به گزارش گروه رسانه های خبرگزاری تسنیم، جمهوری اسلامی ایران در مقاطع حساس تاریخی، همواره با چالشهای امنیتی بزرگی روبهرو بوده است اما بحرانی که اخیراً کشور با آن مواجه شد، ماهیتی متفاوت و پیچیدهتر داشت. این واقعه که با پوشش اعتراضات داخلی شکل گرفت، در هسته خود یک عملیات جنگ ترکیبی (Hybrid Warfare) بود که با رهبری و صحنهگردانی سرویسهای اطلاعاتی خارجی، بویژه سیا و موساد هدایت میشد. هدف این عملیات نه اصلاح مطالبات، بلکه استفاده از بستر نارضایتیهای بالقوه برای فلج کردن ساختارهای مدیریتی، ایجاد شکافهای غیرقابل ترمیم در پیکره جامعه و در نهایت، زمینهسازی برای فروپاشی کنترلشده سیستم حکمرانی کشور بود.
تقویت این تحلیل، با انتشار گزارشهای معتبر بینالمللی، به شکل بیسابقهای نیز به اثبات رسید.
تأیید هدف تجزیه سرزمینی: روزنامه آمریکایی «والاستریت ژورنال» در تحلیلی صریح اعتراف کرد هدف اصلی این آشوبها، صرفاً تغییر رژیم نبوده، بلکه برنامهریزی براندازان بر محور «بالکانیزه کردن و نابودی تمدن و تجزیه سرزمینی ایران» متمرکز بوده است. این اعتراف، ماهیت دفاعی اقدامات امنیتی و ضرورت حفظ یکپارچگی کشور را بیش از پیش توجیه میکند.
تأیید نقش تیمهای تروریستی: در مطلبی دیگر، روزنامه فاینشنالتایمز گزارش داد در دل تجمعات، کماندوهای آموزشدیده توسط سرویسهای خارجی حضور داشته و اقدام به انجام عملیاتهای تروریستی سازمانیافته میکردند. این گزارش، ماهیت اعتراضی صرف تجمعات را رد کرده و به طور مستقیم اثبات میکند بخشی از فعالیتها، تروریستی و با هدف کشتار مردم بیگناه و ایجاد ناامنی ساختاری طراحی شده بود.
در چنین سناریویی که امنیت ملی و جان شهروندان به طور مستقیم هدف قرار گرفته و دشمن از ظرفیتهای سایبری برای فرماندهی تیمهای تروریستی و تلاش برای تجزیه کشور استفاده میکند، واکنش قاطع و استفاده از ابزارهای متناسب برای خنثیسازی ماشین تخریب، نه تنها یک حق، بلکه یک ضرورت وجودی است. یکی از برجستهترین این واکنشها، اعمال کنترل موقت و هدفمند بر زیرساختهای ارتباطی، یعنی قطع اینترنت بود. این اقدام - که اغلب مورد هجمه رسانههای معاند قرار گرفت - در واقع دفاعی مشروع و مبتنی بر اصول حاکمیت ملی در فضای سایبر است.
* اینترنت به مثابه سلاح؛ ضرورت دفاع در برابر تهاجم سایبری
امروز زیرساخت جهانی اینترنت، بویژه پلتفرمهای شبکههای اجتماعی، دیگر صرفاً ابزارهای تبادل اطلاعات نیستند؛ در شرایط جنگ اطلاعاتی و امنیتی، آنها به طور فعال به زنجیرههای فرماندهی دشمن تبدیل میشوند.
هنگامی که یک کمپین براندازی هدایتشده، با بودجههای کلان و پشتیبانی لجستیکی سرویسهای اطلاعاتی خارجی فعال میشود، اینترنت به کانال اصلی انتقال دستورات تاکتیکی به تیمهای عملیاتی در کف خیابانها تبدیل میشود. اینترنت در این حالت بستر انتشار سازمانیافته اطلاعات غلط (Disinformation)، تولید محتوای نفرتپراکن و تهییج مستقیم به خشونت و تخریب اموال عمومی است.
ما شاهد بودیم این بستر چگونه برای هماهنگی حملات به نیروهای امنیتی، تخریب زیرساختهای حیاتی و ایجاد وحشت عمومی (Panic Creation) مورد استفاده قرار گرفت. در این وضعیت، دسترسی نامحدود به این شبکهها به معنای تسهیل مأموریت دشمن در کشتار مردم بیگناه و آسیب زدن به بنیانهای کشور است. حفظ جان شهروندان، از جمله وظایف اولیه هر حکومتی است. وقتی دستورالعملهایی برای حمله هماهنگ به مراکز حساس یا برانگیختن درگیریهای قومی و مذهبی از طریق این فضا صادر میشود، قطع دسترسی هدایتشده، اقدام اورژانسی برای «جلوگیری از رسیدن سیگنالهای تخریب» است. این اقدام به مثابه اعمال قرنطینه بر یک عامل بیولوژیک خطرناک است؛ نه به قصد آسیب زدن به فرد، بلکه به منظور توقف گسترش عفونت و حفظ سلامت جامعه.
