گروه بینالملل خبرگزاری تسنیم- پس از پایان جنگ جهانی دوم در سال 1945 ایالات متحده آمریکا به عنوان یک ابرقدرت جهانی ظهور کرد و سیاست خارجی خود را بر مبنای گسترش نفوذ و مهار آنچه «تهدید کمونیسم» مینامید، شکل داد.
خبرگزاری تسنیم قصد دارد بهطور جامع به بررسی مداخلات نظامی و مخفی آمریکا در کشورهای مختلف جهان بعد از جنگ جهانی دوم بپردازد. این مداخلات که شامل کودتاها، عملیاتهای مخفی سازمان جاسوسی سیا، حمایت از رژیمهای دیکتاتوری، و جنگهای نیابتی بود، پیامدهای عمیقی بر سیاست، اقتصاد و حقوق بشر در کشورهای هدف داشته است.
این اقدامات معمولاً تحت پوشش مبارزه با کمونیسم انجام میشدند، اما در واقع، هدف اصلی آنها جلوگیری از شکلگیری دولتهایی بود که مسیر توسعهای مستقل از سیاستهای خارجی آمریکا را دنبال میکردند.
یکی از موارد کمتر شناختهشده مداخلات آمریکا در جهان تلاش این کشور برای بیثبات کردن دولت استرالیا در دهه 1970 است که در این قسمت به آن پرداختهایم.
مقدمه
استرالیا، کشوری در نیمکره جنوبی با جمعیت نسبتاً کم اما موقعیت جغرافیایی بسیار استراتژیک، یکی از نزدیکترین متحدان آمریکا در این دوره بود. استرالیا از زمان جنگ جهانی دوم با آمریکا همکاری نزدیک داشت و در پیمانهای امنیتی مانند پیمان آنزوس شرکت کرده بود. این پیمان در سال 1951 بین آمریکا، استرالیا و نیوزیلند امضا شد و هدف آن حفاظت متقابل در برابر تهدیدهای احتمالی بود. آمریکا در خاک استرالیا چندین پایگاه نظامی و اطلاعاتی مهم ساخته بود که برای نظارت بر فعالیتهای شوروی و چین بسیار حیاتی بودند.
یکی از مهمترین این پایگاهها، پایگاه «پاین گپ» بود که در نزدیکی شهر آلیس اسپرینگز در مرکز استرالیا قرار داشت. این پایگاه یک مرکز پیشرفته جاسوسی بود که توسط آمریکا و استرالیا به طور مشترک اداره میشد، اما در عمل کنترل اصلی آن در دست آمریکاییها بود.
هدف اصلی پایگاه پاین گپ، کنترل ماهوارههای جاسوسی آمریکا بود که سیگنالهای الکترونیکی مانند ارتباطات رادیویی، تلفنی و تلگرافی را از بخش بزرگی از جهان رهگیری میکردند. این پایگاه به آمریکا کمک میکرد تا پرتاب موشکهای بالستیک شوروی و چین را زودتر تشخیص دهد، ارتباطات نظامی و غیرنظامی را در آسیا، خاورمیانه و بخشهایی از آفریقا نظارت کند، و اطلاعات حیاتی برای امنیت ملی آمریکا جمعآوری کند.
موقعیت جغرافیایی دورافتاده پایگاه پاین گپ در جنوب استرالیا باعث میشد که شوروی و چین نتوانند به راحتی آن را شناسایی یا مختل کنند. آمریکاییها این پایگاه را یکی از مهمترین ابزارهای جاسوسی خود در نیمکره جنوبی میدانستند و آن را بخشی از شبکه جهانی نظارت خود میشمردند که شامل سازمان امنیت ملی آمریکا نیز میشد.
عملیات پایگاه پاین گپ چنان محرمانه بود که حتی بسیاری از مقامات ارشد دولت استرالیا از جزئیات دقیق آن بیخبر بودند. این پایگاه در اواخر دهه 1960 ساخته شد و هزاران نفر در آن کار میکردند، اما اطلاعات مربوط به آن به شدت کنترل میشد.
