به گزارش گروه بین الملل خبرگزاری تسنیم، طی روزهای گذشته، یک فضای سیاسی – اجتماعی در مناطق کردنشین شمال سوریه، یک بار دیگر ملتهب شده است. چرا که دولت مرکزی دمشق با حمایت آنکارا و واشنگتن، به دنبال آن است که حاکمیت سیاسی خود را در تمام مناطق کشور اعمال کند.
تحقق این هدف، مستلزم آن است که بیش از یکصد و سی هزار نفر از شبه نظامیان کُرد در نهادهای اقماری پ.ک.ک، یا سلاح خود را کنار بگذارند و یا در ارتش واحد سوریه ادغام شوند. با این حال، آنها می گویند: دولت سوریه باید یک ساختار غیرمتمرکز داشته باشد و کردها نیز نیروهای نظامی خود را حفظ کنند.

الهام احمد از مسئولین رده بالای گروه شبه نظامی «قسد»، با ارائه آماری اغراق آمیز و بدون مستندات، اعلام کرده که در سه روز گذشته، بیش از دویست نفر از نیروهای قسد و چندین شهروند غیرنظامی، به دست سربازان تحت امر احمد الشرع کشته شده اند و لذا کردها نباید نیروی نظامی خود را منحل و متفرق کنند.
در همین حال، روهات عفرین از فرماندهان قسد اعلام کرده، «درست در دقایقی که مظلوم عبدی فرمانده قسد در اربیل به دیدار تام باراک فرستاده ویژه ترامپ و مسعود بارزانی رئیس حزب دموکرات کردستان عراق رفته بود، ارتش دمشق به نیروهای ما حمله کرد. این موضوع در تماس تلفنی به اطلاع ما رسید و اگر دقت کرده باشید، مسعود و نچیروان بارزانی، مظلوم عبدی و تام باراک پس از آن دیدار، با چهره گرفته و نگران، در برابر خبرنگاران حاضر شدند».
فرماندهان نهادهای اقماری پ.ک.ک در شمال سوریه، علاوه بر آن که از ترکیه به خاطر حمایت کامل از احمد الشرع انتقاد می کنند، در عین حال، از آمریکا نیز گله مند هستند و بر این باورند که آمریکا، به یک باره پشت آنها را خالی و مانند یک متحد بی وفا عمل کرده است. ولی خود مقامات آمریکایی دیدگاه دیگری دارند.
آمریکایی ها چه گفتند؟
دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، آشکارا اعلام کرد که نیروهای کُرد در این چند سال در شمال سوریه، هر کاری که انجام داده اند برای خودشان بوده است. همچنین فرستاده ویژه او یعنی تام باراک نیز از این خبر داد که ماموریت و دلیل همکاری آمریکا و قسد که اتحاد برای مبارزه با داعش بود، حالا به پایان رسیده و نیازی به ادامه همکاری نیست.
دیروز دو مقام آمریکایی دیگر نیز اظهاراتی مانند ترامپ و باراک بیان کردند. یکی از آنها جیمز جفری فرستاده پیشین آمریکا در پرونده سوریه و دیگری، ژنرال دیوید پترائوس، فرمانده پیشین سنتکام و رئیس اسبق سازمان جاسوسی سیای آمریکا بود.
جیمز جفری، ضمن انتقاد از رهبران و نخبگان کُرد که آمریکا را متهم به بی وفایی و خیانت کرده اند، اعلام کرد: «ما از روز اول، همه چیز را به روشنی برای آنها توضح دادیم. مقامات آمریکایی همیشه برای کردها روشن کردهاند که این یک رابطه همکاری به شکل موقتی، تاکتیکی و مبتنی بر منافع مشترک در شکست دادن داعش است و نه چیزی بیشتر از این».

جفری در ادامه گفته است: از زمان دولت اوباما، ما هرگز به کردها نگفتهایم که در طول زمان از یک قلمروی کردی حمایت خواهیم کرد یا از آنها به صورت نظامی دفاع خواهیم کرد. ما هرگز نگفتیم که از کردها، در برابر مخالفان سوری یا دولت جدید سوریه دفاع خواهیم کرد. برعکس، به آنها گفتیم که رابطه ما یک تبادل موقت و تاکتیکی مبتنی بر منافع مشترک است. کما این که در همان سال 2015 میلادی و در جریان قطعنامه 2254 سازمان ملل، از وحدت، استقلال، تمامیت ارضی و ساختار سکولار سوریه حمایت کردیم و وعده ای برای خودگردانی و خودمختاری به کردها داده نشد.
