به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، یَا أَیَّتُهَا النَّفْسُ الْمُطْمَئِنَّةُ ارْجِعِی إِلَىٰ رَبِّكِ رَاضِیَةً مَرْضِیَّةً فَادْخُلِی فِی عِبَادِی وَ ادْخُلِی جَنَّتِی.
دفتر تاریخ پر است از صفحه های تقابل نیکان و بدان روزگار و این مبارزه اوج می گیرد تا می رسد به رویارویی نیک ترین شخصیت روزگار با شقیی ترین آدمها. نهم اسفند یکی از آن صفحات تلخ تاریخ رقم خورد و الگویی ناب و انسانی وارسته و عالم شیعی و حکیم فرزانه و رهبری شجاع به دست ناپاکترین انسانها به شهادت رسید و ایران اکنون کربلاست و در ادامه راه زعیم و مقتدایش به شیوة عاشورایی و علوی یکصداست علیه جنایتها و فجایع ضد بشری آمریکایی و صهیونیستی.
همواره هستند انسانهایی که پیشتازند و فضایل اخلاقی را عینیت میبخشند. رهبرند و بالاتر از آن، راهبری آنها الگوست. اما آیت الله ایران جان، مقام معظم رهبری، نه در یک حوزه که در حوزههای متنوعی الگوست و الگوها هیچگاه نمیمیرند. ایران امروز سرمشقی زنده و الگویی جهانی برای راهبری دینی دنیای اسلام را از دست داد. او تجربه ناب معنویت راستین و میراث دار حقیقی سنت علوی است. غم بزرگی اکنون در دل ماست اما این غم را هم چاشنی مقاومت میکنیم و این همان پاگذاشتن جای پای زعیم ماست.
او، آرمانها را با تحولخواهی درآمیخت؛ نه دغدغه پیشرفت ایران، از آرمانخواهی او میکاست و نه تعهد به اصول و ارزش، مانع از تحولخواهی او میشد. جهاد تبیین میخواست و خود در صف اول این جهاد بود. از شهادت میگفت و خود شهید بود و شاگرد مکتبش، سردار سلیمانی، از او آموخت که شرط شهید شدن، شهید بودن است.
از اتحاد مقدس میگفت و خود نخ تسبیح اتحاد و بزرگترین حامیش بود. او همانند استادش، بنیان گذار جمهوری اسلامی ایران، به ما آموخت: می شود زعیم بود و در قلب مردم بود. می شود رهبر یک کشور بزرگ و قدرتمند بود و ساده زیست بود. میشود عالم بود و بصیرتهای عالی در فقره نظامی و کشوری داشت. می شود الگوی معنوی بود اما در عالی ترین سطوح، راهبری اثربخش در حوزه های مختلف از جمله حوزههای اجتماعی، فرهنگی، سیاسی، نظامی، و اقتصادی داشت. میشود سیاستمدار بود و حکیم بود؛ حکیمی که سخنانش و کارهایش و نگاهش، اشاراتش، تبیینش همه متقنن بود و راهگشا.
تبلور حکمرانی الهی نیاز به رهبری حکیم دارد؛ رهبری که متنعم از سفره قرآن است و با سیر در کوچه باغ آیات و اتمسفر قرآنی، پیوندی مرصوص میان زندگی و بصیرت، حکمرانی و حکمت، و سیاست و قرآن، برقرار کرده است. در نظام ولایی به افق ایران در عصر انقلاب اسلامی، امام خامنهای به مثابه ولی فقیه و به عنوان یک مفسر فرزانه، با تفسیرهای عالمانه و زمان اندیش خویش، تپش نبض زندگی را به رنگ قرآن و ایمان درمیآورد.
شاهراه حیات سیاسی و حکمرانی از متن قرآن کریم میگذرد و ارمغان این کوی قرآنی، شگفتی اندر شگفتی است و در عصر حاضر، امام خامنهای قلب تپنده این حکمرانی بود و اکنون نیز با شهادتش، حکمرانی دینی بی نام ایشان قاب نمی شود و شهادتش، نقطه عطفی خواهد شد در حکمرانی دینی.
مثل همیشه طمأنینه و وقارش، ملتی را مجذوب می کرد و منطق قرآنیاش، راز شکست ناپذیری و روح مقاومت ملت و حرکت بسوی تمدن نوین اسلامی است. راهبری اش، الگوی ماندگار آزادگان جهان شد. او بر قلبها حکم میراند و پیوند مثال زدنی او با مردم، اعجاب انگیز بود.
دیروز، دشمن از بصیرت و تحلیل و روشنگریاش وحشت داشت و امروز رویش بذرهای بصیرتش که در جانهای پاکان عالَم روییده است به کابوسی برای دشمن مبدل میشود و شهادت او نه از وحشت دشمنان و نه از کابوسشان و نه از هزینههای شان و نه از مکافاتشان نمی کاهد، بلکه در مقیاس جهانی باید از تکثیر الگویی با نام شهید امام خامنهای بترسند و هزینه دهند.
او از امام خویش آموخت و آموزاند: ملتی که خویش را از خدا میداند و همه چیز خود را از خدا میداند و رفتن از اینجا را به سوی محبوب خود، مطلوب خود میداند، مجهز به منطق قرآنی است و هیچ قدرتی با این منطق نمیتواند مقابله کند و آنچه دشمن را زمین گیر میکند این منطق است و با ترور شخص واجد و مروج منطق یادشده، این منطق از بین نمیرود بلکه زندهتر، اثربخشتر، ریشهدارتر، قدرتمندتر و گستردهتر میشود.
امام خامنه ای یک شخص نبود که با ترور حذف شود او جان ایران و جان گروهها و انسانهای شیدای حقیقت و عدالت و مقاومت و بیداری است. او یک مکتب و راه و جریان یگانه در تاریخ ماست. ما دیروز مدیون مجاهدت ها و راهبری های عالمانه اش بودیم و از امروز مدیون شهادت او و میراث او و آرمانهایش.
سلام خدا بر تو روزی که به دنیا آمدی و روزی که از این دنیا پرکشیدی و روزی که در پیشگاه معشوق، مبعوث میشوی.
یادداشت از: عبدالله صلواتی، استاد دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی
انتهای پیام/