آمریکا پایگاه پاین گپ را حیاتی میدانست و آن را یکی از هستههای روابط اطلاعاتی خود با استرالیا توصیف میکرد. علاوه بر پاین گپ، پایگاههای دیگری مانند نورونگار و کیپ نورث وست نیز وجود داشتند که برای ارتباطات زیردریاییهای هستهای و نظارت بر فعالیتهای فضایی استفاده میشدند. این پایگاهها بخشی از سیستم جهانی جاسوسی آمریکا بودند که به آنها کمک میکرد تا بر دشمنان خود مانند شوروی و چین نظارت کنند و در صورت نیاز، عملیات نظامی را هماهنگ سازند.
به قدرت رسیدن گاف ویتلام

گاف ویتلام نخستوزیر وقت استرالیا که دنبال استقلال از آمریکا بود
دسامبر 1972، حزب کارگر استرالیا پس از 23 سال دوباره به قدرت رسید که سیاستهایی مانند عدالت اجتماعی، حقوق کارگران، بهبود خدمات عمومی و سیاستهای اصلاحطلبانه را پیگیری میکرد.
رهبر این حزب، ادوارد گاف ویتلام (که معمولاً گاف ویتلام نامیده میشود)، به عنوان نخستوزیر انتخاب شد. ویتلام در 11 ژوئیه 1916 در شهر ملبورن متولد شد. او در خانوادهای تحصیلکرده بزرگ شد؛ پدرش وکیل و مقام دولتی بود. ویتلام در جنگ جهانی دوم به عنوان خلبان در نیروی هوایی سلطنتی استرالیا خدمت کرد، سپس حقوق خواند و وکیل شد.
او از سال 1952 نماینده پارلمان بود و در سال 1967 رهبر حزب کارگر شد. ویتلام با برنامههای اصلاحی گسترده مانند بهبود آموزش و بهداشت، حقوق بومیان استرالیایی و سیاست خارجی مستقلتر به قدرت رسید. او میخواست استرالیا استقلال بیشتری از آمریکا داشته باشد و کمتر تابع سیاستهای واشنگتن شود. این دیدگاه او را در تضاد مستقیم با منافع آمریکا قرار داد.
نگرانی آمریکا
ویتلام بلافاصله پس از روی کار آمدن تغییراتی ایجاد کرد که آمریکا را به شدت نگران کرد. اولین تغییر مهم، خروج نیروهای نظامی استرالیا از جنگ ویتنام بود. جنگ ویتنام جنگی طولانی و پرهزینه بود که آمریکا از سال 1955 تا 1975 با هدف ادعایی آنچه جلوگیری از گسترش کمونیسم در آسیای جنوب شرقی خوانده میشد آن را انجام داد.
استرالیا در این جنگ کنار آمریکا شرکت داشت و هزاران سرباز استرالیایی در آنجا حضور داشتند. ویتلام نه تنها نیروهای کشورش را فراخواند، بلکه سربازی اجباری را لغو کرد و کسانی را که به دلیل مخالفت با جنگ زندانی شده بودند، آزاد کرد.
دولت او ویتنام شمالی که مخالف با آمریکا بود را به رسمیت شناخت و بمبارانهای گسترده آمریکا در هانوی را به شدت محکوم کرد. برخی وزرای کابینهاش حتی مقامات آمریکایی مانند رئیسجمهور ریچارد نیکسون را با عباراتی تند مانند فاسد و قاتلان جمعی توصیف کردند.
این اظهارات علنی، خشم واشنگتن را برانگیخت و باعث شد آمریکاییها دولت ویتلام را غیرقابل اعتماد ببینند. آمریکا نگران بود که ویتلام روابط دو کشور را ضعیف کند و استرالیا را در جنگ سرد به سمت بیطرفی سوق دهد.
در حوزه اطلاعاتی نیز ویتلام رویکرد متفاوتی داشت. او همکاری سرویس اطلاعاتی خارجی استرالیا با سازمان سیا را در برخی عملیات خارجی محدود کرد. برای مثال، سرویس اطلاعاتی خارجی استرالیا با سازمان سیا در شیلی علیه دولت چپگرای سالوادور آلنده همکاری میکرد. آلنده رئیسجمهور شیلی بود که در سال 1973 با کودتایی که سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا از آن حمایت کرد، سرنگون شد.
