخ این سرزمین بارها نشان داده که هرگاه دشمنان گمان کردهاند فشار و تهدید میتواند روح مردم را بشکند، درست در همان لحظه، ایمان مردم قویتر شده است.
امشب نیز همین صحنه تکرار شده است. دشمنان شاید تصور میکردند سایه جنگ، مردم را از مسجدها دور میکند اما مسجدها پرتر شدهاند. شاید فکر میکردند دلها مضطرب و پراکنده میشود اما دلها به هم نزدیکتر شدهاند. شاید امشب، در میان میلیونها زمزمهای که از مسجدهای ایران به آسمان میرود، یکی از صادقانهترین دعاهای یک ملت شنیده شود؛ دعای مردمی که در میانه تهدید و جنگ، مسجدها را خالی نکردهاند، امید را زمین نگذاشته و ایمانشان را به آسمان سپردهاند.
انتهای پیام/