حجتالاسلام والمسلمین دکتر رضا آذریان، مدیر علمی مؤسسه رواق حکمت، در گفتوگو با خبرنگار حوزه و روحانیت خبرگزاری تسنیم، ابتدا با بیان اینکه با قلبی آکنده و سرشار از اندوه، شهادت حضرت آیتالله العظمی خامنهای(قدس سره) را به محضر حضرت ولیعصر(عج)، مراجع عظام، حوزهها و ملت ایران تسلیت تسلیت گفت و بیان کرد: این شهادت، مصداق عینی آیه شریفه «منَ الْمُؤْمنینَ رجالٌ صَدَقُوا ما عاهَدُوا اللّهَ عَلَیْه فَمنْهُمْ مَنْ قَضی نَحْبَهُ وَ منْهُمْ مَنْ یَنْتَظرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدیلا» است.
شهید امام خامنهای؛ نماد صدق بر عهد و وفای به پیمان با خداوند بود
این استاد فلسفه اسلامی افزود: امام خامنهای؛ نماد صدق بر عهد و وفای به پیمان با خداوند متعال بودند و شهادت ایشان در ماه ضیافت الهی و در اوج مقاومت منطقهای، نشاندهنده حقانیت جبهه مقاومت و اوج کینهتوزی دشمنان است که نتوانستند در برابر عظمت ایشان بایستند و دست به ترور چنین شخصیتی زدند.
وی با بیان اینکه این اقدام، ماهیت خونخوار و تروریستی آمریکا و اسرائیل را آشکارتر ساخت عنوان کرد: این ضایعه بزرگ، هرگز موجب تضعیف عزم ما در جبهه مقاومت و ایستادگی نخواهد شد، بلکه به مصداق کلام امام شهید، عهد جدیدی برای انتقام و دفاع با صلابت از نظام و ایران عزیز میبندیم.
مکتب شهید خامنهای یک مدل تاریخی-تکاملی برای حکمرانی است
حجتالاسلام و المسلمین آذریان با اشاره به مهمترین شاخصههای مکتب رهبر انقلاب اسلامی از منظر تمدنی و حکمرانی بیان کرد: مکتب ایشان، یک مدل تاریخی-تکاملی برای حکمرانی است که بر سه محور اصلی هدفگذاری تمدن اسلامی، فرآیند شامل مراحل پنجگانه و الزامات اعم از محتوای فکری و عملیاتی بنا شدهاست.
وی در خصوص تمدنسازی به مثابه هدف غایی تصریحکرد: هدف اصلی و نهایی و خط کلی نظام، صرفاً اداره امور روزمره یا صرفاً حفظ نظام سیاسی نیست، بلکه ایجاد تمدن اسلامی است؛ این تمدن باید در مقابل تمدن مادی غرب که ادعای ابدیت دارد، یک گفتمان جدید مطرح کند.
عضو هیأت علمی جامعه المصطفی العالمیه در مورد ابعاد تمدنی آن خاطرنشان کرد: تمدن اسلامی مورد نظر، باید دارای سه ویژگی محوری شامل علم همراه با اخلاق، مادیت همراه با معنویت و دین، و قدرت همراه با عدالت باشد و مکتب امام خامنهای این شاخصهها را در برداشت.
وی در خصوص فرایندگرایی و مراحلگرایی استراتژیک این تمدن افزود: مکتب حکمرانی ایشان، یک مدل فرایندمحور و اهدافگرا است که تمدنسازی را هدف نهایی و هدفمند میداند.
حجتالاسلام آذریان با اشاره به هدفگذاری بلندمدت و مراحلگرایی این شاخصه توضیح داد: مهمترین شاخصه، تعریف دقیق مراحل گذار از وضعیت موجود به مطلوب است که در این راستا در مورد فرایندی که مقام معظم رهبری در مورد حکمرانی در سخنرانیهای خویش مطرح کرده بودند که ما برای اینکه به این تمدن نوین اسلامی برسیم ابتدا انقلاب اسلامی و بعد نظام اسلامی و سپس دولت اسلامی و بعد کشور اسلامی و در نهایت تمدن نوین اسلامی باید مورد تأکید باشد.