ویتلام این عملیات را متوقف کرد، هرچند تا سقوط آلنده ادامه داشت. در داخل کشور، ویتلام از بررسیهای امنیتی معمول برای نزدیکان و کارمندانش صرفنظر کرد، زیرا به آنها اعتماد کامل داشت. این تصمیم سرویس اطلاعاتی داخلی استرالیا را شوکه کرد و آنها موضوع را به همتایان آمریکاییشان گزارش دادند.
در مارس 1973، دادستان کل دولت ویتلام به مقر سرویس اطلاعاتی داخلی رفت و برخی فایلها را توقیف کرد، زیرا معتقد بود این سرویس اطلاعات مهمی را از دولت پنهان میکند. این اقدامات نشاندهنده تمایل ویتلام به کنترل بیشتر بر نهادهای اطلاعاتی بود، اما برای سیا نشانهای از خطر بود. جیمز آنگلتون، مقام ارشد سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، بعدها گفت که این سازمان حتی به قطع روابط اطلاعاتی با استرالیا فکر کرد.

نمای هوایی از پایگاه پاین گپ در مرکز استرالیا؛ این پایگاه دلیلی اصلی نگرانی امریکا در استرالیا بود
اعضای حزب کارگر و برخی از نمایندگان پارلمان استرالیا، به تدریج شروع به طرح سؤالهای جدی درباره پایگاههای نظامی و اطلاعاتی آمریکا در خاک استرالیا کردند. مهمترین این پایگاهها، پایگاه پاین گپ بود که در مرکز استرالیا، نزدیک شهر آلیس اسپرینگز قرار دارد.
ارتباطات جاسوسی استرالیا و آمریکا
حزب کارگر معتقد بود که وجود چنین پایگاههایی بدون توضیح شفاف، با حاکمیت ملی استرالیا سازگار نیست. نمایندگان حزب کارگر در پارلمان و برخی دیگر از سیاستمداران، بارها درخواست کردند که دولت آمریکا و مقامات استرالیایی توضیح رسمی و دقیق درباره ماهیت واقعی این پایگاهها، اهداف آنها و نحوه مدیریتشان ارائه دهند. آنها میخواستند بدانند که دقیقاً چه فعالیتهایی در این پایگاهها انجام میشود، چه اطلاعاتی جمعآوری میشود و آیا این فعالیتها ممکن است استرالیا را درگیر درگیریهای بینالمللی ناخواسته کند یا خیر. این سؤالها بخشی از تلاش گستردهتر برای کاهش وابستگی استرالیا به سیاستهای آمریکا بود، زیرا حزب کارگر معتقد بود که استرالیا نباید همیشه به عنوان یک متحد بیچونوچرا عمل کند.
یکی از اقدامات مهم گاف ویتلام در این زمینه، افشای وجود یک واحد جاسوسی استرالیایی در سنگاپور بود. این واحد بخشی از سازمان دفاع سیگنالهای استرالیا (که معادل سازمان امنیت ملی آمریکا عمل میکرد) بود.
وظیفه اصلی این واحد، نظارت و رهگیری ارتباطات رادیویی نظامی و غیرنظامی در منطقه آسیا بود. ویتلام در سال 1973 وجود این واحد را علنی کرد و سپس دستور داد که بخشی از عملیات آن متوقف شود و واحد به استرالیا منتقل گردد.
افشای این واحد باعث جنجال بزرگی شد، زیرا بسیاری از مردم و حتی برخی مقامات از وجود چنین عملیاتی بیخبر بودند و این کار ویتلام را به عنوان تلاشی برای شفافسازی بیشتر نشان میداد.
دولت ویتلام همچنین با طرح آمریکا برای گسترش پایگاه نظامی در جزیره دیگو گارسیا در اقیانوس هند مخالفت کرد. دیگو گارسیا یک جزیره کوچک و دورافتاده است که آمریکا و بریتانیا آن را به یک پایگاه نظامی و هستهای مهم تبدیل کرده بودند.
