خبرگزارس تسنیم، سرویس سیاسی- 2 بعد از ظهر 3 شهریور 1320 رادیو تهران خیر تجاوز رسمی به ایران را اعلام کرد. سر سفره نهار رضا شاه آشفته و مضطرب گفت: «به نظرم این پایان کار است. انگلیسی ها ترتیب این کار را خواهند داد.»
محمدرضا که در آن زمان ولیعهد بود، از آنکه اسیر روس ها شود بسیار وحشت داشت و برای همین به خواهرش اشرف، هفت تیری داد و گفت در صورتی که نیروهای متفقین قصد دستگیری او را داشتند خودکشی کند. او که امیدی به مقاومت ارتش نداشت قصد داشت خودش هم خودکشی کند.
تصور او از ارتش اشتباه نبود. ارتش به جز چند مورد، مقاومت چندانی صورت نگرفت و فروپاشید. رضا شاه صبح روز 7 شهریور 1320 خانواده را از کاخ گلستان به اصفهان فرستاد و فقط محمد رضا در تهران ماند. رضا شاه با سفیر انگلیس تماس گرفت و خواست مطمئن شود اگر روس ها وارد تهران شدند سفارت انگلیس حاضر است به او پناه دهد ؟ و سفیر انگلیس پاسخ دلگرم کننده ای نداد.

ایران در قحطی بزرگی به سر می برد و رضا شاه مقصر آن بود. دی ماه 1319 وزیر امور خارجه آمریکا گزارشی دریافت کرده بود که نشان می داد ایران در آستانه کمبود شدید مواد غذایی و نان و گوشت است . علت این کمبود، صادرات شدید غله و گوشت به آلمان و روسیه بود.
دولت متعهد شده بود به شوروی 400 هزار راس گوسفند و 200 هزار راس گاو بفروشد. تهران که سه سال پیش سالانه 300 هزار خروار گندم مصرف می کرد در زمان اشغال متفقین نیاز به 700 هزار خروار پیدا کرده بود.
با آمدن سربازان خارجی قحطی شکل واقعی به خود گرفته بود. 75 هزار نیروی روس و انگلیس به آذوقه نیاز داشتند و آذربایجان که یکی از قطب های تامین غله ایران بود در اشغال شوروی بود . نان و گندم و برنج ایرانی در اختیار سربازان خارجی قرار گرفت.
با اینکه 3 قدرت بزرگ در اعلامیه 1943 میلادی قول داده بودند که دولت ایران را در زمینه های اقتصادی یاری دهند اما در فهرست کمک متفقین به کشورها نام ایران را بعد از همه قرار دادند. نارضایتی عمومی از رضا شاه افزایش پیدا کرد و انگلستان تصمیم گرفت او را کنار بگذارد.
جلسه محرمانه ای بین نمایندگان دولت انگلیس و نخست وزیر فروغی برگزار شد او رابطه بسیار نزدیکی با انگلستان داشت . این جلسه آینده محمد رضای جوان را مشخص می کرد . یکی از پیشنهادات طرح شده بازگرداندن سلطنت قاجاریه بود.
وزیر خارجه انگلستان به صورت محرمانه وارث سلسله قاجار در لندن را ملاقات کرده بود و «حسن قاجار» اطمینان داده بود اگر در ایران قصد بر بازگشت قاجار باشد، او آماده بازگشت به ایران است. فروغی قبلا معلم حسن قاجار بود و انگلیسی ها احتمال می دادند فروغی هم با بازگشت قاجار موافق باشد اما فروغی موافق نبود.

معاون وزیر امورخارجه در امور خاورمیانه و رئیس بی بی سی در دیداری محرمانه، پسر حسن قاجار را که قرار بود شاهزاده ایران باشد بررسی کردند . جلسه در 22 شهریور برگزار شد و برای انگلیسی ها ناامید کننده بود. حمید قاجار، پسر حسن قاجار افسر نیروی دریایی انگلستان شده بود و حتی یک کلمه هم فارسی نمی دانست. بازگشت قاجاریه به تاج و تخت منتفی شد. پیشنهاد جمهوریت هم با مخالفت خود انگلیسی ها و فروغی کنار رفت. انگلیسی ها باید قبل از رسیدن روس ها به تهران تصمیم نهایی را می گرفتند.