وی گفت: تمدنسازی یک فرایند خطی و مرحلهای است و این برخلاف دیدگاههای صرفاً اصلاحطلبانه که فقط دولت اسلامی را هدف میگیرند و همچنین برخلاف دیدگاههای بدون برنامه که مرحلهای بودن را نادیده میگیرند است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه افزود: حکمرانی در این دیدگاه، باید راهبردی و همسو با این مراحل پنجگانه باشد؛ هر مرحله ملزومات خاص خود را در حوزه سیاسی، اقتصادی و فرهنگی دارد که باید تأمین شود تا مرحله بعدی محقق شود.
تمدن باید در همه ماحل با مبانی اسلامی گره بخورد
وی در مورد اسلامی بودن در همه ابعاد و اسلامی بودن محض این تمدن بیان کرد: این شاخصه بر این تأکید دارد که تمام مراحل، باید با مبانی اسلامی گره بخورند؛ این مرحله یعنی نهادینه شدن احکام و ارزشهای اسلامی در ساختار اداری و قانونی کشور و حکمرانی باید مبتنی بر فقه پویای شیعی باشد.
تمدن حکمرانی باید فراتر از دولت، جامعه و فرهنگ عمومی باید متأثر از اسلام باشد
حجتالاسلام آذریان با بیان دیگر شاخصههای مکتب رهبری از نظر تمدنی و حکمرانی عنوان کرد: فراتر از دولت، جامعه و فرهنگ عمومی باید متأثر از اسلام باشد؛ اینجاست که بحث سبکزندگی مطرح میشود و هشدار رهبری درباره آسیبهای آن اهمیت مییابد، چرا که حکمرانی باید متصدی حفظ و ارتقای سبکزندگی اسلامی باشد.
وی تکیه بر جهانبینی توحیدی و تعالیگرا را شاخصه دیگری برشمرد و تصریحکرد: تمدن اسلامی باید بر پایههای فکری مندرج در این جهانبینی استوار باشد؛ در این خصوص جهانبینی بر مبنای خالقیت و تدبیر واحد الهی شکل میگیرد و این امر مستلزم اطاعت خداوند و سرپیچی از انداد الله(دشمنان خدا) از جمله هوای نفس است.
عضو هیأت علمی جامعة المصطفی العالمیه خاطرنشان کرد: تأکید بر تکریم بنیآدم و مسخّر بودن کل آفرینش برای انسان، نشاندهنده ارزشی ذاتی برای انسان است که پایه و اساس عدالت اجتماعی و حقوق عمومی در دولت اسلامی خواهد بود.
وی افزود: جریان عالم بهسمت غلبه صلاح بر فساد است و تلاشها باید در راستای این صراط مستقیم الهی باشد که اوج آن در دوران ولیعصر(عج) محقق میشود.
حجتالاسلام آذریان با اشاره به لزوم اجرای مردمسالاری دینی اظهار داشت: بیانات رهبری، مفهوم کلیدی مردمسالاری دینی را بهعنوان معیار سنجش عملکرد حکمرانی معرفی میکند که دو رکن انتخاب و پاسخگویی دارد.
وی خاطرنشان کرد: رکن انتخاب که بعد شکلی است در واقع انتخاب نظام، دولت و نمایندگان توسط مردم مشابه آنچه غرب ادعا میکند است و در رکن پاسخگویی بعد محتوایی یعنی تعهد مسئولان به مردم در قبال انتخاب صورت گرفته است.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه با تبیین رکن پاسخگویی گفت: این رکن شامل پرهیز از منّت، تزیید و خلف وعده و انصاف در برابر مردم و خاصه و مبارزه با رانتخواری و امتیاز ویژه به دوستان و خویشاوندان و دوری از رویکرد آمر مطاع و ادغال فی القلب است.