دیپلمات مشهور آمریکایی در ادامه گفته است: «هیمن حالا هم دولت موقت سوریه به رهبری احمد الشرع، مراحل اجرای این قطعنامه را با همکاری جامعه بینالمللی اجرا میکند. پس لازم است یک بار دیگر یادآوری کنم. اگر تا دیروز صرفاً با کردها شریک بودیم، حالا با دولت سوریه نیز شریک هستیم. تعهد ما به کردها، صرفاً این بود که در برابر بشار اسد و داعش از آنها حمایت کنیم. حالا که احمد الشرع، برای مبارزه با داعش تمایل جدی نشان داده، طبیعی است که شریک ما به شمار بیاید. البته ما هنوز هم زمینه هایی برای همکاری با کردها داریم. ما نمیخواهیم آنها نابود شوند، ما میخواهیم نیروهای کرد با ارتش سوریه ادغام شوند و از اقتدار قابل توجهی در حکومت محلی برخوردار باشند. پیشنهاد من این نیست که کردها در سوریه، مانند عراق دارای یک اقلیم باشند. اما انتخاب استانداران توسط مردم و استفاده از پلیس محلی، برای سوریه نیز مناسب است».
ژنرال دیوید پترائوس فرمانده پیشین سنتکام و رئیس اسبق سازمان جاسوسی سیای آمریکا نیز درباره کردهای سوریه و اوضواع و احوال اخیر گفته است: «دولت فعلی احمد الشرع فراگیر نیست و در مورد کردها، دروزیان و علویها وقوع نگرانیهایی دارم. الشرع در اجلاس کنکوردیا به من گفت: یک دولت فراگیر که از حقوق اقلیتها و همچنین اکثریت محافظت کند، خواهد داشت. با این حال، این هنوز یک فرآیند در حال انجام است. تا حدودی به این دلیل که گروههای مختلف زیادی وجود دارند که هنوز به اندازه کافی در این دولت جدید گنجانده نشدهاند یا متقاعد نشدهاند که میخواهند نقشی در این دولت جدید ایفا کنند. من تصور می کنم بهتر است کنگره آمریکا برای لغو تحریم های سوریه، شرایطی بگذارد و به درستی بر فراگیر بودن دولت الشرع نظارت کند. کردها و دولت الشرع، باید به مذاکره برای حل مشکلاتشان ادامه دهند. نماینده ما یعنی تام باراک، هم بر قسد و هم بر دولت دمشق فشار می آورد. هر دو طرف، قدرت خود را از ایالات متحده میگیرند. هم سوریه و هم نیروهای دموکراتیک سوریه شرکای ما هستند».

دیوید پترائوس در ادامه می گوید: «حمایت نظامی ما بود که باعث شد، قسد بتواند تحت رهبری فوقالعاده ژنرال مظلوم عبدی، عملکردی تحسین برانگیز نشان دهد. ما حمایت کردیم و آنان هم در میدان جنگیدند و بسیاری از آنها جان دادند. موضوعات بسیاری وجود دارند که باید بر روی آنها بحث شود. باید دید به چه شیوه ای عمل کرد که انحصار زور یا قدرت نظامی، فقط در دست ارتش رسمی سوریه باشد».
کردها چه می گویند؟
در روزهای گذشته، بسیاری از نخبگان کُرد ترکیه ای و سوری در رسانه های ترکی، عربی و انگلیسی منطقه، اظهارنظرها و مطالبی درباره پایان همکاری آمریکا و شبه نظامیان کُرد سوری منتشر کرده اند.
آنان غالباً با تداعی رویدادهای تاریخی و یادآوری گذشته، مکرراً به این موضوع اشاره می کنند که قرارگرفتن در ائتلاف های ضعیف و قربانی شدن در پای منافع قدرت های بزرگ، برای کردها به یک سرنوشت محتوم سیاسی و تاریخی تبدیل شده است.
