خبرگزاری تسنیم ـ علی صالحی*؛ انقلاب اسلامی ایران، به مثابه پدیدهای بیبدیل در تاریخ معاصر، حاصل پیوند اندیشه دینی، آگاهی اجتماعی و رهبری نواندیشانه روحانیت شیعه است. بررسی تطبیقی مراحل تأسیس، تثبیت و تداوم این انقلاب نشانمیدهد که روحانیت نه صرفاً نهاد سنتی وعظ و ارشاد، بلکه نیرویی راهبردی در بازتعریف دین بهعنوان عامل تحول اجتماعی و سیاسی بوده است. این نوشتار، بر پایه تحلیل تاریخی و گفتمانی، به بررسی چارچوبهای نظری و عملکردی این نقش میپردازد و نشانمیدهد که تداوم انقلاب اسلامی، بیحضور و مرزبانی فکری و نهادی روحانیت، قابل توضیح نیست.
نقش روحانیت در تأسیس انقلاب اسلامی
انقلاب اسلامی در بستر تاریخیای شکل گرفت که مشروعیت رهاییبخش دین با بحران نهادی مدرنیته ایرانی مواجه شده بود. در چنین موقعیتی، روحانیت شیعه، بهویژه با رهبری امامخمینی(ره)، توانست میان سنت فقهی و ضرورتهای جدید سیاسی پلی گفتمانی برقرار سازد. نظریه «ولایتفقیه» در اندیشه امام، نه برآمده از آرمانگرایی صرف، بلکه محصول بازخوانی عقلانی فقه در پاسخ به نیاز تاریخی جامعه بود.
امامخمینی، با تکیهبر آموزههای توحیدی، دین را از حاشیه مناسک فردی به مرکز کنش جمعی و مبارزه سیاسی کشاند. در این مرحله، روحانیت دو کارکرد اساسی ایفا کرد: نخست، بسیج اجتماعی تودهها از طریق شبکههای مذهبی و آیینی؛ دوم، تبیین مبانی مشروعیت دینی حاکمیت در قالب نظریهای نظاممند. در نتیجه، روحانیت توانست مشروعیت دینی را از محدوده فردی به عرصه سیاسی تعمیم دهد و بدینسان، زمینه برپایی نظامی مبتنی بر حاکمیت الهی را فراهم آورد. این رویداد، در واقع بازتولید تاریخی پیوند «اجتهاد و سیاست» در بستر مدرن بود.
نقش روحانیت در تثبیت نظام سیاسی انقلاب
پس از پیروزی انقلاب، مرحله تثبیت با چالشهای نظری و ساختاری متعددی مواجه شد؛ از بحران نهادسازی گرفته تا تهدیدهای ایدئولوژیک. در این فرایند، روحانیت بار دیگر نقش تاریخی خود را در پیوند حوزه دانایی دینی با مدیریت اجتماعی ایفا کرد. شخصیتهایی چون شهید مرتضی مطهری، شهید بهشتی، شهید مفتح و آیتالله طالقانی، با تولید گفتمانهای میانرشتهای میان «دین، معرفت و توسعه» به تبیین عقلانی مبانی انقلاب پرداختند. در سطح نهادی نیز، روحانیت با مشارکت در طراحی قانون اساسی، تشکیل قوهقضائیه، نظام آموزشی و شبکه امامت جمعه، مشروعیت سیاسی نظام نوپا را در سطوح فکری و مردمی تثبیت کرد. مشارکت آنان در دفاع مقدس و نیز در نهادهای مشورتی و مدیریتی کشور، باعث شد انقلاب از فاز احساسی به مرحله سازمانیافته و تابع عقلانیت سیاسی گذر کند.
از منظر جامعهشناسی سیاسی، حضور روحانیت در ساخت قدرت، به توزیع مشروعیت و سازماندهی فرهنگی انقلاب یاری رساند. در سطح گفتمانی نیز، تلاش متفکرانی همچون آیتالله مصباح یزدی در نقد سکولاریسم و لیبرالیسم، مانع استحاله انقلاب در قالب الگوهای غربزده شد. استمرار این گفتمان در رهبری حضرت آیتالله خامنهای موجب شد مفهوم «فقه حکومتی» و «ولایت تمدنی» از مرحله شعار به سطح نظریهپردازی و سیاستگذاری برسد.
نقش روحانیت در تداوم و مرزبانی فکری انقلاب
تداوم انقلاب اسلامی، بیش از هر چیز، نیازمند مرزبانی از مبانی معرفتی و حفظ جهتگیریهای اصیل آن است. روحانیت در این مرحله، کارویژهای دوگانه بر عهده دارد: از یکسو تفسیر پویا و زمانمند از شریعت برای پاسخ به تحولات اجتماعی، و از سوی دیگر مراقبت فکری در برابر نفوذ گفتمانهای سکولار و نسبیگرایانه. امامخمینی(ره) در تبیین این وظیفه، روحانیت را «راهنمای حاکمیت» و «ضمیر بیدار ملت» میدانست. در پرتو این نقش، روحانیت توانسته است در برابر هجمههای فرهنگی و رسانهای، اصالت گفتمان انقلاب را حفظ کند و مانع استحاله آن در نظم جهانی لیبرال گردد. چنانکه تجربه چهار دهه گذشته نشان داده است، حضور آگاهانه و خودانتقادانه روحانیت در عرصه سیاست، عنصری کلیدی برای پویایی نظام اسلامی و استمرار سرمایه اجتماعی آن بوده است.
نقش روحانیت در انقلاب اسلامی را باید در پیوند میان سه عرصه «تفکر دینی»، «کنش سیاسی» و «نهادسازی اجتماعی» تحلیل کرد. این نهاد تاریخی توانست با بازتولید عقلانیت اجتهادی در بستر اجتماعی مدرن، الگوی تازهای از دینداری سیاسی را عرضه کند که در عین وفاداری به اصول، از انعطاف عقلانی برخوردار است. تجربه تاریخی انقلاب نشانمیدهد که حذف یا تضعیف نقش روحانیت، بهمعنای گسستن پیوند معرفتی میان دولت و ملت خواهد بود. در مقابل، تقویت حضور علمی و فرهنگی روحانیت در قالب نهاد دانشگاه، عرصه رسانه و اندیشههای فراملی، ضامن تداوم انقلاب و تحقق الگوی تمدن نوین اسلامی است. از این منظر، آینده انقلاب اسلامی نه در نفی سنت، بلکه در بازخوانی خلاقانه آن بهدست عالمان و مجتهدان آگاه رقم خواهد خورد.
* دکتری علوم قرآن و حدیث
انتهای پیام /