به گزارش خبرگزاری تسنیم از کرج، جنگ و بحران، فقط صدای انفجار و آمار خسارت نیست؛ در دل هر بحران، گروههایی هستند که بار رنج را چند برابر دیگران به دوش میکشند. معلولان، بیماران خاص، سالمندان و افرادی با نیازهای ویژه، در روزهای جنگ بیش از هر زمان دیگری در معرض خطر قرار میگیرند.
مراقبت از این افراد، صرفاً یک اقدام حمایتی یا خیرخواهانه نیست، بلکه نشانهای روشن از هویت جمعی، همبستگی اجتماعی و میزان انساندوستی یک جامعه در روزهای سخت است؛ مسئولیتی که بر عهده همه ما قرار دارد تا با همدلی و توجه بیشتر هیچکس در بحران تنها نماند.
در شرایط بحرانی، دسترسی محدود به خدمات درمانی، اختلال در حملونقل، قطع برق و آب، اضطراب عمومی و ناامنی محیطی، زندگی آسیبپذیرترین اقشار را بهطور مستقیم تهدید میکند. اگر نیازهای این گروهها نادیده گرفته شود، پیامدهای آن میتواند از تشدید بیماری تا تهدید مستقیم جان آنها باشد.
از همین رو، آگاهی، آمادگی و مسئولیتپذیری اطرافیان، خانوادهها و حتی همسایگان نقشی حیاتی پیدا میکند. افراد دارای معلولیت جسمی، حرکتی، ذهنی یا حسی، در شرایط عادی نیز با محدودیتهایی مواجه هستند اما در روزهای جنگ این محدودیتها میتواند به خطرات جدی تبدیل شود.
اولین گام در حمایت از این افراد، شناخت دقیق نیازهای اساسی آنهاست. وسایل کمکحرکتی برای افراد دارای معلولیت، تنها ابزار رفاه نیستند، بلکه گاه تنها راه تحرک، ارتباط و حتی بقا محسوب میشوند. ویلچر، عصا، واکر، سمعک و عینک باید همیشه در دسترس فرد باشند و در صورت نیاز، نمونه یدک آنها نیز آماده شود.
بحران، جای تصمیمهای لحظهای نیست
برای ویلچرهای برقی، داشتن شارژر و باتری اضافه اهمیت ویژهای دارد، زیرا قطع برق در شرایط بحران بسیار محتمل است. همچنین باتری سمعک و عینک یدک نباید فراموش شود؛ باید به این نکته توجه داشته باشیم که محروم شدن از شنوایی یا بینایی در فضای ناامن، خطر را چند برابر میکند.
در شرایط جنگی، فرصت تصمیمگیری لحظهای وجود ندارد. برای افراد دارای معلولیت، برنامه خروج اضطراری باید از قبل طراحی شده باشد. شناسایی نزدیکترین خروجی مناسب برای ویلچر، بررسی مسیرهای امن و هماهنگی با یک فرد مشخص برای کمک در زمان تخلیه، از اقدامات ضروری است.
در ساختمانهای چندطبقه یا آپارتمانها، باید برای عبور از پلهها برنامه داشت؛ استفاده از صندلی تاشو مخصوص حمل یا کمک چند نفر از پیش هماهنگشده میتواند جان فرد را نجات دهد. افراد دارای معلولیت ذهنی و بهویژه افراد مبتلا به اوتیسم، در شرایط بحران دچار اضطراب شدید میشوند.
صداهای بلند، تغییر ناگهانی محیط و رفتارهای غیرقابلپیشبینی، میتواند واکنشهای شدید یا خطرناک ایجاد کند. ارتباط با این افراد باید آرام، شمرده و با جملات ساده و تکراری باشد. استفاده از کلمات پیچیده یا دستورات متعدد، اضطراب را تشدید میکند.
اگر وسیلهای خاص مانند عروسک، پتو یا شی مشخصی به فرد آرامش میدهد، حتماً باید همراه او باشد. تغییر محیط برای این افراد بسیار دشوار و نیازمند توضیح مداوم و صبورانه است. در شرایط جنگی، بسیاری از هشدارها صوتی است؛ موضوعی که ناشنوایان و کمشنوایان را در معرض خطر مضاعف قرار میدهد.
استرس جنگ و قلبهای آسیبپذیر
برای این افراد، وجود باتری اضافه سمعک ضروری است. همچنین باید از علائم بصری برای اعلام خطر استفاده شود، مانند چراغهای چشمکزن یا اشارههای واضح. ارتباط چشمی، حرکات دست و صورت و بیان واضح، نقش مهمی در انتقال پیام دارد. یادگیری چند کلمه ساده زبان اشاره مانند «آب»، «کمک»، «خطر» و «برو» میتواند در شرایط اضطراری بسیار نجاتبخش باشد.
