به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، ایرانِ امروز، محصول یک "طراحی بزرگ" است که از سال 1368 کلید خورد. آنچه طی 37 سال گذشته از زعامت آیتالله خامنهای در ایران رخ داده، در حقیقت نشان میدهد که ما با «پروژهای» مواجهیم که باید آن را در چارچوب فهم ساخت سیاسی قدرت و بازآرایی نظم منطقهای فهم کرد. در جهانی که پس از فروپاشی شوروی وارد مرحلهای از تکقطبیِ پرتنش شد، با هژمونی ایالات متحده و تثبیت نظم امنیتی غرب در غرب آسیا، کمتر کسی تصور میکرد کشوری با ساختار سیاسی خاص، اقتصاد تحریمشده و فشارهای امنیتی مداوم بتواند نهتنها بقا یابد، بلکه به یک بازیگر تعیینکننده در معادلات ژئوپولتیک منطقه بدل شود. حضور فعال ایران در صحنههای پیچیدهای چون عراق، سوریه، لبنان و حتی معادلات انرژی و امنیت دریایی، تصادفی نبود؛ محصول یک «طرح» بود.
خبرگزاری تسنیم با همکاری رسانه فکرت قصد دارد تا فراخوانی را برای جمعآوری یادداشتها و مقالات اندیشهای منتشر نماید. مسئله این فراخوان این است: «پروژه آیتالله خامنهای برای ساخت ایران نوین» به عنوان یک رهبر سیاسی در پرتنشترین شرایط منطقهای و جهانی چه ابعاد و زوایایی دارد؟! اگر چنین پروژهای وجود داشته، عناصر آن چه بوده است؟ چگونه در بستر پیچیده ساختار قدرت در ایران—با تنوع نهادها، نیروهای اجتماعی و شکافهای سیاسی—امکان تثبیت نظام فراهم شد؟ و در سطح بیرونی، چگونه در برابر حضور ساختاری و مداخلهگرانه آمریکا و اسرائیل در منطقه، نوعی ثبات راهبردی برای ایران رقم خورد؟
البته که در پیشبرد این پروژه ملی، همیشه مخالفین نیز وجود داشته است. بخشی از جریانهای سیاسی و تکنوکراتیک، با اتکا به الگوی «توسعه ادغاممحور در نظم جهانی»، کلانروایت رهبری را گاه با اتهام «دشمنتراشی»، «توهم محاصره»، یا «نادیدهگرفتن منطق اقتصاد جهانی» توصیف میکردند. در حالی که این طیف بنیاد امنیتمحوری پروژه رهبری را درک نمیکردند که در شرایط حضور ساختاری ایالات متحده و اسرائیل در منطقه بهمثابه یک متغیر ثابت، هرگونه توسعه بدون تأمین پیشینیِ امنیت و بازدارندگی، به توسعهای شکننده و وابسته تبدیل خواهد شد. از این رو، «پروژه ساخت ایران» را نمیتوان بدون تحلیل این شکاف درونقدرت فهم کرد.
پرسش مرکزی اینجاست: طرح آیتالله خامنهای برای "ایران نوین" بر چه ستونهایی استوار شده که حتی پیچیدهترین مناسبات ژئوپولیتیک نیز نتوانست ثبات آن را به مخاطره اندازد؟ آیا ما با یک مدل منحصربهفرد از "دولت مقتدر" روبرو هستیم که توانسته استعمارزدایی را با ابزار قدرت سخت پیوند بزند؟ در این فراخوان، ما به دنبال فراروی از تحلیلهای سطحی هستیم. میخواهیم بدانیم طرح رهبری چگونه توانست میان "هویت انقلابی" و "ضرورتهای بقای ملی" پلی بسازد که فراتر از مرزهای جغرافیایی، عمق استراتژیک ایران را بازتعریف کند.
محورهای فراخوان:
- دکترین «ثبات و بقا» در هندسه قدرت رهبری
- بررسی بنیاد امنیتپایه پروژه رهبری در توسعه ایران نوین و دکترین بازدارنگی
- نقش رهبری در نهادسازی و تثبیت ساختارها در توسعه ایران نوین
- نقش رهبری در مدیریت بحرانهای ساختاری مثل تحریم و فتنه و فشارهای امنیتی، الیگارشی داخلی و...
- نقش رهبری در مواجهه با دولتها و گفتمانهای سیاسی در نظام
- نقش رهبری در مواجهه ایران با نقشه استعماری غرب و گذار از نظم تکقطبی آمریکایی
- نقشهراه رهبری برای تقویتسازی اقتصاد بومی و گذار از وابستگی نفتی برای ایران نوین
- نقش رهبری برای سیاست هویتی و افق فرهنگی پروژه ایران نوین در برابر هژمونی غرب
- نقش رهبری در بسط جمهوریت و ایده حکمرانی مردمی
- نقشهراه رهبری برای آینده ایران نوین
علاقهمندان میتوانند آثار خود را در پلتفرمهای داخلی(ایتا و بله) به آیدی @FEKRAT_ADMIN1 ارسال نمایند.
انتهایپیام/