* اقتدار دیجیتال؛ تجلی حاکمیت ملی در عصر اطلاعات
انتقادات وارد بر قطع اینترنت، اغلب بر پایه یک فرض نادرست استوار است؛ اینکه فضای سایبر باید عاری از هرگونه حاکمیت دولتی باشد. این دیدگاه نهتنها در تضاد با واقعیتهای ژئوپلیتیک است، بلکه حق اساسی هر دولت مستقل را نادیده میگیرد.
حاکمیت سایبری به این معناست که دولت حق دارد مرزهای دیجیتال خود را همانند مرزهای فیزیکی مدیریت کند. همانطور که ایران اجازه نخواهد داد یک نیروی نظامی خارجی از مرزهایش عبور کند، نباید اجازه دهد ماشینهای جنگی اطلاعاتی دشمن با پشتیبانی سرویسهای متخاصم، بدون هیچ محدودیتی بر فضای ارتباطی کشور سیطره یابند. وابستگی کامل به زیرساختهای جهانی - که به طور ذاتی تحت نفوذ و کنترل قدرتهای مسلط هستند- نقض آشکار حاکمیت ملی در قرن 21 است.
این تجربه تلخ، ضرورت راهبردی تقویت شبکه ملی اطلاعات را به شکلی اجتنابناپذیر آشکار کرد. این شبکه به عنوان ستون فقرات ارتباطی مقاوم در برابر تهاجم خارجی، تضمینکننده برقراری ارتباطات حیاتی مدیریت بحران، ارتباط بین نهادهای دولتی و در عین حال، فراهم آوردن یک بستر ایمن و قابل کنترل برای شهروندان در زمان جنگ اطلاعاتی است. عدم توسعه سریع این زیرساخت، به معنای تسلیم کامل مدیریت ارتباطات کشور به دشمن در زمان بحران خواهد بود.
علاوه بر این، در مواجهه با تهاجم، کنترل بر روایت (Narrative Control) اهمیت حیاتی پیدا میکند. هنگامی که دشمن با منابع عظیم، اقدام به تولید انبوه اخبار جعلی و اطلاعات تحریکآمیز میکند، تلاش برای پاسخدهی در همان فضای آلوده، اغلب به دلیل سرعت انتشار پروپاگاندا ناکام میماند. قطع موقت، فرصتی برای دستگاههای رسمی کشور فراهم میآورد تا بدون غرق شدن در سیل اطلاعات مسموم، بتوانند روایتهای صحیح، تبیین قانونی و برنامههای خود را با ساختار داخلی تنظیم و با حداقل نویز خارجی، به سمع و نظر مردم برسانند. این اقدام، دفاع از «حق شهروندان برای دریافت اطلاعات موثق» در میان امواج دروغ است.
* هزینه فرصت؛ سنجش آسیب اقتصادی در برابر بقای ملی
در ارزیابی اقدامات امنیتی، سنجش هزینهها یک اصل اساسی است. انکار نمیتوان کرد قطع اینترنت در سطح ملی، بویژه در اقتصاد متکی بر خدمات دیجیتال و تجارت الکترونیک، هزینههای هنگفتی به مشاغل، تولیدکنندگان و کارآفرینان وارد میآورد. آسیبهای وارده به اصناف، بانکها، شرکتهای خدماتی، آموزش و حتی شهروندان عادی که برای ارتباطات شخصی و کاری خود به اینترنت متکی بودند، واقعی و قابل اندازهگیری است اما تحلیل جامع نشان میدهد این آسیب اقتصادی، هرچند تلخ و دردناک، در مقایسه با آسیبی که عدم قطع اینترنت میتوانست به ساختار کلی کشور وارد کند، ناچیز است.
1- اولویت حفظ جان و تمامیت کشور: بزرگترین دارایی یک ملت، امنیت جانی شهروندان و حفظ نظم عمومی است. اگر عدم قطع اینترنت منجر به تشدید خشونتها، سازماندهی شورشهای مسلحانه و تخریب زیرساختهای کلیدی (مانند نیروگاهها یا شبکههای آب و برق) میشد، هزینه اقتصادی ناشی از آن، نه به صورت موقت، بلکه به صورت بلندمدت و ساختاری، اقتصاد کشور را نابود میکرد. یک روز بیثباتی کامل، خسارتی بسیار بیشتر از چند روز اختلال در کسبوکارها به همراه دارد.
