به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، امت اسلامی ایران در روزهایی که از هر سو تیر فتنه و توطئه بر پیکرش میبارید، مردی داشت که سینهاش سپر بود و بصیرتش چراغ. آیتاللهالعظمی امام خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی، بیش از سه دهه این سپر را برافراشت و این چراغ را روشن نگه داشت؛ تا آنکه یزیدیان زمان، آنان که از عمق وجودشان با اسلام ناب و انقلاب مردمی دشمن بودند، این وجود نورانی را به شهادت رساندند.
شهادت ایشان تنها یک رویداد سیاسی نبود. این سنت دیرین دشمنان حق بود که تکرار میشد. همانطور که یزید با شمشیر به کربلا تاخت و حسین (ع) را به خاک و خون کشید، یزیدیان عصر ما نیز از هر ابزاری برای خاموش کردن این صدای حق بهره بردند؛ از تحریم و توطئه گرفته تا ترور و تهدید، و سرانجام آنچه که دیدیم. اما تاریخ به ما آموخته است که خون شهدا نه پایان، بلکه آغاز است.
کربلا با شهادت حسین (ع) تمام نشد؛ بلکه برای همیشه در ضمیر تاریخ حک شد و دشمن را رسوا کرد. اکنون نیز با غروب این ستاره از آسمان انقلاب، دلی نیست که در سوگش نسوزد. اما شهید زنده است؛ و راه او، ادامه دارد. در این یادداشت که به مناسبت شهادت این بزرگ مرد جهان اسلام نگاشته شده است، نگارنده به ذکر برخی از ویژگیهای مهم ایشان میپردازد:
جانشین شایسته، نه انتخاب سیاسی؛ بلکه موهبت الهی
آنچه در روزهای پس از رحلت امام خمینی (ره) رخ داد، تنها یک انتقال قدرت سیاسی نبود. این یک تقدیر الهی بود. وقتی رهبر معظم انقلاب پای به صحنه رهبری نهادند، مردم چیزی را احساس کردند که قابل توضیح در قالب معادلات قدرت نبود؛ سنخ سخن، جنس نگاه، عمق بینش، همه از همان سرچشمه زلالی نشأت میگرفت که امام بزرگوار از آن مینوشید. این تربیتیافتگی از مکتب ناب اسلام بود که دو نسل از رهبری را به هم پیوند میداد.
همچنانکه امام خمینی (ره) موهبت و نعمت بزرگی برای پیروزی انقلاب و برپایی نظام جمهوری اسلامی بودند، مقام معظم رهبری نیز نعمتی الهی برای پایداری و بقای این نظام شدند. خداوند در برههای که انقلاب جوان میتوانست در اثر از دست دادن بنیانگذارش متزلزل شود، مردی را در صحنه قرار داد که خلأ فقدان امام را با تمام وجود پر کرد.
تاریخساز توحیدی
در طول تاریخ، کم بودهاند کسانی که همچون انبیا و اولیای الهی، تمام فکر و روح و ذهنشان برای مکتب توحید بتپد. رهبر معظم انقلاب، اسلام را نه بهمثابه مجموعهای از آداب و احکام فردی، بلکه بهعنوان دینی جامع میشناخت که پاسخ تمام نیازهای بشر در یک جامعه سالم، عادل و صالح را در خود نهفته دارد.
این نگاه جامع به اسلام، برجستهترین ویژگی فکری ایشان بود. مفاهیمی چون آزادی، عدالت اجتماعی، پیشرفت و استقلال، نه از دریچه مکاتب غربی یا ایدئولوژیهای وارداتی، بلکه همه از دریچه اسلام دیده میشدند و با رنگ اسلام معنا مییافتند. این اصالتدهی به اسلام، ایشان را از هرگونه انحراف فکری مصون نگه میداشت و سخنانشان را همواره از یک سرچشمه ثابت و زلال سیراب میکرد.
