به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، محمدحسین محترم در یادداشتی که برای روزنامه کیهان نوشته، آورده است:
1-رهبرمعظم انقلاب در سالروز بعثت نبی مکرم اسلام فرمودند«هدف و سیاست آمریکا، نه رئیسجمهور کنونی، بلعیدن ایران و بازگرداندن سلطه سیاسی - اقتصادی خود بر ایران است». حال سؤال این است که چنین هدف و سیاستی مگر میشود و میتواند بدون برنامهریزی و دخالت خود آمریکا پیگیری شود؟ رهبرمعظم انقلاب سپس تاکید کردند«رئیسجمهور آمریکا جزء فتنه بود و این فتنه آمریکایی با دخالت شخص رئیسجمهور آمریکا، نقشه از پیش آماده شده بود و آنها این فتنه را با مقدمات فراوانی برای کارهای بزرگتر راه انداختند»
2- در نگاه اول سادهاندیشان البته با القای جریان نفوذی رسانهای-سیاسی تصور میکردند که اعتراضاتی در ایران شکل گرفته و آمریکاییها و صهیونیستها با لفاظیهای خود در حمایت از معترضین، قصد سوءاستفاده از این موقعیت و موجسواری بر این اعتراضات را بدون هیچگونه برنامهریزی قبلی دارند. اما برخلاف این تصورات و القائات، جنگ تروریستی اخیر دارای یک سناریوی بزرگ برنامهریزی شده صد درصد آمریکایی-صهیونی بود که پیوستها و مقدمات و متاخراتی داشت و دارد. لذا علاوهبر مواضع صریح ترامپ و نتانیاهو و بیش از 20 سناتور آمریکایی و دیگر مقامات غربی - صهیونی و اعترافات رسانههای آنها که پشت صحنه ماجرا را روشن کرد، اسناد غیرقابل انکاری وجود دارد که پشت صحنه را روشنتر میکند و نشان میدهد دشمنان از سالها قبل برای اقدامات براندازانه خود سناریونویسی و برنامهریزی و هزینههای هنگفتی کرده بودند. این اسناد آشکارا نشان میدهد که سیا و موساد از سال 2022(1400) در حال تدارک نقشه فروپاشی ایران برای سال 2026(1404) در راستای سیاست کلان خود و در ادامه تحولات دوسال اخیر در منطقه بودند که فتنه ززآ و همچنین جنگ 12 روزه نیز پازلهایی از نقشه فروپاشی آنها بود. تصویب لوایحی همچون «لایحه2614H.R» تحت عنوان «قانون حمایت حداکثری» و«لایحه 2570H.R» تحت عنوان «قانون فشار حداکثری» و«لایحه 3360S» تحت عنوان «قانون به کارگیری تجهیزات نوظهور برای رسانههای دیجیتال-FREEDOM Act» در مجلس نمایندگان و سنای آمریکا و تدوین«سیاست پشتیبانی حداکثری- Max.Support» از سوی دولت آمریکا و امضای «یادداشت امنیت 2- NSPM-2» توسط ترامپ علیه ایران از جمله این اسناد غیرقابل انکار دخالت مستقیم و برنامهریزی سیستماتیک آمریکا برای ایجاد آشوبها در ایران با هدف فروپاشی و سوریهسازی است.
3- در این قوانین به صراحت بر سه برنامه تاکید شده است: اول فعال کردن جریانهای برانداز و مزدور با محوریت بقایای رژیم پهلوی! سیا و موساد در سال 1400 در راستای اجرای این بند از قوانین مجلس نمایندگان آمریکا با راهاندازی تشکیلاتی با حضور بقایای رژیم پهلوی تحت عنوان «آوای آزادی – iVOL»، یکی از افسران ارشد پنتاگون به نام «آدم لوینگر» را که قبلا مسئولیت تدوین قانون اساسی عراق پسااشغال را برعهده داشت، و همچنین طراح اصلی سیاست فشار حداکثری ترامپ علیه ایران بوده، در راس آن قرار دادند. سیا همچنین یکی دیگر از ماموران پنتاگون و دستگاههای اطلاعاتی- جاسوسی آمریکا راکه از سالها قبل او را در کنار کودک پهلوی گماره بودند تا به عنوان نزدیکترین فرد، وی را به عنوان عروسک خیمه شب بازی خود هدایت کنند، به عنوان فرد شماره دو این تشکیلات منصوب کردند. این مامور که از همان ابتدا با کلاه قرمز ترامپ در رسانهها حاضر میشد، و در اغتشاشات سال 1401 نیز نقش پررنگی ایفا کرده بود، یک فراماسون بلندپایه و مزدور ایرانیالاصل به نام «بیژن کیا» است.