برای افراد نابینا یا کمبینا، نظم محیط اهمیت حیاتی دارد. جابهجایی اشیا بدون اطلاع دادن به آنها میتواند باعث زمینخوردن یا آسیب شود. هنگام راه رفتن، باید اجازه داد فرد بازوی همراه را بگیرد تا احساس امنیت کند. صحبت کردن با صدای واضح و شمرده و اطلاع دادن از موانع یا تغییر مسیر، ضروری است.
اگر فرد از عینک استفاده میکند، داشتن عینک یدک در شرایط بحران نباید نادیده گرفته شود. در روزهای جنگ، بیماران خاص با تهدیدی جدی مواجه هستند؛ قطع یا اختلال در درمان. داروهایی که روزانه مصرف و دستگاههایی که بهطور منظم باید استفاده شوند و مراجعات درمانی حیاتی، همگی ممکن است دچار وقفه شوند.
بیماران دیابتی نیازمند مدیریت دقیق قند خون هستند. انسولین باید در یخچال نگهداری شود و در صورت قطع برق، استفاده از کیسههای خنک یا یخ ضروری است. همچنین قند ساده مانند خرما، آبمیوه یا قند باید همیشه در دسترس باشد تا در صورت افت قند استفاده شود.
علائم افت قند شامل رنگپریدگی، عرق سرد، لرزش و گیجی است و بیتوجهی به آن میتواند خطرناک باشد. این بیماران باید داروهای خود را دقیق و سر ساعت مصرف کنند. استرس و اضطراب ناشی از جنگ، خطر حملات قلبی را افزایش میدهد. علائم سکته قلبی شامل درد قفسه سینه، تنگی نفس و عرق سرد است.
دردِ کنترلنشده، بحرانی در دل بحران
اگر بیمار نیتروگلیسیرین دارد، باید در زمان درد زیر زبان گذاشته شود و فرد سریعاً تحت مراقبت قرار گیرد. بیماران دیالیزی به درمان منظم وابسته هستند و حتی چند روز وقفه میتواند جان آنها را تهدید کند. هماهنگی قبلی با مراکز دیالیز، شناسایی مراکز جایگزین و اطلاع از برنامه اضطراری، اهمیت بالایی دارد.
رعایت رژیم غذایی مخصوص، بهویژه محدودیت مصرف پتاسیم و مایعات، در شرایط بحران باید با دقت بیشتری انجام شود. این بیماران به دلیل ضعف سیستم ایمنی، در معرض خطر عفونت قرار دارند. استفاده از ماسک، شستوشوی مداوم دستها و دوری از محیطهای آلوده اقداماتی ضروری هستند.
داروهای مسکن و ضددرد باید حتماً در دسترس باشد، زیرا درد کنترلنشده میتواند وضعیت جسمی و روحی بیمار را بهشدت وخیم کند. در دل هر بحران، مراقبان خاموشی هستند که بار سنگین مسئولیت را به دوش میکشند؛ افرادی که از سالمند، معلول یا بیمار خاص مراقبت میکنند.
اگر فرسودگی جسمی و روانی این افراد نادیده گرفته شود، میتواند به فروپاشی کل چرخه مراقبت منجر شود. اصل مهم این است: «اول خودت، بعد دیگران». اگر مراقب از پا بیفتد، دیگر نمیتواند به کسی کمک کند. درخواست کمک از دیگران، تقسیم مسئولیت و استراحتهای کوتاه اما منظم میتواند از فرسودگی جلوگیری کند.
درصورتیکه فشار روانی غیرقابلتحمل شد، تماس با شمارههای حمایتی مانند 4030 میتواند راهگشا باشد. در روزهای بحران، معیار واقعی انسانیت و همبستگی اجتماعی ما آشکار میشود. اینکه چقدر به فکر آسیبپذیرترین افراد جامعه هستیم، نشان میدهد چه جامعهای هستیم و چه آیندهای میخواهیم بسازیم.
در چنین شرایط حساسی، نباید کسی را تنها گذاشت. همسایهای که سالمند دارد، نیازمند توجه است. خانوادهای که فرزند معلول دارد، شاید به یک دست یاری ساده نیاز داشته باشد و بیماری که داروی خاص مصرف میکند، اگر توانش را داریم، باید در تهیه دارو به او کمک شود.
در روزهای سخت، مراقبت از آسیبپذیرها نه یک انتخاب، بلکه یک وظیفه انسانی است؛ وظیفهای که انجام آن، جامعه را زنده و امیدوار نگه میدارد. هر دست یاری، نشانهای از ایمان ما به انسانیت است و هر قدم کوچک در حمایت از دیگران، نوری میشود در تاریکی روزهای بحران.
انتهای پیام/