این پایگاه برای پشتیبانی از عملیات دریایی، هوایی و اطلاعاتی آمریکا در منطقه اقیانوس هند و خاورمیانه استفاده میشد. دولت ویتلام، که به ایده ایجاد منطقه صلح در اقیانوس هند اعتقاد داشت، گسترش این پایگاه را تهدیدی برای ثبات منطقه میدانست.
ویتلام پیشنهاد داد که استرالیا و هند با هم تلاش کنند تا آمریکا و شوروی را به نشان دادن خویشتنداری در نظامیگری منطقه ترغیب کنند. این مخالفت بخشی از سیاست کلی ویتلام برای جلوگیری از تشدید رقابت تسلیحاتی در اقیانوس هند بود.
علاوه بر این، در فوریه 1975، کنفرانس حزب کارگر تصمیمی گرفت که اجازه دهد نمایندگان دولت موقت انقلابی ویتنام جنوبی (معروف به ویتکنگ) در استرالیا دفتر باز کنند. ویتکنگ گروهی کمونیستی بود که در جنگ ویتنام علیه نیروهای آمریکا و دولت ویتنام جنوبی میجنگید و به عنوان بخشی از جنبش آزادیبخش ملی ویتنام شناخته میشد.
این تصمیم قبل از سقوط سایگون (پایتخت ویتنام جنوبی) در آوریل 1975 گرفته شد و نشاندهنده تمایل دولت ویتلام به برقراری روابط با هر دو طرف جنگ ویتنام بود.این اقدام آمریکا را عصبانی کرد، زیرا ویتکنگ را دشمن مستقیم آمریکا میدانست و اجازه دادن به آنها برای فعالیت رسمی در استرالیا، نوعی حمایت غیرمستقیم تلقی میشد.

جنگجویان ویتکنگ در حال حمله در جنگ ویتنام (دهه 1960-1970). این عکس نشاندهنده نیروهای چریکی ویتکنگ است که علیه نیروهای آمریکا و دولت ویتنام جنوبی میجنگیدند و بخشی از جنبش آزادیبخش ملی ویتنام بودند
اما مهمترین تهدید ویتلام برای آمریکا، مربوط به پایگاه پاین گپ بود. قرارداد اجاره این پایگاه در دسامبر 1975 منقضی میشد و نیاز به تمدید داشت. ویتلام چندین بار اعلام کرد که اگر دولت استرالیا اطلاعات کامل و شفافی درباره فعالیتهای واقعی پاین گپ دریافت نکند، ممکن است قرارداد تمدید نشود. او در سال 1974 در پارلمان گفت که استرالیا توافقهای موجود را رعایت میکند، اما مخالف گسترش یا ادامه طولانیمدت پایگاههای خارجی است. این اظهارات باعث نگرانی شدید در واشنگتن شد. مقامات سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، مانند ویکتور مارچتی (که در راهاندازی پاین گپ نقش داشت)، بعدها گفتند که تهدید ویتلام برای تعطیلی یا عدم تمدید پاین گپ، باعث خشم و وحشت در کاخ سفید شد.
در همین دوره، رسانههای استرالیایی کمپینی گسترده و بیوقفه علیه دولت ویتلام راه انداختند. تقریباً هر تصمیم دولتی، هر انتصاب، هر مکالمه خصوصی یا حتی شایعهای به عنوان نشانهای از ناکارآمدی، اختلاف داخلی، فساد یا رسوایی گزارش میشد.
این کمپین فضای سیاسی را بسیار متشنج کرد و محبوبیت دولت را کاهش داد. جوآن کوکسج، یکی از اعضای پارلمان حزب کارگر، بعدها نوشت که تا پایان سال 1974، تقریباً هر حرکت دولت ویتلام یا پارلمانداران حزب کارگر، از تصمیمات اداری گرفته تا انتصابها، کابلهای بینالمللی، تلگرافها، تماسهای تلفنی یا نامههای محرمانه، به سرعت به رسانهها میرسید. این کمپین شامل حملات شخصی بود و دولت را به عنوان ناکارآمد و پر از رسوایی نشان میداد.