ساعت 3 بامداد روز 25 شهریور 1320 تانک های دو هنگ شوروی از قزوین به سمت تهران حرکت کردند. به این ترتیب اسم محمد رضا دوباره به مذاکرات بازگشت. فروغی ابتکار عمل را به دست گرفت . رضا شاه استعفانامه اش را به فروغی داد که آن را در مجلس قرائت کند. فروغی اما ابتدا به سفارت انگلستان رفت و ساعت 7 صبح با سفیر انگلیس ملاقات کرد.
در آن زمان رضا شاه در کاخ سعدآباد برای آخرین بار پسرش را احضار کرد و از او پرسید می توانی تاج و تخت را نگه داری؟ محمدرضا که چند روز پیش تصمیم به خودکشی گرفته بود ظاهراً اعتماد به نفس کافی برای پاسخ به این سوال را نداشت. چند دقیقه بعد رضا شاه سوار بر خودرو رولز-رویس کاخ سلطنت را برای همیشه ترک کرد.
ساعت 11 صبح فروغی وارد مجلس شد و یادداشت استعفا برای نمایندگان را خواند. ساعت 1 بعد از ظهر رادیو خبر استعفای رضا شاه و سلطنت محمد رضا را اعلام کرد. آن روز پرچم آلمان ناز ی از سفارت آلمان پایین کشیده شد و پرچم سوئد به جای آن قرار گرفت. این نماد پیروزی متفقین در ایران بود.
صبح روز بعد محمدرضا قبل از ورد قوای انگلیسی و روسی به مجلس رفت تا به عنوان پادشاه سوگند یاد کند.
او با لبخندهای خجالتی و نامطمئن به مجلس وارد شد و به غیر از سفیر ژاپن هیچ یک از سفرای خارجی در این جلسه حضور نداشتند. صدای ضبط شده ای از محمدرضا پهلوی موجود است که در مورد این روز گفته بود: «شاید فکر کردند برچیدن سلطنت ما نتایج بدتری برای نظم و آرامش مملکت داشته باشد. لذا گفتند خب پادشاه باقی بماند ولی کار پادشاه کار یک نظاره بدون تاثیر باشد.»
روز بعد ترتیب انتقال ثروت رضا شاه به پسرش انجام شد. در حساب سپرده شخصی بانک ملی رضا شاه 68 میلیون ریال معادل 48 درصد کل نقدینگی کشور وجود داشت. در حساب کلی رضا شاه هم 45 میلیون ریال وجود داشت.
2 سال بعد و در 4 مرداد 1323 رضا شاه در تبعید درگذشت. انگلیسی ها اجازه ندادند جنازه اش به ایران بازگردانده شود و در مصر به خاک سپرده شد. او نظامیِ کمسواد و برخاسته از قزاقخانهای بود که تحت فرماندهی افسران روس و سپس انگلیسی اداره میشد. نه تحصیلات سیاسی داشت، نه آشنایی با مفاهیم حکمرانی، قانون، اقتصاد یا فرهنگ ایران. آنچه او را از سایر نظامیان متمایز میکرد، خشونت، اطاعتپذیری و آمادگی برای اجرای اوامر بود؛ ویژگیهایی که برای قدرتهای خارجی یک مزیت به شمار میرفت.
رضاخان نه از خاندان سلطنتی مشروعی میآمد، نه نسبی تاریخی داشت، نه مقبولیت مذهبی و نه حتی محبوبیت عمومی. او نه «منجی ایران» بود نه «بنیانگذار دولت مدرن». او محصول یک خلأ قدرت و یک طراحی استعماری بود؛ نظامیای خشن که با زور بر تخت نشست، با سرکوب حکومت کرد و با تحقیر کنار گذاشته شد.
انتهای پیام/