به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، بهتازگی صحبتهایی از سوی علی شکوریراد عضو حزب اتحاد ملت در جمع معاونان ستاد مسعود پزشکیان در حال انتشار است که با چشم بستن بر واقعیات میدانی حوادث اخیر، انگشت اتهام را بهسمت نهادهای امنیتی گرفته است.
آنچه بیش از پرداختن به جزییات ادعاهای آقای شکوریراد باید مهم تلقی شود، مواضعی است که جبهه اصلاحات ایران با صدور چند بیانیه رسانهای اتخاذ و تلاش کرد روایت خاصی از اغتشاشات ارائه کند، روایتی که نهتنها با واقعیتهای میدانی و امنیتی همخوانی نداشت، بلکه عملاً در راستای دوگانهسازی دولت و نظام با مردم و همسو با ادبیات رسانههای جریان ضدایرانی بود.
1 ـ نخستین مسئله قابل تأمل در بیانیههای جبهه اصلاحات و اظهارات شکوریراد، فقدان هرگونه اشاره صریح به نقش عناصر تروریستی، شبکههای سازمانیافته خشونت منافقین و هدایت رسانهای آشوبهاست؛ در حالی که موساد به وجود مأموران خود اذعان کرد و یا منافقین هم در بیانیهای از هلاکت نفرات خود در این آشوبها خبر دادند، شکوریراد آتش کشیدن مساجد و یا حسینیهها را کار عوامل امنیتی دانسته است و با نفی شواهد متعدد از حضور عناصر مسلح، حملات هدفمند به نیروهای انتظامی، مراکز درمانی و اموال عمومی چشم بر واقعیات بسته است و ترجیح میدهد در پازل دیگری حرکت کند و بهصراحت موساد را تبرئه میکند و یا حتی درباره شهادت شهید عجمیان هم داستانپردازی میکند.
گویا اصلاحطلبان و عناصر رادیکال این جریان، ترجیح دادند با کلیگویی درباره نارضایتی اجتماعی، صورت مسئله امنیتی را به حاشیه ببرند و طرح موضوعاتی مانند تشکیل کمیته حقیقتیاب یا عدم تفکیک میان شهدای نیروهای انتظامی، بسیج، کادر درمان و قربانیان اقدامات تروریستی از یکسو و عاملان خشونت از سوی دیگر و یا تأکید دائم بر دوقطبی مردم و حاکمیت، برای تغییر زمین بازی و بازتعریف اغتشاش بهعنوان اعتراض مشروع تلاش کنند.
این رویکرد عملاً همان خط رسانهای بود که رسانههای ضدایرانی و یا جریان سلطنتطلب طی هفتههای اخیر دنبال کردند و تندروهای جریان اصلاحات هم بههوای یارگیری از بین مردم به آن دامن زدند تا شاید نظر اغتشاشگران و هواداران خارج کشور را به خود جلب کنند.
2 ـ نکته مهم دیگر در مواضع رادیکال امثال شکوریراد و اصلاحطلبان، فشار همزمان به دولت برآمده از حمایت خودشان است.
شکوری مدعی شده؛ "پزشکیان با مواضعش خود را به یکی از قطبهای حاکمیت تبدیل کرده" و بعد خواستار تفویض اختیارات رهبری به پزشکیان شده است!
بعید است این اظهارات از یک فرد سیاسی در حالت سلامت عقل صادر شده باشد چون بدیهی است که دولت و رئیسجمهور یکی از اضلاع حاکمیتاند و اگر آنها خوابی برای رئیسجمهور دیدند که او را در تقابل با نظام قرار دهند، تجربه بیست سال قبل در زمان خاتمی را مرور کنند که چگونه تندرویهایشان برای تقابل بین نظام و دولت موجب شد بهدست مردم از صحنه سیاسی کنار بروند.
اینکه وی پزشکیان را برکشیده از سوی رهبری میداند احتمالاً جدا کردن راه خودشان از دولتی است که سال گذشته، بهصورت تمامقد از آن حمایت کرده بودند اما حالا ترجیح دادند نهتنها حمایتی از دولت در شرایط دشوار اقتصادی و بینالمللی صورت نگیرد، بلکه دولت نیز به بخشی از حاکمیت که باید به آن فشار آورد تبدیل شده است. صدور بیانیههای رادیکال علیه کلّیت حاکمیت و یا اظهارات ضدامنیتی شکوریراد، آن هم در شرایطی که دولت با پروندهها و مشکلات اقتصادی و سیاست خارجی مواجه است، عملاً به تضعیف جایگاه قوه مجریه منجر میشود؛ اقدامی که با ادعای مسئولیتپذیری سیاسی و حمایت از دولت منتخب، در تناقض آشکار قرار دارد.
3 ـ جبهه اصلاحات در این مقطع، بیش از آنکه دغدغه کارآمدی دولت مورد حمایت خود را داشته باشد، در پی بازتعریف خود است. ادعاهای شکوریراد شاید از سوی وی مورد تکذیب یا اصلاح قرار بگیرد اما آنچه مبرهن است محتوای آن نه صرفاً یک اظهارنظر فردی، بلکه همراستایی محتوایی با مواضع پیشین چهرههای شاخص جبهه اصلاحات از جمله آذر منصوری دبیرکل این جبهه و جواد امام سخنگوی آن دارد، این همپوشانی گفتمانی نشان میدهد که اظهارات اخیر، در خلأ مطرح نشده و در امتداد یک خط فکری مشخص قابل تحلیل است.
مواضع جبهه اصلاحات، بیانیه میرحسین موسوی و کروبی و اظهارات اخیر امثال حسن روحانی و یا شکوریراد نشان میدهد بخشی از این جریان در حال فاصلهگیری از رویکردهای پیشین خود و ورود به فاز جدیدی از کنش سیاسی رادیکال است، فازی که در آن، ملاحظات امنیت ملی، انسجام داخلی و حتی دولت برآمده از حمایت خود این جریان، در اولویت نیست بلکه شاید تلاش برای نوعی فرصتطلبی و شکار سیاسی است!
البته رادیکالهای اصلاحات تا به حال چندین بار این امر را آزموده و شکست خوردهاند، بهنوعی که هم اعتماد حاکمیت را از دست دادهاند و هم از ناحیه مردم با بیاعتنایی روبهرو شدهاند.
ظاهراً این بار هم این رادیکالها به همان مثال قدیمی روی آوردهاند: باز هم پوست موز و مجبوریم لیز بخوریم و با سر به زمین فرود بیاییم!!
انتهای پیام/+