بحران اصلی در پاییز 1975 به اوج رسید. ویتلام رئیس سرویس اطلاعاتی داخلی و خارجی را برکنار کرد، زیرا شواهدی از همکاری پنهانی آنها با آمریکاییها در مسائل حساس مانند اشغال تیمور شرقی توسط اندونزی داشت. تیمور شرقی منطقهای بود که اندونزی در سال 1975 آن را اشغال کرد و سرویس اطلاعاتی خارجی استرالیا در این عملیات با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا همکاری داشت.

عکس جدیدتر از پایگاه جاسوسی پاینگپ در استرالیا
سپس رسانهها افشا کردند که ریچارد لی استالینگز، مقام سابق سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، به داگلاس آنتونی، رهبر حزب ملی کانتری (یکی از احزاب مخالف)، پول میداد. همچنین مشخص شد که پایگاههای استرالیا عمدتاً توسط آمریکاییها ساخته و اداره میشدند. ادعاهایی نیز مطرح شد که سازمان سیا از دهه 1960 به احزاب مخالف مانند حزب لیبرال و حزب ملی کانتری کمک مالی میکرد تا حزب کارگر را تضعیف کنند. ویکتور مارچتی، مقام سابق سیا بعدها تأیید کرد که این سازمان به احزاب مخالف پول میداد. ویتلام خواستار تحقیق رسمی درباره ماهیت واقعی این پایگاهها و فهرست مأموران سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در استرالیا شد.
این افشاگریها باعث شد مقامات دفاعی و اطلاعاتی استرالیا به شدت نگران شوند. در 6 نوامبر، رئیس وزارت دفاع با فرماندار کل دیدار کرد و علناً اعلام کرد که این بزرگترین تهدید امنیتی تاریخ کشور است.
دو روز بعد، مقام دیگری از وزارت دفاع به فرماندار کل گفت که سازمان سیا نگران امنیت پایگاههایش است. سازمان سیا به سرویس اطلاعاتی داخلی استرالیا هشدار داد که اگر ویتلام ادامه دهد، روابط اطلاعاتی را قطع خواهد کرد. در 9 نوامبر، فرماندار کل به یکی از پایگاههای جاسوسی رفت و اطلاعات بیشتری دریافت کرد. روز بعد، سرویس اطلاعاتی داخلی تلگرافی از سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا دریافت کرد که میگفت ادامه اشاره به سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا میتواند پوشش پایگاهها را برملا کند.
فرماندار کل در آن زمان سر جان کر بود. کر در سال 1974 توسط خود ویتلام برای این سمت پیشنهاد شده بود، اما او سابقهای از ارتباط با سازمانهای مرتبط با سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا داشت. کر در دهه 1950 عضو انجمن آزادی فرهنگی استرالیا بود که شاخهای از کنگره آزادی فرهنگی سازمان سیا بود.
این سازمان برای ترویج دیدگاههای همسو با آمریکا در سراسر جهان ایجاد شده بود و سازمان سیا آن را تأمین مالی میکرد. کر همچنین در سال 1966 رئیس سازمان حقوقی آسیا شد، سازمانی حقوقی در آسیا که توسط بنیاد آسیا، یکی دیگر از جبهههای سازمان سیا حمایت میشد.
بنیاد آسیا برای انتشار دیدگاه منفی از چین، ویتنام شمالی و کره شمالی در آسیا فعالیت میکرد. کر تا سال 1970 رئیس این سازمان بود و آن را به عنوان گروهی از وکلای آسیایی توصیف میکرد. کریستوفر بویس، کارمند سابق سیستم جاسوسی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا در استرالیا، بعدها فاش کرد که سازمان سیا کر را آدم خودشان میدانست و از برکناری ویتلام جشن گرفتند.

گاف ویتلام در حال سخنرانی مشهور خود روی پلههای پارلمان قدیمی در کانبرا، 11 نوامبر 1975، بلافاصله پس از برکناری توسط فرماندار کل
کودتای نرم سیا
در 11 نوامبر 1975، کر ویتلام را بدون هیچ هشدار قبلی یا فرصتی برای دفاع، از نخستوزیری برکنار کرد. او مالکوم فریزر، رهبر حزب لیبرال (که محافظهکار بود)، را به عنوان نخستوزیر موقت منصوب کرد، پارلمان را منحل کرد و دستور برگزاری انتخابات جدید داد. این اقدام کاملاً بیسابقه بود. در 75 سال تاریخ فدراسیون استرالیا، هیچ فرماندار کلی نخستوزیر منتخب را برکنار نکرده بود.
