به گزارش خبرگزاری تسنیم از قم، به عنوان یک کارشناس و پژوهشگر فعال در حوزه تعلیم و تربیت، در طول سالیان متمادی، پدیدهای را مورد بررسی و تحلیل قرار دادهام که به باور اینجانب، نقشی کلیدی در فهم رفتارهای پرخطر و درجات نارضایتی در میان قشر نوجوان ایفا میکند: احساس انزوا و فقدان ارتباطات انسانی عمیق و معنادار. غالب مباحث پیرامون علل گرایش برخی نوجوانان به خشونت و ناآرامیهای اجتماعی، عمدتاً بر عوامل بیرونی مانند چالشهای اقتصادی، تنشهای سیاسی یا تاثیرات آموزشی نامطلوب متمرکز هستند. با این حال، به نظر میرسد لایهای عمیقتر و غالباً مغفول مانده، در شکلگیری این پدیدهها دخیل است.
انزوای اجتماعی در عصر ارتباطات: یک تناقض
در عصری که شبکههای اجتماعی، پیامرسانهای فوری و ارتباطات مجازی گسترده، تمام جوانب زندگی را در بر گرفتهاند، مشاهده احساس انزوا در میان نوجوانان، پدیدهای متناقضنما (paradoxical) به نظر میرسد. اینجانب به عنوان یک مربی و معلم، به وضوح شاهد این احساس تنهایی در میان نسلهای جدید متولد شده در دهههای هشتاد و نود شمسی بودهام. علیرغم حضور ظاهری در فضای آنلاین، ارتباطات شکلگرفته اغلب سطحی بوده و فاقد عمق و معنای لازم هستند. تعاملاتی چون "لایک"، "کامنت" و "فالو" به تنهایی قادر به جبران فقدان گفتوگوهای صمیمانه با همسالان، حمایت عاطفی خانواده یا حس تعلق به یک گروه اجتماعی و فرهنگی نیستند.
دلایل آسیبپذیری بیشتر نوجوانان در برابر انزوا
دوران نوجوانی، مرحلهای حساس از گذار و بحران هویت محسوب میشود. نوجوانان در این دوره، در تلاش برای استقلال از خانواده و یافتن جایگاه و هویت فردی و اجتماعی خویش هستند. این فرآیند به خودی خود، با چالشها و استرسهای قابل توجهی همراه است. علاوه بر این، نوجوانان نسبت به بزرگسالان، نیاز بیشتری به تایید و پذیرش اجتماعی دارند. عدم برآورده شدن این نیاز اساسی، میتواند به تشدید احساس تنهایی، بیارزشی و کاهش عزت نفس در آنان منجر شود.
علاوه بر عوامل روانشناختی فردی، تحولات فرهنگی و اجتماعی معاصر نیز در تشدید این پدیده نقش دارند. گرایش فزاینده به فردگرایی، تاکید بر رقابت و فشارهای اجتماعی برای دستیابی به موفقیت، منجر به کمرنگ شدن روابط انسانی عمیق و افزایش تمرکز بر خود در میان نوجوانان شده است.
پیامدهای انزوای نوجوانان: افزایش آسیبپذیری
انزوای اجتماعی در دوران نوجوانی، به دلایل زیر، فرد را در معرض آسیبهای جدی قرار میدهد:
افسردگی و اضطراب: انزوا به عنوان یکی از عوامل اصلی بروز اختلالات خلقی مانند افسردگی و اضطراب در نوجوانان شناخته میشود. زمانی که نوجوان خود را در خلاء روابط حمایتی در خانواده، میان دوستان و حتی در محیط آموزشی احساس کند و قادر به برقراری ارتباطی منطقی و عاطفی نباشد، احتمال تجربه بیگانگی اجتماعی و افسردگی مزمن افزایش مییابد. این وضعیت میتواند به بروز رفتارهای پرخاشگرانه و توهمی بینجامد.
کاهش خودارزشی: احساس تنهایی و انزوا، به تدریج منجر به تضعیف عزت نفس و اعتماد به نفس نوجوان میشود.
افزایش رفتارهای پرخطر: برای جبران احساس فقدان و جلب توجه، نوجوان ممکن است به سمت رفتارهای پرخطری نظیر سوءمصرف مواد، خشونت یا برقراری ارتباط با گروههای نامناسب سوق داده شود.
بیتفاوتی اجتماعی: هنگامی که نوجوان احساس تعلق به جامعه را از دست بدهد، انگیزه و دغدغهای برای حفظ و اعتلای آن نخواهد داشت.
ارتباط انزوا با خشونت و ناآرامیهای اجتماعی
در این نقطه، ارتباط میان انزوای نوجوانان و بروز رفتارهای خشونتآمیز و مشارکت در ناآرامیهای اجتماعی، آشکار میگردد. فردی که احساس تنهایی و بیارزشی میکند، ممکن است به دنبال راهی برای تخلیه هیجانات منفی و ابراز خشم خود باشد. اقداماتی چون تخریب اموال عمومی یا درگیریهای اجتماعی، میتواند در نگاه اول، به عنوان راهی برای جلب توجه و بیان نارضایتی تلقی شود.
علاوه بر این، گروههایی که به دنبال بهرهبرداری از نارضایتیهای نسل جوان هستند، اغلب از احساس انزوا و سرخوردگی نوجوانان برای جذب آنان استفاده میکنند. این گروهها با وعدههای فریبنده و شعارهای جذاب، سعی در جذب این قشر آسیبپذیر نموده و از آنان در جهت دستیابی به اهداف خویش بهرهبرداری مینمایند.
راهکارهای پیشنهادی
برای مقابله با این چالش پیچیده، اتخاذ رویکردی جامع و چندوجهی ضروری است:تقویت روابط خانوادگی: آموزش والدین در خصوص شیوههای برقراری ارتباطی صمیمی، مبتنی بر درک متقابل و حمایتگرانه با فرزندان.
توسعه مهارتهای اجتماعی: آموزش و توانمندسازی نوجوانان در زمینه ایجاد روابط سالم، ابراز همدلی، مدیریت تعارض و مقابله با چالشهای اجتماعی.
ایجاد فضاهای اجتماعی امن: فراهم آوردن محیطهایی که نوجوانان بتوانند با اطمینان خاطر، به تعامل با یکدیگر بپردازند، دیدگاههای خود را بیان کنند و حس تعلق و پذیرش را تجربه نمایند.
حمایت از نهادهای اجتماعی و فرهنگی: تقویت نقش گروهها و کانونهای اجتماعی و فرهنگی در شکلدهی به هویت و حس تعلق در میان نوجوانان.
افزایش آگاهی عمومی: ارتقاء سطح دانش جامعه در خصوص اهمیت بنیادین روابط انسانی و تاثیرات مخرب انزوای اجتماعی بر سلامت روان و رفتار نوجوانان.
در نهایت اینکه؛ امید است این یادداشت پژوهشی، دیدگاهی نو در راستای درک عمیقتر پدیده آسیبپذیری نوجوانان ارائه دهد. با درک این مسئله و تلاش هدفمند برای تقویت و تعمیق ارتباطات معنادار در میان این قشر، میتوان گامهای موثری در جهت کاهش رفتارهای خشونتآمیز و ارتقاء سلامت روان اجتماعی آنان برداشت.
یادداشت از: جواد طلوع رضائیصفار، دانشجوی دکتری رشته مطالعات نظری تمدن دانشگاه باقرالعلوم(ع)
انتهای پیام/