به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، حجتالاسلام دکتر محمد ملکزاده استادیارگروه سیاست پژوهشکده نظامهای اسلامی در نخستین هم اندیشی تخصصی نئوامپریالیسم آمریکایی که به همت گروه مدیریت و حکمرانی اسلامی و با همکاری پژوهشگاه فرهنگ اسلامی در تاریخ 29 بهمن ماه 1404 در پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی برگزار شد، با اشاره به تحولات اخیر منطقه و راهبردهای جدید ایالات متحده گفت: آن چه امروز با آن مواجهیم دیگر امپریالیسم کلاسیک مبتنی بر اشغال سرزمین نیست بلکه نوعی سلطه نرم و بیاشغال است که با ابزارهای رسانهای جنگ شناختی و عملیاتهای محدود اما هدفمند اعمال میشود.
وی با اشاره به تفاوت امپریالیسم معاصر آمریکا با استعمار سنتی اذعان کرد: در الگوی جدید هزینههای اشغال مستقیم جای خود را به ارعاب هوشمند داده است به تعبیر دیگر آمریکا تلاش میکند بدون ورود به جنگهای فرسایشی و طولانی از طریق عملیاتهای محدود تهدیدهای پرحجم رسانهای و آرایش نظامی بازدارنده طرف مقابل را به تمکین وادارد. ایشان با اشاره به نمونه هایی از رفتارهای آمریکا در منطقه بیان داشت: در برخی کشورها نظیر ونزوئلا اگر آمریکا احتمال حداقلی مقاومت مؤثر را میداد هرگز به سمت اقدام مستقیم حرکت نمیکرد. مبنای محاسبه آمریکا بر این است که عملیات باید کمهزینه، سریع و مبتنی بر شوک باشد اما در قبال جمهوری اسلامی نیز بخشی از آرایش نظامی و رسانهای اخیر کارکرد ارعابی دارد یعنی ایجاد تصویر تهدید برای تحمیل اراده سیاسی است.
وی با اشاره به ادعای صلحطلبی دونالد ترامپ رئیسجمهور ایالات متحده اظهار کرد: نظریه ترامپ را میتوان صلح از موضع قدرت نامید صلحی که در واقع تحمیل است او میکوشد با افزایش فشار طرف مقابل را به پذیرش خواسته های آمریکا وادار کند و سپس این تحمیل را به عنوان توافقی صلحآمیز معرفی نماید و در غرب آسیا این سیاست با محوریت تقویت رژیم صهیونیستی دنبال میشود. به بیان دقیقتر آمریکا در پی آن است که نوعی امپریالیسم صهیونیستی را به عنوان بازوی منطقهای خود تثبیت کند به این معنا که سایر دولتهای منطقه ذیل یک هژمونی نیابتی تعریف شوند و اسرائیل نقش قطب اجرایی امپریالیسم آمریکایی را ایفا کند.
حجتالاسلام ملکزاده با اشاره به تحولات دیپلماتیک اخیر گفت: نکته قابل تأمل آن است که حتی اروپا نیز در این معادله به حاشیه رانده شده است و به همین دلیل است که جمهوری اسلامی ایران نیز دیگر وزن سابقی برای نقشآفرینی اروپا در مذاکرات قائل نیست چرا که تجربه نشان داده این بازیگر بیش از آن که مستقل باشد در چارچوب خوشخدمتی به واشنگتن عمل میکند. ایشان با تبیین سیاست آمریکا در قبال قدرتهای بزرگ بیان داشت: در برابر چین مهار از مسیر اقتصاد و فناوری دنبال میشود و در قبال روسیه تقابل مدیریتشده در میدانهایی نظیر اوکراین است اما در خصوص ایران آنچه در دولت دوم ترامپ شاهدیم بازسازی و حتی تشدید سیاست فشار حداکثری است.
این استاد حوزه و دانشگاه افزود: فشار حداکثری صرفاً تحریم اقتصادی نیست بلکه ترکیبی از تحریم تلاش برای انزوای دیپلماتیک و بهرهگیری ابزاری از مذاکره است. از منظر ترامپ مذاکره نه برای حل اختلاف بلکه بخشی از پازل فشار است یعنی همزمان با افزایش فشار باب گفتوگو را باز نگه میدارد تا القای بنبست کند و افکار عمومی را مدیریت نماید. وی با اشاره به برخی تصورات داخلی مبنی بر حل مشکلات از طریق مذاکره اذعان کرد: تجربه سالهای اخیر بهویژه رخدادهای جنگ 12 روزه نشان داد که حتی در میانه گفتوگو نیز امکان اقدام خصمانه وجود دارد و اختلاف ایران و آمریکا اختلافی تاکتیکی نیست که با یک توافق کوتاهمدت رفع شود بلکه اختلافی بنیادین و هویتی است.
