به گزارش خبرگزاری تسنیم، فیلمهای اول معمولاً محل احتیاطاند، هم برای فیلمساز و هم برای گروهی که قرار است اولین تجربه جدی سینمایی خود را پشت سر بگذارند. اغلب، این احتیاط به کوچکسازی ایده، محدود کردن فضا و انتخاب مسیرهای امن منجر میشود. «کوچ» اما از همان ابتدا تصمیم میگیرد مسیر دیگری را امتحان کند مسیری که نهتنها برای یک کارگردان فیلماولی، بلکه برای گروهی جوان و کمتجربه در حوزههای کلیدی، ریسکی تمامعیار محسوب میشود.
محمد اسفندیاری در نخستین تجربه بلند خود، آگاهانه به سراغ پروژهای رفته که بار اجرایی بالایی دارد، لوکیشنهای غیرشهری، اقلیم دشوار، حضور پرتعداد بازیگران کودک و نوجوان و روایتی که بهجای تکیه بر دیالوگ، بر تصویر و فضا استوار است.
نکته قابلتوجه اینجاست که این ریسک تنها محدود به تصمیم کارگردان نبوده بلکه در تمام سطوح تولید، انتخاب گروهی جوان و عمدتاً فیلماولی، به یک استراتژی مشترک بدل شده است. استراتژیای که نتیجه آن، فیلمی فراتر از انتظار معمول از یک «تجربه اول» است.
فیلمبرداری «کوچ» توسط داوود رحمانی یکی از شاخصترین وجوه فیلم است نه بهدلیل خودنمایی تکنیکی، بلکه بهخاطر درک درست از نسبت تصویر با روایت. دوربین بهجای آنکه در پی خلق نماهای پرزرقوبرق باشد، تلاش میکند در خدمت زیست شخصیتها باقی بماند. انتخاب قابها، میزان نزدیکی به کاراکترها و استفاده از نور طبیعی، همگی نشاندهنده نگاهی است که بیش از نمایش مهارت، به دنبال ایجاد حس حضور است.
در کنار آن، طراحی صحنه پیمان محمدی و فضاسازی نیز نقشی کلیدی در باورپذیری جهان فیلم ایفا میکند. «کوچ» جهانی را بازسازی میکند که اگرچه ریشه در گذشته دارد، اما هرگز به بازنمایی موزهای یا تصنعی نزدیک نمیشود. جزئیات صحنه، بافت لوکیشنها و اشیای پیرامون شخصیتها نه بهعنوان عناصر تزئینی، بلکه بهمثابه بخشی از روایت عمل میکنند. این دقت در طراحی به ویژه وقتی بدانیم بسیاری از عوامل این بخش نیز نخستین تجربه سینمایی خود را پشت سر میگذارند، اهمیت دوچندان پیدا میکند.
آنچه از دل این انتخابهای جسورانه بیرون میآید، نوعی هماهنگی نسلی است، هماهنگیای که بهنظر میرسد حاصل اعتماد متقابل میان کارگردان، تهیهکننده و گروه جوان فیلم است.
در رویکرد کلی، تولید بجای تکیه بر نامهای تثبیتشده، بر انگیزه، انرژی و نگاه تازه حساب شده، نگاهی که میخواهد سینما را نه از مسیر تکرار الگوهای موفق گذشته، بلکه از دل تجربه زیسته و آزمونوخطا پیش ببرد.
همین نگاه، «کوچ» را به فیلمی بدل میکند که میتوان آن را از زاویههای مختلف مورد ارزیابی قرار داد. فیلم نه تنها در حوزه کارگردانی، بلکه در بخشهایی چون فیلمبرداری، طراحی صحنه، مدیریت بازیگران کودک و نوجوان و حتی تولید، واجد ویژگیهایی است که امکان دیدهشدن در چند شاخه مختلف سینمایی را فراهم میکند.
«کوچ» فیلمی نیست که تنها به اعتبار سوژه یا مضمونش مطرح شود بلکه حاصل یک کار گروهی منسجم است که در آن هر بخش تلاش کرده سهم خود را بهدرستی ایفا کند.
در نهایت «کوچ» بیش از آنکه صرفاً معرفی یک کارگردان فیلماولی باشد، نشانهای از ظهور نسلی تازه در بدنه سینمای ایران است نسلی که با وجود محدودیتها، از ریسککردن نمیترسد و تلاش میکند استانداردهای حرفهای را از همان قدم اول جدی بگیرد. فیلم شاید بینقص نباشد، اما در جایگاهی ایستاده که میتوان آن را نقطه شروعی امیدوارکننده دانست، شروعی که اگر ادامه پیدا کند، میتواند به مسیرهای تازهای در سینمای ایران منتهی شود.
انتهای پیام/