مجموعهای از فضایل کمیاب در یک وجود
وصف شخصیت مقام معظم رهبری کار آسانی نیست؛ چراکه ایشان جمعی از صفات بودند که معمولاً در یک فرد جمع نمیشوند. قاطعیت در تصمیم، تیزبینی در تحلیل، فقاهت عمیق در دین، عدالت در قضاوت، اخلاص در نیت، صداقت در کلام و دلسوزی برای امت؛ اینها تنها بخشی از اوصافی بودند که خداوند در این وجود مبارک جمع کرده بود.
حضور چنین رهبری بود که مؤمنان را از ترس رهانید. نه ترس از دشمن، نه هراس از توطئههای داخلی، نه باک از غوغاسالاری و جنجالآفرینی. رهبری که با بصیرتش راه را روشن میکرد، با عدالتش اعتماد میآفرید و با اخلاصش الگو میشد. این ویژگیها بود که انقلاب اسلامی را نهفقط در داخل تثبیت کرد، بلکه آن را بهعنوان نمونهای از حکومت پرهیزگاران در برابر چشمان جهانیان قرار داد.
سیره علوی؛ رمز محبت مردم
راز محبت عمیق مردم به رهبر معظم انقلاب برخاسته از همان سرچشمهای که مردم را به امیرالمؤمنین علی(ع) عاشق میکرد. سیره و سلوک علوی در رفتار رهبری، در زندگی سادهشان و در پرهیز از تجملات ظهور و بروز داشت.
آیتالله شاهرودی (ره) روایت میکند که «زندگی شخصی رهبری از سادگی و سلامتی خاصی برخوردار بود و این سادگی به زندگی نزدیکانشان نیز سرایت کرده بود. فرزندان ایشان اهل تجملات نیستند و همین اعتقاد راسخ به زهد، آنان را از هرگونه سوءاستفاده از مقام و موقعیت بازمیداشت.» مردم این واقعیت را با چشم دل میدیدند و همین بود که دلباخته میشدند.
دغدغه معیشت؛ همیشه در اولویت
یکی از بارزترین جلوههای دلسوزی رهبر معظم انقلاب برای امت، حساسیت مستمر و تأکید پیوسته ایشان بر معیشت مردم بود. هیچ سخنرانی و هیچ دیداری نبود که ایشان از مشکلات اقتصادی مردم، از رنج فقرا، از دغدغه پابرهنگان غافل بوده باشند. این دغدغه ریشه در همان سیره علوی داشت؛ آنچه علی (ع) را شبها از خواب بیدار میکرد، نگرانی از کسی بود که در گوشهای از امت، گرسنه سر بر بالین میگذارد. رهبر معظم انقلاب نیز چنین بود و آرمان پایدارش این بود که جامعهای ساخته شود که در آن فقر و محرومیت به حداقل برسد.
انتظار رهبری شایسته
اکنون که این وجود نورانی از میان ما رفته است، از خدای متعال میخواهیم امت اسلامی را در این روزهای سنگین تنها نگذارد و همچنانکه در دورانهای دشوار گذشته بندگان برگزیدهاش را برای هدایت این امت در صحنه حاضر کرد، اکنون نیز ولی امری شایسته، عالم، عادل، مخلص و دلسوز همانند امام خامنهای عزیز را بر این ملت مقرر فرماید.
رهبری که سیره علوی در رفتارش جاری باشد، اسلام ناب را در تمام ابعادش بشناسد و با قاطعیت و بصیرت کشتی انقلاب را در میان امواج فتنه به سلامت هدایت کند. حکم رهبر آینده، همچون رهبر پیشین، از نظر شرعی واجبالاطاعه و از نظر قانونی، قانون است و امیدواریم تمام دلسوزان انقلاب با پیروی صادقانه از این ولایت، جبهه اسلام را بر جبهه کفر پیروز گردانند.
حجت الاسلام دکتر رضا کفیلی، مدرس حوزه و دانشگاه
انتهای پیام/