زمینه بحران، رد بودجه توسط سنا بود که تحت کنترل مخالفان قرار داشت. در 15 اکتبر، سنا بودجه جدید دولت را رد کرد تا ویتلام را مجبور به انحلال پارلمان کند. این اقدام بحثبرانگیز بود زیرا سنا معمولاً بودجه را رد نمیکند و این کار خلاف عرف 75 ساله بود.
ویتلام حاضر به انحلال نشد و بحران مالی و قانونی ایجاد شد. کر از یک قدرت قدیمی و مبهم در قانون اساسی استفاده کرد تا ویتلام را کنار بزند. روزنامه ملبورن ایج، که یکی از معتبرترین روزنامههای استرالیا بود، نوشت که اقدام کر پیروزی قانونگرایی بر عقل سلیم و احساس عمومی بود. این روزنامه افزود که کر با برکناری دولت به دلیل رد بودجه توسط سنا، علیه روح قانون اساسی عمل کرد زیرا از سال 1901، سنا هرگز بودجه را رد نکرده بود.

پرتره رسمی سر جان کر، فرماندار کل استرالیا در سالهای 1974-1975
این برکناری به عنوان کودتای نرم شناخته میشود زیرا بدون نیروی نظامی، اما با استفاده از ضعفهای قانونی انجام شد. گزارشهای بعدی نشان داد که سرویس اطلاعاتی داخلی استرالیا اطلاعات محرمانه درباره سیاستمداران استرالیایی، از جمله رسواییهای شخصی آنها، را به سازمان سیا میداد. همچنین، استرالیا در عملیات سازمان سیا در ویتنام، کامبوج و اندونزی شرکت داشت.
در انتخابات بعدی در 13 دسامبر، ویتلام شکست خورد و قدرت به احزاب راستگرا بازگشت. اما مداخله آمریکا به اینجا ختم نشد. سازمان سیا در اتحادیههای کارگری استرالیا نفوذ داشت و برخی اعتصابها را برای جلوگیری از تأخیر در تحویل تجهیزات به پایگاهها سرکوب میکرد. اتحادیهها گاهی مخالف پایگاهها بودند و اعتصابهای آنها میتوانست عملیات را مختل کند.
یکی دیگر از عملیات سازمان سیا در استرالیا، بانک بازرگانی نوگان هند بود. این بانک در سال 1973 توسط فرانک نوگان، یک وکیل استرالیایی، و مایکل هند، یک آمریکایی سابق نیروی ویژه سبز (گرین برت) که در ویتنام خدمت کرده بود و با سازمان سیا همکاری داشت، تأسیس شد.
هند قبلاً در لائوس برای سازمان سیا کار میکرد و با شرکت هواپیمایی ایر آمریکا، که جبهه سیا بود، مرتبط بود. بانک نوگان هند به سرعت رشد کرد و شعبههایی در عربستان سعودی، هامبورگ، مالزی، تایلند، هنگکنگ، سنگاپور، فیلیپین، آرژانتین، شیلی، هاوایی، واشنگتن و آناپولیس باز کرد.
مدیران بانک اغلب سابقهای در سازمان سیا، دفتر خدمات استراتژیک (پیشینیان سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا)، نیروی ویژه سبز یا زمینههای مشابه داشتند. ویلیام کولبی، مدیر سابق سیا یکی از وکلای بانک بود.
بانک بازرگانی نوگان هند (که در فارسی به عنوان بانک نوگان هند شناخته میشود)، یکی از جنجالیترین موارد مرتبط با فعالیتهای پنهان در استرالیا بود. این بانک در سال 1973 توسط دو نفر تأسیس شد: فرانک نوگان، یک وکیل و تاجر استرالیایی که از خانوادهای ثروتمند بود و سابقهای در تجارت میوه و سبزیجات داشت، و مایکل هند، یک آمریکایی که سابقه خدمت در نیروهای ویژه سبز (گرین برت) ارتش آمریکا در جنگ ویتنام داشت و بعدها به عنوان یک مأمور قراردادی سیا در لائوس فعالیت کرده بود. بانک از سیدنی شروع به کار کرد و به سرعت شعبههایی در کشورهای مختلف آسیا، خاورمیانه، اروپا و آمریکا باز کرد.