بزرگترین چالش تمدن نوین اسلامی، ابعاد نرمافزاری آن فرهنگ، اندیشه، سبکزندگی، ایدئولوژی است
وی در ادامه با اشاره به بُعد نرمافزاری یعنی مقابله با غلبه نرمافزاری غرب بیان کرد: این شاخصه پاسخی مستقیم به تهدیدات جدید است؛ در این باره اولویت جنگ نرم اهمیت زیادی دارد و تمرکز بر این است که بزرگترین چالش تمدن نوین اسلامی، ابعاد نرمافزاری آن فرهنگ، اندیشه، سبکزندگی، ایدئولوژی و نه صرفاً جنبههای سختافزاری و اقتصادی است.
حجتالاسلام آذریان در خصوص حکمرانی در این منظر عنوان کرد: سیاستگذاریها باید بهگونهای باشد که در برابر تهاجم فرهنگی و تغییر سبکزندگی مقاومت کنند و الزامات تحقق تمدن اسلامی را در حوزه فکر و فرهنگ فراهم آورد.
وی در مورد پیوند مقاومت منطقهای و تمدنسازی داخلی و جهتگیری بینالمللی توضیح داد: با توجه به شرایط فعلی جنگی این شاخصه مهم مکمل شاخصه تمدنی است.
این استاد فلسفه اسلامی افزود: تحقق تمدن نوین اسلامی بدون تکیهبر قدرت و عمق راهبردی در منطقه امکانپذیر نیست. مقاومت، سپر دفاعی تمدنسازی داخلی است و جنگ منطقهای، تلاشی برای از بین بردن همین سپر دفاعی است.
وی تصریحکرد: سیاست خارجی و دفاعی باید در خدمت این هدف بلندمدت باشد؛ حکمرانی موفق، حکمرانیای است که بتواند در عین مدیریت بحرانهای خارجی، مسیر پیشرفت مراحل تمدنسازی داخلی را مختل نکند.
حوزه باید اقیانوس معارف اسلامی را به سخن روز و درمان دردهای بشریّت تبدیل کند
حجتالاسلام آذریان عنوان کرد: همچنین برای تمدنسازی دو عنصر اساسی تولید فکر و پرورش انسان لازم است؛ در این راستا نقش حوزه بهعنوان محور تمدنساز اهمیت دارد و حوزه باید اقیانوس معارف اسلامی را به سخن روز و درمان دردهای بشریّت تبدیل کند و این یعنی تولید اندیشهی راهنما که بتواند در دنیا گسترش یابد و دلها را جذب کند.
وی بیان کرد: مکتب رهبر شهید انقلاب، یک پروژه تمدنی بلندمدت بود که مدیریت آن بر عهدهی نهادهای فکری حوزه با همکاری نخبگان دانشگاهی است و حکمرانی در این مکتب به مثابه مدیریت هوشمندانه فرایند پنجمرحلهای با تمرکز بر تولید محتوای اصیل اسلامی برای جهان امروز و حفظ انسجام درونی در برابر تهاجم فکری و سیاسی است.
عضو هیأت علمی جامعة المصطفی العالمیه در خصوص شخصیت علمی و اندیشهای رهبر انقلاب تصریحکرد: شخصیت ایشان را میتوان در سه بُعد کلیدی فقیه اصولی، نظریهپرداز سیاسی-اجتماعی، و استراتژیست و راهبر جهانی تعریف کرد.
وی با تشریح هر یک از این خصوصیات افزود: ایشان فقیه اصولی بودند؛ از منظر علم فقه، ایشان نماینده برجسته در تداوم مکتب اصولی با رویکردی پویا بودند و با درک عمیق از مبانی سنتی، قلمرو استنباط حکمی را از فقه فردی شامل عبادات و معاملات سنتی به قلمرو وسیع فقه حکومتی و فقه مدیریت کلان گسترش دادهاند.
حجتالاسلام آذریان بیان کرد: بازخوانی دقیق مفاهیمی چون حکومت اسلامی، ولایت فقیه و نظارت شرعی در بستر دولت و حکومت اسلامی است؛ ایشان دین را نه مجموعهای از احکام پراکنده، بلکه یک نظام فکری منسجم میدانند که باید کلیت حیات اجتماعی، سیاسی و اقتصادی را پوشش دهد و این دیدگاه ایشان را در ردیف فلاسفه سیاسی قرار میدهد که بهدنبال ارائه یک نظام اجتماعی کامل هستند.
