به گزارش خبرگزاری تسنیم از بیرجند، حادثهی بمباران مدرسه در میناب، نه یک خبر، بلکه زنگ هشداری است که به گوش جهانی میخورد که عادت کرده است به سکوت در برابر جنایات جنگی. این فاجعه، تنها یک نقطه در نقشه درد و رنج کودکان قربانی جنگ نیست، بلکه نمادی از یک سیستم معیوب است که در آن، بیگناهی به بهانههای واهی قربانی میشود.
بمباران میناب، تداعیکننده جنایات مشابه در غزه، سوریه و یمن است. این اتفاقات تصادفی نیستند، بلکه بخشی از یک الگوی نظاممند هستند که در آن، کودکان به عنوان اهداف جانبی یا حتی اهداف عمدی در نظر گرفته میشوند. این الگو، ریشه در سیاستهای قدرتطلبانه، منافع اقتصادی و نادیدهگرفتن ارزش انسانی دارد.
کودکان، آینهای هستند که بیعدالتی و نابرابریهای جهانی را منعکس میکنند. آنها نه تنها قربانیان مستقیم جنگ هستند، بلکه از تبعات غیرمستقیم آن نیز رنج میبرند. فقر، گرسنگی، بیماری، محرومیت از تحصیل و سوءاستفاده، تنها بخشی از چالشهایی هستند که کودکان در مناطق جنگزده با آن روبرو هستند.
سکوت و بیعملی جامعهی بینالمللی در برابر این جنایات، سوالات جدی را مطرح میکند. چرا سازمانهای بینالمللی قادر به جلوگیری از این فجایع نیستند؟ چرا قدرتهای بزرگ، منافع خود را بر حفظ جان کودکان ترجیح میدهند؟ آیا این سکوت، به معنای همدستی با جنایتکاران جنگی است؟
کمکهای بشردوستانه، اگرچه ضروری هستند، اما راه حل نهایی نیستند. برای پایان دادن به رنج کودکان قربانی جنگ، باید به ریشههای بحران پرداخت. باید به دنبال راهکارهای سیاسی، اقتصادی و اجتماعی بود که بتواند به صلح، عدالت و امنیت منجر شود. باید با تمام توان در جهت تغییر قوانین بینالمللی و تقویت نهادهای بینالمللی تلاش کرد.
فریاد خاموش دختران شهید میناب، باید به گوش جهانی برسد. این فریاد، فریاد تمام کودکان قربانی جنگ در سراسر جهان است. باید به این فریاد گوش داد و برای پایان دادن به این رنج بیامان تلاش کرد.
نسرین کاری: خبرنگار و فعال رسانه ای
انتهای پیام/257