به گزارش خبرگزاری تسنیم از ساری، دلها لرزان است، چشمانی که بیخبر از خواب، تا سحر به دعا بازمانده و زمزمههایی که با نام علی ابن ابیطالب (ع) گره خورده است. در این شب، کوچههای شهر بوی معنویت میدهد، و دلهای شکسته، التماس اشک میکنند.
از مسجد تا حسینیه، از خانههای کوچک تا صحن حرمها، شب بیست و یکم رمضان برای مردمی که با یاد علی (ع) نفس میکشند، حال و هوای دیگری دارد. اینجا شب عاشقی با امیرالمؤمنین علی علیه السلام است.
پیرمردی با دستان لرزان در بقاع متبرکه مازندران زمزمه میکند: «یا علی! در شبی که قرآن بر سر گرفتم، تو را شفیع خود قرار دادم. میدانم که تو غریبانه زیستى و غریبانه رفتى، این دل شکسته ما هنوز براى تو میتپد.»
در مسجد محل، زن و مرد، پیر و جوان، گرد هم آمدهاند. صدای مناجات از بلندگو پخش میشود و بغضها میترکد. ندای الغوث الغوث بلند است و حال و هوای شبهای قدر به وسعت پرواز روح تا آسمان است.
دختر جوانی با چشمانی اشکآلود رو به آسمان میگوید: «خدایا! به حق این شب، به حق علی ابن ابیطالب، تقدیر ما را با برکت و آمرزش بنویس.»
در میان جمعیت، مرد میانسالی قرآن بر سر گرفته و زمزمه میکند: پروردگارا حاجات همه را برآورده کن و ما را در پناه اهل بیت علیه السلام بمیران. نگاهش به دور دستهاست، انگار که با امام صحبت میکند، امامی که سالها پیش در چنین شبی، در محراب عبادت، پیشانی بر سجده نهاد و فرشتگان به خود لرزیدند.
روایت مردم از این شب، فقط از دعا و نیایش نیست؛ از عدالتخواهی، از مظلومیت، از نجواهای نیمه شب و از واژهای به نام «غدیر» است. یکی میگوید: «علی در این شب به ما آموخت که عبادت بیسیاست، عبادت بیعدالت، کامل نیست.»
دیگری با بغض میگوید: «شهادتش در محراب، نشان داد که برای عدالت تا پای جان باید ایستاد.»
اما نجمه صالحی فعال حوزوی در یادداشتی در خصوص اهمیت شب قدر توضیح میدهد:
قدر، دریچهای از نور
شب قدر، فرصتی بیهمتا و دریچهای از نور است که در دل ماه مبارک رمضان به روی بندگان گشوده میشود تا با عبور از گرداب روزمرگی، به اوج معنا و قرب الهی برسند. این شب شریف، که قرآن کریم آن را «بهتر از هزار ماه»¹ معرفی کرده، تونلی است که انسان را از تاریکیهای ماده به روشنایی ملکوت متصل میکند. در این شب، زمزمههای مؤمنان به آسمان میرود و فرشتگان برای تقسیم مقدرات آمادهباش هستند. اهمیت این شب آنچنان عظیم است که در روایات آمده است: «شب قدر در هر سال وجود دارد و روز آن نیز مانند شبش دارای فضیلت است.»² محتوای حدیث، بیانگر آن است که برکت شب قدر نباید با طلوع آفتاب محدود شود، بلکه حال معنوی کسب شده در شب، باید تداوم یابد و در روز نیز با تلاش و دعا حفظ گردد.
بر اساس حدیث امام صادق علیه السلام،³ حکمت الهی بر این قرار گرفته است که فرآیند تقدیر در سه مرحله و در سه شب متفاوت رقم بخورد. در شب نوزدهم، تقدیر و اندازهگیری امور آغاز میشود؛ یعنی طرح اولیه سرنوشتها ترسیم میگردد. در شب بیست و یکم، این تقدیرها ابرام و محکم میشوند و استحکام مییابند و سرانجام در شب بیست و سوم، تمامی این مقدرات به امضای نهایی حضرت حق میرسند. این تقسیمبندی، رحمت و لطف خداوند را به نمایش میگذارد؛ چرا که به بندگان خود سه فرصت طلایی میدهد تا با توبه، انابه و دعا، در سرنوشت خود تغییر ایجاد کنند. این شبها، مانند کورههای ذوبآور هستند که الماس وجود انسان را صیقل میدهند. همانطور که الماس بدون فشار و ساییده شدن، هرگز به درخشش واقعی نخواهد رسید، روح انسان نیز بدون عبور از آزمونهای بندگی در این شبها، به کمال مطلوب دست نخواهد یافت.
