به گزارش خبرگزاری تسنیم، در سایه روزهایی که بوی التهاب و نااطمینانی میدهد، کودکان بیش از هر زمان دیگری در معرض اضطرابهایی قرار دارند که کمتر دیده میشود. ترسهای شبانه، سؤالهای بیپاسخ و تصویرسازیهایی از جنگ که میتواند امنیت روانی آنان را متزلزل کند.در فضای ملتهب این روزها، اخبار و تحلیلها با سرعتی بیسابقه در خانهها جریان دارد. بزرگسالان شاید بتوانند میان احتمال و واقعیت تمایز بگذارند، اما برای کودکان چنین تفکیکی آسان نیست.
آنچه از تلویزیون شنیده میشود یا در صفحه تلفن همراه دیده میشود، در ذهن کودک به تجربهای عینی تبدیل میشود. واژههایی مانند حمله، درگیری یا انفجار، برای او مفاهیمی انتزاعی نیست. تصاویری واقعی است که میتواند تا ساعتها و حتی روزها ذهنش را درگیر کند.اضطراب در کودکان اغلب پنهان و غیرمستقیم بروز میکند. آنان کمتر احساسات خود را بهصورت کلامی بیان میکنند و بیشتر از طریق رفتار سخن میگویند. بیقراری، کاهش تمرکز، پرخاشگری ناگهانی یا گوشهگیری میتواند نشانهای از نگرانیهای درونی باشد. یکی از شایعترین جلوهها، ترسهای شبانه است.
کودکی که پیشتر بهتنهایی میخوابید، ممکن است ناگهان از تاریکی بترسد، نیمهشب با گریه بیدار شود یا از والدین بخواهد چراغ اتاق را روشن بگذارند. ذهن او در طول روز، تکههایی از خبرها و گفتوگوهای بزرگترها را جمعآوری کرده و شبهنگام، آنها را در قالب کابوس بازسازی میکند.سؤالهای بیپاسخ نیز سهم مهمی در شکلگیری این اضطراب دارند. آیا جنگ به اینجا میرسد؟، خانه ما امن است؟، اگر اتفاقی بیفتد چه میشود؟ این پرسشها برای کودک واقعی و جدی است. اگر پاسخ روشن، صادقانه و متناسب با سن دریافت نکند، ذهنش خود به جستوجوی پاسخ میرود و معمولاً بدترین سناریو را انتخاب میکند. کودکان توان تحلیل پیچیدگیهای سیاسی و امنیتی را ندارند. بنابراین خلأ اطلاعاتی را با تخیل پر میکنند و تخیل در شرایط تنش، اغلب رنگ ترس به خود میگیرد.
تصویرسازی از جنگ، یکی دیگر از نمودهای این اضطراب پنهان است. در نقاشیهای برخی کودکان ممکن است صحنههایی از آتش، دود یا ساختمانهای ویران دیده شود. بازیهایشان ممکن است رنگ و بوی درگیری بگیرد و نقشهای مهاجم و مدافع پررنگتر شود. این تغییرات لزوماً به معنای تجربه مستقیم خطر نیست، بلکه نشاندهنده درگیری ذهنی کودک با مفاهیمی است که هنوز ظرفیت درک کامل آنها را ندارد. بازی و نقاشی، زبان بیان نگرانیهای خاموش آنان است.تکرار مداوم اخبار در خانه نیز میتواند احساس امنیت را تضعیف کند. خانه برای کودک باید امنترین نقطه جهان باشد.
وقتی گفتوگوهای خانوادگی مملو از نگرانی، تحلیلهای نگرانکننده و پیشبینیهای تیره باشد، این حس امنیت آسیب میبیند. حتی تغییر لحن والدین یا نگرانی در چهره آنان، برای کودک پیامآور ناامنی است. او شاید معنای دقیق رویدادها را نداند، اما تغییر فضای عاطفی خانه را بهخوبی درک میکند.مدیریت این وضعیت پیش از هر چیز به رفتار بزرگترها وابسته است. نادیدهگرفتن پرسشهای کودک یا پاسخدادن با عصبانیت، اضطراب را تشدید میکند. در مقابل، ارائه توضیحی کوتاه، ساده و صادقانه میتواند آرامشبخش باشد. لازم نیست جزئیات پیچیده بیان شود. کافی است بر امنیت خانه و تلاش مسئولان برای حفظ آرامش تأکید شود.
جملهای ساده مانند ما کنار هم هستیم و مراقبیم، میتواند برای کودک اطمینانآور باشد.کاهش مواجهه کودکان با تصاویر خشن و خبرهای مکرر نیز ضروری است. روشنبودن دائمی تلویزیون یا مرور پیوسته اخبار در حضور کودک، او را در معرض اطلاعاتی قرار میدهد که توان پردازش آن را ندارد. در مقابل، حفظ برنامه روزانه منظم، ادامه بازیها، فعالیتهای آموزشی و ارتباط با همسالان، پیام ثبات و عادیبودن زندگی را منتقل میکند. ثبات در برنامهها، مهمترین عامل تقویت احساس امنیت است.در کنار خانواده، مدرسه و رسانهها نیز مسئولیت دارند. آموزش مهارتهای مدیریت هیجان، فراهمکردن فضایی برای بیان نگرانیها و تولید محتوای مناسب برای کودکان، میتواند از انباشت اضطراب جلوگیری کند.
کودکی که فرصت بیان ترسهایش را داشته باشد، کمتر دچار اضطرابهای عمیق و پایدار خواهد شد.در روزهایی که فضای عمومی رنگ التهاب به خود گرفته است، نباید فراموش کرد که جنگ تنها در میدانهای نظامی رخ نمیدهد، گاه در ذهنهای کوچک و حساس کودکان شکل میگیرد. ترسهای شبانه، سؤالهای بیپاسخ و تصویرهای هولناک، اگر بهموقع دیده و مدیریت نشود، میتواند بر رشد عاطفی و روانی آنان اثر بگذارد. حفظ آرامش در خانه، گفتوگوی مسئولانه و مراقبت از امنیت روانی کودکان، ضرورتی اجتماعی است.آینده هر جامعه در گرو ذهنهای آرام امروز است؛ ذهنهایی که نباید زیر سایه خبرها، میدان ناگفتههای هراسآلود شود.
یادداشت از حمیده عبدالهی ، فعال رسانه
انتهای پیام/