انتشار عکسهای حضور این دو افسر پنتاگون و ماموران ارشد سیا در جلسه تیم امنیت ملی آمریکا در دوره اول ترامپ به خوبی نقش آنها و همچنین نقش آمریکا در جنایات تروریستی اخیر را آشکارتر میکند. در این تشکیلات مرکز حقوق بشر ایران نیز که در نیویورک مستقر است و توسط خانم «وُردن» همسر یکی از افسران عالی رتبه پنتاگون مدیریت میشود، حضور دارد. وی دارای تجربه سالها فعالیت در حمایت و هماهنگی و هدایت مخالفان چینی و هنگکنگی است. این تشکیلات چند ماموریت اصلی داشت از جمله تدوین قانون اساسی پساجمهوری اسلامی، شکستن تابوی رابطه با اسرائیل و تربیت و هدایت یک زن به عنوان نفر سوم تشکیلات و نماد و لیدر دوره گذار آشوب و اغتشاش، تا در حقیقت جایگزین شیرین عبادی شود که در فتنههای گذشته این نقش را برعهده گرفته بود! برای اجرای این ماموریت یک زن ایرانی به نام «نازنین برادران» را که هدفمند نام مستعار «رها پدرام» را بر او گذاشتند، انتخاب و او را مسئول تدوین قانون اساسی پساجمهوری اسلامی و همچنین مسئول تشکیلات در داخل ایران کردند.
البته با گرفتار شدن وی در تور اطلاعاتی نیروهای اطلاعات سپاه و بازداشت وی هنگام ورود به تهران پس از ماهها رصد او، این ماموریت تشکیلات آمریکایی -صهیونی با شکست مواجه شد و باید منتظر انتشار خبرهای جدیدی در این خصوص باشیم. وی قبل از ورود به ایران در دیدار با تام کاتن سناتور جمهوریخواه و از نزدیکان ترامپ طرح سوریهسازی ایران را ارائه داده بود. با سندی که از این تشکیلات به دست آمده، اعضای آن، خود را «نیروهای نیابتی آمریکا برای فروپاشی ایران» معرفی میکنند. البته تشکیلات آوای آزادی مامور بزک کردن چهره پهلوی به عنوان آلترناتیو فقط در دوره گذار آشوب نیز بود که پس از شکست این پروژه، ادعای او در عدم فراخوان دادن نشان داد که سیا و موساد چقدر احمق بودند که روی چنین احمقتر از خودشان سرمایهگذاری کرده بودند! دومین مصوبه نمایندگان مجلس آمریکا حمایت آشکار اطلاعاتی - مالی از جریانهای تجزیهطلب و بزک کردن آنها با محوریت سازمان منافقین بود.
تمایز نحوه اقدامات تروریستی گروهکهای تروریستی با دورههای قبل چه در شرق و چه در غرب کشور در فتنه اخیر نشان داد که برای تضعیف توان امنیتی - نظامی کشور، آنها را یک ماه قبل با ادعاهای ائتلافهای نظامی و با اعلام موجودیت گروهکی به نام «جبهه مبارزون- MPF» با هسته مرکزی منافقین و با هدف برندسازی جدید برای جذب حمایت سایر اپوزیسیون و حمایتهای بینالمللی هماهنگ کرده بودند. نکته بسیار حائز اهمیت که رهبرمعظم انقلاب فرمودند«لیدرهای آشوبها را برده بودند خارج آموزش داده بودند»، این است که برخلاف موضع رسمی دولت آمریکا مبنی بر مبارزه با تروریستها، گزارشهای افشاگرانه «سیمور هرش» روزنامهنگار معروف آمریکایی، پرده از این راز بزرگ برمیدارد و نشان میدهد که فرماندهی عملیات ویژه مشترک ایالات متحده(jsoc) در یک بازه زمانی دو ساله اعضای انتخاب شده از سوی سازمان منافقین را در خاک آمریکا و به جای پایگاههای نظامی معمول، در یک سایت مخفی متعلق به وزارت انرژی آمریکا (DOE) در نوادا در شمال غربی لاسوگاس با هدف حفظ بالاترین سطح امنیتی آموزش دادند که شامل مهارتهای پیشرفته جنگ نامتقارن و عملیاتهای پیچیده تروریستی و همچنین آموزش ارسال و دریافت امن اطلاعات از داخل ایران و چگونگی نفوذ به شبکه مخابراتی ایران و چگونگی استفاده از هوش مصنوعی بود.