حجت الاسلام دکتر محمد ملکزاده در پاسخ به این پرسش که راهبرد هوشمندانه جمهوری اسلامی در برابر این وضعیت چیست بیان داشت: من این راهبرد را در سه سطح مهار، تعدیل و همراهسازی صورتبندی میکنم، نخست مهار از طریق بازدارندگی هوشمند یعنی تقویت همهجانبه قدرت ملی در ابعاد اقتصادی، سیاسی و نظامی به گونهای که هزینه هرگونه ماجراجویی افزایش یابد. دوم راهبرد تعدیل به معنای مدیریت تعارضات غیر اصولی است، همه اختلافها ماهیت هویتی ندارند برخی صرفاً تعارض منافعاند و میتوان بدون عدول از اصول آن ها را مدیریت کرد و هنر دیپلماسی آن است که میان اصول و مصالح تفکیک قائل شود ومورد سوم همراه سازی و ائتلافسازی منطقهای و جهانی است، همکاری راهبردی با قدرتهایی نظیر روسیه و چین و نیز گسترش مناسبات با کشورهای منطقه که تضاد بنیادینی با جمهوری اسلامی ندارند میتواند بلوک قدرت مقاومت را تقویت کند.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به تشریح سناریوهای طراحیشده علیه ایران در جریان جنگ 12 روزه پرداخت و اظهار کرد: پیش از این جنگ، سه سناریو در محافل مختلف مطرح بود سناریوی مورد نظر رژیم صهیونیستی سناریوی آمریکا و سناریوی انگلیسی است. در سناریوی نخست تصور بر آن بود که با حملهای سریع و هدف قرار دادن فرماندهان ارشد ظرف 24 ساعت شورش گسترده داخلی شکل میگیرد و سپس با ورود نیروهای ویژه مراکز حساس تصرف و اعلام تغییر نظام صورت میگیرد اما این محاسبه نه تنها محقق نشد بلکه با مقاومت داخلی و خسارات سنگین برای طراحان همراه شد. در ادامه سناریوی دوم ابتدا ایجاد شورش عمومی و سپس بهرهگیری از گروههای مسلح تجزیهطلب برای کشتهسازی و درخواست مداخله بینالمللی مدنظر بود سناریویی که تلاش داشت با تحریک افکار عمومی جهانی ائتلافی علیه ایران شکل دهد و در سناریوی سوم که به انگلیسیها نسبت داده میشود مبتنی بر تغییر در رأس هرم رهبری بدون تجزیه کشور بود یعنی جایگزینی فردی همسو با غرب به جای ولیفقیه و بهرهگیری از ظرفیتهای داخلی برای این تغییر است
دکتر ملکزاده با اشاره به اهمیت جنگ رسانهای در این میان اظهار کرد: امروز مرجعسازی رسانهای بخشی از پروژه فشار است در این جا با استفاده از امپراتوری رسانه برخی چهره ها برجسته میشوند و از آنان فتوا یا موضع سیاسی گرفته میشود تا افکار عمومی دچار تردید شود.
استادیار گروه سیاست پژوهشکده نظام های اسلامی در ادامه به تحلیل ریشههای اقتصادی نارضایتیها پرداخت و گفت: بیتردید دشمن از بستر مشکلات اقتصادی بهرهبرداری میکند و اگر تحلیلهای اقتصادی نادرست و آزادسازی بیضابطه قیمتها موجب فشار معیشتی شود این بستر به پلتفرمی برای سوار شدن انواع توطئهها بدل میشود. وی اذعان کرد: نسخههای افراطی اقتصاد آزاد در شرایط تحریم، عملاً مردم را در برابر تنها سلاح دشمن یعنی فشار اقتصادی بیدفاع میکند، اقتصاد مقاومتی به معنای انزوا نیست بلکه به معنای تقویت درونزا و هوشمندانه ظرفیتهاست.
دکتر محمد ملکزاده در بخش دیگری از سخنان خود به تحولات داخلی آمریکا پرداخت و بیان داشت: رفتارهای دولت دوم ترامپ در حوزه مهاجران تعرفههای تجاری محیط زیست و محدودسازی برخی آزادیهای مدنی نشان میدهد که حتی در درون آمریکا نیز بحرانهای اخلاقی و ساختاری در حال تشدید است. این دولت نه به معنای کلاسیک بروکراتیک اداره میشود نه مصداق کامل مدیریت دولتی نوین است و نه الگوی حکمرانی شبکهای را میپذیرد بلکه حلقهای محدود از وفاداران تصمیمگیریهای سریع و متمرکز را پیش میبرند که میتواند بازگشت به پارادایمهای متعارف را دشوار کند.
حجتالاسلام ملکزاده با مقایسه فلسفههای سیاسی استبداد فردی، الیگارشی و دموکراسی ادامه داد: هر یک مزایا و معایبی دارند سرعت تصمیمگیری در استبداد تخصص در الیگارشی و مقبولیت در دموکراسی است و هنر نظام ولایت فقیه آن است که از مزایای این سه بهره میبرد بیآن که در دام معایب آن ها گرفتار شود.
استادیار گروه سیاست پژوهشکده نظام های اسلامی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر نقش معنویت در اقتدار ملی اظهار کرد: مهمترین مؤلفه قدرت جمهوری اسلامی مؤلفه معنوی است اگر صداقت در عهد با خداوند تقویت شود نصرت الهی نیز محقق خواهد شد و ماه مبارک رمضان فرصتی برای بازسازی این سرمایه معنوی است. تقویت اخلاص، دعا، توسل و تبیین اخلاق انتخاباتی در آستانه انتخابات شوراها، از ضرورتهای امروز جامعه است و بد اخلاقیهای انتخاباتی میتواند فضای معنوی کشور را مخدوش کند و سرمایه اجتماعی را کاهش دهد.
وی در پایان تأکید کرد: جمهوری اسلامی در پیچ تاریخی مهمی قرار دارد اگر راهبرد مهار هوشمند تعدیل مدبرانه و همراهسازی ائتلافی با تقویت بنیانهای معنوی همراه شود نه تنها سناریوهای دشمن ناکام خواهد ماند بلکه مسیر پیروزی نهایی محور مقاومت هموارتر خواهد شد.
انتهای پیام/