وی در مورد ویژگی نظریهپرداز سیاسی-اجتماعی عنوان کرد: تحلیل رهبر شهید از وضعیت جهان و ایران، یک نظریه تحول منسجم ارائه میداد که در ادبیات سیاسی معاصر کمنظیر است.
عضو هیأت علمی جامعه المصطفی العالمیه در ادامه با اشاره به مفهوم تمدن نوین اسلامی تصریح کرد: این ایده صرفاً یک آرمانگرایی نیست، بلکه یک پروژه راهبردی است که مراحل پنجگانه انقلاب، نظام، دولت، کشور، تمدن را بهصورت فرآیندگرا تعریف میکند و این مدل، در مقابل مدلهای خطی یا دورهای، بر استمرار مجاهدت برای رسیدن به غایت نهایی تأکید دارد.
وی خاطرنشان کرد: تحلیل ایشان از تمدن غرب بر محوریت اصالت مادهگرایی و نادیدهگرفتن بعد روحانی انسان استوار است؛ جایی که قدرت و مصرفگرایی جایگزین عدالت و معنویت میشوند و این نقد، یک نقد تمدنی است، نه اینکه صرفاً انتقاد سیاسی باشد.
حجتالاسلام آذریان عنوان کرد: ایشان راهبر جهانی بود؛ شهید خامنهای در بعد استراتژیک، پیوند ناگسستنی میان بعد داخلی اعم از تولید فکر و پرورش انسان و بعد خارجی و جبهه مقاومت برقرار کردند.
وی بیان کرد: درک عمیق از ضرورت بر هم زدن آرایش قدرت جهانی و تأسیس یک هژمونی منطقهای بر پایه گفتمان مقاومت؛ این استراتژی، نقطه مقابل انزواگرایی است و بقا و پیشروی تمدنی را در تعامل فعال با جهان، اما با شروط فکری خود، میداند.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه در خصوص وظایف نخبگان حوزه و دانشگاه در تداوم راه ایشان اظهار کرد: وظیفه نخبگان در دوره پسارهبری، تثبیت، تعمیق و بومیسازی این اندیشه در دو حوزه عملیاتی تعریف شده توسط ایشان و تولید فکر و پرورش انسان است.
وی با اشاره به وظایف نخبگان حوزه با تأکید بر تولید فکر و تبیین ادامهداد: نخبگان حوزوی باید از نقش سنتی صرفاً فقه فردی عبور کرده و به اندیشهسازان اصلی نظام تبدیل شوند؛ در این راستا تولید فقه حکمرانی پیشرو یعنی تدوین نظامهای فقهی کاربردی برای چالشهای نوین مانند اقتصاد مقاومتی، هوش مصنوعی از منظر فقه، مدیریت کلان منابع عمومی با استفاده از ابزارهای تحلیلی مدرن همچون تحلیل سیستمی و نظریه بازیها باید مورد توجه باشد.
حجتالاسلام آذریان با اشاره به دیگر رسالت حوزه در توجه به صنایع نظری تمدن اسلامی گفت: تدوین ادبیات فلسفی و کلامی متقن برای توجیه مدل تمدنی در برابر جریانهای فکری رقیب بهویژه در نقد بنیادین تمدن غربی و تربیت استادان تمدنساز و تمرکز بر پرورش طلاب با نگاه کلان به تاریخ و فلسفه تمدنها، نه فقط متون سنتی بخشی از این رسالت است.
وی در مورد وظایف نخبگان دانشگاهی با تأکید بر عملیاتیسازی و پرورش انسان تصریحکرد: وظیفه اصلی دانشگاهیان، علمی کردن مشروعیت این مکتب و نهادینه کردن آن در ساختار دولت و جامعه است.
عضو هیأت علمی جامعه المصطفی العالمیه با اشاره به مهندسی مراحل استراتژیک توسط نخبگان دانشگاهی اظهار داشت: تبدیل مدل پنجمرحلهای به مدلهای عملیاتی دقیق در حوزههایی چون مهندسی دولت، اقتصاد اسلامی و مدیریت منابع انسانی اهمیت زیادی دارد و نخبگان باید شاخصهای کمی برای سنجش پیشرفت در هر مرحله ارائه دهند.