نکته مهمتر در این آموزشها آشنایی تروریستها با سلاحهای سازمانی ناتو بوده که نشان میدهد برای ایفای نقش نظامی ناتو در ایران هم در توهّمات آنها برنامهریزی و هماهنگیهای لازم نیز با مسئولان ناتو و کشورهای غربیِ عضو آن به منظور ایجاد چتر حمایتی نظامی از آشوبطلبان تروریستی و نابودی زیرساختهای ایران صورت گرفته بوده است! البته مستندات زیادی نیز وجود دارد که کشورهای اروپایی بخصوص سفیران آلمان، انگلیس و فرانسه علاوهبر هماهنگیهای نظامی، در تمام مراحل سناریوی آمریکا مستقیماً در کنار تروریستها ایستادند و در هدایت آشوبها نقشآفرینی کردند. از جمله با انتقال دلار و ارز آتشبیار معرکۀ اغتشاشات بودند.
سومین مصوبات نمایندگان آمریکا، برنامهریزی برای اعتصابات گسترده و تامین مالی اعتصابات با «ایجاد صندوق اعتصابات ایران» بود. سازمانهای سیا و موساد در تصورات غلط و توهّمات خود با استفاده از این قوانین سناریوهای خطرناکی برای اعتصابات گسترده بازاریان و کارگران صنعت نفت و پتروشیمی و کاریکاتورسازی اعتصابات سال 57 درجهت «فلج اقتصادی» و به راه انداختن «جنگ داخلی» برنامهریزی کرده بودند! چهارمین بند مصوبات آمریکاییها «تاسیس کارگروه آزادی و مقابله با سانسور اینترنت در ایران» توسط وزارتخانههای خارجه و خزانهداری آمریکا با تمرکز بر عبور کامل از زیرساختهای مخابراتی تحت کنترل ایران با «جنگ تکنولوژیک» بود.
در این قوانین بودجه لازم برای چهار حوزه تصویب و هزینه شد: اولا توزیع گسترده فناوریهای پیشرفته نظیر VPNهای غیرقابل ردیابی و سیم کارتهای الکترونیکی و اتصال اینترنت مستقیم به موبایلهای معمولی (Direct-to-Cell) و برقراری ارتباط بین داخل و خارج از کشور و بین مجریان سناریو در خارج با سرپلهای خود در داخل. ثانیا جنگ پهپادی سایبری برای ارائه اینترنت در مناطق درگیری تا عملا بخشی از حریم هوائی ایران را در اختیار زیرساخت ارتباطی اپوزیسیون قرار دهند. این سیستم متفاوت از ماهواره استارلینک -که نیازمند تجهیزات زمینی قابل ردیابی هستند- عمل میکرد. ثالثا وزارت خزانهداری آمریکا با به روزرسانی مجوز عمومی 2D به شرکتهای فناوری اجازه داد تا خدمات ابری و ابزارهای ضدجاسوسی و نرمافزارهای ارتباطی امن را در اختیار کاربران ایرانی قرار دهند تا مستقیما توانایی شبکه ملی اطلاعات ایران برای قطع دسترسی به اینترنت جهانی را از بین ببرند. پنجمین مصوبه ایجاد چتر حمایتی نظامی از تروریستها قبل و بعد از آشوبها بود.