2- جلوگیری از ضربه راهبردی: هدف اصلی عملیات هدایتشده، ایجاد یک خلأ مدیریتی بود که بتواند به یک ضربه استراتژیک و راهبردی به نظام سیاسی کشور منجر شود. اگر این عملیات موفق میشد و مقامات اصلی کشور در معرض آسیب قرار میگرفتند یا مدیریت کشور فلج میشد، هیچ مبلغی برای جبران این خلأ وجود نداشت. قطع اینترنت، به عنوان یک سد دفاعی در برابر این ضربه استراتژیک، یک «سپر» برای بقای ملی محسوب میشود.
3- قطع شریان فرماندهی دشمن: در مقابل، حفظ اینترنت به معنای تأمین امکان ادامه عملیات برای تیمهای سازمانیافته خارجی بود. در حقیقت، عدم قطع اینترنت به دشمن اجازه میداد با صرف هزینهای اندک، آسیبهای میلیاردی به اقتصاد و امنیت ملی ایران وارد آورد. از این رو این تصمیم، یک «هزینه فرصت» برای حفظ امنیت بود که در ادبیات مدیریت بحرانهای امنیتی، اقدامی منطقی و اجتنابناپذیر تلقی میشود.
* پاسخ به انتقادات و چشمانداز آینده؛ تدبیر اضطراری، نه قطع دائم
منتقدان، این اقدام را به «نقض آزادی بیان» تعمیم میدهند اما این سادهسازی، ماهیت دفاعی و اضطراری وضعیت را نادیده میگیرد. آزادی بیان در تمام نظامهای حقوقی جهان، مطلق نیست؛ این آزادی با مفاهیمی چون تحریک مستقیم به خشونت، توطئه علیه امنیت ملی و ایجاد اخلال در نظم عمومی، محدود میشود. اقدام اخیر، محدودسازی موقت دسترسی به ابزارهای تسهیلکننده توطئه است، نه سرکوب تفکر. این یک تدبیر اضطراری (Extraordinary Measure) است که فقط در پاسخ به یک تهدید فعال و سازمانیافته اعمال میشود.
تجربه این بحران، مسیر پیش رو را روشن کرد. پس از مهار تهدیدات فیزیکی و امنیتی، بازگشت دسترسی به اینترنت آزاد و جهانی باید در دستور کار قرار گیرد اما با درسآموزی عمیق.
تقویت هوشمند فیلترینگ: به جای قطع فراگیر، باید تواناییهای دفاع سایبری برای شناسایی و مسدودسازی لحظهای کانالهای اصلی فرماندهی مهاجمان ارتقا یابد.
تکمیل سریع شبکه ملی اطلاعات: تکمیل شبکه ملی اطلاعات و تشویق استفاده داخلی از زیرساختهای ملی، باید به بالاترین اولویت فنی کشور تبدیل شود تا در بحرانهای آتی، وابستگی خارجی به صفر برسد.
ارتقای سواد رسانه: آموزش عمومی برای تشخیص حملات سایبری و پروپاگانداهای هدفمند، یک دفاع بلندمدت در برابر هرگونه جنگ اطلاعاتی آتی است.
در پایان، دفاع از اقتدار دیجیتال به معنای منزوی شدن نیست، بلکه به معنای توانایی مدیریت زیرساختهای حیاتی در شرایط تهاجم است. هر چند همه ما تلخی و مرارت قطع اینترنت را لمس کردهایم و چه بسا بعضا دچار آسیبها و زیانهای مالی و اقتصادی نیز شدهایم اما برای قضاوت باید افق وسیعتری را در نظر بگیریم. جمهوری اسلامی با این اقدام قاطع، نشان داد برای حفظ امنیت، یکپارچگی و حفظ جان شهروندان خود در برابر جنگ مسلحانه و نبرد ترکیبی، آماده است تا از حق حاکمیت خود در فضای سایبر استفاده کند و اجازه ندهد ابزارهای نوین جنگ، به ابزارهای تخریب کشور و تحمیل هزینههای به مراتب بیشتر از قطع اینترنت تبدیل شود. این اقدام موقت، نه عقبنشینی از مدرنیته، بلکه تأکید بر حاکمیت و امنیت ملی در عصر دیجیتال بود.
منبع: وطن امروز
انتهای پیام/