به گزارش خبرگزاری تسنیم از سمنان، مردم ولایتمدار سمنان در نخستین روز از زعامت رهبر جدیدشان، بیعتی دوباره با ولایت ثبت کردند.
معراج شهدا که همیشه یادآور عروج عاشقان است، خود میعادگاه عاشقان دیگری شده بود؛ عاشقانی که آمده بودند تا بگویند راه شهدا ادامه دارد و خون شهیدان، درخت انقلاب را آبیاری کرده است.
عصر آفتابی سمنان حال و هوایی دیگر داشت. از موج جمعیتی که آرام آرام به سمت مقصد نهایی حرکت میکردند نمایان بود که امروز قرار است مردم ولایتمدار سمنان در نخستین روز از زعامت رهبر جدیدشان، بیعتی دوباره با ولایت ثبت کنند.
معراج شهدا که همیشه یادآور عروج عاشقان است، دیروز خود میعادگاه عاشقان دیگری شده بود؛ عاشقانی که آمده بودند تا بگویند راه شهدا ادامه دارد و خون شهیدان، درخت انقلاب را آبیاری کرده است. فضای معنوی این مکان مقدس با حضور هزاران نفری که از راه رسیده بودند، رنگ و بوی دیگری گرفته بود.
از هر طرف که نگاه میکردی، دریایی از انسانها به چشم میخورد. پیرمردهایی که با عصای چوبین خود را به سختی به جمعیت میرساندند، زنانی با چادرهای مشکی که کودکان خردسالشان را در آغوش داشتند، نوجوانانی که پرچمهای ایران را بر دوش میکشیدند و جوانانی که با شور و حالی عجیب، سرودهای حماسی زمزمه میکردند.
دقایقی بعد، معراج شهدا دیگر جای سوزن انداختن نبود. جمعیت آنچنان متراکم بود که موج انسانی تا خیابانهای اطراف امتداد یافته بود. پرچمهای سبز، سفید و سرخ ایران بر فراز سرها موج میزد و تصاویر امام شهید و رهبر جدیدمان بر دیوارها و در دستان مردم خودنمایی میکرد.
در میان جمعیت، هیئتهای مذهبی و گروههای مردمی دستهدسته وارد میشدند. هر گروه با پرچمی خاص و شعارهایی هماهنگ، بر شور جمعیت میافزود. نوای یا حسین(ع) و یا مهدی(عج) در فضا میپیچید.
ناگهان از گوشهای از جمعیت، شعار جدیدی بلند شد: «دست خدا عیان شد؛ خامنهای جوان شد». این شعار همچون موجی خوشآهنگ در میان جمعیت پیچید و از زبانی به زبان دیگر منتقل شد. جوانها با شور بیشتری تکرار میکردند و بزرگترها با چشمانی اشکآلود، دستهایشان را به نشانه تأیید بالا میبردند.
لحظاتی بعد، شعار معروف «مرگ بر آمریکا» مانند رعدی در فضا طنینانداز شد. مشتها گره خورد و فریادهای رسا از اعماق وجود برخاست. این شعار که نماد استکبارستیزی ملت ایران است، امروز معنایی دیگر داشت؛ پاسخی بود به جنایت ددمنشانهای که رهبر شهیدشان را از آنان گرفت.
مرگ بر اسرائیل نیز در ادامه این خروش انقلابی، دهانها را پر کرد. رژیم غاصبی که دستهایش به خون رهبر محبوبمان آلوده بود، به طور حتم امروز از پشت همین شعارها طنین پاسخ ملت ایران را شنید. صدای این شعارها چنان رسا بود که تا کیلومترها آنسوتر میرفت.
در میان جمعیت، خانوادههایی دیده میشدند که چند نسل را کنار هم جمع کرده بودند. پدربزرگهایی که روزگاری با امام راحل(ره) بیعت کرده بودند، امروز در کنار نوههایشان با رهبر جدید پیمان میبستند. انتقال این پیام نسل به نسل، خود حماسهای دیگر بود.
شعار «دست خدا بر سر ماست؛ خامنهای رهبر ماست» که تازهترین سرود این جمعیت بود، با هماهنگی عجیبی تکرار میشد. گویی همه با یک قلب میتپیدند و با یک زبان سخن میگفتند. این نظم و انسجام در عین انبوه جمعیت، نشان از بصیرت و آگاهی مردم داشت.
نوجوانی را در میان جمعیت دیدم که سربند یا زهرا(س) بر پیشانی داشت و با شوق فراوان شعار میداد. از او پرسیدم معنای این بیعت را میفهمد؟ با لبخندی گفت: پدرم گفته رهبر ما سایه خداست روی زمین. وقتی سایه خدا بالای سرمان باشد، از هیچ دشمنی نمیترسیم.
پیرمردی جانباز که روی ویلچر نشسته بود، دستانش را به سوی آسمان بلند کرده بود و دعا میخواند. جلو رفتم و گفتم امروز چه حسی دارید؟ با چشمانی اشکآلود گفت: من روزی با امام راحل(ره) بیعت کردم، بعد با امام خامنهای شهید و امروز با امام مجتبی خامنهای. این یعنی راه اسلام ادامه دارد. خدا را شکر.
شعار «اباالفضل علمدار؛ خامنهای نگه دار» که با وزن حماسی خاصی خوانده میشد، جمعیت را به وجد آورده بود. این شعار که پیوندی عمیق با فرهنگ عاشورا داشت، نشاندهنده آن بود که مردم این انقلاب را ادامه قیام امام حسین(ع) میدانند و رهبر خود را چون پرچمداری در این مسیر میبینند.
زن میانسالی با چادر نماز مشکی، کنار دیوار معراج شهدا ایستاده بود و زمزمه میکرد. نزدیکش رفتم. گفت: دیشب و در نخستین شب قدر دلمان گرفته بود، اما خدا خودش مرهم گذاشت. رهبر جدیدمان را خودش برایمان انتخاب کرد. ما هم آمدیم بگوییم تا پای جان پایاش ایستادهایم.
انتهای پیام/363/