4-براساس آنچه بیان شد، رئیسجمهور آمریکا فوریه2025(بهمن 1403) با امضای «یادداشت امنیت 2 (NSPM-2) آغاز قمار بزرگترین و خطرناکترین و پیچیدهترین جنگ ترکیبی تاریخ را با اطمینان متوهّمانه از حصول موفقیت در آن کلید زد که سه بخش داشت: اول جنگ دلاری برای مسدودسازی منابع ارزی ایران از مبدا از طریق تمرکز بر شبکههای واسطهگری مالی و صرافیهای مستقر در امارات و هنگکنگ و هند با هدف ایجاد «سکته ارزی» قبل از حملات ژوئن 2025 (خرداد 1404) بود. دوم تمرکز بر اتخاذ تصمیمات اشتباه اقتصادی در ایران و نفوذیهای سیاسی و اقتصادی و رسانهای و مدعیان کارشناسی در اطراف دولت با هدف ادراک سازی افکارعمومی و زمینهسازی اعتراضات مردمی با درز خبر مصوبات و تصمیمات دولت به جامعه و بازار به ویژه درخصوص سیاست حذف ارز ترجیحی بود! توضیح و تحلیل این بحث بماند برای بعد!
اما به فرمایش رهبری«بالارفتن بیحساب ارز خارجی و عدم ثبات بازار طبیعی نبود و کار دشمن بود».لذا هیچ چیز اتفاقی نبود؛ وقتی قطعات پازل را کنار هم میچینیم، تصویر نهائی واضحتر از همیشه میشود: یک هماهنگی کامل برنامهریزی شده از قبل برای جنگ ترکیبی خطرناک و بیسابقه! بخش سوم امضای یادداشت امنیت 2 ترامپ اجرای عملیات نظامی علیه ایران در هماهنگی با ناتو در قبل و بعد از آشوبها، از یکسو با هدف ترساندن ملت و مقامات سیاسی و فرماندهان نظامی ایران و از سوی دیگر تهییج و امیدوار کردن تروریستهای مسلح برای به اوج رساندن جنایات خود در آشوبها و اغتشاشات بود!
5-حضور برخی از وطن فروشان مزدور در سیرک نشست سازمان ملل هم بخشی از سیاست به اصطلاح دیپلماتیک تدوین شده سیا در اسناد تشکیلات آوای آزادی بود که توسط آمریکا با هدف معرفی آنها به عنوان رهبران جدید ایران!به جهان(مثل جولانی) در پروژه سوریهسازی روی صحنه آمد. البته برنامه آنها حضور افراد دیگر و پروپاگاندای زیادی روی آنها بود که با توجه به شکستشان در به ثمر رساندن آشوبها و رو شدن دستشان برای مقامات دنیا، برای ناامید نکردن تروریستها و اپوزیسیون خارجنشین به حضور دو نفر از آنها بسنده کردند!
6- اکنون با روشن شدن پشت صحنه و کنار رفتن غبار فتنه، عظمت حضور وحدتآفرین و البته شگفتانگیز و یوماللهساز ملت ایران بیشتر خود را نشان میدهد که در مقابل چه توطئه بزرگ و خطرناکی ایستادند و با عنایت الهی بر تمام این مراحل و برنامهریزیهای پیچیده فائق آمدند و «کمر فتنه را شکستند» و به اذعان مقامات و سیاسیون جهان و رسانههای بینالمللی و منطقهای «آمریکا را شکست دادند». اما «رئیسجمهور مجرم آمریکا و مجرمان داخلی» باید منتظر «شکستن کمر فتنهگران» هم باشند. لذا بعد از اینکه «ملت قوی و مقتدر ایران»، «حرف آخر» را زدند، ترس از حمله مجدد به ایران در وجود رئیسجمهور آمریکا افتاد و مجبور به عقبنشینی شد، اما لفاظیها و سخنان و توئیتهای پیدرپی ترامپ در طی آشوبهای اخیر نیز نگرانیاش را آشکار کرده بود و نشان میداد که با محاسبه قدرت ایران در جنگ 12 روزه، به آشوبها امید فراوان بسته بود و نگران بود که دنیا شکستش را به نظاره خواهد نشست و ایران بار دیگر با این شکست تاریخساز آمریکا،نشان میدهد که «هیمنه آمریکا پوشالی است»!
منبع: کیهان
انتهای پیام/