زیبایی و جلوهی دیگر شب قدر، در «ابهام شیرین» آن نهفته است. خداوند دقیقاً شب قدر را در قرآن نام نبرده است تا مؤمنان تمام شبهای ماه مبارک را در حال جستجو و انتظار فعال بگذرانند. این انتظار، خود نوعی بندگی و عبادت است که باعث میشود انسان حتی یک لحظه از ماه ضیافت الهی غافل نماند. شب قدر، باران رحمت و اجابت است که زمین دلهای تشنه را سیراب میکند. هنگامی که انسان با اخلاص و بندگی، دستهای نیاز را به درگاه خداوند بالا میبرد و اشک ندامت را بر گونه میلغزاند، گویی بارانی از رحمت بر جانش میبارد که پس از آن، رنگینکمان امید در دلش ظاهر میشود. این شب، فرصتی است برای تجدید نظر در گذشته و برنامهریزی برای آینده. فارغ از اینکه گذشته انسان چگونه بوده، در این شب درهای رحمت به روی همه گشوده میشود.
در این شبها، زمان از معنای معمول خود خالی میشود و هر ثانیه، فرصتی طلایی برای عبور از تاریکیها به سوی نور است. مؤمنان با جاری کردن اذکار و دعاها، خود را در حصن حصین امن الهی پناه میدهند. شب قدر، یادآور مهر و کرامت بیپایان خداوندِ «کریمالصفح» است، خدایی که میبخشد و درهای توبه را همیشه به روی نادمین گشوده نگه داشته و چشم به راه لحظهای است که بنده با ندامت به سویش بازگردد.
یکی از عمیقترین ابعاد شب قدر، ارتباط انکارناپذیر آن با مسئله «ولایت و امامت» است. وجود و بقاء لیلة القدر در طول تاریخ، یکی از برهانهای محکم بر ضرورت وجود «حجت» خدا در هر عصر است. در فلسفه خلقت، تقدیر امور تنها یک امر کلامی و روایی نیست، بلکه این مقدرات باید به محضر «حجت الهی» نازل شود و در وجود مقدس او تحقق یابد. فرشتگان در این شب، مقدرات را به ائمه اطهار علیهمالسلام عرضه میداشتند و در عصر غیبت، این مقام شامخ به امام زمان عجل الله تعالی فرجه الشریف اختصاص دارد. ایشان هستند که مقدرات الهی را دریافت کرده و با ولایت خود، آنها را امضا و اجرا مینمایند. بنابراین، شب قدر تجلیگاه ولایت است و دعا در این شب، بدون توجه به مقام امام حاضر و عصر خویش، معنا پیدا نمیکند.
شب قدر، دعوت به آمادگی برای ظهور منجی عالم بشریت، حضرت مهدی (عجل الله فرجه) است. هنگامی که در شب بیست و سوم، آسمان به زمین نزدیکتر از همیشه است، زمزمهی دعای مشهور «اللَّهُمَّ کُن لِوَلِیِّکَ الحُجَّةِ بنِ الحَسَن...»⁴ بر زبانها جاری میشود. این دعا، تجدید میثاق با ولی عصر و درخواست تعجیل در فرج اوست. حس امید و تلاش برای ساختن فردایی بهتر، در سایه این دعا در جانها زنده میشود. کافیست دستها را به آسمان گره زد، با قلبی شکسته و امیدی استوار، لحظهها را دریابید تا دلها نورانی شود. شب قدر، شب تولدی دوباره است، شب رسیدن به آرامش، یقین و رضایت خداوند و ولیاش.
به گزارش تسنیم، امشب در هر خانهای که قرآن بر سر میگیرند، نام علی (ع) را صدا میزنند. در هر مسجدی که دست به دعا برمیدارند، اشک برای علی علیه السلام جاری است. و این یعنی رمز ماندگاری مردی که در محراب عبادت به شهادت رسید، اما در دل تاریخ و در قلب مردمان، زندهتر از همیشه است.
شب قدر تمام میشود، اما یاد علی (ع) ماندگار است. او در هر شب قدر، در هر محراب، در هر دل شکستهای حضور دارد.
¹قدر،2
²الأمالی( للصدوق)، 654.
³الکافی، ج 4، ص 159.
⁴مفاتیحالجنان
انتهای پیام/