بهگزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، بحران آب در شمالغرب کشور دیگر یک مسئله محیطزیستی صرف نیست؛ این بحران به نقطهای رسیده که به شاخصی برای سنجش کارآمدی سیاستگذاری ملی تبدیل شده است.
در این میان سرنوشت دریاچه ارومیه بیش از هر پروژه دیگری، پیوند میان تصمیمات سیاسی، مدیریت منابع آب و توان حکمرانی اجرایی را نمایان میکند.
اظهارات تازه علیرضا نوین، نماینده مردم تبریز، اسکو و آذرشهر در مجلس شورای اسلامی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است؛ سخنانی که بیش از آنکه صرفاً انتقادی باشد، به نوعی هشدار درباره فرسایش تدریجی ساختار احیای دریاچه تعبیر میشود.
وی با اشاره به عملکرد ستاد احیای دریاچه ارومیه، معتقد است این ساختار از زمان شکلگیری تاکنون نتوانسته پاسخ روشنی درباره خروجی اقدامات خود ارائه دهد. به باور او، احیای دریاچه زمانی میتواند به مرحله اثرگذاری برسد که در بالاترین سطح تصمیمگیری کشور تعریف شود و ردیف اعتباری مستقل داشته باشد؛ موضوعی که به گفته وی، در ابتدای دولت چهاردهم با حضور مستقیم مسعود پزشکیان در جلسات ستاد نشانههایی از آن دیده شد، اما بهتدریج با تفویض مسئولیتها به سطوح پایینتر، از وزن سیاسی پروژه کاسته شد.
از نگاه این نماینده مجلس، مشکل احیای دریاچه تنها کمبود طرح نیست، بلکه پراکندگی پروژهها و توزیع منابع بدون اولویتبندی است. او تأکید میکند سیاست تعریف انبوه پروژهها و تقسیم بودجه میان آنها، عملاً به تضعیف نتیجه نهایی انجامیده و احیا را از یک برنامه ملی به مجموعهای از اقدامات پراکنده تبدیل کرده است.
در سطح میدانی نیز نوین ریشه بحران را در مجموعهای از عوامل انباشته میبیند؛ از وجود صدها هزار چاه مجاز و غیرمجاز در دو استان آذربایجان گرفته تا احداث سدهایی که با اهداف کوتاهمدت و گاهی پوپولیستی شکل گرفتهاند. به باور او در چنین شرایطی انتظار همراهی کشاورزان بدون ارائه راهکارهای جایگزین معیشتی واقعبینانه نیست و استانداران نیز عملاً امکان مواجهه سخت با این مسئله را ندارند.
با این حال او هنوز روزنههایی برای امیدواری قائل است. ورود آب از رودخانههای اصلی حوزه آبریز از جمله زرینهرود و سیمینهرود نشان میدهد ظرفیت طبیعی احیای دریاچه همچنان وجود دارد، اما مشکل اصلی، تغییر مسیرها، برداشتهای بیرویه و مدیریت ناهماهنگ در طول مسیر انتقال آب است، نه صرفاً کمبود منابع آبی در سرچشمهها.
نوین همچنین نسبت به تفسیرهای خوشبینانه از افزایش مقطعی تراز آب هشدار میدهد و میگوید بارشهای مناسب سال جاری نباید بهعنوان موفقیت مدیریتی ثبت شود، چرا که این افزایش سطح آب موقتی بوده و با گرم شدن هوا بهسرعت تبخیر خواهد شد. از نظر او احیا زمانی معنا دارد که بر پایه اصلاح ساختارها باشد، نه اتکای به شرایط اقلیمی.
وی در بخش دیگری از سخنان خود به موضوع حقابه ارس و پروژههای انتقال آب اشاره کرده و تأکید دارد با وجود مکاتبات و وعدهها، هنوز اعتبار مؤثری برای این طرحها تخصیص نیافته است. این مسئله به باور وی نشان میدهد احیای دریاچه همچنان در سطح شعار باقی مانده و به برنامه عملیاتی تبدیل نشده است.
نماینده مردم تبریز در پایان با اشاره به گسترش باغات اطراف دریاچه و مصرف بالای آب در این اراضی، اصلاح الگوی بهرهبرداری را ضرورتی فوری میداند. او معتقد است ادامه روند فعلی نهتنها احیای دریاچه را به تعویق میاندازد، بلکه میتواند پیامدهایی فراتر از منطقه داشته باشد؛ از جمله شکلگیری طوفانهای نمکی که دامنه اثرشان به استانهای مرکزی نیز برسد.
در مجموع سخنان نوین را میتوان بازتاب نگرانی فزایندهای دانست که میان نخبگان منطقه شکل گرفته است؛ نگرانی از اینکه پروژهای که روزی نماد اراده ملی برای نجات محیطزیست بود، اکنون در خطر تبدیل شدن به پروندهای کاغذی قرار دارد.
انتهای پیام/