حسام الدین توران از تحلیلگران سیاسی کُرد ترکیه می گوید: «وضعیت کردها، همواره قرار گرفتن در حاشیه تحولات سیاسی جهان بوده است. چنین چیزی صرفاً به خاطر قدرت کشورهایی نیست که کردها در آنها زندگی می کنند، بلکه این یک پیامد ساختاری نظم جهانی است که توسط قدرتهای بزرگ شکل گرفته است. این تصور جمعی که کردها بارها در طول تاریخ رها، مورد استفاده یا، همانطور که معمولاً گفته میشود، فروخته شدهاند، صرفاً یک گفتمان احساسی نیست، بلکه مستقیماً با منطق نحوه عملکرد روابط بینالملل مرتبط است».

توران در ادامه می گوید: «پس از انحلال امپراتوری عثمانی و همزمان با بازسازی خاورمیانه، کردها نه به عنوان سوژه، بلکه به عنوان ابژه در این فرآیند قرار گرفتند و پیمان لوزان آنها در شرایطی بسیار سخت قرار داد. بعدها و در طول سالهای جنگ سرد، کردها به عنصری غیرمستقیم در رقابت بین قدرتهای بزرگ تبدیل شدند. جنبشهای کردی گاهی به عنوان ابزاری برای فشار منطقهای علیه اتحاد جماهیر شوروی و گاهی علیه آمریکا مورد استفاده قرار میگرفتند. با این حال، این روابط هرگز به یک اتحاد سیاسی اصولی برابر تبدیل نشد. بنابراین تفاوت چندانی بین تصمیم کسینجر در توافقنامه 1975 الجزایر و تصمیم ترامپ در سال 2026 وجود ندارد. حمایت از کردها یک شبه قطع شد و جامعه کُرد هزینه آن را در میدان پرداخت».
نورالدین آتش یکی دیگر از تحلیلگران کُرد ترکیه است که درباره این موضوع می گوید: «پیشنهاد من این است که کردها، یک پرسش مهم را تغییر دهند. تا دیروز، سوال اصلی همه ما این بود: کردها چه می خواهند و شایسته چه چیزی هستند؟ این سوال صحیح نیست و نیازمند تغییر است. باید پرسید: در دنیای امروز، در چارچوب پویاییهای قدرت موجود و واقعیتهای تاریخی، کدام خواستههای کردها قابل برآورده شدن است؟ بخش قابل توجهی از بحثها در مورد خواسته های کردها با واکنشهای احساسی یا شعارها انجام میشود. مساله کُرد، نه از طریق انتظارات رمانتیک، بلکه بر اساس واقعیت تاریخی و سیاست واقعگرایانه مورد بررسی قرار گیرد. بنبستی که کردها امروز با آن مواجه هستند، اساساً نتیجه تجمعی فرآیندی است که بیش از یک قرن به طول انجامیده است. بدون درک صحیح این فرآیند، ایجاد یک چشمانداز سالم از آینده غیرممکن است».
آتش در ادامه می گوید: «جدایی از دولتهایی با مرزهای مشخص، ارتشهای تأسیسشده و نهادهای مستقر برای ایجاد یک دولت جدید تنها با پیروزی کردها در یک جنگ تمامعیار امکانپذیر بود. پیروزی در چنین جنگی علیه ترکیه، ایران، عراق یا سوریه برای کردها دیروز غیرممکن بود و امروز نیز امکانپذیر نیست. برای کردها غیرممکن است که در هر کشوری که در آن ساکن هستند، به تنهایی دولتی تأسیس کنند، از چنین دولتی به صورت نظامی محافظت کنند و از نظر اقتصادی آن را حفظ کنند. با توجه به تجربیات تاریخی، شیوههای همزیستی میان مردم و ظرفیت تحولآفرین نظامهای سیاسی، واقعبینانهترین مسیر، به ویژه برای کردهای ساکن ترکیه، انجام یک مبارزه مسالمتآمیز از درون، به عنوان شهروندان این کشور، برای ارتقاء استانداردهای دموکراتیک است».
انتهای پیام/