بانک نوگان هند ظاهراً یک بانک بازرگانی معمولی بود که خدمات مالی مانند سرمایهگذاری، انتقال پول و مدیریت دارایی ارائه میداد، اما خیلی زود به مرکز اتهامات سنگین تبدیل شد. مدیران و کارکنان بانک اغلب افرادی بودند که سابقه خدمت در ارتش آمریکا، سازمانهای اطلاعاتی یا عملیات مخفی داشتند. برای مثال، ویلیام کولبی (مدیر سابق سیا) به عنوان مشاور حقوقی بانک فعالیت میکرد و ارل یتس (دریاسالار بازنشسته نیروی دریایی آمریکا) رئیس بانک بود. این حضور افراد با سابقه اطلاعاتی، شایعات را درباره ارتباط بانک با سیا تقویت کرد.
بانک در فعالیتهای غیرعادی و غیرقانونی متعددی متهم شد که بسیاری از آنها بر اساس گزارشهای رسانهای، تحقیقات پلیس و کمیسیونهای تحقیقاتی استرالیا مطرح شدند.
قاچاق مواد مخدر: بانک متهم بود که در پولشویی درآمدهای حاصل از قاچاق هروئین و سایر مواد مخدر در منطقه جنوب شرقی آسیا (به ویژه تایلند و لائوس) نقش داشته است. شعبه بانک در تایلند نزدیک دفتر مبارزه با مواد مخدر آمریکا بود و برخی گزارشها ادعا میکردند که بانک برای انتقال پول قاچاقچیان استفاده میشد.
ارتباط با جرم سازمانیافته: بانک با شبکههای جنایی بینالمللی، از جمله گروههایی در آسیا و آمریکا، مرتبط دانسته میشد و در پولشویی برای آنها نقش داشت.
پولشویی برای رهبران سیاسی: بانک متهم بود که پولهای حاصل از فساد را برای سوهارتو (رئیسجمهور اندونزی)، فردیناند مارکوس و همسرش ایملدا مارکوس (در فیلیپین) و خانواده شاه ایران (محمدرضا پهلوی) منتقل و پنهان میکرد. این عملیات شامل انتقال داراییها به خارج از کشور برای جلوگیری از مصادره در صورت تغییرات سیاسی بود.
انتقال پول به حزب لیبرال استرالیا: ادعا شد که بانک از طریق شرکتهای مرتبط، حدود 2.4 میلیون دلار به حزب لیبرال (یکی از احزاب مخالف ویتلام) منتقل کرد تا در انتخابات علیه حزب کارگر کمک کند.
علاوه بر این فعالیتها، چندین مرگ مشکوک با بانک مرتبط دانسته شد. یکی از آنها مرگ یک مقام ارشد سیا در ایالت مریلند آمریکا بود که به طور مرموزی رخ داد.
این بانک به عنوان نمونهای از چگونگی استفاده از مؤسسات مالی برای پوشش عملیات پنهان در دوران جنگ سرد دیده میشود. بسیاری از نویسندگان و روزنامهنگاران (مانند جاناتان کویتنی در کتاب «جنایات میهنپرستان») معتقدند که بانک نوگان هند بخشی از شبکهای بود که سیا برای تأمین مالی عملیات مخفی در آسیا و خاورمیانه از آن استفاده میکرد.
این رویدادها نشان داد که آمریکا برای حفظ منافع اطلاعاتی و نظامی خود در استرالیا، از نفوذ پنهان، کمک مالی به مخالفان و فشار بر مقامات محلی استفاده کرد. ویتلام تهدیدی برای پایگاههایی مانند پاین گپ بود و برکناریاش یک کودتای نرم بود که از ضعفهای قانونی نظام استرالیا سوءاستفاده کرد.
انتهای پیام/