وی تأکید کرد: مردمسالاری دینی در عمل نیز یکی از محورهای مهم است و در این راستا پژوهشهای گسترده برای طراحی سازوکارهای نهادینه پاسخگویی که از فساد ساختاری جلوگیری کند و تحقق رکن پاسخگویی را تضمین نماید باید مورد توجه قرار بگیرد.
حجتالاسلام آذریان فرهنگ مجاهدت در ساختارهای اداری را عنصری مهم دانست و عنوان کرد: در این عرصه باید به نهادینه کردن روحیه پرهیز از انباشت سرمایه و هوای نفس در بدنه کارگزاران از طریق طراحی نظامهای ارزیابی عملکرد اخلاقی و مالی شفاف و سختگیرانه پرداخت.
وی تصریحکرد: شخصیت علمی رهبری، تلاقی موفق فقه اصولی پویا، نظریهپردازی تمدنی و استراتژی کلان بینالمللی بود و وظیفه نخبگان این است که از نگاه کلان ایشان به مثابه یک پروژه علمی-عملیاتی استفاده کرده و با تولید ادبیات فکری و طراحی سازوکارهای نهادی، این مکتب را از مرحله نظری به مرحله نهادینهشده و پایدار تبدیل کنند.
وی در مورد جامعیت رهبر در دیانت و سیاست نیز بیان کرد: با استناد به تحلیلهای پیشین، میتوان بهطور قاطع بیان کرد که جامعیت رهبر انقلاب در پیوند دادن ژرف دیانت و سیاست، ایشان را در زمره الگوهای برجسته رهبران بزرگ دینی تاریخ قرار میدهد و این جامعیت، نه صرفاً یک همنشینی، بلکه یک تلفیق استراتژیک است که شخصیت ایشان را از دیگران متمایز میسازد.
این استاد سطوح عالی حوزه علمیه خاطرنشان کرد: از ویژگیهای مهم ایشان تئوریپردازی برای حکومت و فقه حکومتی بود، ایشان دین را صرفاً مجموعهای از احکام فردی ندانستند، بلکه آن را به مثابه یک نظام فکری منسجم برای اداره کلان جامعه و تمدنسازی تعریف کردند و این همان کاری است که رهبران بزرگ دینی تاریخی برای برپایی یا تداوم ساختارهای اجتماعی خود همانند تجربه پیامبر اکرم(ص) در مدینه انجام دادند.
واقعبینی در اجرا و آرمانگرایی واقعبین از دیگر ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید بود
وی اظهار کرد: واقعبینی در اجرا و آرمانگرایی واقعبین از دیگر ویژگیهای شخصیتی رهبر شهید بود؛ در واقع جامعیت ایشان در این است که در عین تعهد مطلق به آرمانهای متعالی مانند استکبارستیزی، در مرحله عمل سیاسی و سیاست خارجی، از واقعیتهای توزیع قدرت غفلت نمیکرد؛ این ترکیب، تفاوت ایشان با رهبران آرمانگرای صرف است و به ایشان امکان داده است که در شرایط جنگی، امنیت و عزت کشور را در بلندمدت تضمین کنند.
حجتالاسلام آذریان به اولویت مجاهدت اخلاقی در حکمرانی توسط رهبر شهید اشاره کرد و گفت: تأکید شدید بر مبارزه با دشمن درونی و هوای نفس بهعنوان پیششرط اصلی تحقق پروژه تمدنی، نشانمیدهد که بعد اخلاقی دیانت را در تار و پود حکمرانی نهادینه کردهاند، این تأکید بر طهارت درونی حاکم بهعنوان عامل تداوم نظام، الگویی است که در سیره عملی بزرگانی چون حضرت علی(ع) نیز مشاهده میشود.
وی در پایان متذکر شد: در نتیجه، این توانایی در مترجم ساختن مبانی عمیق الهیات به نقشه راهبردی سیاسی و مدیریتی روزآمد، محور اصلی تبدیل شدن ایشان به الگویی برای رهبران دینی در عصر مدرن است.
خبرنگار: حمیده زند
انتهای پیام/