به گزارش خبرنگار فرهنگی خبرگزاری تسنیم، تنشها از ظهر شنبه دوم اسفند 1404 با تحصن دانشجویان معترض در محوطه مرکزی دانشگاه آغاز شد، جایی که شعارهای ساختارشکنانه و سلطنتطلبانه از سوی لیدرهای ماسکزده طنینانداز گردید و جو آرام را به سرعت ملتهب ساخت. همزمان، مراسم عزاداری بسیج دانشجویی در مسجد دانشگاه در جریان بود که با ورود عزاداران به محوطه، موج پرتاب سنگ، ادعای استفاده از سلاح سرد و توقیف دو قبضه چاقو توسط حراست دانشگاه گزارش شد؛ چند دانشجو مجروح گردیدند و تصاویر هتک حرمت به شهدا در فضای مجازی دست به دست گردید. این رویداد نه تنها محدود به شریف، بلکه همزمان در دانشگاههای امیرکبیر، شهید بهشتی و علوم پزشکی مشهد تکرار شد و الگویی سازمانیافته از آشوبسازی را نمایان ساخت.
در این میان، دو روایت جنگی شکل گرفت: رسانههای انقلابی مانند مشرق و فرهیختگان، ماجرا را چاقوکشی و پرتاب سنگ در پوشش عزاداری توصیف کردند و آن را پروژهای برای کشتهسازی سیاسی و ملتهب کردن فضا دانستند، در حالی که بیبیسی و کانالهای معترض، تجمع را اعتراض مسالمتآمیز به یاد کشتههای دی و درگیری را حمله بسیج معرفی نمودند. شهید ابراهیم رئیسی در مواجهه با چنین تهدیدهایی تأکید داشت: «دشمن در بنبست راهبردی، با استیصال به آشوب متوسل میشود؛ رفتار مردم باید اجرای دستورات الهی باشد.» این دیدگاه، رویداد شریف را بخشی از سناریوی نفوذ برای بیریشه کردن نسل جوان قرار میدهد، جایی که مرز میان ادعا و واقعیت محو شده و جنگ بر سر کنترل تفسیر رویدادها درمیگیرد.
تحلیل شناختی نشان میدهد این تنش، بیش از حادثه فیزیکی، نبردی بر سر معناسازی است: مفاهیمی چون «سکوت» به خشونت، «عزاداری» به تهدید امنیتی و «لیدر» به عامل آشوب بازتعریف میشوند تا ذهن مخاطب پیش از روشن شدن حقیقت، به سمت قضاوت قهری هدایت گردد. شهید بهشتی در این باره جان اسلام را «تسلیم کامل در برابر حق، حتی اگر با منافع شخصی در تضاد باشد» میدانست و دانشگاه را سنگر حفظ هویت اسلامی معرفی میکرد، هشداری که در هتک تصاویر شهدا در شریف، عینیت یافته است.
لایههای هویتی فروریختن حرمتها
دشمن در استراتژی خود، گام نخست را هویت ملی و دینی قرار میدهد؛ بیهویتی نه تنها به توهین به مقدسات مانند رقاصی بر مزار شهدا میانجامد، بلکه انسان را از تعلق به خاک وطن تهی کرده و در دام جریانهای نفوذی و ضدوطنی میاندازد. دانشگاه به عنوان قلب تولید فکر، هدف اصلی این هجوم است؛ اگر حرمت مسجد دانشگاه و تصاویر شهدا ریخته شود، هیچ خط قرمزی در جامعه باقی نمیماند و سقوط کلی حتمی است. استاد علی صفایی حائری این پدیده را چنین واکاوی میکند: «انسان بیریشه، پستتر از حیوانات عمل میکند؛ اصالت حقیقی در خاک وطن، عقل جمعی و ایمان ناب نهفته است، جایی که گیاه ریشهدار بر خلاف جریانهای منحرف حرکت میکند.»
شهید رئیسی این اندیشه را در عرصه عملی تکمیل مینماید: «توجه به مردمسالاری دینی، ویژگی اصلی ماست و هویت انقلابی را باید در سطح بینالملل دفاع کرد؛ رشد همهجانبه جامعه تنها با اجرای دستورات الهی ممکن است.» در شریف، لیدرهای ماسکزده با شعارهای بیریشه، دقیقاً این تهیسازی را ترویج میدادند و هتک حرمت، نمادی از بیتعلقی به اصالت اسلامی-ایرانی شد. شهید بهشتی مکمل است: «محدوده عصمت مشخص است و هیچکس از خطا مصون نیست؛ حفظ مبانی دینی در دانشگاه، ضامن بقاست.» رویداد شریف، آزمونی برای این حفظ است، جایی که فروریختن حرمت، زنگ خطری برای کل جامعه به صدا درآورده.
این هجوم هویتی، ابعاد چندلایه دارد: از منظر اجتماعی، بیاعتمادی عمومی را افزایش میدهد و دانشگاه را از مرکز علم به میدان آشوب بدل میسازد؛ از دیدگاه سیاسی، ادامه پروژههای دیماه برای فشار خارجی است؛ و از زاویه فرهنگی، نسل جوان را بیریشه میخواهد تا در برابر نفوذ تسلیم شود. صفایی حائری هشدار میدهد: «دین تنها احکام نیست، بلکه نظام فکری، عرفانی، اخلاقی و تربیتی است؛ بدون آن، انسان در روابط با خود، دیگران و هستی گمراه میشود.» شهید رئیسی در بیانیه دولت خود تأکید کرد: «دشمن با ابزارهای نوین، هویت را میجود.» این تحلیل، ضرورت فریاد هویت را دوچندان میکند.
پیامدهای ساختاری و اجتماعی
فروریختن حرمتها، زنجیرهای از پیامدها را به دنبال دارد: بیاعتمادی میان دانشجویان انقلابی و معترض افزایش مییابد، فضای آکادمیک مسموم شده و تولید علم قربانی روایتهای جنگی میگردد. رقاصی قبرستان و چاقوکشی دانشگاه، مرزهای مقدس را محو میکند و جامعه را بدون خط قرمز رها میسازد. شهید بهشتی روایت میکرد: «انقلاب با چهرههای افسرده و بیریشه تضمین نمیشود؛ روحیه تسلیم حق، کلید پیروزی است.» در شریف، افسردگی هویتی معترضان، زمینه خشونت را فراهم کرد.
از سوی دیگر، این بحران فرصتی برای بازسازی است؛ تشکلهای دانشجویی میتوانند روایتگری هویتی را تقویت کنند، حراست دانشگاهها را با رویکرد بصیرتی تجهیز نمایند و برنامههای آموزشی بر پایه اصالت صفایی حائری راهاندازی کنند. شهید رئیسی الگوی خدمتگزار ایمانی بود که هویت را در عمل نشان داد: «خدمات ما، عزت ملی را تضمین میکند.» تحلیل نشان میدهد بدون این اقدامات، موج بعدی هجوم، شدیدتر خواهد بود.
بازگشت به اصالت
جامعهای که حرمتهای خود را حفظ و به ریشههای خاک، عقل و ایمان بازگردد، هرگز سقوط نمیکند؛ راه مقابله، فریاد هویت ملی-دینی است. شهید رئیسی با «اجرای الهی»، بهشتی با «تسلیم حق» و صفایی حائری با «اصالت ریشهدار»، الگوی منسجم ارائه میدهند: دانشگاه باید پیشگام روایتگری هویتی، بصیرتافزایی و بازسازی حرمتها شود تا هجوم دشمن ناکام بماند.
انتهای پیام/